مهدی، پسر بزرگ حاج علی اصغر فخارزاده در میان ۲۵ فرزند وی با وجود وضعیت سخت اقتصادی خانوادهاش، در دوران کودکی، بسیار سخت کوش، درس خوان و با پشتکار بود. پدر مهدی به سنن و آداب ایرانی بسیار پایبند بود.
ارزش های انسانی همچون سخت کوشی و دانش اندوزی نشات گرفته از مفهوم فقر هستند و مهدی نیز در چنین شرایطی بزرگ شد. وی میگوید: "صنعتگران پُر افتخار ایرانی الهام بخش من بودند. من عاشق کارهای آن ها بودم. کنار آن ها مینشستم و در چشم آن ها خیره می شدم در حالی که روزها و هفتهها را سرگرم ساخت هنرهای دستی مشهور نقرهکاری، برنزی و میناکاری بودند. کارگران نساجی طرح هایی زیبا و پیچیده میبافتند و قالی های ایرانی همچون مخمل، نرم و ظریف بودند."
سومین ارزش پدرِ مهدی که همان پشتکار بود تاثیر عمیقی بر مهدی داشت، وی دوران دبستان را در تهران سپری کرد. در همین سال ها بود که سه ارزش اساسی و مهم شخصیت مهدی شکل گرفت: سخت کوشی، دانش اندوزی و پشتکار.
پدرِ مهدی بزرگترین و مهمترین فردی بود که در شکل گیری شخصیت انسانی وی تاثیر داشت. در خانوادههای ایرانی پدر، حرمت و احترام خاصی دارد. مادرش هنگامی که او ۶ سال داشت در سن ۲۴ سالگی درگذشت.
مهدی توضیح می دهد: "به یاد دارم وقتی پدرم وارد اتاق می شد جلوی پای او بلند می شدم و تا وقتی که او نمی نشست، من هم نمینشستم. دنیای امروز نیازمند حرمت های این چنینی است."
حاج علی اصغر به عنوان یک مغازه دار و صاحب املاک، نمونه بارزی از سخت کوشی، صنعت گری و صداقت بود. وی تاکید خاصی بر آموزهها و سنن ایرانی، همچون کمک به دیگران داشت.
مهدی میگوید: "کمک به مردم در تار و پود زندگی من نهفته است. اگر کسی از من درخواستی داشته باشد، تا هنگامی که آن را انجام ندهم خواب ندارم. از کمک به دیگران لذت میبرم."
اما مهدی در کسب یکی از اصول خود یعنی "دانش قدرت است" فراتر از آموزههای پدرش پیش رفت. مهدی میگوید: "پدرم معتقد بود که کسب دانش تا جایی که برای آدمی مهارت بیاورد کافی است." دیدگاه متفاوت پدر و پسر در کسب علم و دانش موجب شد که مهدی آینده دیگری را در پیش بگیرد.