بسیاری از مسیحیان سردرگماند. کلیساها برنامههای مختلفی را به اجرا درمیآورند، مانند مطالعه کتاب مقدس، تشکیل گروههای بحث و مناظره، و انواع اعتکاف، و قصدشان هم این است که به رشد و بالندگی زندگی معنوی کمک کنند؛ اما خود ما چندان نمیدانیم منظورمان از زندگی معنوی چیست. سخنان فراوانی درباره کمال و شکوفایی گفتهاند، اما بسیاری از ما به این نکته نیندیشیدهایم که اینها چه ربطی به خدا دارد. این نکته را ژورژ برنانوس، رماننویس پرآوازه فرانسوی در دوره پیش از جنگ جهانی دوم، در کتاب خاطرات کشیش روستا مورد توجه قرار داده است. او آدمی دستوپاچلفتی را تصویر میکند که مضحک به نظر میآید و در زندگی دنیویاش ناکام است اما پیرو واقعی مسیح به شمار میرود ــ زندگی معنویاش ستودنی است. دین وعده سعادت میدهد، سعادت ابدی، اما این را خیلی وقتها با کامیابی دنیوی اشتباه میگیرند. البته این سعادت جدا از زندگی دنیوی ما نیست، اما بسیاری از آدمها نمیدانند که پیوند این سعادت با زندگی دنیوی چهگونه است.