فیدیبو نماینده قانونی نشر مشکی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب

کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب

نسخه الکترونیک کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب

این کتاب ۷۱ نامه‌ی منتشر نشده از بورخس همراه با توضیحات کاملی درباره‌ی نام‌ها و مکان‌هایی است که از آن‌ها نام برده.او این نامه‌ها را در جوانی طی حدود سه سال به دو تن از نزدیک‌ترین دوستان آن دوره‌اش خاکوبو سوردا و موریس آبرامویچ نوشته است. همسر بورخس این نامه را حدود ده سال پس از مرگ وی کشف و در جشن یکصدمین سالگرد تولد خورخه لوئیس بورخس منتشر کرد.

ادامه...
  • ناشر نشر مشکی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.35 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



با تشکر از سرکار خانم ماریا کوداما شیندر همسر و همکار خورخه لوئیس بورخس که تصاویر را بدون هیچ چشم داشتی به مولف اهدا کرده اند.
ایشان هم اکنون در بونئوس آیرس سرپرستی بنیاد بین المللی خورخه لوئیس بورخس را به عهده دارد.
Fotos de portada y contraportada: Cortesía de María Kodama Schneider, esposa y colaboradora
de Borges, quien, además preside en Buenos Aires, la Fundación Internacional Jorge Luis Borges.

پیش گفتار مترجم فارسی

آن چه پیش رو دارید نامه های منتشر نشده ی نویسنده ی نامدار آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس است که حدود ده سال پس از مرگ وی، همسرش آن ها را کشف و به میانجی گری ناشری آلمانی به نام هانس ماینکه منتشر کرد. بورخس این نامه ها را در جوانی طی حدود سه سال به دو تن از نزدیک ترین دوستان آن دوره اش؛ خاکوبو سورِدا فرزند پدری ادب دوست و مادری هنرمند از خانواده های سرشناس مایورکا و موریس آبرامویچ، (هم کلاسی دوران دبیرستان بورخس در ژنو) نوشته است.
در کتابِ حاضر ۷۱ نامه گرد آمده است که ۴۶ نامه خطاب به سورِدا و ۲۵ نامه ی دیگرخطاب به آبرامویچ است. نامه های خطاب به سورِدا نزد دخترش، پیلار، نگه داری می شده که همسر بورخس، ماریا کوداما، در سال ۱۹۹۶ آن ها را کشف می کند و خبر این کشف را در سفری به اسپانیا به هانس ماینکه-که در آن زمان هنوز ریاست انجمن کتاب خوانان را در بارسلون برعهده داشته-می دهد. او نامه های همسرش به آبرامویچ را نیز از طریق موسسه ی ادواردو.اف.کستانتینی به دست می آورد و این گنجینه ی گران بها را در سال ۱۹۹۷ به هانس ماینکه می سپارد تا در جشن یکصدمین سالگرد تولد بورخس منتشر کند.
به این ترتیب، این مجموعه نامه، برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ در انتشارات گالاکسیا گوتنبرگ به چاپ رسید.
آشنایی با این کتاب ارزشمند را وامدار دوست خردورز و هنرمندم آقای محمد آخوندزاده هستم. پیش از خواندن کتاب تصور می کردم با متنی صرفاً ادبی رو به رو شده ام که مثل دیگر آثارِ پدیدآورنده اش مخاطبان ویژه ی خود را دارد؛ غافل از این که در واقع دست به ترجمه ی مرجعی مهم برای مشتاقان پژوهش درباه ی زندگی و احوال بورخس زده ام. در این ترجمه، سعی کرده ام که قلم نویسنده به سبک نوشتار مترجم آلوده نشود و امیدوارم توانسته باشم «بورخس» را «بورخس» به خوانندگان تقدیم کرده باشم. ترجمه ی این اثر از سویی یک زورآزمایی ادبی بود و از سوی دیگر لذت مشارکت در تجربه های روحی نویسنده ای بزرگ را برایم به همراه داشت. در این راه گاه ترجمه ی یک پارگراف ساعت ها مرا به خود مشغول می کرد، چرا که درک ایهام ها و بازی های زبانی در نثر نویسنده ای چون بورخس به خودی خود آسان نیست، چه رسد به این که با مجموعه ای از مکاتبات او مواجه باشیم که طبیعتاً لحنی شخصی تر و کنایی تر دارد و سرشار است از اشاراتی که تنها برای «نگارنده» و «دریافت کننده ی» نامه، مفهوم و معتبر است؛ البته حاصل تلاش، همواره حلاوت زا و شادی افزا بود.
از آن جا که این مکاتبات، بازتاباننده ی حال و هوای دوران آغازین «جریان آوانگارد» در اسپانیا و به ویژه شاخه ای از آن به نام اولترائیسم است-که بورخس، خود از شاخص ترین چهره های این جنبش است-در این باره اطلاعاتی اجمالی برای علاقه مندان در دیباچه ی کتاب آمده است.
ترجمه ی این کتاب در پنج مرحله ی دشوار اما شیرین، طی بیش از سه سال کار تقریباً مستمر به انجام رسید. شاید اغراق نباشد اگر بگویم این سه سال را با این کتاب زیستم. با همه ی تلاشی که برای درک زبان ویژه ی بورخس در مکاتباتش-که به اقتضای صمیمیت با مخاطب نامه ها غالباً آکنده از کنایات و ایهام های گوناگون و اشارات و تداعی های رمزگون بود-داشته ام و همین طور دقتی که در ترجمه ی یادداشت ها و تطبیق ارجاعات و ضبط اعلام و استخراج اطلاعات لازم برای کمک به خوانشِ خواننده، به کار برده ام، اذعان دارم که کار ترجمه ی این کتاب هنوز غایت مطلوب را نیافته و بسیار محتمل است که پس از چاپ، خوانندگان-و چه بسا خود مترجم-نکاتی را دریابند که تا لحظه ی چاپ از چشم مترجم دور مانده است. در این صورت صمیمانه قدردان خوانندگان عزیزی هستم که دریافت های راهگشای خود را از من دریغ نخواهند کرد.
تعلیقات کتاب در در ک بهتر و رفع ابهامات متنِ نامه ها بسیار کارآمد است و زمان زیادی صرف استخراج اطلاعات مرتبط با متن و افزودن پانوشت ها شد. با این حال، هویت برخی از افراد تشخیص داده نشد.
توضیحات مترجم در پای صفحات با عبارت «م.» از یادداشت های متن اصلی متمایز شده اند. عباراتی را که به زبانی جز اسپانیایی در متن آمده، به همان صورت نگاه داشته؛ ترجمه ی آن عبارات را در پای صفحه آورده ام. ضبط اعلام متن، از اسپانیایی و فرانسه و ایتالیایی و آلمانی و غیره را نیز به همان صورت که در متن اصلی آمده است، در پای صفحه ها آورده ام و هرجا لازم بوده است توضیحی بر آن افزوده ام.
کوشیده ام سبک نگارش نویسنده را تا آن جا که ممکن بوده حفظ کنم؛ به علاوه، نوع پاراگراف بندی و حتا خط خوردگی ها در ترجمه، مطابق با متن اصلی است.

سپاسگزاری

باقی می ماند سپاسگزاری از همه ی دوستان و عزیزانی که به انجام رسیدن این کار، بدون هم دلی و هم کاری آن ها میسر نبود. درک درست عبارات کتاب را بیش از هر کس، مرهون لطف بی دریغ خانم فاطیما اورنِرو سوله هستم و از کمک او در همه ی مراحلِ کارِ ترجمه و بازبینی متن بهره برده ام. بی یاری او بی شک این بار به منزل نمی رسید یا دست کم سالم به منزل نمی رسید!
در این جا بجاست که از زحمات خانم فاطمه خاوری و آقای حامد اعتصام که در مراحلی از کار ویراست کتاب، یاری رسان بوده اند، تشکر کنم. هم چنین از دقت نظر خانم ها آرامه خواجوند، فریبا نادرنژاد و گلایول نیاز زاده که در بازخوانی های مکّرر در کنارم بوده اند، سپاسگزارم.
از جناب آقای مشکی، مدیر محترم انتشارات مشکی، که در دوره ی به درازا کشیده ی کارِ ترجمه ی این کتاب، با صبر و حوصله ای فراتر از مسئولیت ناشر، با من هم کاری کردند بسیار سپاسگزارم. برای همه ی این عزیزان از خدا سلامت و سربلندی می خواهم. سپاس در آغاز و فرجام، از آنِ اوست.

زمینه های نوگرایی در ادبیات اسپانیایی

در سال ۱۹۱۶ پرونده ی دوران طلایی و طولانی شعر اسپانیا با مرگ روبن داریو-خالق مدرنیسم-بسته شد. در سال ۱۹۱۷ خوان رامون خیمنث با انتشار کتاب «روزنگار شاعر تازه داماد»۱ و چند اثر دیگر، درها را به روی شعر عریان و خالی از زواید گشود.
نزدیک سال ۱۹۱۸ دو جنبش جدید در اسپانیا شکل گرفت که به "مکتب ابداع گرا"۲ و "مکتب افراط گرا"۳ شهرت یافتند.
درخلال سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۶ ادبیات اسپانیا با وجودِ آثار شاعران نوگرا و هم چنین ویژگی سبکی برجسته و ویژه ی آثار شاعران دیگر، به شکوفایی بزرگی دست یافت.
در این سال ها و به ویژه از سال ۱۹۱۵ به بعد، جنبش های مدرنیست در حوزه ی ادبیات، گامی فراتر نهادند و خوان رامون خیمنث و دیگر شاعران در پی یافتن راهی تازه، برای دستیابی به فراسوی جهان مدرنیسم برآمدند.پایان یافتن جنگ جهانی اول (۱۹۱۸) به این روند سرعت بخشید.
در این سال ها بود که بحرانِ روحیِ جهان، پس از جنگ، سبب پیدایش شکافی در فرهنگ اروپایی شد، اروپایی که در حقیقت، فرهنگ گذشته و آموزه هایش را از دست رفته می دانست. تمام این موارد، زمینه ساز ظهور نهضت ادبی تازه ای شد که به نهضت آوانگارد شهرت یافت.
اساسی ترین اهداف طلایه دارانِ این جریان ها، ایجاد انقلابی برای نابودی سنت و آفرینش آثار ادبی و هنری-با شکلی جدید و جدا از قیود سبک های کهنه و نگرشی خوش بینانه به زندگی-به اقتضای اوضاع و احوال آن دوران بود.
آوانگاردها با نگرشی کاملاً خوش بینانه به آزادی مطلق در مقوله هایی چون فرم و ایجاد آثاری منطبق با اوضاع جهانِ پس از جنگ می اندیشیدند. اولترائیسم آغاز گر این حرکت در اسپانیا بود که مبانی ذیل را در بر می گرفت:

- ترک زواید صوری و موسیقایی مدرنیسم
- آفرینش شعری الهام یافته از موضوعات پویای جهان مدرن





اولترائیسم در اسپانیا عمری کوتاه داشت و با عمر کوتاه نزدیک به پنج سال (۱۹۲۳-۱۹۱۹) نتوانست اثری با ویژگی های معین از خود به یادگار بگذارد؛ با وجود این اولترائیسم؛ جهشی به سوی پی ریزی حرکت های بعدی به شمار می رفت.

امّا جنبش آوانگارد چه بود و طرح های اولیه اش را چه کسانی ریختند؟
واژه ی آوانگارد، نخست با مفهومی نظامی به میدان آمد. در فرهنگ اسپانیایی، این واژه-هر چند به یک طرح اولیه شبیه بود تا نظریه ای قاطع درباره ی جنبش های هنری در اروپا-از فوتوریسم تا دادائیسم-نخستین بار در سیزدهمین شماره ی مجله ی گرثیا در ۱۹۱۹ به کار برده شد. در سال ۱۹۲۰، گییرمو دِ تورّه این عنوان را در بیانیه ی عمودی به کار برد و از تمام ایسم های آن دوران استفاده کرد تا دریچه ای به سوی نوآوری ها بگشاید. حرکتی همگام با تمام آوانگاردهای اسپانیا و امریکای لاتین. برای مثال: اوُئیدوبرو "کراسیونیسم" را پی ریزی کرد؛ سبکی برگرفته از نظریه ای منتسب به آپولینر. بورخس "اولترائیسم" را پی ریخت؛ جنبشی شاعرانه از آوانگارد-که حاصل محافل ادبی کانسینوس اسنس بود و گییرمو دِ تورّه آن را نام گذاری می کرد. این حرکت، حاصل برهه ی زمانی میان جنگ های اول و دوم جهانی است. هر چند تاریخی قطعی برای آن تعیین نشده است، اما ربع نخستین قرن بیستم را می توان بهترین گزینه دانست. اوُگو برانی۴ سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۳۵ را زمان حیات تاریخی این حرکت دانسته، گروهی نیز سال ۱۹۱۴ و صدور بیانیه ی اوئیدوبرو به نام Non servian را آغاز آوانگارد می دانند.
از جمله نشریات آوانگارد آن دوران اسپانیا و آمریکای لاتین، که در آن ها تحولات ادبی، مقالات، نقدها و آثار ادبا و منتقدین آوانگارد به چاپ می رسید، می توان از: پرومتئو۵ ۱۹۰۸ (اسپانیا)، گرثیا۶، تروثوث۷ ۱۹۱۶(بارسلون)، پرثِئو۸ ۱۹۱۹، رفلکتور۹ ۱۹۲۰، تابلرو۱۰ ۱۹۲۲-۱۹۲۱، برتیثه۱۱، و توبوگان۱۲ ۱۹۲۴ در اسپانیا، پِرُآ۱۳ و پریسما۱۴ (آرژانتین)، سور۱۵، مارتین فییرّو۱۶ (بوئنوس آیرس)، لا ربیستا دِ آبانثه۱۷ (هاوانا)، بالبوُلا۱۸ (کاراکاس)، رپرتوریو آمریکانو۱۹ (سان خوسه دِ کاستاریکا)، کنتمپورانئو۲۰ (مکزیک)، امائوتا۲۱ و لا کامپانا دِ پالو۲۲ (بوئنوس آیرس) نام برد.
هم چنین از مجله های اولترائیستی چون: اولترا۲۳ ۱۹۲۲-۱۹۲۱، گرثیا۲۴ ۱۹۱۸، سروانتس۲۵ ۱۹۲۰-۱۹۱۹، کوسموپولیس۲۶ ۱۹۲۲-۱۹۱۹، پرثئو۲۷ ۱۹۱۹، رفلکتور۲۸ ۱۹۲۰، تابلروس۲۹ ۱۹۲۲-۱۹۲۱، آلفار۳۰، و اوریثونته۳۱ ۱۹۲۲ (این مجله، نخستین گام را برای نسل ۲۷ ادبی برمی دارد)، ۱۹۲۳بوث ای لترا۳۲، دیاریو۳۳، پلورال۳۴، سورُ۳۵، نوسوتروس۳۶، لوس کیخوتس۳۷، گران گیگنول۳۸، اوریثونته۳۹، لوس راروس۴۰، لا اوُنیون۴۱، لا اوُمانیداد۴۲، لوس پواِتاس۴۳، آتلاندیا۴۴، اینیثیال۴۵، بابل۴۶، آئورا۴۷، لا نوتا۴۸، لا پرنسا۴۹، پریسماس۵۰، گاثتا لیتراریا ۵۱، ال دیاریو اسپانیول۵۲، ال دیا۵۳، مولتی کولور دِ لوس سابادوس۵۴، لیگنورانسیا۵۵ و بریساس۵۶... در میان مجله های به ثبت رسیده ی این دوره نام برده شده است که در نامه های بورخس نیز به بیش تر آن ها اشاره شده.
ثمره ی انتشار چنین نشریه هایی، با حال و هوای نوگرایانه در آن زمان، نزدیک کردن سبک هایی چون فوتوریسم، اولترائیسم، کراسیونیسم، دادائیسم و غیره به یکدیگر بوده است.
این اطلاعات، به منظور پیش آگاهی برای مطالعات آینده ارائه شده است.

نظرات کاربران درباره کتاب نامه‌های پر تب‌و‌تاب

کتاب سال ۹۵
در 11 ماه پیش توسط سید محمد مهدی شبیری
بورخس خوان ها ، حیفه این کتاب رو نخونین..!
در 10 ماه پیش توسط بهمن