دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۵۰٪ تخفیف» بخرید!
کتاب آخرين سفر زرتشت فیدی‌پلاس

کتاب آخرين سفر زرتشت

نسخه الکترونیک کتاب آخرين سفر زرتشت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید!

درباره کتاب آخرين سفر زرتشت

«آنچه کرپَن گفت راست است؟ چگونه فرزند کیومرث سرگین‌غلتان می‌شود؟ پس باید سرگین‌غلتان هم فرزند کیومرث بشود. تا پایان روز وعده داده است. پس به انتظار می‌مانم.» از کنار دکان‌های بسته گذشت، و به تصویر گچبری گاوی زخمی که قطره‌های خون از پهلویش می‌چکید، بر دیوار دکانی نگاه کرد. صدای پایی شنید. سر برگرداند. بهرام آواره رو به او می‌آمد. موهای بلند و آشفته و غبارآلودش روی شانه‌هایش می‌لغزید و ریش انبوهش تا سینه‌اش می‌رسید. زرتشت گفت: «شاد زی بهرام!» بهرام سر تکان داد. ایستاد، با اندوه به گچبری گاو زخمی نگاه کرد و رفت. زرتشت صدایش زد: «بهرام!» بهرام ایستاد و رو گرداند به سوی زرتشت. زرتشت گفت: «حرفی بزن، تنها یک کلمه.» بهرام به اندوه سر تکان داد و رفت. زرتشت از پشت سر نگاهش کرد، که از میان دکان‌های بسته می‌رفت. سه پسربچه هفت هشت ساله تا بهرام را دیدند، آواز سر دادند: «بهرام آواره کسی نداره! بهرام آواره کسی نداره!» یکی از پسرها خم شد و سنگی برداشت. زرتشت فریاد زد: «چه می‌کنی پسر!» پسر به زرتشت نگاه کرد و سنگ را روی زمین انداخت و گریخت.

ادامه...

مشخصات کتاب آخرين سفر زرتشت

نظرات کاربران درباره کتاب آخرين سفر زرتشت