فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دموکراسی چیست؟

کتاب دموکراسی چیست؟
آشنایی با دموکراسی

نسخه الکترونیک کتاب دموکراسی چیست؟ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دموکراسی چیست؟

اغلب سخن از دموکراسی به میان می‌آید، ولی باید دانست که این واژه برای افراد مختلف، معانی مختلفی دارد و اشتباهات بسیاری در مورد شناخت ماهیت واقعی آن رخ می‌دهد. براستی دموکراسی چیست؟ آزادی فردی؟ تعدد احزاب؟ حکومت اکثریت؟ تأمین حقوق اقلیت؟ یا چیزی غیر از همه اینها؟ آیا ملاک مورد توافقی وجود دارد که براساس آن بتوان کشور خاصی را دموکراتیک قلمداد کرد یا میزان پیشرفت آن را در جهت دموکراسی ارزیابی نمود؟ آیا باید نهادها یا عملکردهای مشخصی در یک کشور وجود داشته باشد تا بتوان آن کشور را دموکراتیک به شمار آورد؟ یا اینکه دموکراسی می‌تواند با روشها و اشکال مختلف به منصه ظهور برسد؟ ما در این کتاب در پی پاسخگویی به پرسشهایی از این دست هستیم. بعضی از جوابهای ما به سؤالات مطرح شده، روشنتر و قاطعتر از برخی دیگر هستند. باید دانست کشوری که در آن اثری از رقابت در انتخابات یا حق رأی عمومی وجود ندارد، کشوری که در آن سیاستمداران منتخب هیچ کنترل مؤثری بر مقامات دولتی‌ای که از سوی مردم انتخاب نمی‌شوند، ندارند، کشوری که در آن هیچ تضمینی برای حق حیات انجمنها و اجتماعات یا آزادی بیان وجود ندارد، چنین کشوری دموکراتیک به شمار نمی‌رود. در مورد برخی از این موضوعات، مثلاً حفظ حقوق سیاسی و مدنی یا سلامت روند انتخابات، معیارهای بین‌المللی مورد قبولی وجود دارد که می‌توان به آنها استناد کرد. این معیارها را نهادهای بین‌المللی یا سازمانهای غیردولتی در طول سالیان متمادی و با بررسی دقیق عملکردهای مختلف در کشورهای خاص وضع کرده‌اند. اما در سایر موضوعات، توافق کافی بر روی معیارها وجود ندارد. در بعضی از موضوعات نیز کشورها عملکردهای متفاوتی را، مثلاً در زمینه نظام انتخاباتی، رئیس دولت (رئیس جمهور یا نخست‌وزیر)، نظام قضایی و غیره، در پیش می‌گیرند، اما نمی‌توان هیچ یک از این کشورها را دموکراتیک‌تر از بقیه دانست. درک درست دموکراسی منوط به درک تنوع و تفاوت در عملکردها در جهت دموکراسی و نیز شناخت ضروریات آن است.

ادامه...

بخشی از کتاب دموکراسی چیست؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه مترجم

نگارش یا ترجمه و انتشار کتابهایی که جنبه های مختلف یک جامعه مدنی را ترسیم می کنند، می تواند کمک موثری در جهت توسعه سیاسی جامعه و ارتقای سطح بینش افراد آن باشد؛ و در میان این نوع کتابها، کتابی که به زبانی نسبتا ساده و همه فهم به تشریح اصول حاکم بر این جوامع می پردازد، به دلیل ارتباطی که با عامه مردم جامعه برقرار می کند، شاید ایفاکننده نقشی موثرتر باشد.
کتاب حاضر از جمله کتابهایی است که به زبانی غیرفنی به شرح مفهوم دموکراسی و چگونگی برقراری و حفظ آن در جوامع بشری می پردازد؛ و نکته ای که در سرتاسر کتاب، گاه تلویحا و گاه آشکارا، به آن اشاره می شود این است که تا زمانی که به مردم جوامع، آموزش و آگاهی کافی داده نشود و علاقه و حساسیت آنها نسبت به سرنوشت جامعه خود و اداره امور آن برانگیخته نگردد، انتظار قدم برداشتن به سوی جامعه آرمانی و نزدیک شدن به آن، انتظاری نامعقول است؛ هدفی که نویسندگان کتاب صریحا به آن اشاره می کنند نیز آموزش مردم است.
البته باید متذکر شد که اصل آزاداندیشی ـ که نویسندگان کتاب نیز مکررا بر آن تاکید کرده اند ـ ایجاب می کند که هیچ طرز تفکر و ایده ای به طور مطلق و بدون تفکر پذیرفته نشود و همواره جایی برای چون و چرا وجود داشته باشد، از این رو باید به خاطر داشت که نظراتی نیز که در این کتاب مطرح شده اند، بی شک از این قاعده مستثنی نیستند و هنگام مطالعه آن باید با دیدی انتقادی و روحیه ای سوال کننده با آنها روبرو شد.
این کتاب در اصل شامل هشتاد پرسش و پاسخ درباره دموکراسی بوده است. از این تعداد، دو سوال بیشتر مربوط به سیستمهای انتخاباتی غربی و چگونگی انتخاب نمایندگان در کشورهایی نظیر آلمان، مجارستان، مالت، زلاندنو، آمریکا، استرالیا، فرانسه، انگلستان و ایرلند بود که می توان گفت تا حدودی جنبه تخصصی و فنی دارد و در کشور ما نیز مصداق پیدا نمی کند؛ از این رو از ترجمه این دو سوال صرف نظر و هفتاد و هشت پرسش دیگر که برای خوانندگان ایرانی جذابیت و ضرورت بیشتری دارد، ترجمه شد.

شهرام نقش تبریزی
شهریور ۱۳۷۶

مقدمه مولفین

اغلب سخن از دموکراسی به میان می آید، ولی باید دانست که این واژه برای افراد مختلف، معانی مختلفی دارد و اشتباهات بسیاری در مورد شناخت ماهیت واقعی آن رخ می دهد. براستی دموکراسی چیست؟ آزادی فردی؟ تعدد احزاب؟ حکومت اکثریت؟ تامین حقوق اقلیت؟ یا چیزی غیر از همه اینها؟ آیا ملاک مورد توافقی وجود دارد که براساس آن بتوان کشور خاصی را دموکراتیک قلمداد کرد یا میزان پیشرفت آن را در جهت دموکراسی ارزیابی نمود؟ آیا باید نهادها یا عملکردهای مشخصی در یک کشور وجود داشته باشد تا بتوان آن کشور را دموکراتیک به شمار آورد؟ یا اینکه دموکراسی می تواند با روشها و اشکال مختلف به منصه ظهور برسد؟
ما در این کتاب در پی پاسخگویی به پرسشهایی از این دست هستیم. بعضی از جوابهای ما به سوالات مطرح شده، روشنتر و قاطعتر از برخی دیگر هستند. باید دانست کشوری که در آن اثری از رقابت در انتخابات یا حق رای عمومی وجود ندارد، کشوری که در آن سیاستمداران منتخب هیچ کنترل موثری بر مقامات دولتی ای که از سوی مردم انتخاب نمی شوند، ندارند، کشوری که در آن هیچ تضمینی برای حق حیات انجمنها و اجتماعات یا آزادی بیان وجود ندارد، چنین کشوری دموکراتیک به شمار نمی رود. در مورد برخی از این موضوعات، مثلاً حفظ حقوق سیاسی و مدنی یا سلامت روند انتخابات، معیارهای بین المللی مورد قبولی وجود دارد که می توان به آنها استناد کرد. این معیارها را نهادهای بین المللی یا سازمانهای غیردولتی در طول سالیان متمادی و با بررسی دقیق عملکردهای مختلف در کشورهای خاص وضع کرده اند. اما در سایر موضوعات، توافق کافی بر روی معیارها وجود ندارد. در بعضی از موضوعات نیز کشورها عملکردهای متفاوتی را، مثلاً در زمینه نظام انتخاباتی، رئیس دولت (رئیس جمهور یا نخست وزیر)، نظام قضایی و غیره، در پیش می گیرند، اما نمی توان هیچ یک از این کشورها را دموکراتیک تر از بقیه دانست. درک درست دموکراسی منوط به درک تنوع و تفاوت در عملکردها در جهت دموکراسی و نیز شناخت ضروریات آن است.
در جهان پس از جنگ سرد، دموکراسی تبدیل به آرمانی جهانی شده است که تقریبا تمامی کشورها رسیدن به آن را وجهه همت خود ساخته اند. از این رو، وجود کتابی که ماهیت دموکراسی را شرح دهد، کاملاً ضروری و بجاست. مخاطب این کتاب، در درجه اول، تمامی کسانی هستند که در نظامهای تازه پا و در حال رشد دموکراتیک زندگی می کنند، از قبیل مردم این کشورها، نمایندگان منتخب مردم و کارگزاران دولت ـ یعنی همه کسانی که به کتابی مرجع برای یافتن پاسخهای روشن به پرسشهایی مشکل در مورد تمرین دموکراسی نیاز دارند. در درجه دوم، مخاطبین این کتاب مردم کشورهایی هستند که دموکراسی در آنها توسعه یافته است ولی تصویر واضحی از روندهای دموکراسی در کشورشان در ذهن آنها وجود ندارد. چه، مهمترین نیاز برای حفظ و تعمیق دموکراسی، آگاهی دهی به مردم است. امید ما این است که این کتاب بتواند گامی در جهت اطلاع رسانی و آموزش به مردم باشد.
ما ادعا نمی کنیم که بر سر راه دموکراسی هیچ مشکلی وجود ندارد. دموکراسیها با چالشهای فراوانی روبرو هستند: اقلیتهای قومی و مذهبی؛ بیکاری، رکود و بی ثباتی اقتصادی، فقدان توان نهادها و روندهای بین المللی و وجود احساس فراگیر ناتوانی در تعیین سرنوشت خویش در مردم. اگرچه ما راه حلی برای این مشکلات ارائه نمی کنیم، اما به اهمیت یافتن راه حلها به منظور بقای دموکراسی در جهان معاصر اذعان داریم.
اما چرا باید برای دموکراسی درجه اول اهمیت را قائل شویم؟ اکنون نوبت خوانندگان است که در صفحات آینده پاسخی برای این سوال بیابند. به امید اینکه کتاب مورد استفاده شما واقع گردد.

دیوید بیتهام
کوین بویل

۱. مفاهیم و اصول اولیه

۱. دموکراسی چیست؟

هر کسی در طول زندگی خود، خواه ناخواه وابسته به گروهها و انجمن های مختلف است؛ از خانواده و محله و باشگاهها و اتحادیه های صنفی گرفته تا ملت و کشور. برای تمامی این اجتماعات، چه بزرگ و چه کوچک، به عنوان یک مجموعه تصمیماتی گرفته می شود: مثلاً در مورد اهدافی که باید پی گرفته شوند، قوانینی که باید براساس آنها کار انجام شود و همچنین تقسیم مسئولیتها و منافع حاصل از فعالیتها در بین اعضای آن اجتماع. این نوع تصمیم گیریها را تصمیم گیری جمعی می نامیم؛ در مقابل، نوعی دیگر تصمیم گیری به نام «تصمیم گیری فردی» وجود دارد که در آن افرادی خاص به تنهایی از سوی بقیه تصمیم گیری می کنند. دموکراسی به نوع تصمیم گیری جمعی تعلق دارد. دموکراسی در مفهوم خود بیان کننده این آرمان است که تصمیمهایی که بر اجتماعی به عنوان یک مجموعه اثر می گذارند، باید با نظر کلیه افراد آن اجتماع گرفته شوند و همچنین کلیه اعضا باید از حق برابر برای شرکت در تصمیم گیری برخوردار باشند. به عبارت دیگر، وجود دموکراسی مستلزم دو اصل کلی نظارت همگانی بر تصمیم گیری جمعی و داشتن حق برابر در اعمال این نظارت می باشد. هر اندازه که این دو اصل در تصمیم گیریهای یک اجتماع بیشتر تحقق یابد، آن اجتماع دموکراتیک تر خواهد شد.

دموکراسی در جامعه و دولت

این شیوه تعریف دموکراسی، دو مطلب را در همان وهله اول روشن می سازد. اول اینکه برخلاف تصور رایج، دموکراسی تنها مربوط به حکومت و دولت نیست. اصول دموکراسی در همه انواع اجتماعات در ارتباط نزدیک با تصمیم گیری جمعی هستند. در واقع می توان گفت دموکراسی در دولت، ارتباطی تنگاتنگ با دموکراسی در سایر نهادهای اجتماعی دارد. اما باید به خاطر داشت که از آنجا که دولت همه اجتماعات دیگر را نیز دربر می گیرد و دارای حق ساماندهی امور جامعه و توانایی افزایش مالیاتهای اجباری است و همچنین مسلط بر مرگ و زندگی افراد جامعه می باشد، دموکراسی در سطح دولت از اهمیتی حیاتی برخوردار است. بنابراین در بیشتر موارد، هنگامی که سخن از دموکراسی می رود، منظور حکومت دموکراتیک است.

دموکراسی مفهومی نسبی است

نکته دوم در مورد تعریف ما از دموکراسی این است که دموکراسی مفهومی مطلق نیست که یک اجتماع یا به طور کامل از آن برخوردار و یا به کلی از آن بی بهره باشد، بلکه در اینجا بحث درجه و دامنه و عمق تحقق یافتن اصول نظارت عمومی و برابری در مشارکت در امور سیاسی و دوری یا نزدیکی جامعه نسبت به حالت آرمانی، یعنی مشارکت در تصمیم گیری جمعی مطرح است. کشوری را «دموکراتیک» می نامند که حکومت آن از طریق رقابت در انتخابات به مسند قدرت رسیده و مسئول پاسخگویی به مردم باشد و تمامی افراد بزرگسال آن کشور از حق مساوی انتخاب کردن و کاندیدا شدن برخوردار باشند، و در آن قانون متضمن حفظ حقوق مدنی و سیاسی باشد. اما عملاً در هیچ کشوری دو اصل اساسی نظارت عمومی و برابری در مشارکت در امور سیاسی به طور کامل و آن گونه که باید و شاید، تحقق نمی پذیرد. از این دیدگاه، تلاش برای دموکراتیک ساختن جامعه، هیچ گاه پایان نمی یابد و دموکراتهای همه جای دنیا ـ با هر رژیم و نظام سیاسی که بر کشورشان سایه گسترده باشد ـ در کشمکش برای استحکام بخشیدن و گسترش اصول دموکراسی به سر می برند.

۲. چرا باید برای دموکراسی ارزش قائل شویم؟

به دلایل متعددی باید برای دموکراسی ارزش قائل شد.

برابری در حقوق شهروندی

هدف دموکراسی برخورد یکسان با همه مردم است. جرمی بنتهام(۱) نظریه پرداز حقوقی انگلیسی، در یکی از نوشته های خود به این نظریه اشراف مآبانه که زندگی بعضی افراد ذاتا از زندگی بقیه انسانها برتر است، می تازد و چنین می گوید: «هر یک از افراد جامعه را باید به اندازه یک فرد به شمار آورد و هیچ کس را نباید بیش از یک فرد انگاشت.» براساس اصل برابری، حکومت نه تنها باید به منافع مردم به طور مساوی اهمیت بدهد، بلکه باید به نظرات آنها نیز به طور برابر ارج نهد. در یکی از نمایشنامه های اوریپید(۲)، یکی از آتنی ها چنین می گوید: «در نزد ما ثروت باعث ایجاد قدرت خاصی نمی شود، نظر و رای فقرا نیز همان قدرت را دارد.» منتقدان نظریه دموکراسی، همواره این نظر را رد کرده و گفته اند توده مردم بسیار ناآگاهتر و کم سوادتر و کوته بینتر از آن هستند که در تعیین خط مشی های دولت مشارکت کنند. پاسخ دموکراتها به این ایراد این است که بی شک مردم به اطلاعات کافی و نیز به زمان برای درک مفهوم دموکراسی نیاز دارند، ولی آن گاه که ایجاب کند، کاملاً قابلیت این را دارند که مسئولانه وارد میدان عمل شوند. همان گونه که بزرگسالان مسئولیت اداره زندگی شخصی خود را به عهده می گیرند، قابلیت مشارکت در تصمیم گیریهایی را نیز که بر حیات جامعه شان تاثیرگذار است، دارند.

برآوردن نیازهای عموم مردم

اصولاً حکومتهای دموکراتیک بیش از سایر انواع حکومتها قابلیت برآوردن نیازهای مردم عادی را دارند. هر قدر که مردم اختیار بیشتری در سیاستگذاریها داشته باشند، احتمال انعکاس خواستها و آرمانهای آنها نیز بیشتر می شود. ضرب المثلی آتنی می گوید: «کفش را کفاش می دوزد، اما فقط کسی که آن را می پوشد می تواند بگوید کجای کفش، پا را می زند.» این، مردم عادی هستند که نتایج سیاستهای دولت را عملاً لمس می کنند؛ و تنها اگر مجراهایی کارآمد و منسجم برای فشار آوردن و تاثیرگذاری از پایین وجود داشته باشد، دولت نیز نتایج واقعی عملکردهای خود را منعکس می کند. دولتمردان، ولو برخوردار از حسن نیت، اگر از نفوذ و کنترل مردم ایمن باشند، در خوش بینانه ترین حالت، سیاستهایی را اعمال می کنند که با نیازهای مردم سازگاری ندارند و در بدترین حالت، دچار فساد و خودپرستی می شوند.

کثرت گرایی(۳) و مصالحه

دموکراسی برپایه بحثهای آزاد، متقاعدسازی و مصالحه استوار است. تاکید دموکراسی بر مناظره نه تنها نشان دهنده پذیرش اختلاف نظر و اختلاف منافع در بیشتر مسائل سیاسی است، بلکه نشان می دهد که برای بیان این اختلافات و گوش سپردن به آنها نیز باید حقی قائل شد. بنابراین پیش انگاره دموکراسی، پذیرش وجود کثرت و گوناگونی در درون جامعه و برابری شهروندان آن جامعه است؛ و هنگامی که این گوناگونی ابراز می شود، بحث، متقاعدسازی و مصالحه روش دموکراتیک حل اختلافات است نه تحمیل قدرتمدارانه عقیده یا نمایش قدرت. از این رو اغلب، دموکراسی را به عنوان بهانه ای برای حرف زدن تلقی می کنند، در حالی که واقعیت این است که قابلیت دموکراسی برای تحمل بحثهای عمومی مزیت آن است نه عیب یا ضعف آن. زیرا چنین قابلیتی بهترین وسیله برای حفظ رضایت از سیاستهاست و لزوما با تصمیم گیری قاطعانه تنافری ندارد.

تضمین آزادیهای اولیه

دموکراسی ضامن حفظ آزادیهای اولیه است. بحث آزاد، به عنوان روشی برای اظهار و حل اختلافات اجتماعی، نمی تواند بدون وجود آزادیهایی که در عرف حقوق مدنی و سیاسی ملحوظ است تحقق یابد. این حقوق عبارتند از: حق آزادی بیان، آزادی اجتماعات، امنیت فردی و آزادی مهاجرت. دموکراسی می تواند پشتوانه صیانت از این حقوق باشد، چه، وجود آنها برای حفظ موجودیت دموکراسی ضروری است. این حقوق در بهترین حالت خود، ضامن رشد فردی اشخاص هستند و باعث ایجاد روحیه تصمیم گیری جمعی می شوند که خود ملاکی برای تعیین ارزشمندی استدلالات و ادلّه گوناگون است.

نوسازی اجتماعی

نوسازی اجتماعی همواره مدّ نظر دموکراسی است. در نظامهای دموکراتیک، سیاستها یا سیاستمدارانی که از خود کارآیی نشان نداده اند یا دوران کارآیی خود را پشت سر گذاشته اند، طی جریانی قانونمند و مسالمت آمیز حذف می شوند و به این ترتیب نوسازی اجتماعی بدون بروز اغتشاش یا فروپاشی دولت، که برای حذف مهره های اصلی در رژیمهای غیردموکراتیک اجتناب ناپذیر است، تضمین می شود.

۳. اندیشه دموکراسی از کجا ریشه گرفته است؟

اندیشه محق بودن افراد عادی برای مشارکت در اتخاذ تصمیماتی که بر زندگی آنها تاثیر می گذارد در بسیاری از جوامع تاریخی به شکل یک آرمان تبلور یافته است. این اندیشه در سده های چهارم و پنجم پیش از میلاد در آتن شکلی کلاسیک یافت. از اوایل قرن پنجم پیش از میلاد به این سو، یعنی هنگامی که شرط دارا بودن ثروت برای احراز مقامهای دولتی منسوخ شد، هر فرد آتنی در مجلس دارای حقی برابر برای شرکت مستقیم در مباحثات و رای گیریها در مورد قوانین و سیاستهای جامعه و همچنین سهیم شدن در اجرای آنها از طریق قضاوت و عضویت در شورای اجرایی شد. اعضای این شوراها به صورت گردشی از طریق قرعه کشی عوض می شدند و در ساختار آن تغییر به وجود می آمد. این، اولین دموکراسی بود که جامه عمل پوشید و از آن پس نقطه ارجاع و منبع الهامی برای هواداران دموکراسی شد. این واقعیت که این برهه از زمان با دوره برتری اقتصادی و تجارت دریایی آتنی ها و عصر شکوفایی عظیم هنرهای خلاق و تحقیقات فلسفی آنها مصادف بوده است، بر این نظر منتقدان دموکراسی مبنی بر اینکه اعطای اختیار تصمیم گیری در مورد مسائل به مردم عادی، یا منجر به همسانیِ بی روح و ملال آوری در جامعه می شود یا باعث ایجاد دولتی غیرمسئول در آن می گردد، خط بطلان کشید.

دموکراسی مستقیم

دموکراسی آتنی از دموکراسی ای که ما امروزه می شناسیم، از جهتی دموکراتیک تر و از جهتی غیر دموکراتیک تر بود. دموکراتیک تر بود از این لحاظ که شهروندان شخصا در اتخاذ تصمیمات عمده جامعه شرکت می کردند (این حالت امروزه دموکراسی مستقیم نامیده می شود)، در صورتی که دموکراسیهای مبتنی بر انتخابات امروز غیرمستقیم هستند و شهروندان همواره با امر تصمیم گیری دولت و پارلمان فاصله دارند. تحقق دموکراسی مستقیم مستلزم کم بودن جمعیت شهروندان است تا تجمع در صحن مجلس برای آنان امکان پذیر باشد، همچنین شهروندان باید وقت کافی داشته باشند تا فارغ از سایر مسئولیتها، توانایی درک درست استدلالات و بحثهایی را که برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه سیاسی ضرورت دارد، به دست آورند. در جوامع امروزی هر چند که مجال شرکت مستقیم در تصمیم گیری در مورد انتخابات و همه پرسیها در سطح ملی و شرکت پی گیرتر در تصمیم گیری در سطوح کوچک منطقه ای وجود دارد، اما وجود هیچ یک از دو شرط لازم پیش گفته (قلّت جمعیت و فراغت شهروندان) برای تحقق دموکراسی مستقیم میسر نیست.

حق انحصاری شهروندی

اما دموکراسی آتنی از این جهت از دموکراسیهای امروزی غیر دموکراتیک تر بود که حق شهروندی در آن تنها منحصر به مردان آزاد بود و حق زنان و بردگان و خارجیان مقیم آنجا با وجود اینکه آنها ضامن ادامه تولیدات داخلی بودند و همین تولیدات داخلی بود که شهروندان مذکر را قادر به شرکت در فعالیتهای سیاسی می کرد، نادیده گرفته می شد. پس حضور فعال در این دموکراسی مستقیم اصولاً به این دلیل امکان پذیر بود که تعدادِ شهروندانِ دارای حق رای محدود بود. بی شک حکومت از آن «مردم» بود ولی حکم راندن آنها با تبعیض آمیخته بود.

انحصارگرایی جدید

باید یادآور شد که اعمال چنین محدودیتهایی بر شهروندان، در بیشتر کشورهای غربی که نظام پارلمانی در آنها وجود دارد تا قرن بیستم نیز ادامه داشت. این اصل که «قدرت سیاسی تماما از مردم نشئت می گیرد»، که با انقلاب فرانسه بر سر زبانها افتاد، همه مردم را دربر نمی گرفت. در واقع تنها در قرن حاضر است که مردان فاقد ثروت و زنان هم در بیشتر کشورهای غربی از حق رای برخوردار شده اند. حتی امروزه هم همه ساکنان بزرگسال برخی کشورها، هر قدر هم به چرخانیدن چرخ اقتصاد آن کشور کمک کنند، حق رای ندارند.

نظرات کاربران درباره کتاب دموکراسی چیست؟