فیدیبو نماینده قانونی نشر و تحقیقات ذکر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ )

کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ )
تاج یاقوت

نسخه الکترونیک کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ ) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ )

شرلوک هلمز مشهورترین کارگاه در ادبیات داستانی انگلستان است. خالق آن آرتور کانن دویل چشم پزشک بود. ماجراهای شرلوک هلمز سهم مهمی در مجموعه کتاب های ادبیات کلاسیک جهان دارد. دویل شخصیت هلمز را از شخصیت یک جراح اهل ادینبورد بنام جوزف بل الهام گرفت. بل می توانست با دیدن ظاهر مردم از شخصیت درونی آن ها آگاه شود.شرلوک هلمز،با دید تیز و شم کاراگاهی قوی خود، زودتر از دیگران به قلب معماهای جنایی می رسد و دکتر واتسون پزشک بازنشته ارتش، بهترین یار و یاور هلمز در این ماجراهاست. این دو همراه هم و با حل معماهای پیچیده و مبهم جنایی و تسلیم جنایتکاران به دست عدالت، به نسل های مختلف خوانندگان این داستان ها لذت می‌بخشند.

ادامه...

بخشی از کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ )

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یک روز صبح که دکتر واتسون از پنجره به بیرون نگاه می کرد مردی را دید که در خیابان می دوید. مرد چند بار می ایستاد بعد بالا می پرید و دوباره به دویدن ادامه می داد! به نظر می رسید دیوانه است. دکتر واتسون دوست عزیزش ز را صدا زد و به آن مرد اشاره کرد. هلمز نگاهی کرد و بعد از مدتی گفت: «فکر کنم آن مرد برای دیدن ما می آید.» دکتر واتسون پرسید: «چی؟ آن مرد دیوانه؟» کمی بعد، مرد از پله های جلوی در بالا آمد و زنگ را به صدا درآورد. پیشخدمت در را باز کرد. مرد با عجله وارد خانه شد و کتش را درآورد. روی یک صندلی نشست و نگران به هلمز و دکتر واتسون نگاه کرد.



مرد گفت: «می بخشید، اسم من الکساندر هولدر است. یکی از شرکای بانکی در خیابان ترد نیدل هستم. وقتی مشکلم را به پلیس گفتم آن ها مرا به سراغ شما فرستادند. معمای عجیبی است.» هلمز گفت: «آقای هولدر داستان خود را بگویید، بعد تصمیم می گیریم.» آقای هولدر عرق پیشانی اش را پاک کرد و گفت: «بانک ما به مردم وام می دهد. دیروز صبح در دفترم نشسته بودم که شریکم گفت مردی برای دیدن من آمده است. خواستم او را به داخل بفرستند. ظاهرش نشان می داد که مرد بسیار مهمی است. تقاضا کردم بنشیند. او پنجاه هزار پوند وام می خواست. از او پرسیدم اگر ما این وام را به او پرداخت کنیم، کی پس می دهد؟»



«گفت قبل از دوشنبه ی آینده پول را پس می دهد. بعد یک جعبه ی جواهر بیرون آورد و آن را باز کرد. داخل جعبه نیم تاج یاقوت بود. از من پرسید آن را می شناسم؟ گفتم می دانم که جواهر گران بهایی است. او تاج کوچک را از جعبه خارج کرد و آن را به من داد. تاج را از نزدیک بررسی کردم و تصمیم گرفتم وام را به او پرداخت کنم. ولی به من هشدار داد که اگر تاج آسیب ببیند یا هر کدام از سنگ های گران قیمتش گم شود، دیگر امکان تعمیر وجود ندارد. شریکم را صدا زدم و به او گفتم که به مرد پنجاه هزار پوند بدهد. مرد پول را گرفت و رفت. غروب جعبه ی جواهر را برداشتم و با خودم به خانه بردم. دو پیشخدمت بیرون از خانه خوابیده بودند. سومی که داخل خانه خوابیده بود، سال هاست برای من کار می کند و کاملاً مورد اعتماد است.»



«دومین پیشخدمت چند ماه قبل استخدام شد. همسرم مدت هاست که مرده و پسرم آرتور با من زندگی می کند. متاسفانه پسرم عادت بدی دارد. او گاهی قمار بازی می کند. همیشه هم برای این کار از من پول می گیرد. دوستی دارد به نام سِر جورج بورنول که یار و شریک او در قمار است. او تاثیر زیادی روی آرتور دارد. برادرزاده ام مری هم با ما زندگی می کند. برادرم پنج سال پیش مُرد و از آن زمان تا حالا مری با ماست. او دختر سر به راه و با ادبی است. وقتی به خانه رفتم در مورد تاج با آرتور و مری صحبت کردم. آن را در اتاقم، توی قفسه گذاشتم و در قفسه را قفل کردم. پسرم به شوخی گفت هر کلیدی در آن قفسه را باز می کند. شب وقتی برای قفل کردن درها و پنجره ها از اتاقم بیرون رفتم. مری را دیدم که داشت آخرین پنجره را قفل می کرد. او از پیشخدمت لوسی شکایت داشت که مخفیانه با نامزد او حرف می زده است. گفتم فردا صبح به این مسئله رسیدگی خواهم کرد. همه آماده ی خواب شدیم.»

نظرات کاربران درباره کتاب ماجراهای شرلوک هلمز(۱ )

لطفا در یک بسته شگفت انگیز ارایه بدهد تا هم جذابیت قیمتی پیدا کند هم برای خرید یک مجموعه بیش از سی بار افزودن به سبد رو تجربه نکنیم
در 2 سال پیش توسط فاطمه خرسندی
عالی عالی😄😄😄😄😄
در 7 ماه پیش توسط s.m...r62
کتاب جالبی هست
در 11 ماه پیش توسط sin...e81
نمی تونم نظری بدم چون بهترین کتاب کاراگاهیه دنیاست
در 2 سال پیش توسط ami...ari
جالبه ولی فیلمش خیلی بهتر و جذاب تر بود
در 3 سال پیش توسط saa...rdi
میخواسم بدونم این کتاب نصر کودکانه داره یا ترجمه ی صحیحشه؟
در 11 ماه پیش توسط hanieh tavakoli
بعد میگن سرانه مطالعه کمه .چون پولیه همه چیز هیچی تو ایران رایگان نیست اگر میخوان سرانه مطالعه بره بالا باید رایگان باشه وقتی این برنامه به خاطر ۵ صفه اضافه ته داستان پول میگیره دیگه کی میره کتاب تو سایت بخونه
در 2 ماه پیش توسط sal...383
آنچنان‌ ک باید جذبم نکرد اولین باره سریال یک داستان از کتابش بهتر بود از دیدگاه من شایدم خیلی خلاصه کردنش برای درک بهتر نوجوونا ....
در 3 ماه پیش توسط امیر دینی