فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ایران و ادیان باستانی

کتاب ایران و ادیان باستانی

نسخه الکترونیک کتاب ایران و ادیان باستانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ایران و ادیان باستانی

اثر حاضر از کتاب‌های مرجع مهم در رشته ایران/باستان‌شناسی با گرایش ادیان و از کتاب‌های درسی دانشگاهی در ایالات متحده آمریکا به شمار می‌رود. موضوع کتاب، چنان‌که از نام آن برمی‌آید، در باره ارتباط ایران و ادیان باستانی است، اما نویسنده برای توضیح این ارتباط، یعنی توضیح آنچه به ایران مربوط می‌شود و در کتاب مقدس از آن‌ها یاد شده است، اعم از نام شاهان و کسان و جاها و هر موضوع دیگر، دست به تحقیق گسترده زده و در واقع دوره‌ای از تاریخ باستانی ایران و در ارتباط با آن جهان آن روزگار را به تفصیل درخور بررسی کرده است. از این رو، مزیت این کتاب نسبت به دیگر اثرها که در این باره نوشته شده‌اند این است که افزون بر تاریخ ایران باستان موضوع خاص دیگری را نیز بررسی کرده است. همین دو ویژگی، یعنی گستردگی پژوهش‌ها و ارتباط آن با کتاب مقدس، مترجم را از جهت ضرورت مراجعه به منبع و مرجع بسیار، با دشوارترین کار تحقیق و ترجمه تا این لحظه از عمر خود روبرو ساخت.

ادامه...

بخشی از کتاب ایران و ادیان باستانی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

یادداشت مترجم

اثر حاضر از کتاب های مرجع مهم در رشته ایران/باستان شناسی با گرایش ادیان و از کتاب های درسی دانشگاهی در ایالات متحده آمریکا به شمار می رود. آنچه در باره موضوع و روش و فایده آن گفتنی است، در مقدمه فاضلانه استاد وایزمن یافت می شود. همین قدر باید گفت که با وجود گذشت دو دهه از نخستین چاپ آن(۱) در سال ۱۹۹۰ م، از تازگی و اهمیت پژوهشی آن کاسته نشده و هنوز در باره این موضوع اثری با این تفصیل و چنین مستند و جامع نوشته نشده است. نویسنده همه منبع های پیش از خود و همزمان خود را دیده و به طور مقتضی از آن ها استفاده کرده و همراه با محتوای ارزشمند کتاب، کتاب شناسی پرثمری عرضه کرده است. درست است که موضوع کتاب، چنان که از نام آن برمی آید، در باره ارتباط ایران و ادیان باستانی است، اما نویسنده برای توضیح این ارتباط، یعنی توضیح آنچه به ایران مربوط می شود و در کتاب مقدس از آن ها یاد شده است، اعم از نام شاهان و کسان و جاها و هر موضوع دیگر، دست به تحقیق گسترده زده و در واقع دوره ای از تاریخ باستانی ایران و در ارتباط با آن جهان آن روزگار را به تفصیل درخور بررسی کرده است. از این رو، مزیت این کتاب نسبت به دیگر اثرها که در این باره نوشته شده اند این است که افزون بر تاریخ ایران باستان موضوع خاص دیگری را نیز بررسی کرده است. همین دو ویژگی، یعنی گستردگی پژوهش ها و ارتباط آن با کتاب مقدس، مترجم را از جهت ضرورت مراجعه به منبع و مرجع بسیار، با دشوارترین کار تحقیق و ترجمه تا این لحظه از عمر خود روبرو ساخت.
در باره ترجمه کتاب باید گفت که همانند اغلب آثار پژوهشی، نثر کتاب خبری و خشک و عاری از زیبایی های کلامی و صنعت های ادبی است. مترجم نیز کوشیده است علاوه بر برگرداندن آن به فارسی روان، تا آن جا که ممکن است به سبک نگارش نویسنده وفادار بماند. زیرا مترجم بر خود فرض می داند که نویسنده را با سبک خودش به خواننده زبان دیگر بشناساند. وظیفه اصلی مترجم زیباسازی نیست، گرچه باید سخت مراقب باشد تا از ارزش های نثر و سبک نویسنده نکاهد. خواننده نکته سنج و اهل نظر، خود، پس از خواندن کتاب در باره دانش و تخصص و زحمت نویسنده داوری خواهد کرد. نویسنده متخصص تاریخ دوره باستان و هخامنشیان و کتاب مقدس است.
لازم به یادآوری است که پی نوشت های نویسنده به آخر هر فصل منتقل شده است و پانوشت ها همگی از آن مترجم است. دیگر آن که آن نام های باستانی و ایرانی که نویسنده شکل یونانی یا تلفظ و املای آن ها به یکی از زبان های اروپایی را ترجیح داده است، به املایی آورده شده اند که در مجموعه آثار منتشر شده انتشارات ققنوس به کار رفته اند.
بر خود فرض می دانم که از سه تن به ویژه سپاسگزاری کنم: دکتر عزت اللّه فولادوند دوست گرامی و استاد گرانقدر که همواره بی منت به پرسش های من در باره عبارت ها و اصطلاح های انگلیسی پاسخ داد؛ دکتر مهدی رفیع، رفیق شفیق و استاد علامه که مزاحمت های گاه و بیگاه مرا برای پرسیدن معنای واژه ها و عبارت های فرانسه و لاتین با روی خوش تحمل کرد؛ و محقق فاضل سرکار خانم سارا هاشمی که از آغاز تا انجام این ترجمه مرا یاری داد.

منوچهر پزشک
تهران، ۱۳۸۸ش

پیشگفتار

ایران یک بار دیگر کانون توجه جهان شده است. امید است وقفه پدید آمده در کار باستان شناسی موقتی باشد. از این رو، به نظر می آید زمان فعلی برای انتشار این کتاب که در باره ایران و کتاب مقدس است زمانی مناسب باشد، چرا که آن مردم و آن تمدن باستانی و بزرگ نقش مهمی در تاریخ بعدی عهد عتیق ایفا کردند. در سال های اخیر، هیچ تحقیق همه جانبه رسمی و قابل اطمینانی به ویژه برای آموزندگان کتاب مقدس انتشار نیافته است و به این ترتیب انتظار می رود که از کتاب دکتر یامااوچی استقبال شود.
این نویسنده در آثار خود در پیشینه باستان شناسی و کتاب مقدس، شواهد گوناگون را همواره سنجیده عرضه کرده و مسائل مناقشه برانگیزی را که از نظر محققان تفسیرهای متفاوت دارند، به روشنی و منصفانه بیان کرده است. به همین جهت دکتر یامااوچی به درستی اعتباری بین المللی به دست آورده است. او در اثر حاضر به طور دقیق و مستند، مردمی را به ما می شناساند که نظام منسجم شاهنشاهی جهانی ایران باستان را ساختند، و فرمانروایانی چون کوروش و داریوش و خشایارشا از سلسله هخامنشیان را که نقش برجسته ای در تاریخ روزگار خود ایفا کردند.
دکتر یامااوچی روشی در پیش گرفته است که طرح آن را در اثر خود با نام سنگ ها و متون مقدس(۲) ریخته بود، و خود به خوبی از محدودیت های شواهد تاریخی در جاهایی که با اثر دیگر او یونان و بابل(۳) ربط پیدا می کند، آگاه است.
باستان شناسی سرنخ های مهم، اما گاه ناچیزی فراهم می کند که خواننده و معلم را قادر می سازد پس زمینه قطعه هایی مناسب از متن های مقدس را در پیوند با نظرگاه های الاهیاتی خاصشان درک کنند.

پروفسور دانلد جی. وایزمن
استاد زبان و تمدن آشوری، دانشگاه لندن

کوته نوشت منابع

AA: Archäologischer Anzeiger des Jahrbuches des deutschen archäologischen Instituts
AAH: Acta Antiqua Academiae Scientiarum Hungaricae
ABC: Assyrian and Babylonian Chronicles (see Grayson)
AfO: Archiv für Orientforschung
AHR: American Historical Review
AJA: American Journal of Archaeology
AJAH: American Journal of Ancient History
AJP: American Journal of Philology
AJSL: American Journal of Semitic Languages
AMI: Archäologische Mitteilungen aus Iran
ANET: Ancient Near Eastern Texts (see Pritchard)
ANRW: Aufstieg und Niedergang der römischen Welt
AO: Archiv Orientální
Arch: Archaeology
AS: Anatolian Studies
AUSS: Andrews University Seminary Studies
BA: Biblical Archaeologist
BAR: Biblical Archaeology Review
BASOR: Bulletin of the American Schools of Oriental Research
BCH: Bulletin de correspondence hellenique
BIFAO: Bulletin de ۱'institut français d'archéologie orientale
BJRL: Bulletin of the John Rylands Library
BMMA: Bulletin of the Metropolitan Museum of Art
BO: Bibliotheca Orientalis
BTS: Bible et Terre Sainte
BS: Bibliotheca Sacra
BSOAS: Bulletin of the School of Oriental @ African Studies
BZ: Biblische Zeitschrift
CAH: Cambridge Ancient History (see Boardman)
CBQ: Catholic Biblical Quarterly
CDAFI: Cahiers de la délégation archéologique française en Iran
CHJ: Cambridge History of Judaism (see Davies)
CHI: Cambridge History of Iran (see Gershevitch)
CIMRM: Corpus Inscriptionum et Monumentorum Religionis Mithriacae (see Vermaseren)
CJ: Classical Journal
CP: Classical Philology
CQ: Classical Quarterly
CRAIBL: Comptes-rendus de seances de ۱'Académie des Inscriptions et Belles-lettres
CSCA: California Studies in Classical Antiquity
CW: Classical World
DB: Darius's Behistun inscription, taken from R. G. Kent, Old
Persian, rev. ed. (New Haven: American Society, 1952)
DOTT: Documents from Old Testament Times (see Thomas)
EI: Eretz Israel
EM: Etudes Mithriaques (see Duchesne-Guillemin)
EQ: Evangelical Quarterly
EW: East and West
Exped Expedition
GRBS: Greek, Roman and Byzantine Studies
HJ: Hibbert Journal
HR: History of Religions
HSCP: Harvard Studies in Classical Philology
HTR: Harvard Theological Review
HUCA: Hebrew Union College Annual
IA Iranica Antiqua
IDBS: The Interpreter's Dictionary of the Bible, Supplementary Volume (see Crim)
IEJ: Israel Exploration Journal
IIJ: Indo-Iranian Journal
ILN: Illustrated London News
JA: Journal asiatique
JAC: Jahrbuch für Antike und Christentum
JAAR: Journal of the American Academy of Religion
JANE: Journal of the Ancient Near Eastern Society of Columbia
University
JAOS: Journal of the American Oriental Society
JARCE: Journal of the American Research Center in Egypt
JBA:Chr Jahrbuch für Antike und Christentum
JBL: Journal of Biblical Literature
JCS:  Journal of Cuneiform Studies
JEA: Journal of Egyptian Archaeology
JESHO: Journal of the Economic and Social History of the Orient
JETS: Journal of the Evangelical Theological Society
JFA: Journal of Field Archaeology
JHS: Journal of Hellenic Studies
JMS: Journal of Mithraic Studies
JNES: Journal of Near Eastern Studies
JQR: Jewish Quarterly Review
JRAS: Journal of the Royal Asiatic Society
JRS: Journal of Roman Studies
JSJ: Journal for the Study of Judaism
JSOT: Journal for the Study of the Old Testament
JSS: Journal of Semitic Studies
JTS: Journal of Theological Studies
MDOG: Mitteilungen der Deutschen Orient Gesellschaft zu Berlin
MM: Mysteria Mithrae (see Bianchi)
MS: Mithraic Studies (see Hinnells)
NEASB: Near Eastern Archaeological Society Bulletin
NIDBA: The New International Dictionary of Archaeology (see Blaiklock)
NT" Novum Testamentum
OLZ: Orientalische Literaturzeitung
OP: Old Persian (see Kent)
Or Orientalia
PAPS: Proceedings of the American Philosophical Society
PEQ: Palestine Exploration Quarterly
POT: Peoples of Old Testament Times (see Wiseman)
RA: Revue archéologique
RB: Revue biblique
REA: Revue des études anciennes
REG: Revue des études grecques
RhM: Rheinisches Museum für Philologie
RHR: Revue de 1'histoire des religions
RQ: Revue de Qumrân
RSR: Recherches de science religieuse
RStR: Religious Studies Review
SCO: La Soteriologia dei Culti Orientali nell'Impero Romano (see Bianchi and
Vermaseren)
SMSR: Studi e Materiali de Storia delle Religioni
TA Tel Aviv
TAPA: Transactions of the American Philological Association
TB: Tyndale Bulletin
VT: Vetus Testamentum
WO: Welt des Orients
ZA: Zeitschrift für Assyriologie und vorderasiatische Archäologie
ZÄS: Zeitschrift für ägyptische Sprache und Altertumskunde
ZAW: Zeitschrift für die alttestamentliche Wissenschaft
ZDMG: Zeitschrift der deutschen morgenländischen Gesellschaft
ZNW: Zeitschrift für die neutestamentliche Wissenschaft
ZTK: Zeitschrift für Theologie und Kirche

مقدمه

نظام نامگذاری (نام ها)
پارسه نام باستانی منطقه ای است که در کشور امروزی ایران قرار گرفته است. گرچه، شاهنشاهی ایران در اوج قدرت خود در دوره شاهان هخامنشی (سده های ششم ـ پنجم پ.م) سرزمین های کنونی مصر و فلسطین و اردن و سوریه و ترکیه و روسیه و عراق و پاکستان و افغانستان را نیز در بر می گرفته است.
نام پارسه که در ابتدا به صورت پارسوآ، در متن های آشوری سده نهم پ.م آمده است، بعدها، به ویژه برای شناسایی ناحیه های پیرامون تخت جمشید در شمال خلیج فارس (پارس) به کار رفت. این نام به صورت واژه «فارسی» به زبان امروزین ایران اطلاق می شود.
ایران که از سال ۱۹۳۵م [در سطح بین المللی] نام رسمی این کشور است، با نام آریان(۱) همریشه است. ایرانیان به زبانی هندواروپایی سخن می گویند و برخلاف همسایگان غربی مسلمانشان در عراق (بین النهرین قدیم) زبانشان عربی نیست. اگرچه فارسی امروزی را با الفبای عربی می نویسند، فارسی زبانی هندواروپایی است که با زبان های سنسکریت و یونانی و لاتین و انگلیسی پیوند دارد. زبان فارسی از زبان فارسی میانه (پهلوی) مشتق شده است که به خطی نوشته می شده که از الفبای آرامی پدید آمده بوده، و در بنیاد از فارسی باستان مشتق شده که به خط هجانگار میخی نگاشته می شده است.(۲) شاخه هایی که امروزه با خانواده ایرانی زبان های هندواروپایی پیوند دارند: کردی که در ترکیه و عراق و ایران با آن تکلم می کنند؛ بلوچی که در ناحیه بلوچستان ایران و پاکستان با آن سخن می گویند؛ و پشتو در افغانستان هستند.

سرزمین ایران

ایران امروزی ناحیه ای با پهنه ای بالغ بر ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع را در بر می گیرد. گستره آن شش برابر بریتانیای کبیر و سه برابر فرانسه است.(۳) درازای همه مرزهای آن ۴۴۲۵ کیلومتر است که ۱۷۷۰ کیلومتر آن در جنوب در کرانه خلیج فارس و دریای عمان و ۶۴۰ کیلومتر آن در شمال در کرانه دریای خزر قرار دارد. کشمکش با روسیه بر سر مرزهای شمالی در سده بیستم فرونشست.(۴) اما مشاجره بر سر اداره اروند رود به جنگ با عراق انجامید.
در دوران باستان مرز طبیعی با بین النهرین را کوه های زاگرس تشکیل می دادند که با طول ۱۲۰۰ کیلومتر از شمال غربی به سوی جنوب شرقی کشیده شده اند. این رشته های موازی که از ۱۹۸۱ تا ۳۹۹۳ متر بلندا دارند، دره های باریک اما حاصلخیز بی شماری پدید آورده اند: این ها زادگاه قبیله های کوهستانی بی رحمی بودند که مدام به زمین های پست بین النهرین حمله می کردند.
در گوشه جنوب غربی ایران جلگه آبرفتی خوزستان قرار گرفته که در عهد باستان شهر شوش بر آن مشرف بوده است. این ناحیه که آن را عیلام می خواندند، در هزاره سوم پ.م با سومر در بین النهرین جنوبی پیوندی نزدیک داشت. این منطقه با آب رود کارون آبیاری می شود که تا فاصله ۱۱۳ کیلومتری دهانه آن قابل کشتیرانی است.
در شمال غربی ایران دریاچه نسبتا پهناوری به نام دریاچه ارومیه جای دارد که قلب سرزمین های اورارتویی ها و مانایی ها به شمار می رفته است. این دریاچه کم عمق و به ابعاد ۱۴۵ در ۴۸ کیلومتر و شوری آن تقریبا به اندازه شوری بحرالمیت است. منطقه آذربایجان، میان دریاچه ارومیه و دریای خزر، یکی از اندک منطقه هایی است که بارش فراوان دارد.
کوهستان البرز مشرف بر بخش شمالی ایران است که با درازای ۹۶۵ کیلومتر از غرب به شرق کشیده شده است، اما پهنای آن، از شمال به جنوب، تنها به ۹۶ تا ۱۳۰ کیلومتر می رسد. بلندترین قله آن دماوند (با ارتفاع ۵۶۷۱ متر)، حتی از کوه بلند آرارات که درست در برابر مرز شرقی ترکیه واقع شده است نیز بلندتر است. در شمال کوهستان البرز، دریای خزر قرار دارد که ۳۶ متر از سطح آب های آزاد پایین تر است.
بلندی های خراسان در شمال شرقی ایران و تپه ماهورهای بلوچستان در جنوب شرقی ایران قرار گرفته اند. درست در سمت شرق، منطقه بدخشان افغانستان قرار دارد که در عصر باستان به سبب کان های گرانبهای سنگ فیروزه مورد توجه قرار داشت.(۵) وضع آب و هوایی این ناحیه با تابستان های داغ و غبارآلود و زمستان های سرد و گزنده سخت نامطلوب است.
ایرانیان دوره باستان از منطقه ساحل جنوبی مکران برای دریانوردی بهره چندانی نمی گرفتند. این جا منطقه ای بسیار خشک است، چنان که اسکندر و سپاهیانش در بازگشت از سفر طولانی خود به سمت بین النهرین آن را بسیار ناخوشایند و نگران کننده یافتند. تنها چند بندر کوچک به دریانوردان باستانی، که سفری طولانی از خلیج فارس به هند انجام می دادند، کمک می کردند.(۶)
نیمه داخلی ایران، از منطقه هایی صحرایی، سکونت ناپذیر و تقریبا عبورناپذیر نظیر دشت کویر در سمت شمالی و دشت لوت در سمت جنوبی تشکیل شده است. بخش هایی از صحرای دوم از لایه ای نمکی یا گلی لزج تشکیل یافته اند که برای مسافران بسیار خطرناک است.

دارایی های طبیعی

کوه های زاگرس به ویژه از جهت کانی ها غنی بودند، همچون مس که برای ساخت اشیای برنزی مشهور لرستان به کار می رفته اند. این امر توجه سومریان و بابلیان را که خود چنین کان هایی نداشتند، جلب می کرد. سپس تر، آشوریان غبطه اسب هایی را می خوردند که مادها پرورش می دادند. نفت، که امروز نقشی چنین تعیین کننده در منطقه دارد، آن زمان فقط به صورت قیر برای روکش کردن و ضدآب کردن قایق ها کاربرد داشت.(۷)
کوه های زاگرس همانند دیواری در برابر بادهای غربی حامل ابرهای باران زا عمل کرده اند. در نتیجه مرکز ایران به شدت خشک است، چنان که میانگین باران سالیانه آن کم تر از ۳۱ سانتیمتر است. بنابراین فقط در مناطق معدودی از آن سکنی گزیدن جمعیت های بزرگ و برآورده شدن نیازهایشان ممکن شده است.
در عصرهای باستانی، بیش تر مردم در غرب زندگی می کرده اند: در دره های زاگرس و در آذربایجان و خوزستان و به موازات جاهایی که کناره های صحرای داخلی خوانده شده اند. امروزه، بیش تر شهرها در نجدهای بلند قرار دارند، مانند تهران که ۱۱۵۸ متر و اصفهان که ۱۶۴۶ متر و شیراز ۱۵۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارند. ویژگی های زمین و محیط که موجب گرد آمدن جمعیت ها در جاهای خاصی گردید، گوناگونی و پراکندگی و حتی یکپارچه نبودن جمعیت را در دوره های باستانی پدید آورد و حتی امروزه نیز چنین اثری دارد.(۸)
ابداع فنی ای که ایرانیان باستانی را قادر ساخت ذخایر آبی محدود خود را حفظ کنند، کاریز بود که شبکه ای از آبراه های زیرزمینی است. کاریزها تا رسیدن به سفره زیرزمینی آب، به ژرفای یکصد متر، کنده می شوند و تا مسافت بسیاری، معمولاً از ده تا شانزده کیلومتر، امتداد می یابند. با کندن چندین حلقه چاه (میله) دیگر در مسیر، سرانجام کاریز به روی زمین (مظهر قنات) می رسد. این نظام که نخستین گواه وجود آن به سده هشتم پ.م تعلق دارد، در سرتاسر دوران شاهنشاهی هخامنشی گسترش یافت و امروزه نیز همچنان در شرق نزدیک کاربرد دارد.(۹)

پیشینه تاریخی

نخستین تاریخ ثبت شده در نخستین سال های هزاره سوم پ.م به عیلامیان شوش مربوط می شود. عیلامیان خط مخصوص خود را داشتند که به عیلامی نخستین شهرت دارد و نه تنها در شوش و انشان و تپه سیلک، بلکه حتی با فاصله ای زیاد به سمت شرق در تپه یحیی هم یافت شده است.(۱۰) ازدواج شاهان عیلامی با شاهزاده خانم های سومری هم از حمله عیلامیان به شهر اور و غارت آن در حدود سال ۱۹۵۰ پ.م جلوگیری نکرد.
عیلامیان در هزاره دوم پ.م همچنان رقیب مردمان بین النهرین باقی ماندند. آنان گاه گاهی زیر سلطه بابلیان قرار می گرفتند. در دوره های دیگر آنان از بین النهرین گذر کردند و گنجینه های ارزشمندی چون استوانه نرام ـ سین و قانون های حمورابی را از بابل به شوش انتقال دادند.
در سال های پایانی هزاره دوم پ.م، قبیله های هندواروپایی از استپ های روسیه به ایران نفوذ کردند. آنان سرانجام در غرب استقرار یافتند که در آن جا آشوریان برای نخستین بار در سده نهم از ایشان با عنوان مدای Madai (مادها Medes) و پارسوآ یا پارسوماش (پارسی ها Persians) در گزارش هایشان یاد کرده اند.
مادها پس از چیرگی سکاهای مهاجم از روسیه، در یک دوره ۲۸ ساله در سده هفتم، متحد شدند. آنان تا زمان برآمدن کوروش دوم (حدود سال ۵۵۰)، که خود نیمه مادی نیمه پارسی بود، بر پارسیان چیره بودند.
درخشان ترین دوره تاریخ ایران، دوره فرمانروایی هخامنشیان ــ کوروش و جانشینانش ــ بوده است. آنان شاهنشاهی ایران را از جانب غرب تا مصر و ترکیه و از سوی شرق تا باکتریا و دره رود سند گسترش دادند.(۱۱) در این دوره، ایرانیان زیر فرمان داریوش و خشایارشا بر اثر تلاش های قهرمانانه یونانیان در نبردهای ماراتن در سال ۴۹۰ پ.م و سالامیس در سال ۴۸۰ پ.م و پلاته و موکاله در سال ۴۷۹ پ.م شکست خوردند.(۱۲) در این دوره بود که داریوش و خشایارشا قصرهای به یادماندنی خویش را در تخت جمشید ساختند.
گزنفون شاگرد سابق سقراط حدود سال چهارصد پ.م همراه گروهی تقریبا دوازده هزار نفری از مزدوران یونانی، که در اقدامی ناموفق کوشیدند کوروش کوچک را بر تخت بنشانند، به قلب ایران سفر کرد. در نزدیک به پایان سده چهارم، اسکندر با قاطعیت نیروهای ایرانی را در گرانیکوس واقع در غرب ترکیه، ایسوس در جنوب شرقی ترکیه و گوگمل/ اَربِلا در بین النهرین شکست داد. اسکندر که با تسخیر این پایتخت های ایرانی هنوز راضی نشده بود، سپاهیان خود را به سوی دورترین مرزهای قلمرو ایران راند، از روی کوه های پوشیده از برف هندوکش در شمال شرقی گذشت و به سوی رودخانه سند در جنوب شرقی رفت.(۱۳)
پس از مرگ نابهنگام اسکندر در سال ۳۲۳، بین النهرین و ایران به یکی از سردارانش به نام سلوکوس رسید. گرچه این منطقه وسیع تر از آن بود که سلوکوس از پس اداره آن برآید. در سال ۲۶۰ پ.م، بازماندگان سپاهیان مقدونی پادشاهی مستقلی در باکتریا (در افغانستان) بنیاد کردند که تقریبا تا سال صد پ.م پابرجا ماند.(۱۴)
بنیاد دوباره شاهنشاهی مستقل ایران به دست پارتیان (اشکانیان) حدود سال ۲۵۰ پ.م، اهمیت بسیار زیادی دارد. پارتیان در طول تاریخ پانصدساله حکومتشان ثابت کردند که در زمره مخوف ترین دشمنان رومیان قرار دارند. آنان در سال ۵۳ پ.م، کراسوس را با رسوایی در کارای (حران) شکست دادند. فقط ترایانوس (سال ۱۱۵ م) توانست بین النهرین را به طور موقت از چنگ پارتیان درآورد.(۱۵)
در سال ۲۲۶ م، خاندان پارسی جدیدی به نام ساسانیان به قدرت رسید. آنان دین رسمی کشور را دین زرتشتی تعیین کردند. ساسانیان به طور دائمی با امپراتوران متاخر روم (مانند یولیانوس) و فرمانروایان بیزانس (مانند یوستینیانوس) در کشمکش بودند.(۱۶)
عرب های مسلمان ساسانیان را در سال ۶۳۷ م در تیسفون شکست دادند و ایران را در سال ۶۴۲ م به خلافت اسلامی ضمیمه نمودند. ایرانیان برخلاف اکثر مسلمانان شیعه هستند و سه خلیفه نخست پس از حضرت محمد (ص) را مشروع نمی دانند، بلکه تنها از خلیفه چهارم حضرت علی (ع) و اولاد او پیروی می کنند.(۱۷)
تقریبا پس از سده هشتم میلادی سلسله های رقیبی همچون طاهریان و سامانیان و صفاریان و زیاریان و دیلمیان و غزنویان در ایران حکومت کردند که به سرعت جایگزین یکدیگر می شدند. سپس ترکان سلجوقی (سده دوازدهم ـ سیزدهم م)، مغول ها (سده سیزدهم ـ چهاردهم م) و تاتارها (سده چهاردهم ـ پانزدهم م) ایران را تسخیر کردند.
ایرانیان در سده های میانه، به رغم ناآرامی های سیاسی، دانشمندان و نویسندگان برجسته ای به جهان عرضه کردند: فردوسی سراینده حماسه شاهنامه («نامه شاهان»)؛(۱۸) ابن سینا اندیشمند گرانمایه مشایی؛ عمر خیام (سراینده رباعیات) و سعدی (پدیدآورنده گلستان).(۱۹)
در سده های بعدی صفویان (سده شانزدهم ـ هجدهم م) و زندیان (سده هجدهم م) و قاجاریان (سده نوزدهم ـ اوایل سده بیستم م) در ایران حکومت کردند. در سال ۱۹۲۵م رضاخان سردارسپه، رهبری شورشی را برعهده گرفت و شاهنشاه گردید. چون شاه ایران به آلمانی ها گرایش داشت، انگلستان در سال ۱۹۴۱ م او را وادار کرد به سود پسرش محمدرضا شاه پهلوی از سلطنت کناره گیری کند.

باستان شناسی ایرانی

همان گونه که مسلمانان نخستین معتقد بودند که نوشته های پیش از اسلام «خشت های پخته شده در جهنم و نگاشته دست شیطان ها» هستند، به پژوهش در باره این آثار باستانی یا نگهداری آنان نیز علاقه ای نداشتند. در جاهایی، متن هایی نظیر کتیبه های حران نبونید عامدانه در کف ورودی یک مسجد به کار رفته اند.(۲۰) پیش از آن، در دوران ساسانیان ویرانه های تخت جمشید به یغما رفته بودند. سه در ورودی را از جا کنده و در قصر ابونصر در ۵۵ کیلومتری تخت جمشید نصب کرده بودند.(۲۱)
مسلمانانی که ویرانه های پابرجای مکان های باستانی شرق نزدیک را دیدند، اهمیت آن ها را به درستی درک نکردند. ابن بلخی نویسنده سده دوازدهم م، هنگام اظهار نظر در باره گاوهای نر بالدار و عظیم الجثه گفته است: «به علاوه، در این جا پیکره براق به چشم می خورد.»(۲۲) براق اسب بالداری بوده است که گفته اند حضرت محمد (ص)، سوار بر آن سفر شبانه و معجزه آسای خود را به مسجدالاقصی در بیت المقدس انجام داده است.(۲۳)
بنیامین تودلایی (حدود سال ۱۱۶۰م) تاجری یهودی و اسپانیایی یکی از نخستین سیاحان غربی خاور نزدیک بوده است. بنیامین از اجتماع های یهودی و ویرانه های نینوا و بابل دیدن کرد و از آرامگاه شهرت یافته به نام دانیال در شوش خبر داد. گرچه، گزارش های او تا سده شانزدهم م، انتشار نیافتند.
پیترو دلاواله در سده هفدهم م، دوازده سال را در خاور نزدیک گذراند. او نه تنها به توصیف ویرانه های اور و بابل و تخت جمشید پرداخت، بلکه نخستین کسی بود که از نوشته های میخی تخت جمشید رونوشت هایی به اروپا فرستاد. کارستن نیبور در سال ۱۷۶۵ م، از تخت جمشید دیدار کرد. او در شرحی که در سال ۱۷۸۸م منتشر ساخت، به درستی اظهار داشت که در آن جا سه خط جداگانه وجود دارد. جرج گروته فند آموزگاری آلمانی در سال ۱۸۰۲ م، سه نام سلطنتی موجود در لوح های تخت جمشید را هیستاسپ و داریوش و خشایارشا دانست و به دنبال آن، سیزده نشانه در خط میخی فارسی باستان را معنی کرد.(۲۴)
جسارت هنری راولینسون انگلیسی بود که رمزگشایی کامل سنگ نبشته های میخی را به انجام رسانید. او بین سال های ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۳م، با به خطر انداختن جان خویش از سنگ نبشته سه زبانه (فارسی باستان و عیلامی و اکدی) داریوش در بهیستون (بیستون) نسخه برداری کرد. عیلامی زبان شوش بود و اکدی زبانی سامی که آشوریان و بابلیان به آن سخن می گفتند. این سنگ نبشته با نقش برجسته هایی از داریوش و دشمنان شکست خورده او روی صخره ای پرشیب کنده شده است. راولینسون از صخره بالا رفت و روی تاقچه باریک زیر سنگ نبشته ایستاد.

برای دستیابی به تورفتگی صخره که حاوی متن فارسی سنگ نبشته است و بررسی قسمت بالایی این لوح نردبان لازم است؛ حتی با نردبان هم کاری بس خطرناک است، زیرا جایی که پایه نردبان در آن قرار می گیرد بسیار باریک است و حدود ۴۵ یا حداکثر ۶۰ سانتیمتر پهنا دارد؛ اگر نردبان آن قدر بلند باشد که به سنگ نبشته برسد شیبش آن قدر نیست که بتوان از آن بالا رفت و اگر برای افزایش شیب، نردبان کوتاه شود فقط با ایستادن بر بالاترین پله نردبان می توان از قسمت بالای سنگ نبشته نسخه برداری کرد و فقط با تکیه دادن بازوی چپ به صخره می توان بدن را ثابت نگه داشت، زیرا در دست چپ باید دفتر یادداشت را نگه داشت و در دست راست قلم را. من در چنین حالتی تمام قسمت بالایی سنگ نبشته را نسخه برداری کردم و شوق کار هر گونه احساس خطری را از من دور کرده بود.(۲۵)

جرج کمرون یک سده بعد نسخه های راولینسون را با شیوه ای مطمئن تر ــ به وسیله نردبان تاشوی نقاشان و صندلی محافظدار ــ بازبینی کرد.(۲۶)
کاوش های مربوط به مکان های اصلی را در آینده به تفصیل شرح خواهم داد، اما اکنون قصد دارم تحول های مهم باستان شناسی دوران جدید را به کوتاهی بیان کنم. فرانسه در سال ۱۸۹۴ م، تقریبا حق انحصاری کاوش در ایران را از ناصرالدین شاه کسب کرد. آنان از سال ۱۸۹۷م تا زمان حال، بجز سال های دو جنگ جهانی، از کاوش های شوش حمایت مالی کرده اند. در سال های ۱۹۰۱/ ۱۹۰۲م، آنان به یکی از مشهورترین اکتشاف های صورت گرفته تا آن دوره دست یافتند: ستونی از سنگ سیاه به بلندی ۵ /۲ متر شامل قانون های حمورابی که امروزه یکی از گنجینه های موزه لوور به شمار می رود.
کار رومن گیرشمن (۱۸۹۵ ــ ۱۹۷۹م) باستان شناس بر بخش عمده فعالیت های فرانسویان در ایران تفوق داشت. تپه سیلک (۱۹۳۳ ــ ۱۹۳۸م) و بیشاپور (۱۹۳۵ ــ ۱۹۴۱م) و بگرام در افغانستان (۱۹۴۱ ــ ۱۹۴۳م) از جمله محل های باستانی ای بودند که او در کاوش آن ها کمک کرد. او در سال ۱۹۴۶م، مدیر گروه کاوشگران فرانسوی شوش شد. سپس، در نُه فعالیت اکتشافی از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۲م، در محل عیلامی چغازنبیل و زیگورات عظیم آن کار کرد.
دیوید استروناک، مدیر موسسه مطالعات ایران، به ویژه سهم بزرگی در پژوهش های دوران جدید داشته است. او کاوش های پاسارگاد (۱۹۶۱ ــ ۱۹۶۳م) و محل مادی نوشیجان تپه (۱۹۶۷ ــ ۱۹۷۷م) را برعهده داشته است.
مهم ترین همکاری آمریکایی ها، از آنِ هیئت اعزامی دانشگاه شیکاگو به تخت جمشید بوده که مدیریت آن بر عهده ارنست هرتسفلد (۱۹۳۱ ــ ۱۹۳۴م) و اریش اشمیت (۱۹۳۵ ــ ۱۹۳۹م) دو محقق در اصل آلمانی قرار داشته است. جرج کمرون و ریچارد هلوک شماری از هزاران متن عیلامی پیدا شده در تخت جمشید را در سال های ۱۹۴۸ و ۱۹۶۵ و ۱۹۶۹ م منتشر کردند.
کاوش ها و پژوهش های گروه باستان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا زیر نظر رابرت اچ. دیسون جونیور و تی. کویلر یانگ جونیور و دیگران بین سال های ۱۹۵۷ و ۱۹۷۴م، در تپه حسنلو و اطراف آن انجام گرفته است و آگاهی های به دست آمده از آن ها در باره عصر اول آهن بسیار اهمیت دارد. گروهی که در حسنلو کار کردند، دست کم هشت بار در ایران دست به کاوش زده اند.(۲۷) فعالیت دیگر هیئت اعزامی مهم آمریکا به سرپرستی ویلیام سامنر (۱۹۷۱ ــ ۱۹۷۸م) به شناسایی محلی باستانی در فارس (ملیان به مثابه انشان باستانی، که مدت ها مسئله ای حل ناشده مانده بود) انجامید.
ولفرام کلایس از موسسه باستان شناسی آلمان هشت عملیات کاوش (۱۹۶۸ ــ ۱۹۷۸ م) انجام دادند تا محل باستانی مهم اورارتویی در بسطام واقع در شمال غرب ایران را از زیر خاک درآورند. ال. واندنبرگ از دانشگاه گِنت بلژیک در دهه ۱۹۷۰ م چند کاوش عمده در منطقه لرستان واقع در کوه های زاگرس انجام داد.
خود ایرانیان نیز نقش روزافزونی در فعالیت های باستان شناسانه داشته اند، به ویژه به واسطه مرکز تحقیقات باستان شناسی ایران. علی سامی از سال ۱۹۴۹م به مدت پنج سال کاوش هایی در پاسارگاد انجام داد. عزت نگهبان اکتشاف های چشمگیر گنجینه های طلایی را در محل باستانی مارلیک در حوزه خزر بین سال های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ م، انجام داد.
در جدول زیر فعالیت های مربوط به موسسات کشورهای گوناگون درج شده است.(۲۸)



گستردگی بسیار زیاد کاوش ها در دهه ۱۹۷۰م، با وضعیت آغاز کاوش در حسنلو در سال ۱۹۵۷ م، قابل مقایسه است؛ از آن زمان به بعد تنها دو حفاری دیگر در این حوزه انجام شده است.(۲۹)

یادداشت ها

۱. نک:
V. G. Childe, The Aryans: A Story of Indo-European Origins (New York: Knopf, 1926).
در باره پیشینه تصور هیتلر در باره یک نژاد چشم آبی برتر اسکاندیناویایی، نک:
Leon Poliakov, The Aryan Myth (London: Sussex University Press, 1974).
2. R. G. Kent, Old Persian, 2d ed. (New Haven: American Oriental Society, 1953).
3. D. N. Wilber, Iran: Past and Present, 5th ed. (Princeton: Princeton University Press, 1963), p. 2; W. B. Fisher, ed., The Cambridge History of Iran I: The Land of Iran (Cambridge: Cambridge University Press, 1968), p. 3; R. N. Frye, The History of Ancient Iran (Munich: C. H. Beckische Verlag, 1984), chapter1.
4. P. Avery, Modern Iran (New York: Praeger, 1965), p.2.
مقایسه کنید با:
F. S. Fatemi, The USSR in Iran (South Brunswick, N.J.: A. S. Barnes, 1980).
5. G. Herrmann, "Lapis Lazuli: The Early Phases of Its Trade", Iraq 30 (1968): 21-57; V. I. Sarianidi, "The Lapis Lazuli Route in the Ancient East", Arch 24 (1971): 12-15.
۶. نک:
G. Possehl, ed., Ancient Cities of the Indus (Durham, N.C.: Carolina Academic Press, 1979), part 5, "Mesopotemia and Persian Gulf Maritime Trade with India", pp. 153-75.

نظرات کاربران درباره کتاب ایران و ادیان باستانی