یک لیوان شطح داغ همه شطحیات احمد عزیزی است. نمونهای از این شطحیات چنین است: اگر به نیلوارگی چشمانم باور نمیکنی، گلنار! به ریگرسانی دستانم بنگر، غربتشمار صحاری سرگردانیست… به گلهای آفتم نگاه کن، به باغ آبسالی اندوهم… و قفسخوانی پرندهوار مرا به شلیک آواز شقایقوشت بگیر… مرا در کجاوههای قدیم چشمانت بگذار تا انگشتنگاری آهم را بر گواهینامه آیینههای نگاهت تماشا کنم… شرقیچشما! هجوم مهرگانی پاییز جهانی، بر رستنگاه شکوفهبار ما نابرابر است، مگر اعجاز آسمانی چشمکهایت مسیر خورشیدی اهرام را برگرداند…