کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟

کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟
داستان‌های کودکانه

نسخه الکترونیک کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟

یک روز برند، ‌سردستۀ آن‌ها، گفت: «خوب تو هم می‌توانی فردا با ما بیایی.» روز بعد با مادربزرگش غذا خورد و بدون این‌که چیزی بگوید خانه را ترک کرد و پیش پسرها رفت. آن‌ها یک گاری دستی کوچک داشتند که چادر و بقیۀ وسایل را با آن حمل می‌کردند. مسئولیت گاری دستی بر عهدۀ اروین افتاد. جاده از سینه‌کش تپه بالا می‌رفت و او نفس‌نفس‌زنان گاری را با خود می‌کشید ولی پسرها هیچ کمکی به او نمی‌کردند. او به آن‌ها نگفت که خسته شده و دیگر توان راه رفتن ندارد. رفته‌رفته راه‌های جنگل پر از دست‌انداز شد. گاری دستی مدام به ریشۀ درختان که از خاک بیرون زده بودند گیر می‌کرد و چپه می‌شد. دو تا از پسرها که بزرگ‌تر از او بودند کمکش کردند. آن‌ها گفتند، او هنوز باید خیلی چیزها یاد بگیرد. دریاچه نسبتاً بزرگ بود و در وسط آن جزیره‌ای با چند درخت وجود داشت. بِرند گفت: «یک نفر آن‌جا زندگی می‌کند که ما هنوز نفهمیده‌ایم او کیست. شاید دزدی است که از زندان فرار کرده یا مردی است مثل انسان‌های عصر حجر. شب می‌رویم و جزیره را فتح می‌کنیم.» هوا تاریک بود و آسمان را ابرهای تیره پوشانده بود. هیچ ستاره‌ای دیده نمی‌شد. اروین در آن هوای شرجی سردش شده بود. کلک کوچک و از هم وا‌رفته بود و به اندازۀ‌ آن‌ها گنجایش نداشت. آب مرتب لَمبَر می‌خورد و روی چوب‌ها می‌ریخت و در کفش‌هایش می‌دوید. بِرند او را دعوا کرد: «چرا کفش‌هایت را در نیاورده‌ای؟» خوب شلوارش هم خیس خیس بود. دیگر فتح جزیره اصلاً برایش جذابیتی نداشت.

ادامه...

مشخصات کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟

بخشی از کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب عاقبت چه بر سر قورباغه آمد؟