فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

نسخه الکترونیک کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

این رمان‌واره در حقیقت نوشتاری خاطره‌ مانند است که «هاروکی موراکامی» از زندگی خود ارائه می‌دهد. نویسنده‌ای که روزی هشت کیلومتر می‌دود و حتی در مسابقات دوی ماراتن هم شرکت می‌کند و معتقد است میان دویدن و نویسندگی شباهت‌هایی هست. استقامت و تداوم راز نهفته در هر دو است. استعداد هم مهم است، اما مهم‌تر پشتكار و تمرین است و تلاش برای یافتن چشمه خلاقیت و توانایی و عاملی که به اکثر دوندگان انگیزه می‌دهد، هدف شخصی است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «خوشحالم که طی این‌همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست برنداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار درخواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ــ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی به کار خود دارم پس باید گفت که راه درست را انتخاب کرده‌ام. شاید اغراق باشد که آن را معجزه بخوانم ولی در واقع همان حس را دارم. اگر دویدن‌های روزانه در راه برآوردن خواسته‌ام به من یاری رسانده، پس باید بسیار سپاسگزار آن باشم».

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.08 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۰۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

این ترجمه تقدیم می شود به داستان نویس دونده
دوست آرام همیشگی
عابدین زمانی

مقدمه ی مترجم

هاروکی موراکامی، نویسنده ی ژاپنی، در سال ۱۹۴۹ در کیوتو متولد شد و هم اکنون در ناحیه ای نزدیک توکیو زندگی می کند. او که علاوه بر نویسندگی دستی هم در ترجمه دارد تاکنون چندین رمان، مجموعه داستان کوتاه، اثر غیرداستانی و ترجمه ی متون ادبی را روانه ی بازار نشر کرده است. سوای آثاری که در کتاب حاضر به آن ها اشاره شده، از دیگر نوشته هایش می توان این ها را نام برد: کافکا بر ساحل، جنگل نروژی، سال شمار پرنده ی کوکی، پس از تاریکی، رقص رقص رقص، سرزمین عجایب بی روح و پایان دنیا، جنوب مرز غرب خورشید، معشوقه ی اسپوتنیک، فیل غیب می شود، بید نابینا، زن خفته، بعد از زلزله و زیر زمین.
تازه ترین آثارش یکی رمانی است با نام 1Q84 که در ماه مه ۲۰۰۹ به چاپ رسید (با این توضیح در مورد عنوان کتاب که در زبان ژاپنی عدد ۹ را «کیو» (Q) تلفظ می کنند)، و دیگری ترجمه ای تحت عنوان داستان های روز تولد که حالت گلچین دارد و آثاری در آن گردآوری شده که با موضوع روز تولد ارتباط دارند. از جمله نویسندگان شاخص در این کتاب می توان به ریموند کارور، دیوید فاستروالاس، پل تروکس، راسل بنکس و ویلیام ترور اشاره کرد.
موراکامی که نشریه ی گاردین او را در ردیف بزرگ ترین رمان نویسان زنده ی جهان قرار داده است و آثارش به چهل و دو زبان ترجمه شده، جوایز مختلفی نیز دریافت کرده که یکی از مهم ترین آن ها جایزه ی فرانتس کافکا بوده است. همچنین داستان های او به عالم سینما و تئاتر راه یافته است، از جمله رمان آوای باد را بشنو و مجموعه داستان فیل غیب می شود. قرار است فیلمی هم از روی کتاب جنگل نروژی در سال ۲۰۱۰ بر پرده ی سینماها برود.
هاروکی موراکامی که به سوررئالیسم و پست مدرنیسم گرایش دارد همواره در آثارش به مقولاتی چون بحران هویت و رابطه، سقوط ارزش های انسانی، خلا معنویات و تاثیرت مخرب ذهنیت معطوف به کار در جامعه ی ژاپن می پردازد. اما در کتابی که پیش رو دارید او از خودش می گوید، از امور شخصی و برنامه های روزمره اش، چیزهایی که دوست دارد یا ندارد، خاطراتش، و در کل فلسفه ی زیست و نوع نگاه خود را به پدیده ها و رخدادها برای ما آشکار می سازد. البته در این راه شیوه ای متفاوت اختیار کرده و می کوشد با سهیم کردن خواننده در تجربه ی دویدن های روزانه اش، او را با خود همپا کند. او دویدن را جزئی لاینفک از حرفه ی نویسندگی اش می داند و بر آن اصرار دارد و به همین دلیل به هیچ وجه حاضر نیست از آن دست بردارد. این دو برای او درهم تنیده شده اند، انگار دویدن استعاره ای باشد از فعالیت هر روزه ی او در دل جریان زندگی. شاید به همین دلیل کتاب خاطرات خود را بر محور دویدن بنا کرده است. روایتش البته خطی نیست. از حال به گذشته می زند و بالعکس، گاه گاهی هم از واقعیت به خیال گریز می زند تا در نهایت، تصویری کامل از منِ شکل گرفته ی خود را به نمایش بگذارد.
دنیای موراکامی، دنیای تنهایی، سرسختی، سخت کوشی و پایداری است. او در مقابل دنیا کوتاه نمی آید، به هیچ وجه. هدفی برای خود ترسیم می کند و ذره ذره، جزء به جزء، بادقت و نظم پیش می رود. اهل کمک گرفتن نیست. به حرف دیگران هم اعتنایی نمی کند که او را منع می کنند. برگشتن در کار او نیست. باید به مقصد برسد. تکاپوی او جهانی را به تکاپو وامی دارد.

مجتبی ویسی

پیش گفتار: رنج کشیدن اختیاری ست

گفتاری حکیمانه داریم با این مضمون: «نجیب زاده ی واقعی کسی است که از زنانی که زمانی با او بوده اند و یا مالیات هایی که پرداخت کرده است سخنی به میان نیاورد.» البته، راستش را بخواهید این گفته واقعیت ندارد، دروغی است که من خود آن را بافته ام و به همین جهت از شما عذر می خواهم! ولی اگر واقعاً قرار بود چنین گفتاری بر زبان جاری شود، به نظر من شرط دیگر باید آن می بود که نجیب زاده از کارهایی که جهت حفظ سلامتی و تندرستی اش انجام می دهد، هیچ حرفی به میان نیاورد. یک آدم شریف و نجیب نباید هر کجا رسید داد سخن سر بدهد که چه و چه برای سلامت مزاج و تناسب اندام انجام داده است. دست کم، از نظر من که چنین است.
من آدمی نجیب نیستم، همه می دانند، و شاید به همین دلیل نباید از بابت پرداختن به موضوعی از این دست چندان نگران باشم در حالی که هنوز بر سر نوشتن این کتاب دچار شک و تردید هستم. شاید این حرف ها به طفره روی و گریز پهلو بزنند ولی باید عرض کنم که کتاب من درباره ی دویدن است و نه دستورالعمل هایی در باب تندرستی و سلامتی. قصد ندارم به پند و اندرزهایی متوسل شوم، نظیر این که: «بسیار خب بچه ها، بیایید هر روز بدویم تا بدن مان سالم بماند!» به جای آن، کوشیده ام چکیده ی افکارم را دربار ه ی دویدن و معنا و مفهوم آن از دید خود گردآوری کنم. کتابی است که در آن به تفکر در باب موضوعات مختلف پرداخته ام و خواسته ام این تفکرات به بیرون نیز درز پیدا کند.
سامرست موام زمانی گفته بود که در پس هر اصلاح صورت، فلسفه ای نهفته است. از این بهتر چه می توان گفت. مهم نیست که عمل چه اندازه عادی و پیش پاافتاده به نظر بیاید بلکه فقط کافی است آن را در زمانی طولانی انجام دهید تا عاقبت به صورت عملی تفکربرانگیز و حتا تامل برانگیز درآید. در مقام یک نویسنده و به دنبال آن در مقام یک دونده، فکر نمی کنم نوشتن و انتشار کتابی در مورد دویدن که ماحصل تفکرات و آرای شخصی باشد، مرا چندان از مسیر همیشگی دور کرده باشد. من بدون نوشتن افکارم بر کاغذ درک درستی از امور نخواهم داشت، بنابراین ناگزیرم دست را به کار بگیرم و کلمات را پشت سر هم ردیف کنم. در غیر این صورت راهی به درون معنا و مفهوم دویدن پیدا نخواهم کرد. از این نظر شاید، در زمره ی افرادی باشم که بیش ازحد از خود کار می کشند.
یک بار که در اتاق هتلی در پاریس دراز کشیده بودم و روزنامه ی هرالدتریبون را می خواندم گزارشی ویژه درباره ی ماراتن نظرم را جلب کرد. با چند دونده ی معروف ماراتن مصاحبه کرده بودند و از آنان پرسیده بودند که در طول مسابقه چه مانترا(۱)، ورد یا عبارت خاصی به آنان انگیزه می دهد تا کار را دنبال کنند. به خود گفتم: چه پرسش جالبی! آن همه افکار متفاوت که در طول مسافت ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵متری ماراتن به ذهن دوندگان خطور می کرد حیرت زده ام کرد. آن حرف ها نشان می داد که یک مسابقه ی ماراتن چه مایه خسته کننده و فرساینده است. هر کس که مانترایی نداشت تا زیر لب زمزمه کند بی شک از پا درمی آمد.
یکی از دوندگان از مانترایی سخن به میان آورده بود که از برادر بزرگ ترش، او هم دونده، شنیده بود و از ابتدای کار دوندگی آن را به کار بسته بود. مانترا این بود: «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است.» قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که آدم حین دویدن کم کم به فکر می افتد که: «کار عذاب آوری است. دیگر نمی توانم ادامه بدهم.» در آن صورت، بخش عذاب آور آن یک واقعیت اجتناب ناپذیر و قطعی است ولی ادامه دادن یا ندادن آن اختیاری است، و به خود دونده بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرد. مهم ترین وجه ماراتن در همین نکته خلاصه می شود.
ده سال از روزی می گذرد که ایده ی نوشتن کتابی در مورد دویدن برای بار نخست به ذهنم خطور کرد. سال ها پشت سر هم می آمدند و می رفتند و من همین طور افکار و طرح های گوناگون را یکی پس از دیگری در ذهن مرور می کردم بی آن که یک بار هم شده بنشینم و آن ها را بنویسم. دویدن موضوعی روشن و مشخص نیست که بتوان راحت از آن نوشت و از آن جا که نمی دانستم دقیقاً از چه می خواهم بگویم، کار برایم سخت شده بود.
با این همه، لحظه ای فرا رسید که تصمیم گرفتم افکار و احساسات خود را در این مورد صادقانه بر زبان آورم و در این راه نیز جز سبک و روش خودم بر چیزی دیگر تکیه نکنم. تنها راه پیش بردن نوشته ام را در همین دیدم و بدین ترتیب در تابستان سال ۲۰۰۵ اندک اندک شروع به نوشتن کردم و در پاییز ۲۰۰۶ آن را به پایان رساندم. سوای مواردی معدود که از نوشته های پیشینم استفاده کرده ام، باقی بخش ها که قسمت اعظم این کتاب را تشکیل می دهد ثبت افکار و احساسات آنی در همان مقطع، یعنی در فاصله ی سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶، بوده است. نکته ای که در آن لحظات توجهم را جلب کرد این بود که نوشتار صادقانه درباره ی دویدن و نوشتار صادقانه درباره ی خود، هر دو کمابیش یکی است. بنابراین از نظر من اشکالی ندارد که خوانندگان، این اثر مرا نوعی خاطره نویسی بدانند که محور اصلی اش کنش دویدن است.
این کتاب در برگیرنده ی نکاتی است که می توان از آن ها تحت عنوان درس های زندگی یاد کرد، هر چند خود من هیچ یک از آن ها را فی نفسه فلسفه نمی نامم. درس ها و آموزه هایی شخصی هستند، شاید نه چندان دندان گیر، که از طریق واداشتن بدن به حرکت فرا گرفته ام و به واسطه ی آن ها کشف کرده ام که رنج کشیدن اختیاری است. شاید این درس ها به کار شما نیاید. دلیلش ساده است. کسی که در این صفحات به تصویر کشیده شده، من هستم؛ آدمی با خصوصیات شخصی من.

هاروکی موراکامی ـ اوت ۲۰۰۷

نظرات کاربران درباره کتاب از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

ازت ممنونم موراکامی که رنج را اینچنین شیوا در بخش اصلی زندگی و حتی تفریح دویدن تعریف کردی...دنیا برای زیستن آسانتر میشود وقتی هدف از رنج را می آموزیم..... آقای ویسی سپاس فوق العاده بود ترجمه تان. فدیبو ممنون که امکان خواندنش‌را فراهم کردی.
در 2 سال پیش توسط اکرم بانو
هاروکی موراکامی نویسنده( و دونده) کسی که تا توانست راه نرفت یکی از بی نظیر ترین کتاب هایی بود که خوندم
در 2 سال پیش توسط پوریا مصدقی
چقدر دلم می خواست دویدن آزاد رو تجربه کنم
در 2 سال پیش توسط زهرا کیانی
کتاب در زمینه خود شناسیه. لایه های عمیق درونی و شخصی. دقیقا زمانی وارد زندگی من شد که در حال تلاش البته بر روی ترد میل بودم. فهمیدم این کتاب درباره دویدن نیست. درباره تلاش برای غلبه به ضعف های درونیه.
در 2 سال پیش توسط پری ناز
من از طریق فیدیبو اولین بار موراکامی خوندم. اون هم با این کتاب شگفت انگیز. کتابی که علیرغم حجم نسبتا کم دلم نمیخواست تموم شه و با خساست میخوندمش. میترسیدم حرفهای دوست عزیز دونده م به آخر برسه و من امکان بازیهای ذهنی با فلسفه های آزادانه و بی خیال اون رو از دست بدم.
در 1 سال پیش توسط elh...jan
به عنوان کسی که سالیانی است مرتب ورزش دو روی دستگاه انجام میدهم بسیار نکاتی داشت که استفاده کردم..وبسیار سپاسگزارم سبک نوشتنی بسیار صمیمانه که متفاوت از هر نوع نوشته ای بود همانطور که نویسنده در انتها ذکر کرده بود و البته دل نشین ترجمه ای بسیار عالی
در 1 سال پیش توسط معبد شاعران
کتابش برای کسب اطلاعات در مورد خود موراکامی خیلی خوب بود. زندگیش رو خیلی خوب به تصویر کشیده. ولی آهنگش تا حدی خسته کننده بود.
در 2 سال پیش توسط Arash 1991
موراکامی خیلی خوب به وسیله قلم خود معنی واقعی تلاش و استمرار در رسیدن به هدف را به طرفداران خود انتقال داد
در 2 سال پیش توسط سیما زارع مهذبیه
از کتاب خوشم اومد.خاطرات نویسنده با بیانی صادقانه و صمیمی .اموزنده بود.
در 1 سال پیش توسط rez...ani
بی نظیر و شایسته
در 2 سال پیش توسط محمد جواد حصاری