فیدیبو نماینده قانونی نشر موغام و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل

کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل

نسخه الکترونیک کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل

شاید این پرسش برای هر مخاطب آشنا به اسطوره‌شناسی و یا اساساً روش‌شناسی در مفهوم عام آن مطرح باشد که چرا ما ساکنان قرن بیست و یکم باید به زندگی و نظریه‌ی شخصیتی بپردازیم که به قرن بیستم تعلق دارد؟ چرا با وجود ده‌ها نظریه‌ی گوناگونی که در این فاصله‌ی زمانی شکل گرفته‌اند لازم است به نظریه‌ی شخصیتی مانند دومزیل یا کمبل و یا فرای مشغول شویم؟ آیا به این دلیل که نظریه‌های یاد شده بخشی از تاریخ اسطوره‌شناسی تلقی می‌شوند و هر جامعه‌ای باید آن‌ها را بشناسد تا دچار شکاف و نقصان تاریخی در این حوزه نشود؟ شکافی که می‌تواند همواره پژوهش در این حوزه را دستخوش نارسایی‌های بنیادین کند. یا از این‌که این نظریه‌ها هنوز هم قابل استفاده هستند و می‌توان در برخی از پژوهش‌های اسطوره‌ای روش‌های یاد شده را به کار برد؟ پاسخ کامل این پرسش‌ها دست کم در مورد ژرژ دومزیل مشخص نمی‌شود مگر آن‌که این کتاب و کتاب‌هایی از این دست نوشته و خوانده شوند. آثاری که به این شخصیت و نظرات وی به طور تالیفی، گسترده و عمیق بپردازند. بدیهی است این مهم به خصوص هنگامی بیشتر روشن می‌شود که روش وی بر روی آثار معاصر مورد سنجش قرار گیرد. گفتنی است که ژرژ دومزیل شخصیتی چند وجهی دارد و از نسل محققان بزرگ به شمار می‌آید. وی زبان‌شناس، اسطوره‌شناس، و محقق ادیان و تمدن‌هاست، به ویژه ادیان و تمدن‌های هندواروپایی. البته مهم‌ترین ویژگی علمی دومزیل اسطوره‌شناسی وی است. او یکی از برجسته‌ترین اسطوره‌شناسان قرن بیستم و به طور کلی تاریخ دانش اسطوره‌شناسی به حساب می‌آید که تاثیر عمیقی بر این دانش به ویژه بر اسطوره‌شناسی تطبیقی به جای گذارده است.

ادامه...
  • ناشر نشر موغام
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 5.2 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

شاید این پرسش برای هر مخاطب آشنا به اسطوره شناسی و یا اساساً روش شناسی در مفهوم عام آن مطرح باشد که چرا ما ساکنان قرن بیست و یکم باید به زندگی و نظریه ی شخصیتی بپردازیم که به قرن بیستم تعلق دارد؟ چرا با وجود ده ها نظریه ی گوناگونی که در این فاصله ی زمانی شکل گرفته اند لازم است به نظریه ی شخصیتی مانند دومزیل یا کمبل و یا فرای مشغول شویم؟ آیا به این دلیل که نظریه های یاد شده بخشی از تاریخ اسطوره شناسی تلقی می شوند و هر جامعه ای باید آن ها را بشناسد تا دچار شکاف و نقصان تاریخی در این حوزه نشود؟ شکافی که می تواند همواره پژوهش در این حوزه را دستخوش نارسایی های بنیادین کند. یا از این که این نظریه ها هنوز هم قابل استفاده هستند و می توان در برخی از پژوهش های اسطوره ای روش های یاد شده را به کار برد؟ پاسخ کامل این پرسش ها دست کم در مورد ژرژ دومزیل مشخص نمی شود مگر آن که این کتاب و کتاب هایی از این دست نوشته و خوانده شوند. آثاری که به این شخصیت و نظرات وی به طور تالیفی، گسترده و عمیق بپردازند. بدیهی است این مهم به خصوص هنگامی بیشتر روشن می شود که روش وی بر روی آثار معاصر مورد سنجش قرار گیرد.
گفتنی است که ژرژ دومزیل شخصیتی چند وجهی دارد و از نسل محققان بزرگ به شمار می آید. وی زبان شناس، اسطوره شناس، و محقق ادیان و تمدن هاست، به ویژه ادیان و تمدن های هندواروپایی. البته مهم ترین ویژگی علمی دومزیل اسطوره شناسی وی است. او یکی از برجسته ترین اسطوره شناسان قرن بیستم و به طور کلی تاریخ دانش اسطوره شناسی به حساب می آید که تاثیر عمیقی بر این دانش به ویژه بر اسطوره شناسی تطبیقی به جای گذارده است. نظریه ی کنش گرایانه ی وی به خصوص کنش های سه گانه در جوامع هندواروپایی موجب دگرگونی های بنیادین در عرصه ی این دانش شد. دومزیل با ارائه ی این نظریه دانش اسطوره شناسی را از فیلولوژی مستقل کرد و توانست این دانش را از بن بست های نظری بزرگی که دچار شده بود خارج کند. این نظریه بر سه گانه ی کنش های این جوامع یعنی شهریاری، سلحشوری و پیشه وری استوار گردیده است.
نظریه ی کنش های سه گانه برای تحقیق در مورد جوامع نخستین هندواروپایی طراحی شده است. با این روش تعدادی از آثار ادبی و هنری که تا قبل از آن روش مناسبی برای تحقیق نداشتند مطالعه گردیدند. هنوز نیز جوامع باستانی هندواروپایی به عنوان پیکره های اصلی مطالعات این نظریه و روش تلقی می گردند. آثار ادبی و هنری، همچنین حکمی و سیاسی این اقوام که بخش گسترده ای از آثار تاریخی و باستانی جامعه ی بشری را به خود اختصاص می دهند با این نظریه مورد مطالعه قرار می گیرند. با این حال جوامع کنونی این تمدن ها نیز با توجه به نسبتی که با گذشته ی خویش برقرار می کنند، می توانند مورد توجه این رویکرد قرار گیرند. نیاز به توضیح ندارد که هر چه این جوامع اصالت خویش را بیش تر حفظ کرده باشند، بیش تر مورد نظر این مطالعات خواهند بود. این کتاب تلاش کرده است تا نمونه هایی را برای چنین کاربردی مورد توجه قرار دهد.
گفتنی است که اسطوره شناسی پس از ماکس مولر و نظریه ی وی تا مدت ها نتوانست خود را تغییر داده و توسعه بخشد چرا که بیش از حد مغلوب این اندیشمند و نظریه پرداز بزرگ قرار داشت. به عبارت دیگر مولر توانست نه فقط رقبای معاصر خویش بلکه رقبای نسل پس از خود را نیز مرعوب کند. در واقع، پس از مولر کشفیات و نظریه های تازه عرصه ی دانش های گوناگون را دستخوش تغییر قرار داده بود در حالی که اسطوره شناسی همچنان شیفته ی فیلولوژی مولری باقی مانده بود. و این همه در حالی بود که دستاوردهای زبان شناسی سوسوری بسیاری از اصول فیلولوژی را به چالش کشیده و ارزش آن ها را مورد انکار قرار می داد. دومزیل از کسانی بود که پس از مقاومت های زیاد اولیه بالاخره متوجه شد که پارادایم نوین – شکل گرفته بر اساس زبان شناسی سوسوری- غیرقابل اجتناب است و نقدهایش را نمی شود نادیده گرفت. و همین آگاهی به دستاوردهای تازه و پی بردن به ضعف های نظریه های گذشته بود که دومزیل را به تامل واداشت. تاملاتی که رفته رفته میوه دادند و راه و روشی نو را پیش پای نه فقط این محقق بلکه همه ی محققان این عرصه قرار دادند.
همچنین باید اضافه کرد که مطالعه ی اندیشه و آراء ژرژ دومزیل فقط مطالعه ی یک اسطوره شناس بزرگ و تجلیل از پژوهش های علمی وی نیست بلکه تجلیل از اراده ی علمی شخصیتی کم نظیر است. اراده ای که موجب می شود تا انسانیت گام های خویش را به سوی توسعه و پیشرفت طی کند. انسانی که بارها به زمین می خورد و بلند می شود و بالاخره علت زمین خوردن را می کاود و می یابد و سپس راه برون رفت آن را می جوید و نه فقط خود بلکه یک دانش، یک بخش از معرفت را از بن بست خارج می کند. خواندن زندگی و شرح آراء این بزرگان فقط برای یادگیری چند نظریه ی بزرگ در حوزه ی اسطوره شناسی نیست بلکه آشنایی با روش و منشی است که منجر به شکل گیری نظریه ها می شود. و ما بیش از نظریه ها به چگونگی شکل گیری نظریه ها نیازمندیم تا بتوانیم دانشگاهی نظریه پرداز بنا کرده و اندیشمندانی مولف تربیت کنیم.
دومزیل رساله ی دکتری خویش را زیر نظر آنتوان میه زبان شناس معروف آن دوره با عنوان «ضیافت جاودانگی، پژوهشی تطبیقی در اسطوره های هندواروپایی» گذراند. این رساله به دلیل این که نتوانسته بود از دستاوردهای تازه ی زبان شناسی و همچنین دانش استادش بهره ی کافی ببرد مورد استقبال قرار نگرفت. برعکس توسط میه و برخی از محققان جوان زبان شناسی طرد شد. و همراه با این اثر و نظریه خود ژرژ دومزیل نیز از کانون های تاثیرگذار علمی طرد گردید. وی مجبور شد به ترکیه عزیمت کند و مدتی به عنوان مدرس در آن جا اقامت گزیند. اما همین دوری و سپس بازگشت مجدد به فرانسه و مقایسه ی نظرات خود با نظرات نوین بود که وی را به تامل واداشته و مجبور کرد در رویکرد و نگرش اسطوره ای خویش تجدید نظر بکند.
دلیل دیگری که می تواند مطالعه ی نظریه و حتی شخصیت ژرژ دومزیل را توجیه کند همانا توجه این محقق برجسته به جهان اسطوره های ایرانی است. ژرژ دومزیل توجه ویژه ای به اسطوره های هندوایرانی داشت و وی همچنین کتاب هایی ویژه در مورد اسطوره های ایرانی نوشت که یکی از مهم ترین آن ها عبارت است از «بررسی اسطوره ی کاووس در اساطیر ایرانی و هندی». در حقیقت، تمدن ایرانی به عنوان یکی از تمدن های هندواروپایی پیکر مناسبی برای پژوهش های کنش گرایانه ی ژرژ دومزیل به شمار می رود. سه گانه های ایرانی مانند سه وجوه نیکی در دین زرتشت، سه بیم داریوش در کتیبه بیستون، سه منش متفاوت پسران فریدون، سه شیوه ی متفاوت در پزشکی سنتی و بسیاری دیگر موضوعاتی هستند که می توان آن ها را با رویکرد کنش گرایانه ی دومزیلی مورد مطالعه قرار داد. کوتاه سخن این که مطالعه ی شخصیت و نظریه ی ژرژ دومزیل هم به خاطر ایران شناسی و اسطوره شناسی، و هم به خاطر نظریه شناسی و روش شناسی، نه فقط لازم بلکه در برخی موارد ضروری به نظر می رسد.
نا گفته نماند که ژرژ دومزیل پیش تر به لطف تعداد معدودی از محققان مانند بهمن سرکاراتی، جلال ستاری، مهدی باقی و شیرین مختاریان و بهار مختاریان به جامعه ی علمی ما شناسانده شده است. اما، بیش تر این تحقیقات به ترجمه هایی از آثار این محقق فرانسوی باز می گردد نه تالیفی بنیادین در جهت تبیین روش و نظریه ی او. امید است کتاب حاضر اقدامی تازه و جدی برای شناساندن بیش تر ژرژ دومزیل به جامعه ی علمی کشور محسوب گردد و با این کتاب جوامع علمی در ایران یک گام دیگر به سوی تالیف در حوزه ی دانش اسطوره شناسی بر دارند.

بخش نخست: شخصیت علمی ژرژ دومزیل و شکل گیری آن

نوشتار حاضر در پی آن نیست که به ارائه ی یک زندگی نامه ی شخصی ژرژ دومزیل بپردازد. بلکه همان طور که از عنوان آن نیز بر می آید، بر آن است که به تبیین شخصیت علمی او و نحوه ی شکل گیری و خاستگاه­های فکری وی پرداخته و از این راه زمینه ی لازم برای مطالعه ی آراء و نظرات و در نهایت نظریه مهم او در زمینه اسطوره شناسی را فراهم آورد. بر این اساس، در ادامه نخست توصیفی اجمالی از شخصیت علمی ژرژ دومزیل مورد توجه قرار می گیرد تا در پی آن به تفصیل به خاستگاه­های آن و از این طریق هم نحوه ی شکل گیری آن پرداخته شود.
ژرژ دومزیل(۱) از برجسته ترین چهره های اسطوره شناسی تطبیقی محسوب می گردد. او همچنین از مهم ترین شخصیت هایی است که در خصوص اسطوره های هندواروپایی تحقیق کرده است. وی در این خصوص نظرات بدیعی دارد که توجه بسیاری از محققان به ویژه اسطوره شناسان را به خود جلب کرده است. گرچه بخش قابل توجهی از آراء و نظرات دومزیل توسط خود وی و برخی محققان پسین مورد تردید و انکار قرار گرفته است اما تاثیری که همین پژوهش ها بر پیشرفت دانش اسطوره ای و حتی در ابعاد گسترده تر دانش های علوم انسانی در مفهوم عام آن داشته است غیر قابل انکار است. دومزیل پژوهشگری خستگی ناپذیر بود که به رغم مشکلات فراوان، مواجهه ی با دو جنگ جهانی، نداشتن راهنمایی جدی و به دنبال آن وجود اشتباهات روش شناختی به ویژه در دهه های نخست تحقیق، توانست رفته رفته خود را به عنوان کارشناسی برجسته و محققی غیر قابل اجتناب بشناساند تا جایی که هیچ یک از کسانی که وی را در سال های نخست تحقیق می شناختند نمی توانستند حدس بزنند که او به بالاترین مدارج علمی همچون استادی در کالج دو فرانس و عضویت در آکادمی فرانسه نائل شود.
ژرژ دومزیل چهارم مارس ۱۸۹۸ در پاریس زاده شد. پدر او در خدمت ارتش بود که از این راه کودکی و نوجوانی و حتی جوانی او هم به دلیل شغل پدر به طور پیوسته در انتقال از جایی به جای دیگر سپری شد. چنان که هر سال از تحصیلات متوسطه را در شهری دیگر و دبیرستانی دیگر (تروا(۲)، تارب(۳)، لویی کبیر(۴)،...) گذراند. سال سوم دبیرستان دومزیل در کتابخانه ی پدربزرگ مادری خود با کتابی از میشل برال(۵) آشنا شد که در واقع در حکم یک فرهنگ ریشه شناختی زبان لاتین(۶) برای دانش آموزان مقطع دبیرستان بود، و از این که واژه ی "پدر" در لغت سنسکریت Pitar است و واژه­ی "مادر" Matar سخت شگفت زده شد. دومزیل خود اذعان می کند که به همین دلیل میشل برال استاد محبوب دوران جوانی اش بوده است، همچنین آنتوان میه(۷). آنتوان میه استاد معلم زبان لاتین دومزیل در سال چهارم دبیرستان، آلفرد ارنو(۸)، بود و زبان شناس برجسته ای که کتاب دستور زبان تطبیقی(۹) بروگمان(۱۰) را به زبان فرانسه ترجمه کرده بود. او یکی از شخصیت های بزرگ و موثر در نیمه ی نخست قرن بیستم محسوب می شد، او شاگرد فردینان دو سوسور(۱۱) بنیان گذار زبان شناسی بود و در تدوین و نشر آثار و عقاید سوسور نقش مهمی ایفاء کرده بود. البته متاسفانه دومزیل از این جنبه ی میه نتوانست به خوبی بهره ببرد. و به همین دلیل هم از دستاوردهای زبان شناسی که به سرعت در حال تغییر و توسعه بود دیر و بسیار کم استفاده کرد.
آشنایی با این اساتید و آثار آنان دومزیل جوان را به زبان لاتین، زبان شناسی تاریخی (فیلولوژی(۱۲))، و خصوصاً زبان شناسی تاریخی تطبیقی(۱۳)، سخت علاقه مند کرد. البته زمانی که او راهی دانش سرای عالی دولتی(۱۴) شد (۱۹۱۶)، هنوز شک داشت که فلسفه بخواند یا زبان شناسی تاریخی. چنان که حتی چندین بار در کلاس درس لئون روبن(۱۵) که کتاب جمهور(۱۶) افلاطون(۱۷) را تدریس می کرد هم حاضر شد، اما، آشنایی با کتاب شاخه ی زرین(۱۸) فریزر(۱۹) و کتاب نگاهی به تاریخ زبان یونانی(۲۰) آنتوان میه او را متقاعد کرد که رشته ی مورد علاقه اش به یقین همان زبان شناسی تاریخی تطبیقی است چرا که کندن از روایت های اسطوره ای دیگر برای او عملاً امکان پذیر نمی نمود.
با بروز جنگ جهانی اول تحصیلات دومزیل دچار وقفه شد. بهار ۱۹۱۷ او به خدمت نظام فراخوانده شد تا پس از چهار ماه آموزش نظامی به عنوان افسر تحت تعلیم در جنگ شرکت کند. به گفته ی خود دومزیل، پیش آمدها به گونه ای بود که گویی روح خبیثی می کوشید تا او را از آموختن زبان لاتین باز دارد. پس از جنگ، اواخر ۱۹۱۹، دومزیل در آزمون داوطلبان شایسته ی تدریس در مدارس متوسطه شرکت کرده و در رشته ی ادبیات برای تدریس در مدرسه ی عالی بووه(۲۱) پذیرفته شد. اما پس از اندکی، اکتبر ۱۹۲۰، دومزیل که نمی توانست زندگی یک معلم مدرسه ی متوسطه را تحمل کند، کار خود را رها کرد تا زیرنظر زبان شناس تاریخی برجسته ی آن زمان، آنتوان میه، خود را وقف تهیه ی رساله ی دکتری خود کند: ضیافت جاودانگی – پژوهشی تطبیقی در اسطوره های هندواروپایی(۲۲). در حالی که از سویی هم درصدد آن بود که بیرون از فرانسه برای خود شغلی دست و پا کند. چنان که اندکی بعد به عنوان مربی زبان فرانسه در دانشگاه ورشو(۲۳) مشغول به کار شد. اما دوری از فرانسه در آن زمان برای دومزیل بس دردناک بود، از این راه پس از شش ماه استعفا داد و در تابستان ۱۹۲۱ به پاریس بازگشت. و پس از سه سال پژوهش بی وقفه، در سال ۱۹۲۴ رساله ی دکتری خود را به پایان رساند.
دومزیل به محض اتمام رساله ی دکتری خود به همراه همسرش که به تازگی ازدواج کرده بودند بر اساس قراردادی به ترکیه رفت تا به عنوان استاد تاریخ ادیان در دانشگاه استانبول تدریس کند. در این دوره مصطفی آتاترک برای روحانیت زدایی از ترکیه می کوشید تا مبحث دین هم مانند رشته ای علمی در کنار دیگر رشته ها در دانشگاه ها تدریس شود. یکی از افرادی که برای این کار و انتقال تجربیات فرانسویان به ترک ها اعزام شد همانا ژرژ دومزیل بود. او شش سال (۱۹۳۱-۱۹۲۵) در ترکیه درس داد. دومزیل در این مدت علاوه بر زبان ترکی، زبان های قفقازی و خاصه زبانی را که بعدها زبان "خاص" وی شد، زبان اوبیخی(۲۴)، نیز یاد گرفت. گفتنی است که دومزیل از اقامت شش ساله ی خود در ترکیه همواره با تعبیر "بهترین سال های زندگی ام" یاد می کند.
در سال ۱۹۳۱ دومزیل به همراه خانواده ی خود، و به رغم میل باطنی خود، از ترکیه به سوئد نقل مکان کرد تا در دانشگاه اوپسالا(۲۵) تدریس کند. لازم به توضیح است که عموم کشورهای اسکاندیناوی، خصوصاً مراکز فرهنگی- تحقیقاتی و دانشگاه های کشور سوئد، در آن دوره محققانی بسیار برجسته و شرق شناسانی بسیار صاحب نام داشتند. مکاتب شرقشناسی حوزه اسکاندیناو از زمره فعالترین مکاتب آن دوره محسوب می شدند و نظرات بدیعی در خصوص اندیشه و تفکر شرقی داشتند. بنابراین حضور دومزیل در آن محیط کمک شایانی به اندیشه های پسین وی گذاشت.
دومزیل بالاخره در سال ۱۹۳۳ توانست به فرانسه بازگردد و در مدرسه مطالعات عالی که زیر نظر سیلون لوی(۲۶) بود مدیریت مطالعات "اسطوره شناسی تطبیقی" را که بعدها به "اسطوره شناسی هندواروپایی" تغییر نام داد به عهده بگیرد. نظرات تازه دومزیل که توضیح داده خواهد شد موجب گردید تا وی مورد توجه قرار گیرد. در سال ۱۹۴۸ هنگامی که آثار او آرام آرام در خارج از فرانسه هم شناخته می شد، دوستانش به وی پیشنهاد کردند تا برای کالج دو فرانس(۲۷) داوطلب گردد. دومزیل خود می گوید که این کار از سخت ترین و در عین حال تعیین کننده ترین مسائلی بود که در زندگی علمی خود با آن برخورد کرده است. توضیح این که، پس از مخالفت ها و دفاعیه های بسیار، به ویژه دفاعیه ی امیل بنونیست(۲۸)، دومزیل وارد کالج دو فرانس شد و برای این که از کرسی تخصصی و مرتبطی برخوردار باشد به توصیه ی بنونیست کرسی "تمدن هندواروپایی" فقط به خاطر وی راه اندازی شد. دومزیل در آن مقام بود تا این که در سال ۱۹۶۸ بازنشسته شد. در طی این سال ها او با بسیاری از اندیشمندان دوره ی خود به ویژه کسانی همانند کلود لوی استروس(۲۹) و میرچا الیاده(۳۰) که به طور جدی بر روی اسطوره ها و ادیان و زبان ها کار می کردند مرتبط بود و به ویژه از طریق نامه به داد و ستد علمی می پرداخت. در این خصوص می توان گفت که دومزیل این توفیق را داشته است که با تعداد زیادی از برجسته ترین صاحب نظران قرن بیستم از نزدیک آشنایی داشته و از نظرات آن ها یا حمایتشان به خصوص پس از دهه ی چهل که نظرات اصیل خود را ارائه داد برخوردار باشد.
دومزیل پس از بازنشتگی سه سال (از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱) در ایالات متحده ی آمریکا (پرینستون، شیکاگو و لس آنجلس) اقامت گزیده و به یادگیری زبان ها (خصوصاً زبان کشویی(۳۱))، ادیان و اسطوره های سرخپوستان آمریکای جنوبی پرداخت. و در سال ۱۹۷۸ به عضویت آکادمی فرانسه درآمده و در اکتبر ۱۹۸۶ دیده از جهان فروبست.(۳۲)
مجموعه ی آراء و آثار دومزیل، به ویژه آثار مرحله ی پسین وی که خوشبختانه بسیار هم غنی است(۳۳)، جایگاه ویژه ای را برای دومزیل در عرصه ی اسطوره شناسی و به طور دقیق تر اسطوره شناسی تطبیقی رقم زد. چنان که برخی از محققان دومزیل را اصلاح گر اسطوره شناسی تطبیقی و برخی دیگر وی را بنیان گذار مکتب نوینی در این عرصه می نامند. فرانسوا اوالد(۳۴) مقاله ای دارد با عنوان "ژرژ دومزیل" که زیر عنوان آن عبارت است از "بنیان گذار مکتب نوین اسطوره شناسی تطبیقی".
اکنون که یک شاکله ی کلی از زندگی علمی دومزیل شکل ارائه گردید، همان طور که پیش تر هم گفته شد، بهتر است قدری هم به نحوه ی شکل گیری آن پرداخته شود. نیاز به توضیح ندارد که این مهم جز با تدقیق در آبشخورهای بنیادین این شاکله ممکن نخواهد بود. توضیح این که، با توجه به موضوع مورد مطالعه ی این نوشتار و تاکیدی که بر روش های تحقیق در عرصه ی اسطوره وجود دارد، می توان زندگی علمی دومزیل را در سه برهه ی زمانی پی گرفت. این سه برهه که به کنایه به سه گانه ای که وی بسیار دوست می داشت نیز گوشه ی چشمی دارد، نزد وی، البته از نظر ما، عبارتند از:
- از ابتدا تا ۱۹۳۰: برهه ای که به پژوهش های لغت شناسانه متعلق است.
- از ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰: برهه ای که دومزیل تحت تاثیر انتقادهای صورت گرفته و کشفیات جدید خود دچار شک و تردیدهای بنیادین است.
- از ۱۹۴۰ تا انتها: برهه ای که به پژوهش های کنش شناسانه و کارکرد شناسانه متعلق است.
گفتنی است که ادامه ی این بخش از این نوشتار بر اساس همین تقسیم بندی زمانی به بررسی آراء و آثار ژرژ دومزیل خواهد پرداخت. البته پس از این سه برهه – به بیانی دقیق تر همراه با برهه ی سوم – قدری هم به بررسی ارتباط متقابل آراء و آثار دومزیل با مفهوم ساختار و به ویژه اندیشه های ساختارگرایانه پرداخته خواهد شد.

از ابتدا تا ۱۹۳۰: برهه ی پژوهش های لغت شناسانه

توجه دومزیل به رویکرد و روش لغت شناسانه(۳۵) در تحقیق به ویژه مطالعات اسطوره ای خیلی زود، در دوران تحصیلات متوسطه، شکل گرفت. پیش تر هم گفته شد که سال سوم دبیرستان دومزیل در کتابخانه ی پدربزرگ مادری خود با کتابی از میشل برال آشنا شد که در واقع در حکم یک فرهنگ ریشه شناختی زبان لاتین برای دانش آموزان مقطع دبیرستان بود، و از این که واژه ی "پدر" در لغت سنسکریت Pitar است و واژه ی "مادر" Matar سخت شگفت زده شد. دومزیل در این دوره بسیار متاثر از لغت شناسان قرن نوزدهم (کوهن(۳۶)، مولر(۳۷)،...) بود و شیوه ی تحقیق او بر اساس روش "فیلولوژی تطبیقی" آن ها استوار شده بود. در این روش تحقیق، محققان، چنان که دو واژه ی نسبتاً مشابه از نظر لغوی و تا حدودی نیز معنایی می یافتند در جستجوی پیوندی میان آن ها در خانواده های زبانی هندواروپایی بر می آمدند. بی هیچ توضیح اضافه ای باید گفت که دومزیل دوره ی نخست پژوهش های خود را بر این پایه، یعنی مقایسه های لغوی، بنا کرده بود. گفتنی است که این روش در ادامه به طور مفصل مطمح نظر قرار خواهد گرفت که از این راه این جا به همین توضیح مختصر بسنده کرده و به ادامه ی موضوع می پردازیم.
همان طور که پیش تر هم اشاره شد دومزیل در سال ۱۹۲۴ از رساله ی دکتری خود با عنوان "ضیافت جاودانگی – پژوهشی تطبیقی در اسطوره های هندواروپایی" به راهنمایی آنتوان میه دفاع کرد. جای توجه دارد که این رساله اندکی بعد به صورت کتاب منتشر گردید و تاثیرات قابل توجهی در بخشی از مخاطبان برانگیخت. البته چنان که خواهیم دید همچنین مخالفت های جدی نیز حتی از سوی شاگردان استاد راهنمایش، به ویژه بنونیست، مطرح گردید. این رساله بر اساس نوشیدنی های نسبتاً هم شکلی استوار می شد که از نظر دومزیل مائده هایی برای خدایان، به طور دقیق تر خدایان هندواروپایی، محسوب می شدند. دومزیل در خصوص این رساله ی خود می نویسد: "این موضوع در آن زمان به نظرم درخشان می نمود؛ ببینید شامل چه چیزهایی می شد: افسانه های آنا پرنا، شباهت شیوه ی تهیه ی مائده ی لذیذ خدایان در هند با شیوه ی تهیه ی آبجوی خاص خدایان ژرمنی... من فکر می کردم که هندواروپایی را به تمام و کمال کشف کرده ام" (ستاری، ۱۳۸۰: ۳).
رساله و در پی آن کتاب "ضیافت جاودانگی" مباحث بسیاری را برانگیخت که دومزیل نخست با شدت و حدت از همه­ی آن ها دفاع می کرد. البته جای توجه دارد که دومزیل خود بعدها به تعمیم هایی که در این کتاب میان عناصری ناهمگون داده است اذعان کرده و از آن تاسف می خورد. به عنوان نمونه، خود اعتراف می کند که هنگامی که شرابی معادل شراب های هندی در اسکاندیناوی نمی یابد آبجو را به مثابه معادلی برای آن فرض می کند که این قبیل مقایسه ها بعد ها مورد انتقاد شدید واقع می شود. وی از این که گاهی نسبت به تفاوت ­های جدی بی توجه بوده و کوشش می کرده است یک نظریه ی از پیش فرض شده را با مثال های خود تایید کند، افسوس می خورد. به همین دلیل هنگامی که از این کتاب به عنوان نخستین اثر او یاد می شود، می گوید: "بله متاسفانه". و در توضیح علت به کارگیری واژه ی "متاسفانه" اضافه می کند: "در این دوره، من این پیش داوری میراث قرن نوزدهم را مورد توجه و پذیرش قرار می دادم که نمی توان تحقیقی درخشان انجام داد مگر با تطبیق دادن اسطوره های یونانی بر اسطوره های هندی"(Dumézil, ۲۰۰۱:۲۱). دومزیل از این راه خود مثال هایی می آورد و به طور نمونه اقرار می کند که برخلاف مائده های هندی و برخی دیگر، آبجو برای مردم اسکاندویناوی فقط یک شراب معمولی است. ژرژ دومزیل با این اعتراف صادقانه نسبت به چنین تعمیم های ناروایی در مطالعات خود و پژوهشگران پیش و هم دوره ی خود علت دگرگونی های روش شناختی خود را توضیح می دهد. و برای تسکین خود می گوید که هرگز دیگر این اثرش را نمی خواند زیرا پر از اشتباهات این چنینی است، اما، از سویی هم اضافه می کند که در هر صورت این نخستین گام در مسیری طولانی برای او بوده است.
اثر دوم دومزیل، "جنایت لمنی ها: آیین ها و افسانه های جهان اژه ای"(۳۸) نیز تقریباً همین سرنوشت را داشت. دومزیل جوان در این سال ها با تاسی به لغت شناسان که نقش مهمی در مطالعات اسطوره ای و تطبیقی آن زمان داشتند، ادعا داشت که پایه های اسطوره شناسی تطبیقی را بنا می نهد. در واقع، مطالعات زبان شناسی که در دهه ی سی به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یافته بود، به طور کلی، نظرات و پیش داوری های لغت شناسانه ی قرن نوزدهم را مورد تردید اساسی قرار می داد. بسیاری از شباهت های لغوی با آواشناسی نوین مورد انکار قرار می گرفتند، به خصوص این که تعداد واژه هایی که هنوز این شباهت های اصلی را حفظ کرده باشند برای یک نظریه ی جامع کم و حتی بسیار کم بودند. به بیان دیگر، استدلالات لغت شناسانه از سویی اساساً مورد انکار قرار می گرفت و از سوی دیگر دامنه و میدان چنین پژوهش هایی بسیار محدود می شد. دومزیل بعدها در این خصوص می گوید:" ارتباط خویشاوندی نام شناسانه میان اورانوس(۳۹) و وارونا(۴۰) که در اسطوره شناسی قرن نوزدهم به نظر روشن و صریح می آمد، در آواشناسی تطبیقی که قاعده مندتر شده بود، با صراحت اعلام گردید که یک سراب بیش نیست! به همین شکل راجع به فلامن(۴۱) و برهمن(۴۲)... " (Ibid: ۲۸).
چنین اعترافی، آشکارا، بیان گر تغییر در نظرات دومزیل نسبت به روشی است که پیش تر به آن بسیار وابسته بود: روش تطبیقی لغت شناسانه. در حقیقت، دومزیل در پی نقدهایی که از آثارش توسط برخی از محققان به ویژه زبان شناسان برجسته ای چون بنونیست صورت می گرفت از سویی، و نتایجی که خود شخصاً به آن ها دست یافته بود هم از سوی دیگر، روش مطالعه ی خود را رفته رفته تغییر می دهد. چنان که از اواخر دهه ی سی آثار وی از نظر روش شناسی وارد مرحله ی نوینی می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب اسطوره و اسطوره‌شناسی نزد ژرژ دومزیل