فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انقلاب زبانی

کتاب انقلاب زبانی

نسخه الکترونیک کتاب انقلاب زبانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب انقلاب زبانی

نویسنده در این کتاب مدعی است سال ٢٠٠٠ نقطه پایان دهه‌ای است که در آن انقلاب زبانی به وقوع پیوسته است. در برهه‌ای که این انقلاب به وقوع می‌پیوندد کم‌تر کسی متوجه آن است. ولی ماهیت تغییرات زبانی جز این نیست. به آرامی و با ظرافت انجام می‌شود. نتایج آن پیش‌بینی‌ناپذیر است و تنها پس از این که مدتی از آن گذشت آدمیان به صرافت می‌افتند. به هر حال اکثر ما زبان را امری بدیهی می‌انگاریم و قرار دادن آن را در کانون توجه خود چندان لازم نمی‌شماریم. علاوه بر این، از آنجا که انقلاباتی که بر زبان تأثیر می‌گذارند در تاریخ بشر نادرند، آن گاه که یکی از این انقلابات رخ می‌نمایاند دقیقاً‌ نمی‌دانیم باید به دنبال چه چیزی در آن بگردیم. ما در آستانه عصری جدید در حیطه زبانی به سر می‌بریم. کتاب «انقلاب زبانی» آینده زبان‌های انگلیسی، دیگر زبان‌ها و نقش اینترنت را در آنها مورد بررسی و واکاوی قرار می‌دهد. دیوید کریستال یکی از صاحبنظران جهانی مربوط به زبان است. از نگاه او بوم‌شناسی، زبانها را در سطح جهان سخت دستخوش دگرگونی کرده است.

ادامه...

بخشی از کتاب انقلاب زبانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه: دنیایی با ویژگی های زبانی جدید

سال ۲۰۰۰ نقطه پایان دهه ای بود که در آن، انقلابی زبانی به وقوع پیوست. حال، سده جدید، میراث دار نتایج و عواقب این انقلاب است.
در برهه ای که این انقلاب به وقوع می پیوست کم تر کسی متوجه آن بود. ولی ماهیت تغییرات زبانی جز این نیست؛ به آرامی و با ظرافت انجام می شود، نتایج آن پیش بینی ناپذیر است و تنها پس از این که مدتی از آن گذشت، آدمیان به صرافت می افتند. به هر حال اکثر ما زبان را امری بدیهی می انگاریم و قرار دادن آن را در کانون توجه خود چندان لازم نمی شماریم. علاوه بر این، از آن جا که انقلاباتی که بر زبان تاثیر می گذارند در تاریخ بشر نادرند، آن گاه که یکی از این انقلابات رخ می نمایاند دقیقا نمی دانیم باید به دنبال چه چیزی در آن بگردیم. حتی متخصصان زبان و زبان شناسی نیز تا اواخر دهه نود، قدمی در راه جلب توجه عامه به رخدادهای بی سابقه و گوناگونی که شاهد آن بودند برنداشتند. هنوز هم گزارش منسجمی از آنچه روی داده است در دست نداریم؛ کتاب حاضر، نخستین تلاش در این راستاست. ولی وقتی به گذشته می نگریم و تغییرات ژرف زبانی را که در طی دهه ۱۹۹۰ به وقوع پیوست با تامل از نظر می گذرانیم، به اعتقاد من چاره ای جز پذیرفتن این نکته نداریم که ما در آستانه عصری جدید در حیطه زبان به سر می بریم.
اگر از نامگذاری سال ۲۰۰۱ به عنوان «سال زبان های اروپا»(۴) اطلاع داشته باشید بی شک حدس زده اید که «واقعه ای در حال وقوع است». اولین بار است که نام یک سال به کلی به زبان اختصاص می یابد و هر چند که این سال فقط در اروپا بزرگ داشته شد ولی اهداف آن جاه طلبانه تر و فراگیرتر از این بود، کما این که نام «زبان های اروپایی» ــ به معنای زبان های بومی اروپا ــ بر آن نهاده نشد بلکه همه زبان هایی را در بر می گرفت که در این قاره به آن ها تکلّم می شود و ده ها زبان آفریقایی و آسیایی را نیز که اقلیت های ساکن اروپا با آن ها سخن می گویند شامل می گردد. منظور از نامگذاری سال ۲۰۰۱ به این عنوان، تمرکز و توجه به اهمیت زبان به عنوان جلوه ای از هویت فرهنگی، وسیله ای برای بیان روشن افکار در سطح بین المللی و ملی و نیز کلیدی است در دست افراد و کشورها برای گشودن در دنیای فرهنگ و تجارت. به سادگی می شد این سال را «سال زبان در اروپا»(۵) نیز نامگذاری کرد. در این صورت هم علامت اختصاری آن همچنان EYL می بود و تغییری نمی کرد.
در طول آن سال وقایع متعددی در بسیاری از کشورها رخ داد که یکی از نتایج آن رخدادها، نامگذاری روز ۲۶ سپتامبر هر سال به نام «روز جهانی زبان»(۶) با هدف جلب توجه عموم مردم به اهمیت چندزبانگی و آموزش زبان خارجی بود. این تصمیم، دومین تصمیم گیری در نوع خود بود. در سال ۱۹۹۹ نیز سازمان یونسکو، ۲۱ فوریه را «روز جهانی زبان مادری»(۷) نامید که مناسبت آن، مرگ پنج دانشجو در ۲۱ فوریه سال ۱۹۵۲ بود که خواهان به رسمیت شناحتن زبان بنگالی به عنوان زبان رسمی یکی از ایالت های پاکستان (بنگلادش کنونی) بودند. هدف از این نامگذاری نیز حمایت از تنوع و گوناگونی زبان ها و ترویج آموزش زبان های مختلف بود. به این ترتیب در عرض سه سال، دو «روز» به زبان اختصاص داده شد. پیش از آن، زبان ها هرگز چنین برجستگی و تشخّصی نیافته بودند. آیا حرکت شتابان به سوی این نتایج موفقیت آمیز در اواسط دهه نود امری تصادفی بوده است؟ اگر وقوع انقلابی زبانی را در این دهه بپذیریم آن گاه پاسخ این سوال احتمالاً منفی خواهد بود. اگر حس رو به تزاید انرژی های جدید زبانی، انگیزه و شوقی ناب به مردم می بخشد، پس بروز حالتی که اکنون پیش آمده دقیقا همان نتیجه ای است که قابل انتظار و پیش بینی بود.
من معتقد نیستم که واژه «انقلاب» کلمه ای مبالغه آمیز برای توصیف آنچه رخ می دهد باشد. «انقلاب» عبارت است از یک سلسله وقایعی که در مدتی نسبتا کوتاه، تغییراتی اساسی در ذهن و رفتار آدمیان ایجاد می کند؛ و این، اتفاقی است که رخ داده است. در انقلاب ها همواره رگه هایی از شرایط گذشته همچنان ادامه می یابد ولی افق های جدیدی که پیش رو قرار می گیرد این اشتراکات را تحت شعاع خود می گیرد. در بافت و چهارچوب یک زبان واحد، ندرتا انقلابی رخ می دهد. مثلاً از زمان ورود زبان انگلیسی به بریتانیا در قرن پنجم میلادی، تنها شاهد بروز دو انقلاب در عرصه این زبان هستیم. انقلاب اول در اوایل قرون وسطی رخ داد. در این زمان مجموعه ای از تغییرات زبانی و عوامل سیاسی اجتماعی، انگلیسی کهن(۸) را به سوی انگلیسی میانه(۹) سوق داد که دارای دستور و گرامری کاملاً متفاوت بود و عناصری از زبان لاتین به آن افزوده شد که بر واژگان و املای انگلیسی سخت اثر گذاشت؛ و این، انقلابی بود که در واقع ما را از دوره «بِی وُلف»(۱۰) به دوره «چُسر»(۱۱) منتقل کرد. انقلاب دیگر، در طی قرن پانزدهم میلادی به وقوع پیوست که ما را از دوره چُسر به دوره شکسپیر رهنمون ساخت و در حقیقت شروع دوره ای را رقم زد که آن را انگلیسی نوین آغازین (۱۲) می نامیم و با سلف خود یعنی انگلیسی میانه دارای تفاوت های عمده ای به لحاظ گرامر، آواها و املا بود. آنچه ویژگی این دوره از انگلیسی را رقم زد، استاندارد و همگون شدن املای واژگان به دلیل ظهور صنعت چاپ و تاثیر فزاینده ای بود که رنسانس بر انگلیسی گذاشت و حجم سنگینی از واژگان یونان و رم باستان را به سوی این زبان سرازیر ساخت. از زمان شکسپیر به این سو نیز زبان انگلیسی مداوما تغییر کرده است ولی ماهیت آن دستخوش دگرگونی جدی نشده، کما این که هم اکنون ما می توانیم به سراغ نمایشنامه های او برویم، آن ها را بخوانیم و بخش اعظم خوانده هایمان را بفهمیم. هنگام خواندن آثار شکسپیر، آشکارا احساس می کنیم به «همین» زبان مطلب می خوانیم، احساسی که به هنگام برخورد با چُسر به این سادگی به سراغمان نمی آید و زمانی که می کوشیم بی ولف را بخوانیم اصلاً به سراغمان نمی آید.
بسیاری از زبان های دیگر نیز دوره های تغییرات انقلابی را از سر گذرانده اند ولی این تغییرات در زمان هایی دیگر و بنا به دلایلی دیگر رخ داده است. جنگ ها، اتحادها و انقلابات سیاسی که منجر به تغییرات عمده اجتماعی (و نتیجتا زبانی) می شوند از هیچ برنامه زمانی مشترک یا پیش بینی پذیری تبعیت نمی کنند. مثلاً انقلاب فرانسه تاثیرات عمده ای هم بر فرانسوی و هم بر زبان اقلیت هایی که در فرانسه می زیستند گذاشت ولی تاثیر آن در جاهای دیگر بسیار اندک بود. انقلاب روسیه نیز منجر به اتخاذ سیاست هایی شد که تاثیری جدی بر حفظ زبان های منطقه ای و زبان های اقلیت در اتحاد شوروی بر جای گذاشت ولی تاثیرش در خارج از مرزهای این کشور، ناچیز و بی اهمیت بود. به ندرت ممکن است تغییراتی در حیطه زبان رخ دهد که وسعت آن چنان باشد که چندین زبان دیگر را نیز تحت تاثیر قرار دهد، و می توان گفت بروز تغییراتی که چندان جهانی باشد که بر همه زبان های دنیا تاثیر گذارد تقریبا غیرممکن است. برای روشن تر شدن نکته آخر باید مثال خود را عوض کنیم و به وارد عرصه شدن رسانه های جدید ارتباطی ــ مثل خط، چاپ، تلفن و رادیو و تلویزیون ــ اشاره کنیم که تاثیرشان بر زبان، تاثیری فراگیر و جهانی بوده است. اینترنت جدیدترین وسیله ارتباطی از این دست است و تاثیر آن بر زبان ــ همان گونه که در فصل ۳ خواهیم دید ــ از تاثیر بقیه رسانه ها انقلابی تر بوده است. در این مورد می توان گفت شباهت در چگونگی ایجاد ارتباط توسط این پدیده با نحوه ارتباطی که پیش از به عرصه رسیدن آن وجود داشت آن قدر اندک و ناچیز است که واژه «انقلاب» مصداق ویژه ای می یابد، هر چند که خطر استفاده بی رویه از این واژه نیز منتفی نیست.
آنچه نیمه دوم قرن بیستم ــ و به ویژه دهه ۱۹۹۰ــ را تبدیل به دوره ای بسیار پر اهمیت در تاریخ زبان کرده این است که می توان در این دوره سه گرایش و ویژگی را در عرض یکدیگر در حیطه زبان مشاهده کرد که هر یک از آن ها تاثیراتی جهانی از خود بر جای گذاشته و متّفقا بوم شناسیِ زبانیِ جهان را دگرگون ساخته اند. همین تاثیر مشترک این سه گرایش و پدیده زبانی که همه زبان ها را به نحو بی سابقه ای تحت شعاع قرار داده است مرا وا می دارد که از عنوان «انقلاب» برای توصیف آن بهره جویم. من در باره هر یک از این سه موضوع به شکلی جداگانه مطلب نوشته ام ولی در این کتاب برای نخستین بار می کوشم آن ها را به یکدیگر مرتبط سازم و با قرار دادنشان در چهارچوبی واحد، تاثیر آن ها را بر آینده برخی زبان ها به طور خاص و بر آینده زبان به طور عام واکاوم. در کتاب انگلیسی به مثابه زبانی جهانی ( ۱۹۹۷ ) به دلایل ظهور زبان انگلیسی به عنوان اولین زبانی که حقیقتا بین المللی است و نیز به تاثیرات ژرفی که این شرایط نو ظهور بر خود انگلیسی بر جای می گذارد پرداخته ام. آینده انگلیسی آن گونه هم که تصور می شود، مشخص و شفاف نیست؛ و این موضوعی است که در فصل ۱ بررسی شده است. در کتاب مرگ زبان ها ( ۲۰۰۰ ) به بحرانی پرداخته شده که تعداد بسیار زیادی از زبان ها با آن روبرو هستند و در معرض خطر زوال یا در حال انقراض و نابودی اند. در این کتاب به اقدامات انجام گرفته برای حفظ و بازآفرینی این زبان ها نیز اشاره شده است. در این قرن ما با مرگ احتمالی دست کم نیمی از زبان های جهان روبرو خواهیم بود، و این موضوعی است که در فصل ۲ این کتاب به آن پرداخته ایم. در کتاب زبان و اینترنت ( ۲۰۰۱ ) نیز تاثیر عمیق پدیدار شدن فناوری اینترنت را واکاویده ام که زبان گفتار و نوشتار را تحت تاثیر یک وسیله ارتباط زبانی بدیع قرار داده و پرسش های جدیدی را در باره چگونگی ادامه تکامل زبان پیش رو نهاده است. در فصل ۳ این کتاب به بررسی همین موضوعات پرداخته ایم.
همان گونه که از این کتاب ها برمی آید این سه موضوع معمولاً به صورت مجزا و جدا از یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرند و به نکات مشترک و ارتباطات متقابلی که با هم دارند به صورتی گذرا اشاره می شود. هنگامی که آن ها را در کنار یکدیگر مورد بررسی قرار می دهیم و بر ارتباط متقابلی که با هم دارند تاکید می ورزیم با چشم اندازی از زبان در آینده مواجه می شویم که با آنچه در گذشته وجود داشته سخت متفاوت است. با نگاه به همین آینده است که باید در بسیاری از مفاهیم نهادینه شده در ذهن خود مبنی بر چگونگی اندیشه در باره زبان و کار با آن تجدیدنظر کنیم. در فصل های ۴ و ۵ این کتاب به ماهیت و نحوه انجام این تجدیدنظرها اشاراتی شده و برای آن راه هایی ارائه گردیده است. دامنه این موضوعات فراگیر است و از حیطه مسئولیت زبان شناسان، معلمان زبان و دیگر افرادی که به نوعی در امر زبان دخیل هستند در می گذرد و بخش هایی از جامعه را در بر می گیرد که در گذشته ارتباط چندانی با موضوعات مربوط به زبان نداشته اند. ماهیت انقلاب نیز چیزی جز این نیست. اثرش دامن همگان را می گیرد.

پیشگفتار

در کتابی که پیش رو دارید کوشیده ام با توسل به سه کتاب پیشینم که بین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ به رشته تحریر در آمده است نگاهی جامع تر به موضوع مورد نظر بیندازم. سه کتاب قبلی من عبارت بودند از: انگلیسی به مثابه زبانی جهانی،(۱) مرگ زبان ها(۲) و زبان و اینترنت.(۳) این موضوعات به مجموعه سه گانه ای بدل شدند، ولی تا پیش از به اتمام رسیدن کتاب سوم، متوجه ارتباط تنگاتنگی که بین آن ها وجود دارد نشده و به قابلیت مکمل بودن هر یک از این موضوعات برای دیگری پی نبرده بودم. کتاب حاضر، ارتباط متقابل آن ها را به نمایش می گذارد و با نگاه به موضوعاتی که در حوزه زبان در این کتاب ها مورد بحث قرار گرفته، اهمیت آن ها را در مقطع کنونی باز می نمایاند.
از این رو هنگام نگارش این کتاب با مشکلی ادبی ـ ارجاعی مواجه شدم و امیدوارم راه حلی که برای آن یافته ام پذیرفتنی باشد. از آن جا که خوانندگان مجموعه «موضوعات قرن بیست و یکم» مخاطب عام هستند، فرض را بر این گذاشته ام که خوانندگان این کتاب نیز با سه کتاب پیش گفته من آشنایی ندارند. از این رو در سه فصل اول کتاب حاضر خلاصه ای از موضوع هر یک از این کتاب ها و نظرات خود را در باره آن گنجانده ام. همین امر باعث می شود افرادی که قبلاً این کتاب ها را مطالعه کرده اند ــ که به گمانم عمدتا زبان شناس یا متخصص زبان هستند ــ با تکرار مکررات مواجه شوند و آن را ملال آور یابند؛ پس جا دارد که همین جا از این عده از خوانندگان پوزش بطلبم. اما به هنگام نگارش این کتاب، چنین افرادی در وهله نخست مدّ نظر نبوده اند.
نکته دیگر این است که بر اساس سیاق مجموعه «موضوعات قرن بیست و یکم» ارجاعات و یادداشت ها باید در حداقل ممکن باشد، پس در کتاب حاضر نیز یادداشت هایی اندک وجود دارد که به منظور معرفی منابع نقل قول هایی آورده شده که گهگاه به آن ها توسل جسته ایم. بنابراین چنانچه خوانندگان تمایل داشته باشند به مبانی نظراتی که من مطرح کرده ام به تفصیل و دقت بیش تری دست یابند می توانند به کتاب های مذکور که حاوی صدها پانویس و ارجاعات کتاب شناختی است مراجعه کنند، هر چند که ارجاعات و پانویس های مربوط به کتاب انگلیسی به مثابه زبانی جهانی فقط در چاپ دوم این کتاب که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد درج گردیده است.

دیوید کریستال
هالی هد، سپتامبر ۲۰۰۳

۱: آینده زبان های انگلیسی

ظهور زبان انگلیسی به مثابه زبانی حقیقتا بین المللی، اولین تحول از سه تحولی است که در طول دهه ۱۹۹۰ حائز اهمیت ویژه ای بودند. در این جمله، در واژه «حقیقتا» مفهوم مهمی نهفته است. احتمال تبدیل شدن انگلیسی به زبانی جهانی از قرن هجدهم میلادی مورد توجه واقع شده بود. در سال ۱۷۸۰، جان آدامز(۱۳) که بعدا رئیس جمهور آمریکا شد چنین گفت: «بی شک در قرون آتی، زبان انگلیسی بیش از آنچه زبان لاتین در گذشته جنبه جهانی داشت و بیش از آنچه زبان فرانسه در حال حاضر چنین است، تبدیل به زبانی بین المللی خواهد شد.»( ۱ ) ولی دویست سال طول کشید تا صحت گفته وی به اثبات رسد. تا همین چندی پیش دورنمای شرایطی که در آن، انگلیسی تبدیل به زبانی حقیقتا جهانی شود چندان روشن و شفاف نبود. در واقع می توان گفت در دهه ۱۹۹۰ بود که این موضوع، برجستگی و اهمیت یافت، تحقیقاتی در این زمینه انجام شد، کتاب هایی به رشته تحریر درآمد و سخنرانی هایی در همایش ها ایراد گردید که منظور از همگی آن ها توضیح چگونگی تبدیل یک زبان به زبانی حقیقتا جهانی، نتایج چنین اتفاقی و نیز توضیح این مطلب بود که چرا زبان انگلیسی در این زمینه در صدر فهرست قرار دارد.( ۲ ) ولی پیش از گمانه زنی در باره آینده زبان انگلیسی ــ یا به دلیلی که توضیح خواهم داد، زبان های انگلیسی ــ باید ابتدا بدانیم هم اکنون در چه موقعیتی قرار داریم و این موقعیت چگونه حاصل شده است.

زمان حال

ابتدا به ویژگی های ضروری زبان جهانی می پردازیم و سپس آمارهایی در این زمینه ارائه می کنیم. هیچ زبانی نمی تواند به موقعیتی حقیقتا جهانی دست یابد مگر این که قادر به ایفای نقشی باشد که همه کشورها به اهمیت آن اذعان کنند. چنین نقشی بیش از همه در کشورهایی برجسته و آشکار است که انبوه مردم به عنوان زبان اول خود به زبان مورد نظر سخن می گویند. در مورد زبان انگلیسی، این کشورها عبارتند از ایالات متحده آمریکا، کانادا، انگلستان، ایرلند، استرالیا، زلاندنو، آفریقای جنوبی، چندین کشور در حوزه دریای کارائیب و چند کشور دیگر در گوشه و کنار جهان. ولی نکته این است که یک زبان حداکثر ممکن است زبان مادری اهالی پانزده کشور باشد، بنابراین استفاده از یک زبان به عنوان زبان مادری قادر نیست به تنهایی موقعیتی جهانی برای آن زبان فراهم آورد. برای رسیدن به چنین موقعیتی، مردم کشورهای دیگر دنیا نیز باید آن زبان را فرا بگیرند و به آن تکلم کنند و برای آن جایگاه ویژه ای در جوامع خود قائل باشند، ولو این که گویشوران بومی آن زبان در آن جامعه اندک شمار باشند یا این که اصولاً حضور نداشته باشند.
برای انجام چنین کاری دو شیوه اصلی وجود دارد. نخست این که زبان مورد نظر به زبان رسمی (یا نیمه رسمی) آن کشور تبدیل شود و در حیطه دولت، دادگاه ها، وسایل ارتباط جمعی و نیز نظام آموزشی کشور به عنوان وسیله ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد. در صورت تحقق چنین شرایطی، زندگی و پیشرفت در این کشورها مستلزم آموختن زبان رسمی و تسلط بر آن در دوره کودکی است. به عنوان مثالی بارز از این حالت می توان به زبان انگلیسی اشاره کرد که تاریخ بریتانیا و آمریکا آن را به سوی کسب نوعی موقعیت اداری خاص در بیش از هفتاد کشور سوق داده است که از آن میان می توان کشورهای غنا، نیجریه، هند و سنگاپور را نام برد. شیوه دوم، این است که زبان مورد نظر، در زمینه آموزش زبان خارجی در کشورها، حائز اولویت و تقدم باشد، به این معنا که کودکان به هنگام ورود به مدرسه شروع به فراگیری آن کنند و بزرگسالانی که به هر دلیلی آن را در دوره های اولیه تحصیل خود نیاموخته یا ناقص آموخته اند، اکنون فراگیری اش را در دسترس و قابل حصول یابند. اکنون در بیش از صد کشور جهان، زبان انگلیسی را به همین گونه به عنوان زبان خارجی تلقی می کنند و در بیش تر این کشورها برای آموزش آن در مدارس اولویت قائل می شوند.
این رشد و گسترش سه جانبه سخنگویان زبان ــ یعنی کسانی که زبان مادریشان آن زبان است، سخنگویانی که به آن زبان به عنوان زبان دوم تکلم می کنند، و کسانی که آن زبان را به عنوان یک زبان خارجی فرا می گیرند ــ باعث می شود که زبان مورد نظر تبدیل به زبانی جهانی شود و تعداد سخنگویان آن از تعداد سخنگویان هر زبان دیگری پیشی گیرد. زبان انگلیسی در حال حاضر به چنین مرحله ای رسیده است. تعداد کسانی که آن را به عنوان زبان مادری خود فراگرفته اند حدود چهارصد میلیون نفر تخمین زده می شود، هر چند که جز انگشت شماری از کشورها آمار دقیقی از تعداد گویشوران در اختیار ندارند و به همین دلیل تخمین هایی که در این باره زده می شود، روایات گوناگونی دارد. تخمین تعداد افرادی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم آموخته اند نیز دشوار است چرا که باید میزان تسلط و روان بودن تکلم به این زبان را مدّ نظر قرار دهیم. اگر ملاک را حداقلِ توانایی فرد برای محاوره در نظر بگیریم به گونه ای که فرد قادر باشد منظور خود را ــ ولو توام با اشتباهات زبانی و با تسلط اندکی بر واژگان تخصصی ــ تفهیم کند، می توان این تعداد را نیز چهارصد میلیون نفر برآورد کرد. مقایسه این دو رقم با یکدیگر ما را به نتیجه مهمی می رساند: تعداد افرادی که به زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم سخن می گویند برابر تعداد سخنگویانی است که انگلیسی، زبان مادری آن هاست. از این گذشته، از آن جا که رشد جمعیت در مناطقی که انگلیسی زبان دوم مردم آن است، سه برابر بیش از مناطقی است که انگلیسی زبان مادری ساکنانش می باشد، به زودی تعداد گویشورانی که به انگلیسی به عنوان زبان دوم سخن می گویند به شدت از تعداد انگلیسی زبانانی که انگلیسی زبان مادریشان است فزونی خواهد گرفت، و این، حالتی است که در باره هیچ زبان بین المللی تاکنون سابقه نداشته است. اگر تعداد افرادی را نیز که به انگلیسی به عنوان زبان خارجی تکلم می کنند به حساب آوریم، آن گاه این اختلاف عدد و رقم، عمیق تر و مهم تر نیز خواهد شد. در این مورد نیز نمی توان به قطع و یقین آماری داد زیرا کسی نمی داند که مثلاً در چین چند نفر در حال فراگیری انگلیسی هستند ولی طبق تخمین بریتیش کانسیل(۱۴) حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان مشغول یادگیری زبان انگلیسی اند. اگر افراد کاملاً مبتدی را از این تعداد حذف کنیم، به نظر می رسد بتوان منطقا دو سوم از این رقم را به عنوان زبان آموزانی تلقی کرد که می شود تا حدی معقول با آن ها به زبان انگلیسی مکالمه کرد، یعنی مثلاً ششصد میلیون نفر.
حال اگر این سه عدد را با هم جمع کنیم ــ چهارصد میلیون نفر که انگلیسی زبان اولشان است، به علاوه چهارصد میلیون نفر که زبان دومشان انگلیسی است، به علاوه ششصد میلیون نفر که انگلیسی را به مثابه زبان خارجی آموخته اند ــ حاصل جمع حدود ۴/۱ میلیارد نفر خواهد شد. این رقم، حدود یک چهارم از کل جمعیت جهان را (که در سال ۲۰۰۰ اندکی بیش از شش میلیارد نفر برآورد شده) در بر می گیرد. هیچ زبان دیگری، چه به لحاظ تعداد گویشوران و چه به لحاظ وسعت جغرافیایی، تا به این گستردگی مورد استفاده واقع نشده است. حتی چینی که در هشت زبان شفاهی گوناگون که دارای نظام نوشتاری یکسانی هستند جلوه گر است، «فقط» حدود ۱/۱ میلیارد گویشور دارد که غالب آنان نیز که در چند منطقه زندگی می کنند چینی، زبان مادریشان است. البته نباید موضوع تعداد گویشوران انگلیسی را بیش از حد بزرگ جلوه دهیم. اگر یک چهارم جمعیت جهان به انگلیسی سخن می گویند، سه چهارم آن ها نیز چنین نمی کنند. برای مشاهده این واقعیت هیچ نیازی نیست که به اقصی نقاط یک کشور سفر کنیم و جاهای دور از مناطق توریستی، فرودگاه ها، هتل ها و رستوران ها را ببینیم. با این حال این نکته را نیز نمی توان نادیده گرفت که نسبت یک چهارم، هیچ گاه سابقه نداشته است. باید پرسید دلیل این امر چیست؟ آنچه بیش از خود این رقم اهمیت دارد، شتاب صعودی آن است که از دهه ۱۹۵۰ آغاز شده و تاکنون ادامه یافته است. چگونه می توان این پدیده را توضیح داد؟
یکی از عوامل شکل گیری آن بی شک نیاز به وجود یک زبان مشترک یا زبان میانجی(۱۵) است ــ مفهومی که احتمالاً به درازای تاریخ خودِ زبان قدمت دارد. اما این اندیشه که زبان میانجی می تواند به کار همه جهان نیز بیاید تا پیش از قرن بیستم و به خصوص تا دهه ۱۹۵۰ چندان پررنگ مطرح نشده بود. اصلی ترین مجمع بین المللی کشورها برای تبادل نظر در باره موضوعات جهانی ــ یعنی نهاد سازمان ملل ــ تا پیش از سال ۱۹۴۵ وجود خارجی نداشت و در آن سال نیز تعداد اعضایش از ۵۱ کشور تجاوز نمی کرد. ولی جنبش های استقلال طلبانه ای که در آن دوره آغاز شد منجر به افزایش شدید تعداد کشورهای مستقل در طول دهه بعدی گردید و این سیر تا دهه ۱۹۹۰ نیز بی وقفه ادامه یافت. در سال ۲۰۰۳، اعضای سازمان ملل به ۱۹۱ عضو رسید که نزدیک به چهار برابر تعداد اعضای آن در پنجاه سال پیش بود. چنین است که نیاز به یک زبان مشترک یا زبان میانجی و فشار برای یافتن یک زبان واحد کاملاً احساس شد. در غیر این صورت باید مشکل زبان با توسل به تسهیلات ترجمه همزمان حل می شد که بسیار پر هزینه و در غالب موارد غیرعملی است.

گذشته

حال پرسش این است که چرا انگلیسی به این منظور برگزیده شد؟ البته زبان انگلیسی دارای هیچ ویژگی ذاتی که این گونه موجب رشد و گسترش آن شود نیست. تلفظ واژه های آن آسان تر از بسیاری از زبان های دیگر نیست، گرامر آن نیز ساده تر نیست ــ اگر ساخت واژه آن به لحاظ حالت و جنس بی پیرایه تر از برخی زبان هاست، این بی پیرایگی در نحو (یا الگوی ترتیب واژگان) جبران می شود ــ املای واژگان انگلیسی نیز بی شک آسان تر از بقیه زبان ها نیست. زبان ها فقط به یک دلیل می توانند تبدیل به زبانی بین المللی شوند و آن، چیزی نیست جز قدرت مردمی که به آن زبان سخن می گویند. قدرت، جنبه های گوناگونی دارد: گاه منظور، قدرت سیاسی (نظامی) است، گاه جنبه تکنولوژیک قدرت مدّ نظر است و گاهی قدرت اقتصادی و زمانی نیز قدرت فرهنگی. رشد و گسترش زبان انگلیسی در مقاطع مختلف زمانی مرهون هر یک از این انواع قدرت است. قدرت سیاسی در شکل کشورهای مستعمره به منصه ظهور رسید و انگلیسی را از قرن شانزدهم به اکناف جهان گستراند به گونه ای که تا قرن نوزدهم، زبان انگلیسی تبدیل به زبان امپراتوری ای شده بود که «خورشید در آن هیچ گاه غروب نمی کند». قدرت تکنولوژیک نیز با پدیده انقلاب صنعتی در قرون هجدهم و نوزدهم به ظهور رسید. در این دوره بیش از نیمی از دانشمندان و متخصصانی که این انقلاب را به ثمر رساندند با واسطه زبان انگلیسی با یکدیگر سخن می گفتند و کسانی که برای فراگیری این فناوری های جدید به انگلستان (و بعدها به آمریکا) سفر می کردند برای ایجاد ارتباط با دیگران، ناگزیر به زبان انگلیسی توسل می جستند. قرن نوزدهم شاهد رشد قدرت اقتصادی ایالات متحده بود که با رشد بی امان جمعیتش، به سرعت بریتانیا را پشت سر می گذاشت و بر شمار انگلیسی زبانان دنیا به شدت می افزود. هنوز سال ۱۸۹۸ بود که بیسمارک(۱۶) به این نکته پی برد و در پاسخ خبرنگاری که از او پرسیده بود که به اعتقاد وی سرنوشت سازترین پدیده تاریخ معاصر چیست گفته بود «این که مردم آمریکای شمالی به زبان انگلیسی سخن می گویند.»( ۳ ) و در قرن بیستم نیز نوع چهارم قدرت ــ یعنی قدرت فرهنگی ــ را دیدیم که عمدتا از طریق قلمرو نفوذ آمریکا، خود را تقریبا در تمام مظاهر زندگی جلوه گر ساخت.
در پرتو این جلوه های گوناگون قدرت، می توان از ده حوزه نام برد که زبان انگلیسی در آن ها شاخص است.

سیاست

اگر از مفسران و صاحب نظران پیش از قرن بیستم پرسیده می شد «چرا انگلیسی جهانی؟» اکثریت آن ها یک پاسخ سیاسی واحد به آن می دادند؛ و این پاسخ چیزی نبود جز اشاره به رشد امپراتوری بریتانیا. این میراث تا قرن آخر هزاره نیز همچنان حفظ شد. جامعه ملل اولین اتحاد و ائتلاف بین المللی در عصر جدید بود که به هنگام تدوین صورتجلسات خود جایگاه ویژه ای برای زبان انگلیسی قائل شد به طوری که انگلیسی تبدیل به یکی از دو زبان رسمی آن شد (زبان دیگر، فرانسه بود) و همه اسناد به هر دو زبان منتشر می شدند. در بالا به سازمان ملل متحد اشاره کردم که جایگزین جامعه ملل شد. ولی اکنون به هنگام برگزاری بیش تر گردهمایی های مهم سیاسی و بین المللی، زبان انگلیسی نقش رسمی و اصلی را در تمام نقاط جهان ایفا می کند. بر اساس گزارشی که در چاپ های اخیر کتاب سال اتحادیه انجمن های بین المللی(۱۷) آمده است در حال حاضر حدود ۱۲۵۰۰ سازمان بین المللی در جهان وجود دارد. بررسی بخشی از این سازمان ها به عنوان نمونه نشان داد که ۸۵ درصد آن ها انگلیسی را به عنوان زبان رسمی خود برگزیده اند و این نسبت، بسیار بالاتر از دیگر زبان ها بود. فرانسه در میان بقیه زبان ها بیش ترین کاربرد را داشت که میزان استفاده از آن به عنوان زبان رسمی، ۴۹ درصد بود.
سیاست بین المللی، در سطوح متعدد و به شیوه های گوناگون عمل می کند ولی حضور انگلیسی معمولاً در آن محسوس است. اعتراضات سیاسی به گونه های مختلف رخ می نمایانند. گاه به صورت پرسشی رسمی از یک وزیر، زمانی به شکل تجمع مسالمت آمیز گروه های فشار سیاسی در مقابل یک سفارتخانه، و گاهی نیز به شکل آشوب های خیابانی یا بمب گذاری نمایان می شود. هنگامی که دوربین های تلویزیون این وقایع را برای مخاطبان خود در سطح دنیا منعکس می کنند غالبا پیام هایی که به زبان انگلیسی بر پلاکاردها نوشته شده به عنوان بخشی از این رویداد توجه ما را به خود جلب می کند. زبان مادری اعتراض کنندگان هر چه باشد، خوب می دانند که اگر خواسته خود را به انگلیسی مطرح کنند بیش ترین تاثیر را خواهد گذاشت. نمونه معروفی از این دست چند سال پیش در هند روی داد. یک راهپیمایی به حمایت از زبان هندی و در مخالفت با زبان انگلیسی ترتیب داده شده بود و در شبکه های جهانی تلویزیون انعکاس یافت. بیش تر شعارهای پارچه نوشته ها به زبان هندی بود ولی یکی از تظاهرکنندگان زیرک شعاری را حمل می کرد که باعث می شد فریاد همقطارانش بُرد بیش تری یابد و بهتر از هر وسیله دیگری خواسته آن ها را به گوش جهانیان برساند. بر تابلویی که او در دست داشت نوشته شده بود: «Death to English» («مرگ بر انگلیسی»).

اقتصاد

تا آغاز قرن نوزدهم، بریتانیا به بزرگ ترین کشور صنعتی و تجاری جهان تبدیل شده بود. جمعیت این کشور که در سال ۱۷۰۰ پنج میلیون نفر بود تا سال ۱۸۰۰ بیش از دو برابر شده بود و در طی قرن نوزدهم هیچ کشوری را یارای برابری با رشد اقتصادی آن نبود. تولید ناخالص داخلی این کشور مدام رو به افزایش بود و به طور متوسط سالیانه دو درصد افزایش می یافت. تا سال ۱۸۰۰ حوزه های اصلی رشد اقتصادی که عبارت بودند از صنایع نساجی و معدن، تولیداتی را برای صادرات عرضه می کردند و همین امر باعث شد بریتانیا به عنوان «کارگاه جهان» شناخته شود. فناوری ماشین بخار، انقلابی در صنعت چاپ ایجاد کرد و منجر به ایجاد انبوهی کتاب به زبان انگلیسی شد که تا پیش از آن هنگام بی سابقه بود. در اوایل قرن نوزدهم، نظام بانکداری جهانی به ویژه در آلمان، بریتانیا و آمریکا رشدی فزاینده یافت و شهرهای لندن و نیویورک تبدیل به پایتخت های سرمایه گذاری اقتصادی در سراسر جهان شدند. در سال ۱۹۱۴ بریتانیا و آمریکا بر روی هم بیش از ده میلیارد دلار در خارج از کشورهایشان سرمایه گذاری کردند که این مبلغ سه برابر سرمایه گذاری فرانسه و تقریبا چهار برابر سرمایه گذاری آلمان بود. نتیجه این حالت، پدید آمدن نوعی «امپریالیسم اقتصادی» بود که جنبه تازه ای به توازن قدرت زبانی بخشید. ضرب المثل انگلیسی «پول سخن می گوید»(۱۸) وِرد زبان ها بود و زبانی که پول به آن سخن می گفت عمدتا انگلیسی بود.

مطبوعات

نزدیک به چهارصد سال است که زبان انگلیسی از مهم ترین ابزارهای مطبوعات به شمار می رود. قرن نوزدهم به دلیل به عرصه رسیدن فناوری جدید چاپ و شیوه های نوین تولید انبوه و حمل و نقل، دوره ای بود که عمده ترین پیشرفت ها در آن حاصل شد. این قرن همچنین شاهد رشد مطبوعات حقیقتا مستقل بود که عمدتا در ایالات متحده ترویج شدند و پا گرفتند. تا سال ۱۸۵۰ حدود چهارصد روزنامه در این کشور منتشر می شد و تا آغاز قرن بیستم، این تعداد به دو هزار روزنامه رسیده بود. در طی دهه های اول این قرنْ سانسور و اِعمال محدودیت های دیگر در قاره اروپا ادامه داشت و این، بدان معنا بود که سرعت رشد انعکاس اخبار مهم به زبان هایی غیر از انگلیسی بسیار کندی گرفته است. امروزه حدود یک سوم روزنامه های جهان در کشورهایی منتشر می شوند که زبان انگلیسی جایگاه ویژه ای در آن ها دارد و اکثریت این روزنامه ها نیز به زبان انگلیسی چاپ می شوند.
تکامل شیوه های کسب خبر، موجب تحکیم جایگاه ویژه ای شد که زبان انگلیسی در مطبوعات پر طرفدار برای خود یافته بود. در اواسط قرن نوزدهم و به ویژه پس از اختراع تلگراف، آژانس های خبری بزرگ به عرصه رسیدند. پل جولیوس رویتر(۱۹) دفتری در ایچن(۲۰) گشود ولی چیزی نگذشت که به لندن نقل مکان و در سال ۱۸۵۱ یک خبرگزاری راه اندازی کرد که هنوز نام او را بر خود دارد. تا سال ۱۸۷۰ وضعیت خبرگزاری رویتر به جایی رسیده بود که بیش از همه رقیبان خود در سراسر قاره اروپا مالک حق انحصاری اخبار در مناطق گوناگون بود. با ظهور خبرگزاری نیویورک آسوشیتدپرس(۲۱) در سال ۱۸۵۶، بیش ترین حجم اطلاعاتی که در دنیا از طریق سیم های تلگراف رد و بدل می شد به زبان انگلیسی بود.

تبلیغات

با هر چه نزدیک تر شدن پایان قرن نوزدهم، مجموعه ای از عوامل اجتماعی و اقتصادی، رشد شتابناک استفاده از آگهی های تبلیغاتی را به ویژه در کشورهایی که دارای صنعت پیشرفته تری بودند رقم زد. تولید انبوه، سیل کالاها را روانه بازار کرده بود و رقابت داغ را دامن می زد؛ قدرت خرید مصرف کنندگان رو به افزایش بود؛ و شیوه های نوین چاپ امکانات تازه ای را برای معرفی کالاها در اختیار تولیدکنندگان می گذاشت. ناشران آمریکایی دریافتند که می توانند با کسب درآمد از محل آگهی های تبلیغاتی، قیمت فروش نشریات خود را کاهش دهند و به این ترتیب شمارگان آن را به شدت افزایش بخشند. شاید دو سوم از مطالب یک روزنامه مدرن، به ویژه در آمریکا، به آگهی اختصاص می یابد. در طی قرن نوزدهم شعارهایی مبنی بر لزوم تبلیغات، بخشی جدایی ناپذیر از نشریات بود و مانند «نام تجاری» خود نشریه، همواره به چشم می خورد. شعار «تبلیغات، سودآور است»(۲۲) در دهه ۱۹۲۰ تبدیل به شعاری همگانی در ایالات متحده شده بود. بسیاری از محصولاتی که نامشان اکنون کاملاً آشناست، مثل کالاهایی که در کارخانه های فورد، کوکاکولا و کداک تولید می شوند، معروفیت و محبوبیت ویژه خود را مرهون همان دهه هستند. رسانه ها برای معرفی کالاها از شگرد ایجاز بهره گرفتند به طوری که حتی اگر مردم در یکی از وسایل نقلیه جدید در حال گذر سریع بودند بتوانند فحوای آگهی را ببینند و آن را به خاطر بسپارند. پوسترها، بیلبوردها، تابلوهای الکتریکی و تابلوهای فروشگاه ها و شگردهایی از این دست تبدیل به بخشی از صحنه های روزمره زندگی مردم شده بودند. با رشد بازارهای جهانی «رسانه های برون مرزی» به همه دنیا گسترش یافتند و تشخص و برجستگی آن ها در تقریبا تمامی شهرها امروزه یکی از جلوه های ویژه فراگیر بودن کاربرد زبان انگلیسی در سراسر جهان است. در کشورهایی که زبان انگلیسی فاقد جایگاهی ویژه است، آگهی هایی که به این زبان وجود دارد به لحاظ تعداد بیش تر از زبان های دیگر نیست ولی معمولاً برجسته تر و مطرح تر از آن هاست. انگلیسی آمریکایی سیطره اش را گسترانده بود: در سال ۱۹۷۲ فقط سه آژانس تبلیغاتی از کل سی آژانسی که در دنیا وجود داشت متعلق به آمریکاییان نبود.

رادیو و تلویزیون

چندین دهه طول کشید تا دانشمندان ــ عمدتا در بریتانیا و آمریکا ــ توانستند نتیجه تحقیقات و آزمایش های خود را در علم فیزیک به صورت ارسال علائم بی سیم و امواج رادیویی ببینند. سیستم مارکونی(۲۳) که در سال ۱۸۹۵ پایه گذاری شد توانست علائم تلگراف را تا فاصله یک مایلی ارسال کند. شش سال بعد وی موفق شد علائم رادیویی را به آن سوی اقیانوس اطلس مخابره نماید و تا سال ۱۹۱۸ این علائم به استرالیا نیز رسیده بودند. انگلیسی اولین زبانی بود که توسط امواج رادیویی مخابره شد، در عرض بیست و پنج سال پس از این که اولین علائم به دست مارکونی مخابره شد، سودای اجرای برنامه های رادیویی با مخاطبان عام به واقعیت پیوست. اولین ایستگاه تجاری رادیو در شهر پیتسبرگ در ایالت پنسیلوانیا اولین برنامه خود را در نوامبر سال ۱۹۲۰ پخش کرد و در ظرف دو سال، بیش از پانصد ایستگاه رادیویی در آمریکا مجوز فعالیت دریافت کردند. بیست سال بعد نیز نظیر همین گسترش سریع برای برنامه های عمومی تلویزیون رخ داد. در مورد این که رشد این رسانه ها تا چه حدی در گسترش زبان انگلیسی تاثیرگذار بود فقط می توانیم به گمانه زنی متوسل شویم. هیچ آماری در دست نیست که نشان دهد در سراسر جهان چه مدت زمانی به پخش برنامه های انگلیسی اختصاص می یابد یا چه مدت زمانی صرف شنیدن این برنامه ها می شود. ولی اگر فقط به برنامه هایی که برای مخاطبان ساکن در دیگر کشورها پخش می شود (مثل برنامه های سرویس جهانی بی بی سی و صدای آمریکا) نگاهی بیندازیم درمی یابیم که حجم این برنامه ها بسیار سنگین است: سرویس جهانی بی بی سی در هفته بیش از هزار ساعت برنامه پخش می کند و صدای آمریکا نیز دو برابر این مقدار. بسیاری از کشورهای دیگر نیز در طول سال های پس از جنگ بر ساعات پخش برنامه های برون مرزی خود به شدت افزودند و تعداد زیادی از این کشورها نظیر اتحاد شوروی، ایتالیا، ژاپن، لوکزامبورگ، هلند، سوئد و آلمان، برنامه های خود را به زبان انگلیسی تولید و پخش می کردند. هیچ گونه آمار و اطلاعاتی برای مقایسه تعداد شنوندگان هر یک از رادیوهایی که به زبان های مختلف برنامه پخش می کنند وجود ندارد. اما اگر فهرستی از زبان هایی تهیه کنیم که این کشورها برنامه های خود را در قالب آن تولید و پخش می کنند، خواهیم دید که فقط یک زبان است که در همه این لیست ها جای دارد: انگلیسی.

سینما

فناوری های جدیدی که متعاقب کشف نیروی الکتریسیته به ظهور رسیدند ماهیت سرگرمی های خانگی و خارج از خانه را به نحوی بنیادین تغییر دادند و راه هایی جدید برای رشد و گسترش زبان انگلیسی گشودند. در قرن نوزدهم، فناوری این صنعت در اروپا و آمریکا توسعه یافت؛ انگلیس و فرانسه نخستین کشورهایی بودند که راه رشد هنری و تجاری سینما را در سال ۱۸۹۵ هموار ساختند. ولی سال های پس از آن و در خلال جنگ جهانی اول، صنعت فیلمسازی اروپا از رشد باز ماند و چیزی نگذشت که تفوق و برتری در این حوزه از آنِ آمریکا شد که از سال ۱۹۱۵ شاهد برآمدن فیلم بلند، ستارگان سینمایی و استودیوهای بزرگی بود که همگی در هالیوود استقرار یافته بودند. هنگامی که صدا نیز در دهه ۱۹۲۰ به این فناوری افزوده شد، زبان انگلیسی بود که ناگهان بر دنیای فیلم سایه انداخت و علی رغم رشد صنعت فیلمسازی در سایر کشورها در دهه های بعدی، فیلم هایی که به زبان انگلیسی ساخته می شوند هنوز هم بر این رسانه حکمروایی دارند و هالیوود نیز هر روز بیش از پیش بر تولید معدودتری فیلم در سال تکیه می کند که تعداد عظیم و چشمگیری از مخاطبان را نشانه می رود. کم تر اتفاق می افتد که فیلم پر فروش و پر مخاطبی به زبانی غیر از انگلیسی ساخته شود. حدود هشتاد درصد از کل فیلم های بلندی که به صورت نمایشنامه منتشر می شوند نیز به زبان انگلیسی هستند. از میزان تاثیر فیلم های سینمایی بر مخاطبانی که به تماشای آن می نشینند نمی توان به قطع و یقین سخن گفت ولی بسیاری از صاحب نظران با کارگردانی به اسم ویم وندرز(۲۴) همرای هستند که: «مردم هر روز بیش از پیش به آنچه می بینند معتقد می شوند و آنچه را به آن معتقدند خریداری می کنند... مردم اتومبیلی را می رانند، لباسی را می پوشند، غذایی را می خورند و کالایی را می خرند که در فیلم ها می بینند.»( ۴ ) اگر این سخن صحیح باشد، پس بی شک می توان گفت ساخت اکثر فیلم ها به زبان انگلیسی، دست کم در بلند مدت، می تواند بسیار مهم باشد.

موسیقی پاپ

سینما، یکی از دو فناوری جدیدی بود که در پایان قرن نوزدهم جهت تفریح و سرگرمی مردم به ظهور رسید؛ فناوری دیگر، صنعت ضبط صدا بود. در این زمینه هم زبان انگلیسی پیشتاز و بی رقیب است. وقتی در سال ۱۸۷۷ توماس ادیسون دستگاه گرامافون را اختراع کرد که اولین دستگاهی بود که می توانست صدا را هم ضبط و هم پخش کند، اولین واژه هایی که در این دستگاه ضبط شد عبارت بود از «What God hath wrought» و پس از آن، شعر کودکانه «Mary had a little lamb». رشد تکنیکی این اختراع نیز پس از آن عمدتا در خود آمریکا رخ داد. همه شرکت های مطرح در زمینه موسیقی پاپ، انگلیسی زبان بودند و نخستین آن ها نیز شرکت آمریکایی کلمبیا بود که از سال ۱۸۹۸ کار خود را آغاز کرد. امروزه برنامه های رادیویی در سراسر جهان جولانگاه موسیقی انگلیسی پاپ است. بسیاری افراد نخستین بار زبان انگلیسی را در همین قالب می شنوند. قرن بعدی که آغاز می شد شرکت Tin Pan Alley (که نام مشهوری برای صنعت تولید موسیقی، مستقر در برادوی بود) جایگاه خود را تثبیت کرده بود و چیزی نگذشت که به عنوان سردمدار تولیدکنندگان موسیقی پاپ آمریکایی در سراسر جهان شهرت یافت. موسیقی جاز نیز با رشد نغمه های غم انگیز سیاهان جنوب آمریکا و نیز انواع دیگر جاز، بُعد تازه ای به گسترش زبان انگلیسی بخشید. دیگر تا زمان به عرصه رسیدن موزیک مدرن پاپ، عرصه این نوع موسیقی تقریبا به تمامی در اختیار زبان انگلیسی در آمده بود. ستاره های پاپ که خاستگاهشان دو کشور عمده انگلیسی زبان بود به سرعت بر دنیای ضبط این نوع موسیقی حکمفرما شدند: بیل هیلی و کامتز و الویس پریسلی در آمریکا؛ و بیتل ها و رولینگ استونز در انگلستان. انبوه افرادی که در سراسر جهان به خوانندگان پاپ گوش فرا می دادند از دهه ۱۹۶۰ به این سو به مخاطبان ثابت این خوانندگان تبدیل شدند. هیچ وسیله ای تا به حال نتوانسته به تنهایی زبان انگلیسی را چنین فراگیر و با این سرعت در میان جوانان دنیا بگستراند.

سفرهای بین المللی و امنیت

دلایل سفر به خارج، متعدد و گوناگونند. هر سفری که به خارج از کشور صورت می گیرد به لحاظ زبانی با نتایجی همراه است، از جمله این نتایج این است که زبانی ترجمه می شود، فراگرفته می شود یا تحمیل می گردد و نتیجتا می توان گفت گرایش به سفر به تدریج و در طی زمان، تبدیل به عاملی تاثیرگذار بر زبان می شود. بنابراین اگر در حال حاضر حرکتی به سوی استفاده جهانی از انگلیسی وجود دارد می توان انتظار داشت که این زبان در این حیطه نیز مورد توجه ویژه ای قرار گیرد؛ شواهد نیز جز این را نمی گوید. افرادی که لزوم دست زدن به سفرهای بین المللی، آن ها را به دنیای تورهای دسته جمعی، جلسات کاری، همایش های علمی، تفاهم نامه های بین المللی، شرکت در اجتماعات، رویدادهای ورزشی، اشتغالات نظامی و دیگر گردهمایی های «رسمی» وارد می کند ناچارند برای رفع بخش عمده ای از نیازهای خود در زمینه اسکان و حمل و نقل، به زبان انگلیسی متوسل شوند. اکنون دستورالعمل های ایمنی در هواپیماها و کشتی ها، اطلاعات مربوط به اقدامات لازم به هنگام بروز وضع اضطراری در هتل ها، و توضیح مسیرهای مکان های مهم در همه کشورها علاوه بر زبان محلی به زبان انگلیسی است. اکثر دستورالعمل ها در باره بستن کمربند ایمنی، یافتن محل قایق های نجات یا آگاهی از محل پله های خروج اضطراری، همگی به زبان انگلیسی در اختیار ما گذاشته می شوند.
یکی از جنبه های خاص مسئله ایمنی، چگونگی استفاده از زبان به عنوان وسیله ای برای کنترل عملیات حمل و نقل بین المللی به ویژه در زمینه کشتیرانی و هواپیمایی است. اکنون انگلیسی به عنوان زبان بین المللی کشتیرانی شناخته شده و تحت عنوان «انگلیسی ضروری برای استفاده بین المللی در صنعت کشتیرانی»(۲۵) که غالبا «گفتار دریا»(۲۶) به آن اطلاق می شود به کار می رود. در سال های اخیر نیز پیشرفت هایی در زمینه طراحی سیستم هایی به منظور ایجاد ارتباط بین سازمان های دخیل در مهار وضعیت های اضطراری روی زمین و در خشکی ــ به خصوص بین سازمان های آتش نشانی، اورژانس و نیروی پلیس ــ حاصل شده است. در حال حاضر چیزی به نام «گفتار وضعیت اضطراری»(۲۷) وجود دارد که می کوشد مشکلات موجود در زمینه بروز ابهام را بین کسانی که در دو سوی کانال مانش قرار دارند حل نماید. در این جا باید به «گفتار هوایی»(۲۸) نیز اشاره کنیم که زبان کنترل صنعت بین المللی هوانوردی است. این زبان پس از جنگ دوم جهانی که سازمان بین المللی هوانوردی غیرنظامی(۲۹) تاسیس شد به منصه ظهور رسید. در آن زمان بود که بر سر این نکته توافق حاصل شد که در مواردی که زبان خلبانان و افراد برج مراقبت با یکدیگر متفاوت است، انگلیسی به عنوان زبان بین المللی هوانوردی به کار گرفته شود. از آن هنگام تاکنون بیش از ۱۸۰ کشور از واژگان تخصصی انگلیسی که این سازمان پیشنهاد کرده است استفاده می کنند هر چند که باید به این نکته نیز توجه داشت که هیچ اجباری در این باره دخیل نبوده است.

آموزش

انگلیسی، وسیله انتقال بخش قابل توجهی از دانش جهانی به ویژه در زمینه علوم و فناوری است. کار آموزش نیز چیزی جز دستیابی به دانش نیست. هنگامی که به واکاوی این موضوع می پردازیم که چرا در سال های اخیر چنین تعداد پرشماری از کشورها انگلیسی را به عنوان زبان رسمی خود برگزیده اند یا آن را به عنوان اصلی ترین زبان خارجی در مدارس تدریس می کنند، یکی از مهم ترین پاسخ هایی که به آن می رسیم، آموزش ــ به معنای عام کلمه ــ است. سریدات رامفال(۳۰) در یکی از نوشته های خود در سال ۱۹۹۶ توضیحی می دهد که به این موضوع بی ارتباط نیست:
اندکی پس از این که من سمت دبیر کلی کشورهای مشترک المنافع را در سال ۱۹۷۵ عهده دار شدم ضمن دیدار با نخست وزیر سریلانکا خانم سیریماوو باندارانایکه(۳۱) در کلمبو در باره راه های کمک دبیرخانه کشورهای مشترک المنافع به این کشور با او گفتگو کردم. پاسخ او فوری و روشن بود: «افرادی را برایمان بفرستید که معلمان ما را در زمینه تدریس انگلیسی به عنوان زبان دوم آموزش دهند.» گویی شگفت زدگی را در چهره من خوانده باشد بیش تر توضیح داد و گفت سیاست هایی که همسرش بیست سال پیش از آن در جهت گسترش زبان سینهالی(۳۲) به عنوان زبان رسمی کشور به کار گرفته بود، به قدری موفقیت آمیز بوده است که در جریان آن، سریلانکا ــ که مدت های مدید گل سرسبد دنیای انگلیسی زبان در آسیا بود ــ انگلیسی را از دست داد و حتی به عنوان زبان دوم نیز آن را به فراموشی سپرد و فقط سریلانکایی هایی که تحصیلات عالیه دارند دانش انگلیسی خود را از کف نداده اند. دغدغه نخست وزیر، مسئله رشد و توسعه کشور بود. گفت کشاورزان قادر به خواندن دستورالعمل های روی کیسه های کودهای وارداتی نیستند و صادرکنندگان کود که در بازارهای جهانی حضور دارند نیز نمی توانند این دستوالعمل ها را به زبان سینهالی روی کیسه ها چاپ کنند. سریلانکا در حال از دست دادن ارتباط خود با زبان بین المللی ــ انگلیسی ــ است.( ۵ )
از دهه ۱۹۶۰ به این سو، انگلیسی تبدیل به ابزاری طبیعی برای آموزش عالی در بسیاری کشورها ــ از جمله کشورهایی که زبان رسمی آن انگلیسی نیست ــ شده است. هیچ یک از کشورهای آفریقایی از زبان بومی خود در سطوح آموزش عالی استفاده نمی کنند و در غالب موارد، انگلیسی مورد استفاده قرار می گیرد. در طی سی سال اخیر، آموزش زبان انگلیسی تبدیل به یکی از پر رونق ترین حرفه ها در سراسر جهان شده است.

ارتباطات

اگر یک زبان حقیقتا وسیله ارتباط بین المللی باشد، بیش از همه چیز در خدماتی جلوه خواهد کرد که مستقیما با موضوع ارتباطات ــ یعنی سیستم های پست، تلفن و شبکه های اینترنت ــ سر و کار دارد. البته کسب اطلاعات در باره استفاده از زبان انگلیسی در این حیطه ها کار ساده ای نیست. گفته می شود که سه چهارم نامه ها در جهان به زبان انگلیسی نوشته می شوند، ولی از آن جا که هیچ کس زبانی را که ما نامه های خود را به آن می نویسیم کنترل نمی کند، با این آمار باید با احتیاط فراوانی برخورد کرد. فقط در اینترنت که پیام ها و اطلاعات برای مدتی نامحدود باقی می ماند، می توان در باره حجم روزانه مراسلات به زبان انگلیسی (حداقل بین کاربران کامپیوتر) اطلاعاتی کسب کرد. در باره این موضوع در فصل ۳ به طور جداگانه به بحث خواهیم پرداخت ولی به نکته ای که به این بخش مربوط می شود می توان در این جا اشاره کرد. اینترنت به عنوان رسانه ای انگلیسی زبان پا به عرصه وجود گذاشت و زبان انگلیسی تا به حال سلطه و برتری اش را بر این رسانه حفظ کرده است. در اواخر دهه ۱۹۶۰ این پدیده تحت عنوان ARPANET که علامت اختصاری برای عبارت «شبکه آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته»(۳۳) بود به عنوان یک شبکه غیر متمرکز ملی طراحی شد و شروع به کار کرد و هدف آن عبارت بود از مرتبط ساختن موسسات مهم دانشگاهی و دولتی آمریکا به گونه ای که در صورت بروز جنگ از ویرانی های آن در امان بماند. به همین دلیل زبان این شبکه، انگلیسی بود و هنگامی که مردم کشورهای دیگر نیز به آن متصل شدند چاره ای جز استفاده از زبان انگلیسی نداشتند. برتری این زبان هنگامی تحکیم و تثبیت شد که خدمات این شبکه در دهه ۱۹۸۰ به روی سازمان های خصوصی و تجاری گشوده شد که بیش ترشان (به دلایلی که ذکر شد) عمدتا از طریق انگلیسی با یکدیگر مراوده و ارتباط داشتند. در این زمان یک دلیل فنی و تکنیکی نیز موجب استحکام بیش تر این زبان شد. اولین پروتکل هایی که برای انتقال اطلاعات بر روی شبکه طراحی شد الفبای انگلیسی را مد نظر داشت و حتی امروز هم هیچ جستجوگری نمی تواند همه اطلاعاتی را که به زبان های گوناگون داده می شود تشخیص دهد و بخواند. اما تعداد کاربران غیر انگلیسی زبان اینترنت رو به افزایش است و اکنون از تعداد کاربران جدید انگلیسی زبان نیز بیش تر شده است. نتایجی که این پدیده متوجه زبان های اقلیت می کند در فصل ۳ مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نظرات کاربران درباره کتاب انقلاب زبانی