Loading

چند لحظه ...
کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

نسخه الکترونیک کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۱۶۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

زنی که کودکی در آغوش دارد. دیده‌بان حقوق بشر. کودک. زنی که کودکی در آغوش دارد وارد می‌شود و جلو خطی می‌ایستد که نشانه‌ای است از مرز میان زمین‌های بی‌صاحب و سرزمین تحت کنترل حقوق بشر. دیده‌بان حقوق بشر: کی اون‌جاست؟ بایستید! تکون نخورید. اگه یه قدم دیگه بردارید یعنی غیرقانونی از مرز عبور کرده‌ید، هر چیز غیرقانونی‌ای هم ممکنه به ضرر خودتون تموم شه. زنی که کودکی در آغوش دارد: اما من می‌خوام از مرز رد شم. از جنگ فرار کرده‌م. از وحشت فرار کرده‌م. از مرگ فرار کرده‌م. کشورم دیگه وجود نداره. تقسیم شده به دو بخش، سه بخش، چهار بخش، یا حتی چند کشور کوچک‌تر که با هم در حال جنگن. می‌خوام از این مرز رد بشم چون دیگه به هیچ‌کدوم از این کشورهای جدیدی که از دل وطن بزرگ سابقم بیرون اومده‌ن تعلق ندارم. دیده‌بان حقوق بشر: ملیتتون چیه؟ زنی که کودکی در آغوش دارد: دیگه ملیتی ندارم. ملیت من این بچه‌ایه که تو بغلمه، ملیت من زمینه. ملیت من آسمون پرستاره بالای سرمه. ملیت من پرواز پرنده‌هاست. می‌خوام ملیت همون پرنده‌هایی رو داشته باشم که از روی مرزها پرواز می‌کنن. می‌خوام ملیت برفی رو داشته باشم که بالای زمین می‌چرخه. ملیت من باده. من می‌خوام همون حقوقی رو داشته باشم که باد و پرنده‌ها و آسمون پرستاره دارن. عطر زیزفون‌های شکوفه‌زده رو حس می‌کنید؟ این غروب زیبا رو می‌بینید؟ من هم می‌خوام اندازه غروب حق داشته باشم. همون حقوق فصل‌ها رو... همون حقوق اعتدال و انقلاب فصل‌ها رو... نگاه کنید، داره برف می‌آد. از وقتی لب مرز منتظرم، شروع کرده باریدن. ببینید چقدر قشنگن دونه‌های برف، من هم می‌خوام شأن و منزلت همین دونه‌های برفو داشته باشم. همین ارزش و اعتبارو برام قایل بشید. نه بیشتر، نه کمتر. این حقو به‌م بدید که بخوام اندازه دونه‌های برف ارزش و اعتبار داشته باشم. دیده‌بان حقوق بشر: شما این‌جا در مرز زمینی حقوقِ جهان‌شمول بشر قرار دارید. اگه یه قدم دیگه بردارید، غیرقانونی وارد سرزمین حقوق جهان‌شمول بشر شده‌ید که در سراسر دنیا شناخته‌شده و مورد احترامه. اگه یه قدم دیگه بردارید، غیرقانونی داخل سرزمین منزلت مطلق بشری می‌شید که در سراسر دنیا معتبره و در سراسر دنیا پذیرفته‌شده‌ست. درست نیست که غیرقانونی وارد سرزمین منزلت مطلق بشری بشید. ولی ما به‌تون کمک می‌کنیم تا قانونی وارد سرزمین حقوق و منزلت مطلق بشر بشید. خواهید دید... اگه قانونی وارد سرزمین‌های حقوق مطلقه بشر و شأن مطلق انسانی بشید، این فرصتو پیدا می‌کنید که شکوفا بشید، زندگی جدیدی شروع کنید و حس منزلت جهانی رو به کودکتون هدیه کنید. ولی اول باید مدارکتونو ارائه کنید. گذرنامه معتبر دارید؟ زنی که کودکی در آغوش دارد: من گذرنامه ندارم. گذرنامه من همین بچه‌ایه که داره سردش می‌شه. دونه‌های برف برای رسیدن به زمین نیازی به گذرنامه ندارن. دیده‌بان حقوق بشر: ما نمی‌تونیم شما رو دونه برف ثبت کنیم. ما نهادی هستیم که قوانین مشخصی رو رعایت می‌کنه و یکی از این قوانین می‌گه که همه باید مدارک قانونی داشته باشن. بنابراین از نظر ما انسان یعنی مدارک قانونی‌ش. زنی که کودکی در آغوش دارد: عجب، شما روش واقعاً شاعرانه‌ای برای رسیدگی به کارها دارید! بشر یعنی یه برگه کاغذ پر از امضا، حتی گاهی امضاهای ناشناخته. این واقعاً شاعرانه‌ست. برای همینه که به‌تون پیشنهاد کردم منو دونه برف ثبت کنید. دونه برف هم به اندازه کاغذ سفیده. به جای این‌که قانونِ «انسان مساوی کاغذ» رو در مورد من اجرا کنید، قانون «انسان مساوی دونه برف» رو اجرا کنید. تازه، ببینید دونه‌های برف موقع پایین اومدن چه متن قشنگی تو فضا می‌نویسن!

ادامه...

مشخصات کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

بخشی از کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب حواستون به پیرزن‌هایی که از تنهایی پوسیده‌ن باشه

پیشنهاد می‌شود! کتاب از چندین نمایشنامه‌ی کوتاه و یک نمایشنامه‌ی بلند تشکیل شده... نگاه نویسنده به انسان امروزی و قواعد دنیای قرن بیست‌ویکم، خاص، روشنگر و جذاب است.
در ۱۰ ماه پیش توسط آ.الف ( | )
من که دوستش نداشتم. خیلی پراکنده و ناموزون بود شاید من نتواستم ارتباط برقرار کنم. تمایلی به خواندن سایر آثار این نویسنده ندارم.
در ۱۱ ماه پیش توسط رامین کرمی ( | )