فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب ماجراهای فرانتس در مدرسه

نسخه الکترونیک کتاب ماجراهای فرانتس در مدرسه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب ماجراهای فرانتس در مدرسه

فرانتس هفت‌ساله اصلاً دلش نمی‌خواهد به مدرسه برود. چون نه تنها بعد از چهار هفته هنوز خواندن و نوشتن یاد نگرفته است. بلکه آقا معلمش هم خیلی‌خیلی جدی است و مدام مثل نظامی‌ها امر و نهی می‌کند. در ضمن قدبلندترین شاگرد کلاس هم او را که زیرنقش‌ترین شاگرد کلاس است، آزار می‌دهد...
این کتاب یکی از مجموعه داستان‌های فرانتس است.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 6.59 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۳ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب ماجراهای فرانتس در مدرسه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



این کتاب ترجمه ای است از:
Schulgeschichten vom Franz
Neue Schulgeschichten vom Franz
Feriengeschichten vom Franz
Christine Nöstlinger
Zeichnungen von Erhard Dietl
Verlag Friedrich Oetinger, Hamburg, 1987, 2001, 1989

فرانتس از ترس دل درد میگیرد

فرانتس پسری است هفت ساله که همین تازگی ها مدرسه رو شده. او کوچک ترین بچه مدرسه شان است؛ مدرسه ای که سه تا کلاس اول دارد: کلاس اول الف، کلاس اول ب و کلاس اول ج. در بین کلاس اولی ها هیچ بچه ای به کوچکی فرانتس نیست.
فرانتس از این موضوع خیلی ناراحت است. اما خدا را شکر از وقتی که پدرش هفته ای یک مرتبه موهای او را از ته می تراشد، لااقل دیگر همه می دانند که او پسر است. چون قبلاً که موی سرش بلند بود خیلی وقت ها مردم فکر می کردند که او دختر است و فرانتس به این خاطر عصبانی می شد و کلی غصه می خورد.



فرانتس یک مامان دارد و یک بابا و یک برادر بزرگ تر به اسم یوزف و همین طور یک دوست صمیمی به نام گابی. گابی همسایه دیوار به دیوارشان است. او هم هفت ساله و کلاس اولی است. ولی متاسفانه گابی شاگرد کلاس اول الف است و فرانتس شاگرد کلاس اول ب. فرانتس قبل از آن که مدرسه رو بشود، مطمئنِ مطمئن بود که بعدها توی مدرسه بغل دست گابی می نشیند. به همین خاطر وقتی که با مادرش برای اسم نویسی به مدرسه رفت، مخصوصاً به خانم مدیر گفت: «ولی من هر جور شده می خواهم با گابی گروبر توی یک کلاس باشم.»
خانم مدیر هم سرش را به نشانه موافقت تکان داد و گفت: «خیالت راحت باشد، فرانتس.»
ولی بعداً در روز اول مدرسه کاغذی بزرگ به در مدرسه زده بودند و روی آن مشخص کرده بودند که هر یک از بچه ها شاگرد کدام یک از کلاس هاست.
اسم گابی گروبر را زیر کلاس اول الف نوشته بودند و اسم فرانتس فروستل را زیر کلاس اول ب.
مادر فرانتس به او گفت: «حتماً اشتباه شده. بیا، الآن با هم می رویم پیش خانم مدیر.»



اما از آن جا که فرانتس چند روز پیش با گابی قهر کرده بود، گفت: «نه! خودم هم نمی خواستم با گابی توی یک کلاس باشم.»
مادرش به او تذکر داد: «فرانتس، پشیمان می شوی ها!» ولی فرانتس که نمی خواست دست از کله شقی بردارد، گفت: «نخیر، هرگز!» و رفت توی کلاس اول ب.



سه روز بعد فرانتس و گابی با هم آشتی کردند. حالا فرانتس از این که با گابی توی یک کلاس نبود، بدجوری غصه می خورد. به همین دلیل از مادرش خواست که کلاسش را عوض بکند. ولی مادر سرش را بالا انداخت و گفت: «نه، حالا دیگر برای این کار خیلی دیر است. فرانتس عزیزم، باید از همان روز اول فکرهایت را می کردی.»
فرانتس به غیر از این موضوع از چند چیز دیگر مدرسه هم دلخور است. مثلاً از این که به آن ها سریع خواندن و نوشتن را یاد نمی دهند. آخر ناسلامتی چهار هفته است که به مدرسه می رود، ولی هنوز نمی تواند دُرُست و حسابی بنویسد.

نظرات کاربران درباره کتاب ماجراهای فرانتس در مدرسه