فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگی پشت‌ و رو

کتاب زندگی پشت‌ و رو

نسخه الکترونیک کتاب زندگی پشت‌ و رو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب زندگی پشت‌ و رو

روزهای ها، دختر ده‌ساله ویتنامی، به مراقبت از درخت پاپایا، گوش دادن به قصه‌های مادر، انتظار برای بازگشت پدری که هرگز او را ندیده و سروکله زدن با سه برادر بزرگش می‌گذرد. اما هنگامی که آتش جنگ به ویتنام جنوبی می‌رسد، ها مجبور می‌شود همراه خانواده‌اش سوار کشتی‌های نجات شده و ویتنام را به مقصدی نامعلوم ترک کند. زندگی پشت و رو روایت سال سرنوشت‌ساز از زندگی ها و خانواده‌اش است؛ سفری پرماجرا برای یافتن امید در دنیایی دیگر.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۱۸ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب زندگی پشت‌ و رو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



تقدیم به میلیون ها پناهنده در سرتاسر دنیا،
به امید این که هر یک خانه ای بیابید

فصل باران پیش از موعد

وانمود می کنیم
فصل باران
پیش از موعد رسیده

در دوردست
بمب ها
مثل رعدوبرق صدا می کنند
صاعقه
آسمان را روشن می کند،
آتش
همچون باران می بارد.

در دوردست،
ولی آن قدر نزدیک که دیده شود،
که شنیده شود.

در واقع
آن قدرها هم دور نیست.

۲۰ آوریل

بخش اول . سایگون

۱۹۷۵: سال گربه

امروز تِت است،
اولین روز از
تقویم قمری.

ما، هر سال، تِت
دانه های شیرین گل نیلوفر
و کیک برنجی چسبناک می خوریم.
همه لباس هایمان را نو می کنیم
حتی لباس های زیر را.

مادر یادآوری می کند
که رفتار امروز ما
نشان دهنده رفتارمان در تمام سال است.

همه باید لبخند بزنیم،
چه خوشحال باشیم چه نباشیم.

هیچ کس نباید جارو بکشد،
زیرا ممکن است امید را هم جارو کنیم.
هیچ کس نباید آب به زمین بریزد،
زیرا ممکن است امید را هم به زمین بریزیم.

امروز،
یک سال به سن همه مان اضافه می شود،
فرقی نمی کند کی به دنیا آمده باشیم.
تِت، عید سال نوِ ما،
یکی دیگر از تولدهایش را جشن می گیرد.

حالا من ده ساله ام، و دارم یاد می گیرم
چطور بافتنی ها را تزیین کنم،
کسرهای ریاضی را به درصد حساب کنم،
از درخت پاپایای خودم مراقبت کنم تا میوه های زیادی بدهد.

اما دیشب دهن کجی کردم
چون مادر اصرار کرد که
تنها یکی از برادرهایم
حق دارد صبح
زودتر بیدار شود
و خانه مان را برکت بدهد
چون فقط قدم مردها
خوش شانسی می آورد.
یک گره کهنه و خشمگین
راه گلویم را بست.

تصمیم گرفتم
پیش از سحر بیدار شوم
و شست پایم را
قبل از همه
به کاشی های کف خانه بزنم.

حتی مادر، که
کنارم خوابیده بود، چیزی نفهمید.

۱۱ فوریه،
تِت

نظرات کاربران درباره کتاب زندگی پشت‌ و رو

کتاب خیلی خوبیه
در 4 ماه پیش توسط