فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گرد ستاره

کتاب گرد ستاره

نسخه الکترونیک کتاب گرد ستاره به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب گرد ستاره

شبی تابستانی. شبی از شب‌های شفاف تابستانی. ستاره‌ها انگار از آسمان به زمین آمده‌اند؛ طوری که انگار اگر دستت را دراز کنی می‌توانی بگیریشان. با برادرم کنعان روی پشت‌بام دراز کشیده‌ایم. همان موقع یک شهاب از آسمان می‌گذرد. پشتِ سرش خطی نورانی به جا می‌گذارد و بعد محو می‌شود. کنعان هیجان‌زده می‌پرسد: «داداش، دیدی؟ یک ستاره افتاد. افتاد و غیب شد. ستاره‌ها وقتی می‌افتند، کجا می‌روند؟»

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۶۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گرد ستاره

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



گَردِ ستاره

شبی تابستانی. شبی از شب های شفاف تابستانی. ستاره ها انگار از آسمان به زمین آمده اند؛ طوری که انگار اگر دستت را دراز کنی می توانی بگیریشان.
با برادرم کنعان روی پشت بام دراز کشیده ایم.





به پشت دراز کشیده ایم و ستاره ها را تماشا می کنیم.
هیچ حرفی نمی زنیم.
پرنده های شب، کوتاه و بریده، می خوانند. گاهی از دوردست ها صدای پارس سگ می آید.
کنعان یکدفعه گفت:
«داداش!»
«بله؟»
«می گویند هر کسی توی آسمان یک ستاره دارد، راست است؟»
«نمی دانم، شاید راست باشد.»
«یعنی ستاره من کدام یکی است؟»
«اوووَه... میلیون ها، شاید هم میلیاردها ستاره هست، من از کجا بدانم!؟»
«خوب پس، من می خواهم یک ستاره برای خودم انتخاب کنم؛ تو هم یکی برای خودت انتخاب کن.»
«باشد، انتخاب کنیم.»
با کنعان در باره ستاره ها حرف می زنم.
چیزهایی را که توی مدرسه یاد گرفته ام، یکی یکی برایش ردیف می کنم.
«ببین، این چند تا ستاره پهلوی هم که شبیه ملاقه وارونه است، دُب اصغر است، کناری اش هم دُب اکبر.‎»
می گوید: «کدام، کدام، کدام یکی؟»
سوالش را نشنیده می گیرم، طوری حرف می زنم که انگار همه چیز را بلدم.
کنعان هنوز مدرسه نمی رود. سال بعد، اگر خدا بخواهد، می رود کلاس اول. آخرسر یک ستاره درخشان انتخاب می کند و می گوید:
«ایناهاش، این ستاره من است.»
ستاره درست بالای کشیش کوه است. جایش را نشان می کنیم. من هم یک ستاره انتخاب می کنم. بچه بازی است، اما باشد، خوب، کنعان هم هنوز بچه است.
همان موقع یک شهاب از آسمان می گذرد. پشتِ سرش خطی نورانی به جا می گذارد و بعد محو می شود. کنعان هیجان زده می پرسد:
«داداش، دیدی؟ یک ستاره افتاد. افتاد و غیب شد. ستاره ها وقتی می افتند، کجا می روند؟»

نظرات کاربران درباره کتاب گرد ستاره