فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فیلسوف کوچولو

کتاب فیلسوف کوچولو
کتابی که باید بچه‌ها برای بزرگ‌ترها بخوانند

نسخه الکترونیک کتاب فیلسوف کوچولو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب فیلسوف کوچولو

من هم مثل همۀ بچه‌ها از دکتر می‌ترسم. همه فکر می‌کنند ما بچه‌ها از آمپول می‌ترسیم اما ما از خود دکتر می‌ترسیم. یعنی از آمپول هم می‌ترسیم اما آمپول که خودش ترس ندارد. اکثر بزرگ‌ترها هم همین را می‌گویند: آمپول که ترس ندارد. و من فکر می‌کنم این حرفشان درست است؛ آمپول ترس ندارد، دکتر است که ترس دارد. برایم جذاب بود وقتی فهمیدم که مادربزرگم هم که از من و حتی پدرم بزرگ‌تر است از دکتر می‌ترسد. او همیشه داروهای گیاهی می‌خورد و می‌گوید به دکتر اعتقادی ندارد. البته همه می دانند که او از دکتر می‌ترسد اما برای این‌که مسخره‌اش نکنند می‌گوید به دکتر اعتقادی ندارد. فکر می‌کنم اعتقاد نداشتن دروغی است که ترس مادربزرگم را از بقیه پنهان می‌کند. سختی کار ما بچه‌ها این است که نمی‌توانیم به چیزی اعتقاد داشته باشیم یا حتی نداشته باشیم. مثلاً اگر من بگویم به دکتر اعتقاد ندارم احتمالاً کسی حرفم را باور نمی‌کند. البته دعوایم هم نمی‌کنند، احتمالاً به خاطر این حرفم کلی هم بخندند و تشویقم کنند. اما خوب همه می‌دانیم که این خنده‌ها جزئی از بازی و خوشگذرانی بزرگ‌ترها با ما بچه‌هاست، اما خنده‌ها که تمام شد باید لباس بپوشیم و برویم دکتر.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.9 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فیلسوف کوچولو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

وقتی صفر هست

ما سه نفر بودیم: من، مامان و گاهی بابا. گاهی هم دو نفر می شدیم: من و مامانم یا من و بابام. گاهی هم یک نفر بودیم: یعنی فقط من بودم و غیر از من کسی نبود. پس ما گاهی سه نفر، گاهی دو نفر و گاهی یک نفر بودیم. به این ترتیب من یاد گرفتم با اعداد ۱ و ۲ و ۳ می توان این کارها را کرد:
۱ - من (یعنی عدد ۱) می توانستم خودم را با ۲ (یعنی بابا و مامانم) جمع کنم و به عدد ۳ برسم. این همان وقتی بود که ما همه با هم بودیم، یعنی ۳ نفر بودیم.
۲ - همچنین می توانستم یکی از والدینم را از عدد ۳ کم کنم تا به عدد ۲ برسم و این وقتی بود که بابا به دستشویی یا مامان به خرید می رفت .
۳ - اما سخت ترین کار وقتی بود که می خواستم به عدد ۱ برسم. اولش فکر می کردم این همان صفر است، چون هیچ کس خانه نبود، اما کم کم فهمیدم که وقتی از جمع ۳ نفری ما ۲ نفر (یعنی مامان و بابا) کم می شوند، حاصل آن ۱ می شود. اولین بار که تنها شدم (یعنی وقتی که مامان و بابا به طرز مشکوکی پیشم نبودند) از آن جایی که هیچ کس پیشم نبود و هیچ هم همان معنای صفر را می داد تصور کردم ۳ منهای ۲ می شود صفر یا همان هیچ. در نتیجه فکر می کردم توانسته ام به صفر برسم. راستش را بخواهید این صفر برایم کمی معمایی و جادویی بود و دوست داشتم بدانم صفر یعنی چی؟ مامانم برایم این طوری توضیح داد: «اگر ما هر سه (من، مامان و بابا) از خانه برویم بیرون، فقط عدد صفر در خانه می ماند.»
می بینید شما هم اگر جای من بودید و البته نمی خواستید هرچه بزرگ ترها می گویند، چون بزرگ ترند، قبول کنید شرایط مرا داشتید، یعنی بیش تر شک می کردید. اگر چیزی که در خانه می ماند عدد صفر است، پس صفر یک چیز است. اما چه چیزی؟ اگر یک چیز است چرا یک نیست و صفر است؟ اصلاً کدام یک از ما (سه نفر) وقتی در خانه نیستیم می تواند بگوید که صفر همان چیزی است که در خانه است؟
هنوز هم این سوال و راز عدد صفر برایم حل نشده. کم کم فهمیدم که مامان و بابام هم که ظاهراً خیلی ریاضیاتشان قوی است و می توانند به راحتی صفرهای جلوی پول ها را بشمرند اصلاً چیزی از صفر نمی دانند. البته حق دارند چون هیچ کس هنوز صفر را ندیده. همه فکر می کنند جایی که کسی نیست عدد صفر هست. این یک باور است که ممکن است درست یا غلط باشد اما مامان و بابا مطمئنند که صفر هست. خدا می داند.



نظرات کاربران درباره کتاب فیلسوف کوچولو