فیدیبو نماینده قانونی نشر یوشیتا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هنر جنگ

کتاب هنر جنگ
قدیمی‌ترین رساله دنیا در مورد جنگ

نسخه الکترونیک کتاب هنر جنگ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب هنر جنگ

۱. سان‌تزو می‌گوید: پنج راه برای حمله با آتش وجود دارد. اول آتش زدن سربازان در اردوگاه‌شان؛ دوم آتش زدن انبارها؛ سوم آتش زدن کاروان تدارکات؛ چهارم آتش زدن اسلحه خانه و انبار مهمات؛ پنجم پرتاب آتش به میان دشمن. ۲. برای حمله کردن باید ابزارهای آن را فراهم ساخت. لوازم حمله با آتش باید همواره آماده و در دسترس باشند. ۳. برای حمله با آتش، فصل مناسبی وجود دارد، و برای شروع یک آتش سوزی بزرگ، روزهای ویژه‌ای وجود دارد. ۴. فصل مناسب زمانی است که آب و هوا بسیار خشک است. روزهای ویژه زمانی است که ماه در برج‌های فلکی قوس، اسب بزرگ، پیاله و کلاغ قرار داشته باشد. چون در این روزها بادهای شدید می‌وزد. ۵. در حمله با آتش، باید آماده رویارویی با پنج حادثه احتمالی بود: ۶. (۱). وقتی آتش درون اردوگاه دشمن شروع می‌شود، از بیرون حمله ناگهانی کنید. ۷. (۲). اگر آتش شروع شد اما سربازان هنوز آرامند، منتظر بمانید و حمله نکنید. ۸. (۳). زمانی که شعله‌های آتش به بالاترین حد خود رسید، در صورت امکان حمله ناگهانی کنید. در غیر این‌صورت، همانجا که هستید بمانید. ۹. (۴) اگر از بیرون امکان حمله با آتش را دارید، منتظر نمانید آتش از درون شروع شود، بلکه در زمان مناسب حمله خود را ترتیب دهید. ۱۰. (۵). زمانی که آتش ایجاد می‌کنید، در جای امن و مطمئنی قرار بگیرد. در جهت وزش باید نباشید. ۱۱. بادی که در هنگام روز می‌وزد، زمان بیشتری طول می‌کشد، اما باد شبانه خیلی زود فرو می‌نشیند. ۱۲. در تمام نبردها باید این پنج اصل مرتبط با حمله با آتش را به خوبی در نظر بگیرید. حرکات ستارگان را محاسبه کنید، و منتظر روزهای مناسب باشید. ۱۳. به همین دلیل کسانی که از آتش برای کمک به حمله استفاده می‌کنند، زیرک و باهوشند. کسانی که از آب برای کمک به حمله استفاده می‌کنند، قدرت خود را فزونی می‌بخشند. ۱۴. به کمک آب می‌توان دشمن را زمینگیر کرد، اما نمی‌توان تمام دارایی‌های او را به چنگ آورد. ۱۵. کسی که می‌خواهد پیروز نبردهایش شود و حملات موفقی داشته باشد اما از نبوغ و ابتکار بهره نبرد، سرنوشت بدی خواهد داشت. چون نتیجه کار هدر دادن زمان و افول کلی است. ۱۶. به همین دلیل گفته می‌شود: فرمانروای باهوش و زیرک از قبل طرح و نقشه‌های خود را می‌ریزد. فرمانده شایسته منابع خود را به خوبی تجهیز می‌کند. ۱۷. حرکت نکنید مگر اینکه نفع بزرگی برای‌تان وجود داشته باشد؛ قوای خود را به کار نگیرید مگر آنکه دستاورد چشمگیری در آن باشد؛ نجنگیند مگر آنکه موقعیت پیش رو بحرانی باشد. ۱۸. هیچ فرمانروایی نباید فقط برای منافع شخصی خودش نیروهایش را به میدان نبرد بفرستد. هیچ فرمانده‌ای نباید با خشم و تحریک جنگی را شروع کند. ۱۹. اگر به سود شماست، به پیش بروید. اگر نه، در جایی که هستید بمانید. ۲۰. با گذشت زمان خشم به خشنودی تبدیل می‌شود. آزردگی به خوشحالی مبدل می‌گردد. ۲۱. سلطنتی که نابود شده باشد هرگز نمی‌تواند دوباره احیا شود. مردگان هرگز دوباره زنده نخواهند شد. ۲۲. از اینرو فرمانروای زیرک و باهوش، همواره متوجه و مراقب است، و فرمانده کارآزموده، همواره هوشیار و مترصد. بهترین راه حفظ یک کشور در صلح، و یک ارتش در سلامت، همین است.

ادامه...
  • ناشر نشر یوشیتا
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.38 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب هنر جنگ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. طراحی نقشه

۱. سان تزو می گوید: هنر جنگ اهمیت حیاتی برای هر کشور دارد.
۲. مسئله ای که مربوط به مرگ و زندگی است، جاده ای که انتهایش یا امنیت است یا نابودی. بنابراین بررسی آن را به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت.
۳. هنر جنگ تحت تاثیر پنج عامل همیشگی است که باید در زمان تصمیم گیری در مورد شرایط میدان نبرد، آنها را کاملاً مد نظر قرار داد.
۴. این عوامل عبارتند از:
(۱) اصل اخلاق
(۲) آسمان
(۳) زمین
(۴) فرمانده
(۵) روش و نظم
۵، ۶. اصل اخلاق باعث می شود افراد از فرمانروای شان اطاعت کامل داشته باشند، به نحوی که با از جان گذشتگی از او تبعیت می کنند و هر خطری را به جان می خرند.
۷. آسمان نشان دهنده شب و روز، سرما و گرما، اوقات و فصل هاست.
۸. زمین نشان دهنده فاصله های کم و زیاد، خطر و ایمنی، زمین های باز و معبرهای باریک، و شانس زندگی و مرگ است.
۹. فرمانده نشان دهنده فضیلت هایی همچون خردمندی، صداقت، نیک اندیشی، شجاعت و ایستادگی است.
۱۰. روش و نظم نشان دهنده هماهنگی ارتش در تمام دسته بندی هاست، دسته بندی درجات بین افسران، حفظ مسیرهای تدارکات و پشتیبانی قوا، و کنترل هزینه های ارتش است.
۱۱. هر ژنرالی باید با این پنج اصل آشنا باشد: کسی که اینها را بداند برنده است، کسی که آنها را نداند، بازنده.
۱۲. از اینرو، شما باید در تصمیم گیری های خود در شرایط نظامی آنها را مبنای مقایسات خود قرار دهید، بدین شکل:
۱۳ (۱). کدام یک از دو حاکم از اصل اخلاق تبعیت می کند؟
(۲) کدام یک از دو ژنرال قدرت بیشتری دارد؟
(۳) کدام یک از طرفین از برتری آسمان و زمین بهره می برد؟
(۴) کدام یک از طرفین نظم و انضباط بیشتری دارد؟
(۵) کدام ارتش قویتر است؟
(۶) کدام یک از طرفین افسران و سربازان مجرب تری دارد؟
(۷) کدام یک از طرفین پاداش و مجازات دقیق تری دارند؟
۱۴. من بر اساس این هفت قاعده می توانم پیروزی و شکست را پیش بینی کنم.
۱۵. فرماندهی که به پیشنهادات من گوش کند و آنها را اجرا کند، پیروز خواهد شد: پس باید اجازه داد چنین فردی فرمانده باقی بماند! فرماندهی که به پیشنهاد من گوش نکند و آنها را اجرا نکند، شکست خواهد خورد: پس نباید اجازه داد چنین فردی فرمانده باقی بماند!
۱۶. وقتی دارید از پیشنهادات من استفاده می کنید، از تمام فرصت های مفیدی که ورای قواعد معمول پیش می آیند نیز به خوبی استفاده کنید.
۱۷. حتی در شرایط مطلوب نیز ممکن است لازم باشد طرح و نقشه خود را تغییر دهید.
۱۸. کل جنگ مبتنی بر خدعه و فریب است.
۱۹. از این رو، وقتی توانایی حمله داریم، باید وانمود کنیم نمی توانیم؛ وقتی می خواهیم از قدرتمان استفاده کنیم، باید وانمود کنیم نمی توانیم؛ وقتی نزدیک شده ایم، باید طوری وانمود کنیم که دشمن باور کند خیلی دوریم؛ وقتی خیلی دوریم، باید طوری وانمود کنیم که دشمن باور کند خیلی نزدیکیم.
۲۰. برای به دام انداختن دشمن، برایش تله بگذارید. وانمود کنید همه چیز به هم ریخته است، و ناگهان او را در هم بکوبید.
۲۱. اگر دشمن از همه طرف احساس امنیت می کند، آماده حمله به او شوید. اگر قدرت او خیلی بیشتر از شماست، از او دوری کنید.
۲۲. اگر دشمن زود از کوره در می رود، او را تحریک کنید. وانمود کنید ضعیف هستید، همین باعث می شود غرورش بیشتر شود.
۲۳. اگر نیاز به استراحت و تجدید قوا دارد، امانش ندهید. اگر قوایش متحدند، متفرق شان کنید.
۲۴. از هر جایی که فکرش را نمی کنید به او حمله کنید، از دری وارد شوید که انتظارش را ندارد.
۲۵. اینها ترفندهای نظامی اند که پیروزی را رقم می زنند، و نباید از قبل لو بروند.
۲۶. فرماندهی برنده نبرد است که پیش از شروع جنگ، در مقر خود محاسبات زیادی داشته باشد. فرماندهی که محاسبات و پیش بینی هایش کم باشد، بازنده خواهد بود. همین است که محاسبات زیادی منجر به پیروزی، و محاسبت کم منجر به شکست می شوند. محاسبات هر چقدر بیشتر بهتر! با توجه به همین نکته من می توانم برنده و بازنده را حدس بزنم.

۲. شروع جنگ

۱. سان تزو می گوید: در عملیات جنگی، جایی که هزار ارابه ی جنگی تیز رو و هزار ارابه جنگی سنگین و صد هزار سرباز زره پوش وجود دارد، به همین مقدار آذوقه و تدارکات برای پشتیبانی از آنها لازم است، چه در خانه چه در خط مقدم جنگ. هزینه هایی همچون سرگرم کردن مهمان ها، چیزهای کوچکی مانند چسب و رنگ، و تعمیرات ارابه ها و جنگ افزارها، و همه این هزینه ها می تواند روزانه سر به فلک بگذارد. هزینه داشتن لشکری ۱۰۰ هزار نفر خیلی بالاست.
۲. وقتی درگیر جنگ واقعی می شوید، اگر پیروزی در نبرد زمان زیادی طول بکشد، جنگ افزار سربازان کُند می شود و شور و انگیزه شان کمتر می شود. اگر مجبور باشید شهری را محاصره کنید، قوای تان تحلیل می رود.
۳. اگر نبرد طول بکشد، منابع کشور کفاف تداوم نبرد را نخواهد داد.
۴. وقتی جنگ افزارهای تان کُند شد، شور و انگیزه تان کاهش یافت، قدرت تان تحلیل رفت و خزانه تان خالی شد، فرماندهان دشمن از این فرصت نهایت بهره را خواهند برد. اینجاست که حتی یک انسان خردمند نیز نمی تواند از عواقب حتمی پیش رو اجتناب کند.
۵. بنابراین با آنکه ما در مورد تعجیل احمقانه در جنگ شنیده ایم، اما زیرکی هرگز همراه با درنگ های طولانی در جنگ نبوده است.
۶. هیچ کشوری در دنیا نیست که از طولانی شدن جنگ نفع ببرد.
۷. فقط کسی که با زیان های جنگ به خوبی آشنا باشد می تواند به صورت کامل شیوه درست انجام آن را درک نماید.
۸. یک جنگجوی ماهر هیچ وقت آذوقه اش را از دست نمی دهد، هیچگاه لازم نیست یک چیز را دوبار داشته باشد.
۹. تجهیزات و آذوقه جنگی کافی را از خانه با خود بیاورید، اما از غارت دشمن غافل نشوید.
۱۰. خالی شدن خزانه کشور باعث می شود تدارکات و آذوقه از دور دست ها تامین شود. تامین ساز و برگ ارتشی که در جایی دور است، مردم کشور را فقیر می کند.
۱۱. از طرف دیگر، نزدیک بودن ارتش باعث می شود قیمت ها بالاتر بروند؛ و قیمت های بالاتر، جیب مردم را خالی تر می کنند.
۱۲. وقتی جیب مردم خالی شود، مالیات های سنگین به قشر ضعیف جامعه فشار می آورد.
۱۳، ۱۴. وقتی قدرت امرار معاش مردم پایین بیاید و نیروهای قوا تحلیل برود، خانه های مردم خالی می شود و سه چهارم درآمد آنها بر باد خواهد رفت. در حالی که مخارج دولت برای تعمیر ارابه های جنگی شکسته، تیمار اسب های خسته، زره ها و کلاه خودها، کمان ها و پیکان، نیزه ها و سپرها، گاوهای نر و ارابه های سنگینی که می کِشند، دو پنجم درآمدهای دولت را بر باد می دهد.
۱۵. اینجاست که یک فرمانده خردمند به فکر غارت دشمن می افتد. یک گاری آذوقه دشمن، بیست برابر آذوقه خودی ارزش دارد. و یک خروار علوفه دشمن، بیست برابر علوفه خودی.
۱۶. اکنون باید خشم سربازان ما برای نابودی دشمن برانگیخته شود. و برای اینکه آنها از شکست دادن دشمن نفع ببرند، باید برای شان پاداش و غنیمت در نظر گرفته شود.
۱۷. بنابراین در جنگ سواره با ارابه، وقتی ده ارابه یا بیشتر غنیمت گرفته شد، باید پاداش کسانی باشند که زودتر به آنها دست یافته اند. پرچم های ما باید جایگزین پرچم های دشمن شوند، و باید از ارابه های غنیمت گرفته شده در کنار ارابه های خودمان برای ضربه زدن بیشتر به دشمن استفاده کرد. با سربازان اسیر شده باید با مهربانی و عطوفت برخورد شود.
۱۸. به این کار می گویند بهره برداری از دشمن مغلوب شده برای افزایش قدرت.
۱۹. اجازه دهید در جنگ بزرگ ترین دستاوردتان پیروزی باشد، نه طولانی شدن جنگ.
۲۰. به همین دلیل است که سرنوشت ملت در اختیار فرمانده ارتش است، فردی که مشخص می کند ملت در صلح باشند یا در جنگ.

۳. حمله مدبرانه

۱. سان تزو می گوید: بهترین چیز در هنر واقعی جنگ این است که کل کشور دشمن، سالم و دست نخورده تصرف شود. در هم کوبیدن و نابودکردن آن ایده خوبی نیست. در اختیار گرفتن کل یک ارتش به جای نابود کردن آن خیلی بهتر است. حتی تصرف یک هنگ، گروهان یا گردان بسیار بهتر از نابود کردن کل ارتش است.
۲. بنابراین پیروزشدن در همه نبردها اوج برتری نیست. برتری واقعی زمانیست که بتوان بدون جنگیدن، مقاومت دشمن را در هم شکست.
۳. از اینرو برترین شکل فرماندهی، نقش بر آب کردن نقشه های دشمن است. دومین شکل آن جلوگیری از اتحاد مجدد نیروهای دشمن است. سومین شکل برتر فرماندهی حمله به ارتش دشمن در میدان نبرد است. و بدترین شیوه فرماندهی، محاصره شهریست که قلعه و برج آن را فرا گرفته اند.
۴. قاعده این است که تا جایی که می توان نباید شهرهای قلعه و برج دار را محاصره کرد. آماده سازی جنگ افزارها، سنگرهای متحرک، و ساز و برگ های مختلف جنگی، سه ماه کامل طول می کشد؛ و انباشت کردن خاک پشت دیوارهای قلعه نیز سه ماه دیگر زمان می برد.
۵. فرماندهی که نتواند خشم خود را کنترل کند، نیروهای خود را مانند گله ای از مورچه ها وادار به حمله می کند، و نتیجه این می شود که یک سوم نفراتش را از دست می دهد، در حالی که شهر هنوز تصرف نشده است. اینها پیامدهای فاجعه بار محاصره اند.
۶. بنابراین رهبر کارآزموده آن است که افراد دشمن را بدون هرگونه جنگیدن از پا درآورد. شهرهای دشمن را بدون محاصره تصرف کند. پادشاهی آنها را بدون جنگ طولانی مدت در میدان نبرد، سرنگون سازد.
۷. بدون اینکه نیروهایش آسیب خاصی ببینند، در برابر قدرت پادشاهی ایستادگی می کند و با این کار بدون اینکه سربازی را از دست بدهد، پیروزی نهایی را کسب می کند. این روش حمله مدبرانه است.
۸. این قاعده جنگ است که اگر نیروهای ما در برابر دشمن، ده به یک است، او را احاطه کنیم؛ اگر پنج به یک است، به او حمله کنیم؛ و اگر دو به یک است، ارتش مان را به دو قسمت تقسیم کنیم.
۹. اگر نیروهای مان برابر بود، می توانیم وارد جنگ شویم؛ اگر از نظر تعداد فقط کمی کمتر بودیم، می توانیم از دشمن دوری کنیم. اما اگر اختلاف نفرات زیاد بود، می توانیم از او بگریزیم.
۱۰. بنابراین شاید نفرات کم بتوانند جنگ شدیدی را آغاز کنند، اما در نهایت نیروهای بیشترند که بر آنها فائق می آیند.
۱۱. فرمانده، خاکریز و سپر دفاعی یک کشور است؛ اگر این سپر از همه نظر کامل باشد، کشور قوی خواهد بود. اما اگر ضعف و نقصانی داشته باشد، کشور ضعیف خواهد بود.
۱۲. یک فرمانده به سه طریق می تواند برای ارتشش بداقبالی رقم بزند:
۱۳. (۱) فرمان پیشروی یا عقب نشینی به قوایش بدهد بدون اینکه توجه کند آنها قادر به انجامش نیستند. این یعنی مانع حرکت ارتش شدن.
۱۴. (۲) تلاش کند ارتش خود را همانند فرمانروایی بر یک سرزمین، فرماندهی کند و شرایط میدان نبرد را در نظر نگیرد. این کار ذهن سربازان را به هم می ریزد.
۱۵. (۳) از افسرانی در ارتشش استفاده کند که قدرت تشخیص بالا ندارند، و با این کار اصل سازگاری با شرایط را نادیده بگیرد. همین باعث می شود اعتماد به نفس سربازان پایین بیاید.
۱۶. وقتی که ارتش بیقرار و بدگمان شد، رقیبان داخلی فرمانده فرصت عرض اندام پیدا می کنند. چیزی که در ارتش هرج و مرج ایجاد می کند و پیروزی را از دسترس دور می سازد.
۱۷. از اینرو ما باید بدانیم که برای پیروزی، پنج اصل اساسی وجود دارد:
(۱) کسی پیروز می شود که بداند چه زمانی باید وارد جنگ شود و چه زمانی نه.
(۲) کسی پیروز می شود که بداند چطور باید نیروهای بیشتر یا کمتر خود را کنترل کند.
(۳) کسی پیروز می شود که تمام رده های نظامی ارتشش با یک شور و انگیزه نبرد کنند.
(۴) کسی پیروز می شود که همواره آماده باشد و منتظر گیر انداختن دشمن ناآماده باشد.
(۵) کسی پیروز می شود که خودش فرمانده ارتشش باشد، نه اینکه فرمانروا در کارش دخالت کند.
۱۸. به همین دلیل است که می گویند: اگر شما دشمن تان را بشناسید و خودتان را، لازم نیست از نتیجه صدها جنگ هراسی داشته باشید. اگر شما خودتان را بشناسید اما دشمن تان را نه، به ازای هر پیروزی متحمل یک شکست نیز خواهید شد. اما اگر نه دشمن تان را بشناسید نه خودتان، در هر جنگی شکست خواهید خورد.

۴. آرایش تاکتیکی

۱. سان تزو می گوید: جنگجویان ماهر قدیمی، ابتدا احتمال شکست را از خود دور می کردند و بعد منتظر فرصتی برای شکست دشمن می شدند.
۲. شکست ناپذیری ما مربوط به خود ما، و آسیب پذیری دشمن مربوط به خود اوست.
۳. بنابراین جنگجوی ما می تواند خودش را در برابر شکست ایمن بدارد، اما نمی تواند در مورد شکست دادن دشمن مطمئن باشد.
۴. از اینرو می گویند: می توان علم و آگاهی یافت چگونه پیروز شد، ولی این آگاهی لزوماً منجر به پیروزی نخواهد شد.
۵. در امان ماندن از شکست یعنی دانستن تاکتیک های دفاعی؛ توانایی شکست دادن دشمن یعنی دانستن تاکتیک های تهاجمی.
۶. ماندن در وضعیت دفاعی یعنی نشان دادن قدرت ناکافی؛ حمله یعنی نشان دادن قدرت بسیار زیاد.
۷. فرماندهی که در دفاع ماهر است، در پنهان ترین شکاف های زمین مخفی می شود؛ فرماندهی که در حمله ماهر است، مانند صاعقه از بلندترین جاهای آسمان فرود می آید. بنابراین ما از یک سو توانایی دفاع از خود را داریم، و از سوی دیگر، توانایی حمله و رسیدن به پیروزی را.
۸. پیش بینی یک پیروزی که همه قادر به پیش بینی اش باشند، نشان می دهد نبرد، نبردی تمام عیار و زبردستانه نیست.
۹. و همینطور اوج برتری این نیست که بجنگید و پیروز شوید و تمام امپراطوری بگویند: آفرین!
۱۰. برداشتن یک برگ پاییزی از زمین نشان دهنده قدرت زیاد نیست. دیدن خورشید و ماه نشان دهنده تیزبینی نیست. شنیدن صدای رعد و برق نشان دهنده تیزگوشی نیست.
۱۱. پیشینیان کسی را جنگجوی مدبر می دانند که نه تنها پیروز شود، بلکه این پیروزی را سهل و آسان بدست آورد.
۱۲. از اینرو پیروزی های او نه شهرتی بابت خردمندی به همراه می آورند و نه اعتباری به خاطر شهامت.
۱۳. او در نبردهایش پیروز می شود بدون اینکه اشتباهی بکند. اشتباه نکردن چیزیست که پیروزی را قطعی می کند، چون به معنای غلبه بر دشمنی است که پیشاپیش شکست خورده است.
۱۴. بنابراین جنگجوی ماهر خود ر ا در موقعیتی قرار می دهد که شکستش غیرممکن باشد، و لحظه ای را برای شکست دشمن از دست نمی دهد.
۱۵. به همین دلیل است که در جنگ ها، یک استراتژیست پیروز فقط بعد از کسب پیروزی، نبرد را شروع می کند. اما کسی که ابتدا جنگ را شروع می کند و بعد به دنبال پیروزیست، سرنوشتش شکست است.
۱۶. یک فرمانده کارآزموده، قانون اخلاقی را بین قوایش تثبیت می کند و قویاً به روش و نظم پایبند است؛ به همین دلیل است که کنترل موفقیت در دستان خود اوست.
۱۷. جنگاوریِ واقعی بر پنج اصل استوار است: اول، ارزیابی؛ دوم، برآورد کمیت؛ سوم، محاسبه؛ چهارم مقایسه احتمال ها؛ و پنجم، پیروزی.
۱۸. ارزیابی مربوط به زمین است؛ برآورد کمیت مربوط به ارزیابی؛ محاسبه مربوط به برآورد کمیت؛ مقایسه احتمال ها مربوط به محاسبه؛ و پیروزی مربوط به مقایسه احتمال ها.
۱۹. یک ارتش پیروز در برابر یک ارتش شکست خورده، همانند وزنه ی یک کیلویی در یک کفه ترازو در برابر یک دانه گندم در کفه دیگر است.
۲۰. حمله نیروی فاتح همانند طغیان آب های محبوس به عمیق ترین شکاف هاست.

۵. انرژی

۱. سان تزو می گوید: کنترل تعداد زیادی نیرو مبتنی بر همان اصل کنترل تعداد کمی نیروست: مسئله صرفاً تقسیم بندی آنهاست.
۲. جنگیدن با ارتش بزرگی که تحت فرماندهی شماست، ابداً با جنگیدن با یک ارتش کوچک فرقی ندارد: مسئله صرفاً استفاده از علائم و نمادهاست.
۳. اطمینان از اینکه کل ارتش شما در برابر شدت حمله دشمن مقاومت کند و شکست نخورد، مسئله صرفاً استفاده از رزمایش های مستقیم و غیرمستقیم است.
۴. اگر بخواهید تاثیر ارتش شما همانند فشار یک سنگ آسیاب بر روی تخم مرغ باشد، باید از نقاط ضعف و قوت آگاه باشید.
۵. در همه نبردها، روش مستقیم می تواند برای شروع جنگ به کار رود، اما برای تضمین پیروزی نیاز به روش های غیرمستقیم است.
۶. تاکتیک های غیرمستقیم، اگر به صورت موثر به کار روند، مانند آسمان و زمین خستگی ناپذیر، و مانند جریان رودها و نهرها، بی انتها خواهند بود. آنها همانند خورشید و ماه افول می کنند، اما باز هم از نو پدیدار می گردند. مانند چهار فصل تمام می شوند، اما باز هم تجلی پیدا می کنند.
۷. تنها پنج نُت در موسیقی وجود دارد، اما ترکیب همین پنج نُت است که دلنوازترین آهنگ هایی که در گوش انسان طنین انداز می شوند را خلق می کند.
۸. تنها پنج رنگ اصلی وجود دارد (آبی، زرد، قرمز، سفید و سیاه)، اما ترکیب همین پنج رنگ است که زیباترین رنگها و تصاویر را خلق می کند.
۹. تنها پنج طعم و مزه اصلی وجود دارد (ترش، گَس، شور، شیرین، تلخ)، اما ترکیب همین پنج مزه است که لذیذترین طعم ها را خلق می کند.
۱۰. در نبردها تنها دو روش برای حمله وجود دارد: مستقیم و غیرمستقیم. اما ترکیب همین دو روش است که مجموعه بی پایانی از رزمایش ها را خلق می کند.
۱۱. روش مستقیم و غیرمستقیم صورت متناوب به کار گرفته می شوند. درست مانند حرکتی دایره وار، و هرگز پایانی ندارند. چه کسی می تواند تمام احتمالات این ترکیب ها را بداند؟
۱۲. هجوم سربازان همچون سیلابی است که حتی سنگ های بزرگ را در مسیر خود می غلتاند.
۱۳. کیفیت یک تصمیم مانند حمله به موقع یک شاهین بر فراز طعمه اش است تا آن را سریع به دام بیندازد.
۱۴. بنابراین جنگجوی کارآزموده حمله ای رعدآسا دارد و تصمیم گیری هایش سریع و بی درنگ است.
۱۵. انرژی همانند کشیدن زِه کمان است؛ تصمیم در مورد رها کردن آن، عامل موفقیت است.
۱۶. شاید در میانه هرج و مرج و ناآرامی جنگ، همه چیز ظاهراً بی نظم باشد، و در عین حال عملاً بی نظمی وجود نداشته باشد؛ شاید در میانه آشفتگی و بحران، آرایش جنگی شما بی سر و ته باشد، و در عین حال شکست ناپذیر باشد.
۱۷. بی نظمی ساختگی مبتنی بر قانونمندی کامل است، ترس ساختگی مبتنی بر شهامت، و ضعف ساختگی مبتنی بر قدرت.
۱۸. پنهان ساختن نظم در ورای بی نظمی ساختگی، صرفاً مسئله داشتن بخش های فرعی است؛ پنهان ساختن شجاعت در ورای ترس ساختگی، وعده انرژی زیاد آینده را می دهد؛ پنهان کردن قدرت در ورای ضعف، نشان دهنده آرایش های تاکتیکی زیرکانه است.
۱۹. از اینرو یک جنگاور ماهر کسی است که دشمن را با تظاهرات فریبنده به حرکت وا دارد، تا دشمن بر اساس این ظاهر دروغین واکنش نشان دهد. او چیزی را فدا می کند که دشمن موقتاً از آن بهره می گیرد.
۲۰. باید دشمن را فریب داد تا واکنش نشان دهد؛ بعد نیروها را در کمین قرار داد تا منتظر فرصت حمله شوند.
۲۱. جنگجوی زیرک از تاثیر انرژی های بهم پیوسته بهره می گیرد، و نیاز زیادی به نیروی تک تک افراد ندارد. از اینرو توانایی او در انتخاب قوای مناسب و استفاده از نیروی بهم پیوسته آنها اهمیت شایانی دارد.
۲۲. زمانی که او از انرژی بهم پیوسته بهره می گیرد، مردان جنگجوی او تبدیل به الوارها یا سنگهای بزرگ غلتان می شوند. چون ماهیت یک الوار یا سنگ بزر، بی حرکت ماندن در سطح صاف و حرکت پر شتاب در سطح شیبدار است. اگر چهارگوش باشد، در جای خود ثابت می ماند. اما اگر شکلی گرد داشته باشید، با سرعت به پایین غلت می خورد.
۲۳. به همین دلیل انرژی ایجادشده توسط جنگجویان کارآزموده همچون شتاب سنگی گرد است که از فراز کوهی با هزاران متر ارتفاع پایین می آید. آن هم با انرژی ویرانگر بسیار زیاد.

نظرات کاربران درباره کتاب هنر جنگ