Loading

چند لحظه ...
کتاب له و علیه ویرایش

کتاب له و علیه ویرایش

نسخه الکترونیک کتاب له و علیه ویرایش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب له و علیه ویرایش

به نظر می‌رسد ویرایش در ایران با روشنفکری پیوندی دارد. ویراستاران زیادی هستند که خود را جزو دستۀ روشنفکران می‌شمارند و شغل خود را یک عمل روشنفکرانه قلمداد می‌کنند. عینک دارند و کتاب‌های مرجع کت‌وکلفت، دقت و وسواس حسنه و البته گاهی هم غبغب پرباد! افرادی هم هستند که خودشان ویراستار یا حتی کتابخوان نیستند و تصوری عمومی از این حرفه دارند؛ اما ویراستاران را، به سبب ارتباط با کتاب و دفتر، در حکم روشنفکران می‌نگرند و اگر، فرضاً، حرکتی غیرمدنی از یک ویراستار سر بزند، با تعجب می‌پرسند: «شما دیگه چرا؟!» به عبارت دیگر، نه‌تنها عده‌ای از ویراستاران خود را روشنفکر می‌پندارند، تلقی عمومی هم نسبت به آنان اغلب همین است. من به چنین پیوندی اعتقاد ندارم. ویرایش لزوماً با انتلکت نسبتی ندارد (تازه اگر ثابت نکنیم که نسبت معکوس دارد، جای شکرش باقی است!) و هر اهل کتابی را هم نمی‌توان روشنفکر خواند. نه‌تنها هر اهل کتابی، که هر اهل قلمی را نیز نمی‌توان در میان روشنفکران نشاند. این تصور که هر کس کتاب و مجله می‌خواند یا شغلش به نحوی با خواندن و نوشتن، و به‌ویژه ادبیات، ارتباط دارد روشنفکر است، میراث زمانه‌ای است که تعداد بی‌سوادان فراوان بود و هر کس به قدر خواندن روزنامه سواد داشت منورالفکر محسوب می‌شد. این‌که از صدر مشروطه تا به امروز تمام روشنفکران ایرانی اهل کتاب و قلم بوده‌اند گزاره‌ای صحیح است ولی عکس آن صادق نیست: تمام کسانی که اهل کتاب و قلم‌اند روشنفکر نیستند و ویراستاران به طریق اولیٰ نیستند، چون اساساً آنچه ویرایش می‌کنند حاصل ﺗﺄملات و تولید فکر فرد دیگری است. ممکن است در میان ویراستاران نیز روشنفکر به هم برسد، چنان‌که در میان پزشک‌ها و پلیس‌ها و نجارها و معلم‌ها و بقال‌ها و دیگر گروه‌های شغلی. عمده این است که بپذیریم روشنفکری تابعی از شغل نیست و ویراستاری یک شغل است. پس چرا تعدادی از ویراستاران خود را عضو جامعۀ روشنفکری می‌شمارند و اغلب، اگر تریبونی بیابند، از گلایه‌ها و غرغرهای روشنفکرانه هم دریغ نمی‌کنند؟ چرا وقتی فاتحانه از کشف اشتباه قلمی مترجمی نامدار یا نویسنده‌ای بزرگ صحبت می‌کنند، بحث را مبارزاتی جلوه می‌دهند و، در مقام روشنفکر، به دفاع از حیثیت قلم برمی‌خیزند؟ فضای حاکم بر تحلیل‌های ویراستارانه و سلسلۀ استدلال‌ها چگونه است که از بحث بر سر کسرۀ اضافه یا های غیرملفوظ می‌توان به این نتیجه رسید که «مملکت صاحب ندارد»؟! چطور ویرایش به روشنفکری می‌پیوندد؟ این پیوند، یا تصور این پیوند، از کجا ناشی شده است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش ناچاریم به عقب برگردیم و نگاهی به تاریخچۀ ویرایش در ایران بیندازیم (می‌گویم تاریخچه و نه تاریخ؛ «چه» نشانۀ تصغیر است). با مروری کلی بر گذشتۀ نه‌چندان پرفراز و نشیب این حرفه در ایران، می‌توانیم به‌وضوح دریابیم که ریشۀ چنین تصوری از کجا آب می‌خورَد: از ﻣﺆسسۀ انتشاراتی فرانکلین.

ادامه...

مشخصات کتاب له و علیه ویرایش

بخشی از کتاب له و علیه ویرایش

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب له و علیه ویرایش

کتاب را در نمایشگاه تورق کردم. و بخش‌هایی از آن را کاملاً خواندم. ازآنجایی که قبلاً هم نوشته‌های خانم اقتصادی‌نیا را خوانده بودم، به‌نظرم آمد که طبق معمول از بالای برج عاج شروع به سخنرانی کرده‌اند و صدالبته به شیوه‌ای احساسی. درواقع، نقش دانای همه‌چیزدان را به‌خوبی بازی می‌کنند. در همه‌ی نوشته‌های ایشان نوعی خودبرتربینی و خودشیفتگی دیده می‌شود. این کتاب هم از این ویژگی شخصیتی ایشان به‌دور نیست. این کتاب هیچ مطلب تازه‌ای برای من ویراستار نداشت و بیشتر حالت چسب و قیچی نوشته‌های پراکنده‌ی ایشان در فضای مجازی بود.
در ۱ سال پیش توسط n kh ( | )
نگاه به مبحث "ویرایش" به عنوان موضوعی برای مطالعه، شاید مساله ای بود که هیچوقت به ذهن من خطور نمی کرد. اما ارائه این کتاب در نمایشگاه کتاب ۹۸ و البته نام سایه اقتصادی نیا که پیش از این با قلمش بطور پراکنده آشنا بودم و انتخاب دقیق کلماتش را می پسندیدم، باعث مطالعه ای متفاوت شد. همچنان بعد از مطالعه این کتاب هم حس می کنم که قلم اقتصادی نیا بسیار تحت تاثیر از دقت نویسندگان و ویراستاران و ادبایی است که برایش نقش استادی داشته اند و نمونه علم در مقام عمل است. خواندنی و تمیز، گاهی با چاشنی طنز و البته محتوایی مفید برای اندیشیدن بیشتر در باب نگارش و دشواری های آن. اما این تمام ماجرا نبود و نقدهایی جدی هم به چنین اثری وارد است اول اینکه ساده ترین کار برای نویسندگان معاصر ما این است که بدون انسجام و با به هم پیوستن مقالاتی که پیش تر چاپ کرده اند، کتابی بنویسند. مهم نیست آیا از ابتدا تا انتها سر و ته کار بهم می آید یا نه. و اقتصادی نیا نیز مستثنی از این قاعده نیست. انگار کسی حوصله و البته جرئت نگاشتن کتابی تحلیلی درباره موضوعات را ندارد و چه بهتر از به هم چسباندن کلی مقاله، حتی اگر هر چه بیشتر پیش برویم از انسجام و اهمیت مقاله ها کاسته شود و خواننده در انتها بخواهد زودتر از شر مقالات انتهایی و بیربط خلاص شود مهم ترین نقد اما، که با مطالعه بیشتر و بیشتر مقالات اقتصادی نیا باعث بروز حسی در خواننده می شود، مربوط به تقسیم بندی دیگران بر مبنای "خودی" و "غیرخودی" است. یعنی نویسنده با تاثیرپذیری بسیار از اساتید قدیمی و اولیه اش در مرکز نشر دانشگاهی و فرهنگستان، مانند ابوالحسن نجفی و احمد سمیعی گیلانی، حلقه کوچکی از ویراستارانی قابل تقدیس می سازد و سایرین به سادگی می توانند از دم تیغ بگذرند. مسلما افرادی مانند حداد عادل و احمد شاملو که یا جا پای بزرگان گذاشته اند بدون تخصص لازم یا مشکلاتی ایجاد کرده اند، با انتقادات سنگین تری مواجه می شوند، اما در جای جای کتاب رویکرد نویسنده به سایر ویراستارانی که خارج از این حلقه قرار می گیرند، رویکردی بسیار منتقدانه و گاه سیاه و سفید است و زبان طنز تبدیل به زبانی تیز و کنایی می شود این رویکرد باعث شد تا گاهی احساس نگاه بالا به پایینی داشته باشم که پیش از این در نوشته های زیدآبادی بیشتر به سراغم می آمد. مثلا در جایی که بحث از نوشته ها درباره روشنفکری در ایران می کند، می گوید: "صفحات مجلات را انباشته اند، گزین گویه ها و شعارها ساخته اند، کتابها گرداخته اند، اما آن نگفته اند که به کار آید. هر گفته ای گفته دیگری را نقض می کند یا آن را ناقض جلوه می دهد" غافل از اینکه شاید این خاصیت مفاهیمی با معانی متغیر و فراگیر یا با مفهومی پیچیده و موضوعی در حال تغییر در گذر زمان است. یا در جای دیگر می نویسد "ویرایش مثل بنایی نیست که اگر یکی دو ماه هر روز کنار دست اوستا بایستی، فنون آن را تا حدی بیاموزی، مثل رانندگی نیست که با یست جلسه تمرین بتوانی عملا پشت ماشین بنشینی. به دانش پیشینی احتیاج دارد و بدون شناختنی که فقط و فقط از راه مطالعه حاصل می شود، نمیتوان ویراستار شد." فارغ از اینکه شاید صاحبان آن حرفه ها نظر دیگری داشته باشند و البته حتی ویراستاران کارآزموده تر نیز تا این حد پیش نروند، کما اینکه امثال رئیس «دانشنامه زبان و ادب فارسی» نظرات کاملا متفاوت و آسان گیرانه ای دارد در کل برای آشنایی با مبحث ویراستاری در زبان فارسی و دانستن بیشتر درباره اساتید ممتاز آن کتاب خوبی است و مقالات ابتدایی آن بیشتر توصیه می شود، گرچه نیاز به کتابهایی با انسجام بیشتر احساس می گردد
در ۱ سال پیش توسط امین ( | )
در ابتدا از خانم اقتصادی نیا بابت نگارش این کتاب متشکرم. به نظرم در کل کتاب خوبی بود. با ارائه تاریخچه ای از ویرایش و پیشگامان آن در ایران شروع شد و در ادامه به ویژگی های ویراستار خوب و متعهد و اخلاق حرفه ای در ویراستاری اشاره شد. به برخی موارد و عبارات بحث بر انگیز در ویرایش اشاره شد که گاهی با لحنی طنزآمیز و جالب بیان شد. در پایان هم به بزرگان ویرایش از جمله آقایان ابوالحسن نجفی، احمد سمیعی (گیلانی) و علی صلح جو و تاثیرگذاری های مثبت این اساتید پرداخته شد. در بخش هایی به ویرایش ترجمه اشاره های کوچکی شد و به نظرم نویسنده درک درست و کاملی از ترجمه صحیح و ویرایش ترجمه ندارد. قلم نویسنده به دلیل قلمبه نویسی بی مورد و استفاده غیرضروری از عبارات نامانوس گاهی آزاردهنده می شد. و در آخر، نمی دانم نویسنده چه اصراری دارد که بعد از نوشتن نام استاد احمد سمیعی حتما گیلانی را داخل پرانتز بنویسد. اگر یک بار این کار را می کرد، ضروری و طبیعی به نظر می آمد ولی با اینکه بیش از ده بار اسم ایشان در کتاب آمده، هر ده بار بعد از اسم ایشان، گیلانی را داخل پرانتز نوشته! 😂
در ۱ سال پیش توسط جواد ( | )
دیدگاه مفصلی که بر این کتاب نوشتم، اینجا پذیرفتنی نیست. انگار تعداد مشخصی کلمه برای نظردادن تعیین شده است. خلاصه‌اش این است: دست‌مریزاد خانم اقتصادی‌نیا.
در ۱ سال پیش توسط سیما سرشار ( | )
همه ی نطرات فوق به نطر من چه له و چه علیه مطالب کتاب صادق است، قلم ایشان، چهره مکتوبات هر گز متولد نشده ی نامکتوب من در جوانی ام است که با ترس از اظهار نظر و ترس از چاپ کردن و ترس از اشتباه ونهایتا ترس از نوشتن به اوج رسید.. بنویسید خانم سایه سار عزیزم شما آن روی سکه اید و ذهن و دل ما این روی سکه بود، کسانی هم بوده اند که شما اصلا نمی شناخته اید و کسانی که شما شناخته اید و ما بدین شرح که شما اورده اید نه، شما شجاعت بازیافته ی ما هستید و من هم به تأسی ازان دوست ناشناس دیگر می گویم دست مریزاد بنویسید و به پیش بتازید و ان روی سکه ی ما را هم دریابید که بس دریا در دریاست و موج در موج و زیباست
در ۱۱ ماه پیش توسط روشنک روشن چراغ ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››