پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
زن پشت پنجره

زن پشت پنجره

نسخه الکترونیک زن پشت پنجره به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی زن پشت پنجره

کتاب زن پشت پنجره اثر ای. جی فین رمانی ست پر پیچ و تاب با تعلیق هایی نفس گیر برای خواننده. این اثر را میتوان به فیلمهای هیچکاک شبیه دانست که ضربان قلب مخاطب را به شماره می اندازد. اِستیون کینگ نویسنده‌ی مشهور کتاب‌های ژانر ترسناک در مورد کتاب زنِ پشت پنجره می‌گوید: یکی از معدود کتاب‌هایی که نمی‌توان آن را زمین گذاشت.

خلاصه داستان زن پشت پنجره

داستان این رمان درباره زنی به نام «آنا فاکس» است که تنها زندگی می‌کند. ده ماه از آخرین باری که آنا از خانه خود خارج شده می‌گذرد. ده ماه که طی آن او اتاق‌های خانه قدیمی خود در نیویورک و به گفته خودش «جواهر قرن نوزدهم» را مانند خانه اشباح خالی از سکنه کرده و در خاطراتش گم شده است و روزهایش را با تماشای فیلم‌های قدیمی و مرور خاطرات گذشته می‌گذراند. او وحشت زده دنیای بیرون خود را درون خانه اسیر کرده و تنها روزنه او به دنیای واقعی پنجره‌ای ست که هر روز کنار آن می‌نشیند و همسایگان خود را تماشا می‌کند. علاقه آنا به تماشای زندگی خانواده‌ای سه نفره روز به روز بیشتر می‌شود چرا که برای او، آن‌ها پژواک زندگی از دست رفته خودش هستند. آنا فاکس مدتی قبل همسر و دختر کوچکش را در تصادفی وحشتناک از دست داده و از آن پس به تنهایی در آن عمارت مخوف زندگی می‌کند. داستان اصلی از همین پنجره آغاز می‌شود و زندگی او را دستخوش تحولی عجیب می‌کند. او یک شب با شنیدن صدای فریاد، از پشت همین پنجره شاهد اتفاقی می‌شود و چیزی را می‌بیند که نباید می‌دید. حالا او باید تمام تلاش خود را بکند تا حقیقت را در مورد آنچه واقعا رخ داده کشف کند و به همین منظور او ناچار است از خانه امن خود بیرون بیاید؛ اما حتی اگر او چنین کند، آیا کسی او را باور خواهد کرد؟ و آیا او حتی به خودش می‌تواند اعتماد کند؟

درباره کتاب زن پشت پنجره

کتاب زن پشت پنجره نوشته‌ی ای.جی. فین یکی از برترین آثار ادبیات معمایی و رازآلود است که در سال 2018 به عنوان یکی از پرفروش‌های نیویورک‌تایمز معرفی شد. داستانی که خواندنش به معنای قدم گذاشتن به فضایی مبهم و مه گرفته است. این کتاب نخستین اثر نویسنده‌ای.جی.فین است و کمی پس از نشر در آمریکا کمپانی فیلمسازی فاکس ۲۰۰۰ تصمیم گرفت آن را به اثری سینمایی تبدیل کند. البته چندان هم دور از ذهن نیست چرا که در طول خواندن کتاب احساس می‌کنید یکی از بهترین فیلم‌های کلاسیک هیچکاک را به شکل رمان می‌خوانید. این رمان به شکلی هوشمندانه نوشته شده است و نویسنده آن را پر تعلیق پر از شخصیت‌های جذاب و پیچ‌وتاب‌های خیره‌کننده و پیوندی عجیب میان خیال و واقعیت به خواننده ارائه می‌دهد. روایت داستان به گونه‌ای است که همه چیز از نگاه آنا بیان می‌شود و گاهی در هم تنیدگی خیال و واقعیت روایت کتاب را به سمت جریان سیال ذهن می‌کشاند. داستان با ریتمی کند و با خاطرات دور و نزدیک گذشته شروع می‌شود. نویسنده دلسوزانه زندگی یک شخصیت افسرده را به تصویر می‌کشد اما داستان بعد از آن اتفاق ریتم سریع‌تری به خود می‌گیرد و خواننده را تا انتها با خود همراه می‌کند. داستان در قالب بخش‌های کوچک با ذکر تاریخ و روز روایت می‌شود و به این ترتیب ما نیز لحظه به لحظه تا انتهای داستان با آنا همراه می‌شویم.

انتشارات کتاب‌سرای تندیس کتاب زن پشت پنجره را با ترجمه‌ی محمد جوادی منتشر کرده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است. همچنین این کتاب با دو ترجمه‌ی نورا نواپور و سیامک دشتی در سایت و اپلیکیشن فیدیبو قابل خرید و دانلود است.

در بخشی از کتاب زن پشت پنجره می‌خوانیم

تقریبا می‌توانم صدای لیز خوردن کراوات را از روی یقه‌ی پیراهن مرد بشنوم. زن کراوات را به آن سوی اتاق می‌اندازد.

ده ثانیه. دوباره دوربین را زوم می‌کنم، لنز دوربین تکان می‌خورد. دکتر دستش را در جیبش می‌برد و دسته کلیدی بیرون می‌آورد. هفت ثانیه.

زن موهایش را باز می‌کند، موهایش روی شانه‌ها پیچ وتاب می‌خورد.

سه ثانیه. همسرش از پله‌ها بالا می‌رود.

زن دستانش را دور کمر مرد می‌اندازد و او را بغل می‌کند.

دکتر کلید را داخل قفل می‌کند. کلید را می‌چرخاند.

دوربین را روی صورت زن زوم می‌کنم، چشم‌هایش تا جای ممکن گشاد شده‌اند. صدا را شنیده است.

عکسی می‌گیرم.

بعد ناگهان کیف‌دستی دکتر باز می‌شود.

دسته‌ای کاغذ بیرون می‌ریزند و همراه باد این سو و آن سو پخش می‌شوند. دوربین را دوباره سمت دکتر میلر برمی‌گردانم، به سمت خشکی لعنتی که روی لب‌هایش شکل می‌گیرد، کیف را روی ایوان می‌گذارد، چندتایی از برگه‌ها را زیر آن کفش‌های براق لگد کرده و چندتای دیگر را زیر بغل می‌زند.

تکه‌ای کاغذ میان شاخه‌های درختی گیر کرده است. متوجه آن نمی‌شود.

دوباره ریتا، دست‌ها را در آستین فرو می‌کند، موها را دوباره عقب می‌زند. با عجله از اتاق بیرون می‌رود. پیمانکار که گیر افتاده، از تخت پایین می‌پرد و کراواتش را برمی دارد و در جیب می‌چپاند.

نفسم را بیرون می‌دهم، هوا انگار از بادکنکی بیرون می‌زند. متوجه نشده بودم که نفسم را در سینه حبس کرده‌ام.

درِ جلویی باز می‌شود: ریتا با عجله از پله‌ها پایین می‌رود و همسرش را صدا می‌زند. دکتر برمی‌گردد؛ فکر کنم لبخند بر لب داشته باشد ـ نمی‌توانم ببینم. زن خم می‌شود و چندتا از برگه‌ها را از پیاده‌رو برمی‌دارد.

پیمانکار جلوی در ظاهر می‌شود، یک دست را در جیب فرو برده و دست دیگر را به نشانه‌ی سلام بالا آورده است. دکتر میلر هم دستی تکان می‌دهد. تا پاگرد بالا می‌رود، کیفش را برمی‌دارد و دو مرد با هم دست می‌دهند. داخل خانه می‌شوند و ریتا هم دنبالشان می‌رود.

خب. شاید دفعه‌ی بعد.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب زن پشت پنجره بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات زن پشت پنجره

نظرات کاربران درباره زن پشت پنجره

تا کی باید شاهد ترجمه های جدید از این کتاب باشیم😐
در ۲ ماه پیش توسط هنگامه محمدی ( | )