فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پیدایش هند نوین

کتاب پیدایش هند نوین
مجموعه تاریخ ۷۲

نسخه الکترونیک کتاب پیدایش هند نوین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پیدایش هند نوین

هند باستان سرزمین پهناوری نیز بود. چنان بزرگ بود که به شبه‌قاره معروف بود (سرزمین وسیعی کوچک‌تر از یک قاره)، اصطلاحی که امروزه هم به کار می‌رود. هند از منابع و ذخایر غنی نیز برخوردار بود که خارجیان را وسوسه می‌کرد‌، از جمله کمپانی هند شرقیِ بریتانیای کبیر، که در قرن هفدهم از راه رسید. این شرکت سرانجام، از راه بهره‌کشی از مردم و منابع هند، از بسیاری کشورها قدرتمندتر و ثروتمندتر شد. سپاه خصوصی این کمپانی بر بیشتر این شبه‌قاره مسلط شد، در حالی که مقامات تجاری‌اش مالیات می‌گرفتند و می‌کوشیدند بر قلمرو تحت تسلط خود حکومت کنند. حکومت بریتانیایی‌ها برای مردم هند هم خوب بود و هم بد. بریتانیایی‌ها بسیاری از امتیازات انقلاب صنعتی، نظیر ماشین بخار و راه‌آهن، را برای مردم هند به ارمغان آوردند، اما با تبعیض نژادی، خودپسندی، و ستمگری نیز حکومت کردند، و سبب خشم و کینۀ هندوها، مسلمانان، و هندی‌های پیرو مذاهب دیگر شدند. در نیمۀ قرن هجدهم، این خشم و کینه به صورت شورش علیه بریتانیایی‌ها فوران کرد که به بیشتر هند گسترش یافت. هرچند بریتانیایی‌ها این خیزش را سرکوب کردند، قدرت کمپانی هند شرقی رو به افول گذاشت. دولت بریتانیا حاکمیت هند را در دست گرفت و آن را محور امپراتوری بریتانیا ساخت، که اینک بزرگ‌ترین قدرت روی زمین بود.

ادامه...

بخشی از کتاب پیدایش هند نوین

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار: میراث بزرگی و ناسازگاری

آدام گاپنیک(۱) در مجله نیویورکر می نویسد: «جنگ و کشتار به کشورها شکل می دهد. مرزهایشان شبکه ای از جای زخم ها و بریدگی هاست. آن ها تاریخ خشونت آشکار بر روی زمین اند.»(۱)
از جمله به خون آغشته ترین مرزها در روی زمین مرزهایی هستند که جمهوری های امروزی هند، پاکستان، و بنگلادش را از هم جدا می کنند. این سرزمین ها زمانی هند باستان را تشکیل می دادند که، به گفته لِئو راستِن(۲) مولف، «یک کشور نبود، بلکه ملغمه ای از امیرنشین ها [راجه ها]، آمیزه ای از مذهب ها و خرافه ها، مخلوطی از آیین ها و کیش ها و کاست هایی بود که هر  از گاه بر اثر هیجانات ناشی از تعصب و خشک اندیشی یکدیگر را قتل عام می کردند... این سرزمین از اسطوره ها و خرافه های بی شمار گیج و حیران بود و از انواع بلاها و قحطی ها و گرسنگی چنان آسیب می دید که گاهی به نظر می رسید سرزمین مردگان است.»(۲)
هند باستان سرزمین پهناوری نیز بود. چنان بزرگ بود که به شبه قاره معروف بود (سرزمین وسیعی کوچک تر از یک قاره)، اصطلاحی که امروزه هم به کار می رود. هند از منابع و ذخایر غنی نیز برخوردار بود که خارجیان را وسوسه می کرد ، از جمله کمپانی هند شرقیِ بریتانیای کبیر، که در قرن هفدهم از راه رسید. این شرکت سرانجام، از راه بهره کشی از مردم و منابع هند، از بسیاری کشورها قدرتمندتر و ثروتمندتر شد. سپاه خصوصی این کمپانی بر بیشتر این شبه قاره مسلط شد، در حالی که مقامات تجاری اش مالیات می گرفتند و می کوشیدند بر قلمرو تحت تسلط خود حکومت کنند. حکومت بریتانیایی ها برای مردم هند هم خوب بود و هم بد. بریتانیایی ها بسیاری از امتیازات انقلاب صنعتی، نظیر ماشین بخار و راه آهن، را برای مردم هند به ارمغان آوردند، اما با تبعیض نژادی، خودپسندی، و ستمگری نیز حکومت کردند، و سبب خشم و کینه هندوها، مسلمانان، و هندی های پیرو مذاهب دیگر شدند.
در نیمه قرن هجدهم، این خشم و کینه به صورت شورش علیه بریتانیایی ها فوران کرد که به بیشتر هند گسترش یافت. هرچند بریتانیایی ها این خیزش را سرکوب کردند، قدرت کمپانی هند شرقی رو به افول گذاشت. دولت بریتانیا حاکمیت هند را در دست گرفت و آن را محور امپراتوری بریتانیا ساخت، که اینک بزرگ ترین قدرت روی زمین بود.
بسیاری از مردم هند حکومت بریتانیا را پذیرفتند و احساس غرور می کردند که شهروند بریتانیا هستند. هرچند دیگران همچنان خشمگین بودند که یک قدرت خارجی بر سرزمینشان فرمان می راند. در آغاز قرن بیستم، گروه های مذهبی و سیاسی متعددِ مخالف بریتانیایی ها در حال شکل گیری بودند. برخی می خواستند هند در امپراتوری بریتانیا باقی بماند، مشروط بر این که در حکومت به مردم هند نقش بیشتری داده شود. اما گروه های تندرو چیزی جز این نمی خواستند که بریتانیایی ها برای همیشه سرزمینشان را ترک کنند. در این میان، احزاب مسلمان، که از تسلط هندوها در هراس بودند، خواستار تشکیل یک کشور اسلامی جداگانه بودند.
در اواخر دهه ۱۹۴۰، بریتانیای کبیر به سبب دو جنگ جهانی، جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ــ ۱۹۱۸) و جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ــ۱۹۴۵)، و هزینه اداره یک امپراتوری از توان افتاده بود. گسترش آشوب، شورش، و سرکشی، به همراه یک جنبش استقلال خواهی پایدار نیز بریتانیایی ها را به این نتیجه رساند که زمان ترک هند فرارسیده است. در این زمان، سه تن از مهم ترین بنیانگذاران هند، ماهاتما گاندی، جواهرلعل نهرو، و محمدعلی جناح، مشغول مذاکره درباره شرایط خروج بریتانیایی ها بودند. سرانجام شبه قاره هند در سال ۱۹۴۷ در حالی آزاد شد که به دو کشور تقسیم شد: پاکستان برای مسلمانان و هند برای هندوها، سیک ها، و دیگران. تعیین شتاب آلود مرزها در ایالت های بنگال و پنجاب از سوی یک وکیل انگلیسی، شهر ها، شهرک ها، محله ها، صنایع، ساختمان های دولتی، کشتزارها، و پارک ها را تقسیم کرد. در نتیجه، میلیون ها نفر به صورت ناگهانی و به زور از محل کار و زندگی خود جدا شدند. شادی و جشن استقلال به سرعت فراموش شد و ترس و نفرت و انتقامجوییِ فروخورده، که در قرن ها دشمنی مذهبی ریشه داشت، فوران کرد. همین که هندوها، مسلمانان، و سیک های وحشت زده، در جستجوی پناهگاهی در کنار مردمی نظیر خودشان در یکی از این کشورهای جدید، از خانه و کاشانه خود گریختند، موجی از خونریزی سراسر بنگال و پنجاب را در بر گرفت. در جریان این بزرگ ترین مهاجرت انسان ها در طول تاریخ، حدود ۵/ ۱۴ میلیون نفر به این دو کشور جدید نقل مکان کردند تا زندگی تازه ای را شروع کنند.



این نقشه شبه قاره هند را در دهه ۱۹۳۰ پیش از تجزیه نشان می دهد.

دیگران چنین شانسی نداشتند. مقامات هندی و بریتانیایی برآورد می کنند که تا یک میلیون پناهنده در جریان خشونتی که با این مهاجرت همراه بود جان باختند. ده هاهزار نفر زنده در آتش سوختند، گردن زده شدند، یا مثله شدند. دیگران بر اثر گرسنگی یا بیماری جان باختند. از همه بدتر، پاکستان در سال ۱۹۷۱ گرفتار یک جنگ خونبار داخلی شد، که در نتیجه آن نیمی از کشور جدا شد و بنگلادش به وجود آمد.
هرچند این خونریزی گسترده مربوط به گذشته است، در اوایل قرن بیست ویکم، آسیب روانی، خشونت، بدگمانی، و تلخکامیِ آن روزهای خشم و جنون هنوز در ناخودآگاه مردم باقی است. در حالی که نگهبانان مسلح در مرزهای هند گشت می زنند و سلاح های هسته ای به زرّاد خانه ها افزوده می شود، دیپلمات ها و صاحبان کسب و کار تمام تلاش خود را می کنند تا به هم میهنان خود و دشمنان پیشین کمک کنند تا زخم های گذشته را التیام بخشند و در جهانی مدرن راه پیشرفت و رفاه را در پیش گیرند.

رویدادهای مهم در جریان پیدایش هند نوین

۳۳۰۰-۱۶۰ ق.م
نخستین تمدن هند در کنار رود سند سر برمی آورد.

۲۰۰۰-۱۵۰۰ ق.م
آریایی ها بر دراویدیان پیروز می شوند.

۷۰۰-۱۳۹۹
امواج مهاجمان مسلمان به شمال غربی هند هجوم می آورند .

۱۵۲۶-۱۵۳۰
امپراتوری مغول برپا می شود .



۱۶۰۰-۱۶۱۵
کمپانی هند شرقی تاسیس می شود و نخستین پایگاه تجاری را در بمبئی برپا می کند.

۱۷۵۶
سپاهیان کمپانیِ را برت کلایو بر کلکته مسلط می شوند.

۱۷۵۶-۱۸۵۰
کمپانی هند شرقی تسلط خود را بر بیشتر هند گسترش می دهد.

۱۸۵۷
شورش سپاهیان در باراکپور آتش جنگ استقلال هند را شعله ور می سازد.

۱۸۵۸
بریتانیایی ها قیام هندی ها را سرکوب می کنند و به حکومت مغولی پایان می دهند ؛ پادشاهی بریتانیا جای کمپانی هند شرقی را می گیرد و بر هند مسلط می شود .

۱۸۸۴
بنیانگذاری کنگره ملی هند.



۱۸۹۳
گاندی با نژادپرستی در آفریقا رویارو می شود و در مقام یک رهبر حقوق مدنی سر برمی آورد.

۱۹۱۳
جناح ریاست «جامعه مسلمانان» («مسلم لیگ») را بر عهده می گیرد .

۱۹۱۴-۱۹۱۸
جنگ جهانی اول در جریان است.

۱۹۱۵
قانون رولات به بریتانیایی ها اختیارات فوق العاده می دهد تا در زمان جنگ مخالفان را سرکوب کننند.

۱۹۱۹
بریتانیایی ها قانون رولات را برای سرکوب مخالفان در زمان صلح تمدید می کنند ؛ سربازان بریتانیایی غیرنظامیان را در آمریتسار قتل عام می کنند.

۱۹۲۰
گاندی نخستین جنبش اعتراضی خشونت پرهیز را علیه فرمانروایی بریتانیایی ها رهبری می کند .



۱۹۲۷
هیئت سیمون، که برای بررسی آینده سیاسی هند تشکیل شده، خشم مردم هند را برمی انگیزد .

۱۹۲۸
گزارش نهرو پیشنهاد می کند هند یک کشور مشترک المنافع بریتانیایی شود.

۱۹۳۰
دکتر علامه اقبال خواستار میهن جداگانه برای مسلمانان می شود؛ گاندی علیه قوانین نمک اعتراض می کند و بازداشت می شود.

۱۹۳۱
پیمان ایروین ـ گاندی موجب برپایی همایشی در لندن به منظور بررسی جایگاه حاکمیت برای هند می شود.

۱۹۳۵
بریتانیایی ها «قانون حکمرانی هند» را پیشنهاد می کنند، که قدرت سیاسی محلی محدودی به هندی ها می دهد.



۱۹۴۰
جناح خواستار تقسیم هند و تشکیل پاکستان می شود.

۱۹۴۲
هیئت کر یپس با احزاب سیاسی هند به گفتگو می پردازد؛ کنگره جنبش «هند را رها کنید» را به راه می اندازد، که باعث می شود بریتانیایی ها رهبران کنگره را بازداشت کنند.

۱۹۴۵
دولت کارگری آتلی تصمیم می گیرد به تسلط بریتانیا بر هند پایان دهد.

۱۹۴۶
«روز اقدام مستقیم جامعه مسلمانان» یک چرخه خشونت به راه می اندازد.



۱۹۴۷
ماونتبَتن آخرین فرمانروای هند می شود؛ تقسیم سرزمین هند دو کشور مستقل هند و پاکستان را به وجود می آورد؛ دو ایالت بنگال و پنجاب دستخوش خشونت می شوند؛ ۵/ ۱۱میلیون نفر اقدام به مهاجرت می کنند، که باعث مرگ پانصدهزار تا دومیلیون نفر می شود.

۱۹۴۸
گاندی در ۳۰ ژانویه به قتل می رسد؛ درگذشت جناح.

۱۹۶۴
درگذشت نهرو.

۱۹۷۱
جنگ داخلی پاکستان منجر به شکل گیری بنگلادش می شود.

۱. هند کهن و کمپانی هند شرقی

تمدن در هند تقریباً ۴۵۰۰ سال پیش در امتداد کرانه های رود سند آغاز شد، جایی که مردمی به نام دراویدیان(۳) در دهکده هایی با کلبه های گِلی زندگی می کردند. در ۱۵۰۰ ق.م، آریایی ها، مردمی جنگجو و کوچگر که گاو و گوسفند و اسب نگهداری می کردند، به آبادی های دراویدیان حمله ور شدند. اما خیلی زود دریافتند که فرهنگ دراویدیان برتر از فرهنگ خود آن هاست. برای مثال، دراویدیان در شهرک های بارو بندی شده با خیابان های خوب طراحی شده، محل های شستشو، و سامانه های دفعِ فاضلاب زندگی می کردند. آن ها شیوه ای برای نگارش، اَشکال هنری پیشرفته،حکومت کارآمد، و دین سامان یافته داشتند. این دو فرهنگ طی زمان با هم درآمیختند و شالوده زندگی روزانه برای بیشتر هند را فراهم آوردند.
طی سده ها، درآمیزی پیوسته در حال تغییر نژادها، زبان ها، و فرهنگ ها آیین هندو را پدید آورد، دینی پیچیده و روش زندگی ای که مناسک باستانی و یک معرفت قدسی را شامل می شود که در متون مقدس بیان شده است. آیین هندو سبب پیدایش نظام کاست در هند نیز شد ــ یک رتبه بندی طبقات اجتماعی تا حدی بر مبنای شغل و حرفه و سطوح مختلفِ خلوص معنوی. روحانیان، یا بِرَهمنان، بالاترین قشر یا کاست را تشکیل می دادند. جنگاوران و مقامات حکومتی در رده بعد قرار می گرفتند. بازرگانان در مرتبه بعدی قرار داشتند . زحمتکشان ساده پایین ترین کاست را تشکیل می دادند.
اما یک گروه اجتماعی به کلی بیرون از این نظام کاستی قرار می گرفت. این ها «بُرون کاست ها» بودند که با آن ها طوری رفتار می شد که انگار «نجس»اند، چون هندوهای دیگر گمان می کردند آن ها به لحاظ روحی به شدت به گناه آلوده اند یا در زندگی قبلی خود مرتکب خطاهای بسیار سنگین و فجیع شده اند. تقدیر آن ها در زندگی کنونی شان این بود که فاضلاب ها را تمیز کنند، زباله ها را جمع کنند، و انواع کارهای دیگری را انجام دهند که برای کسانی که در کاست های بالاتر از آن ها بودند ناپاک و حرام انگاشته می شد.
هرچند نظام کاست ناعادلانه بود و برای همه مردم فرصت های برابر روا نمی داشت، برای هندی ها ثبات اجتماعی نیز به همراه داشت که تا هزاران سال پایدار ماند. این ثبات به طبقات ممتاز اجازه می داد از آسایش و رفاه برخوردار شوند. دارایی های انباشته طبقات ثروتمند و فرمانروا، به همراه منابع طبیعی فراوان هند، کمک کرد که کشور در عرصه جهانی به منزله «پرنده زرین» ــ سرزمین افسانه ای ثروت حیرت انگیز ــ شناخته شود.



تصویری از یک خانواده هندوی از کاست بالا در هند . اکثر هندوها نابرابری نظام کاست را عادلانه و بخشی از مجموع باورهای مذهبی خود می دانستند.

در گذر زمان، بیگانگانی که به ثروت های هند چشم طمع دوخته بودند پیاپی به این کشور حمله کردند. از جمله آن ها غارتگران اسب سواری بودند که در سال ۹۹۷ م از راه گردنه خیبر در هیمالیا هجوم آوردند و مردم ساکن شمال غربی هند را چپاول و با آن ها با بی رحمی و خشونت رفتار کردند. این مهاجمان مسلمان بودند... سرانجام مسلمانان دیگری به هند پا گذاشتند که در جلگه شمالی کشور، که از رود سند تا رود گنگ امتداد داشت، حکومت های اسلامی بر پا داشتند.

نظرات کاربران درباره کتاب پیدایش هند نوین