فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب تاریخ اساطیری ایران

نسخه الکترونیک کتاب تاریخ اساطیری ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تاریخ اساطیری ایران

اسطوره واژه‌ای است که از عربی به فارسی راه یافته و در اصل به معنای روایتی است که اساس واقعی و تاریخی ندارد. خود این واژه عربی نیز از واژه یونانی historiaگرفته شده که معنای آن استفسار، تحقیق، شرح، و تاریخ است. بررسی اجزا و ریشه این واژه نشان می‌دهد که با واژه‌هایی در زبان‌های باستانی دیگر خویشاوند است که معنای دیدن، داوری، دانستن، مژده، و... را می‌رسانند. در زبان‌های اروپایی واژه myth، یا صورت‌هایی از آن، برابر واژه اسطوره یا اساطیر است که آن هم از واژه یونانی muthosبه معنای «سخن و افسانه» گرفته شده است.
اما در این باره که چه نوع روایت‌هایی را اسطوره می‌گویند، صاحب‌نظران تعریف‌های متعدد و گوناگونی ارائه کرده‌اند که پژوهشگر معاصر، مهرداد بهار، آن‌ها را این گونه جمع‌بندی می‌کند:

اسطوره اصطلاحی کلی است و دربرگیرنده باورهای مقدس انسان در مرحله خاصی از تطورات اجتماعی که در عصر جوامع به اصطلاح ابتدایی شکل می‌گیرد و باورداشت مقدس همگان می‌گردد. اساطیر حتی در ساده‌ترین سطوح خود انباشته از روایاتی است معمولاً مقدس در باره خدایان، موجودات فوق بشری و وقایع شگفت‌آوری که در زمان‌هایی آغازین، با کیفیاتی متفاوت با کیفیات زمان عادی ما، رخ داده و به خلق جهان و اداره آن انجامیده است، یا در دوران‌های دوردست آینده رخ خواهد داد. بدین گونه زمان آغازین و زمان پسین دو عصر اساطیری ویژه‌اند، و نیز رخدادهای پس از مرگ و سرنوشت انسان از آن پس می‌تواند در کنار این دو مبحث اساسی اساطیری قرار گیرد... آنچه جالب توجه است.... این که اساطیر کوششی برای اثبات و شایسته قبول افتادن این روایات و باورها نمی‌کند و از سوی مؤمنان هرگز در باره حقیقت آن‌ها شک و تردیدی ورزیده نمی‌شود، هر چند هم که این روایات انباشته از تعارض‌ها باشد و باورنکردنی به نظر آید

ادامه...

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 3.52 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۲۰صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب تاریخ اساطیری ایران



تاریخ اساطیری ایران

عسکر بهرامی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



پیشگفتار. تاریخ اسطوره ای یا روایی

آنچه امروزه فرهنگ ایرانی نام دارد، در طول هزاران سال و تحت تاثیر موقعیت و ویژگی های محیطی خاستگاه آن شکل گرفته است. شناخت این موقعیت و ویژگی ها در درک تحولات و رویدادهای شکل دهنده فرهنگ ایرانی راه گشاست. این فرهنگ، هر چند اجزایی از فرهنگ های دیگر را هم به خود پذیرفته است، با این همه در چارچوبی جغرافیایی شکل گرفته و برخاسته و سپس بر جهان تاثیر گذاشته است. این چارچوب جغرافیایی، تا حد زیادی، نجد ایران است.
تقریبا در میانه نجد ایران، دو رشته کوه بلند و گسترده البرز و زاگرس وضعیتی شبیه عدد ۸ خوابیده را پدید آورده اند که نوک آن به سمت شمال غربی است و میان دو شاخه اش، یعنی رشته کوه البرز در شمال و رشته کوه زاگرس در جنوب، دشت مرکزی ایران قرار دارد.



دشت مرکزی زیر فشارهای زمین ساختی، شکستگی های بسیار یافته است. از جمله این شکستگی ها و برجستگی ها، رشته کوه هایی با جهت شمالی ـ جنوبی در ناحیه شرق ایران است که از شمال کرمان تا طبس امتداد یافته اند. خشک ترین مناطق نجد ایران، و به ویژه دو کویر مهم آن، میان این سه رشته کوه قرار دارند.
در شمال، دشت حاصلخیز باریکی با عرض متوسط پنجاه کیلومتر، میان رشته کوه البرز و ساحل دریای خزر واقع است. از زاگرس نیز به سوی دریاهای جنوب اندک اندک ارتفاع زمین کاهش می یابد؛ در همین ناحیه بود که تقریبا در یکصدوپنجاه سال پیش کشف حوزه های بزرگ نفتی، ایران را پس از یک دوره طولانی خاموشی و فراموشی، بار دیگر کانون توجه جهان و از این رو مهد رویدادهای بسیار ساخت.
این تنوع و گوناگونی جغرافیایی نجد ایران، از دشت های حاصلخیز تا کویرهای سوزان و خشک، که نتیجه تحولات چندین میلیون ساله زمین شناختی بوده، این سرزمین را کانون پیدایش رخدادهای گوناگون و خاستگاه پدیده های بسیاری ساخته است که همگان در باب تاثیرگذاری آن ها بر تاریخ تمدن جهان اتفاق نظر دارند. کشف انواع کانسارها و سنگ های معدنی، از جمله مس و آهن و سرب و روی، و بعدها فلزات و سنگ های قیمتی، نظیر طلا و نقره و فیروزه، مردمان ساکن در نجد ایران را در روزگارانی بسیار کهن وارد عصر تمدن کرد و دستیابی و سپس امکان پرورش گیاهانی چون گندم و جو و برنج، و دام هایی مانند گاو و گوسفند و بز و ماکیان و اسب و چارپایان دیگر، زمینه را برای افزایش جمعیت این نجد و داد و ستد فراهم آورد؛ همه این عوامل نیز به نوبه خود به شکل گیری مراکز تمدنی و شهرها، تحولات فرهنگی و خلاصه پیدایی عواملی انجامید که زمینه ساز ورود به عصر تاریخی شد.
اما چگونگی روند چنین تحولاتی، از آغاز تا به امروز (که آن را تاریخ می خوانند)، داستانی است که از دیرباز، و شاید از همان سرآغاز پیدایش آدمی، بارها بازگو شده و با یافتن شاخ و برگ های بسیار به نسل های بعدی و تا به امروز رسیده است. هنگامی که آدمی توان نوشتن یافت، به نگارش روایت هایی از این تاریخ پرداخت و در عصر کنونی هم که توانسته است به دانش ها و ابزارهای بیش تری دست یابد، شناخت او از تاریخ تحول چشمگیری یافته است.

اسطوره، تاریخ روایی و تاریخ واقعی

اسطوره واژه ای است که از عربی به فارسی راه یافته و در اصل به معنای روایتی است که اساس واقعی و تاریخی ندارد. خود این واژه عربی نیز از واژه یونانی historiaگرفته شده که معنای آن استفسار، تحقیق، شرح، و تاریخ است. بررسی اجزا و ریشه این واژه نشان می دهد که با واژه هایی در زبان های باستانی دیگر خویشاوند است که معنای دیدن، داوری، دانستن، مژده، و... را می رسانند. در زبان های اروپایی واژه myth، یا صورت هایی از آن، برابر واژه اسطوره یا اساطیر است که آن هم از واژه یونانی muthosبه معنای «سخن و افسانه» گرفته شده است.
اما در این باره که چه نوع روایت هایی را اسطوره می گویند، صاحب نظران تعریف های متعدد و گوناگونی ارائه کرده اند که پژوهشگر معاصر، مهرداد بهار، آن ها را این گونه جمع بندی می کند:

اسطوره اصطلاحی کلی است و دربرگیرنده باورهای مقدس انسان در مرحله خاصی از تطورات اجتماعی که در عصر جوامع به اصطلاح ابتدایی شکل می گیرد و باورداشت مقدس همگان می گردد. اساطیر حتی در ساده ترین سطوح خود انباشته از روایاتی است معمولاً مقدس در باره خدایان، موجودات فوق بشری و وقایع شگفت آوری که در زمان هایی آغازین، با کیفیاتی متفاوت با کیفیات زمان عادی ما، رخ داده و به خلق جهان و اداره آن انجامیده است، یا در دوران های دوردست آینده رخ خواهد داد. بدین گونه زمان آغازین و زمان پسین دو عصر اساطیری ویژه اند، و نیز رخدادهای پس از مرگ و سرنوشت انسان از آن پس می تواند در کنار این دو مبحث اساسی اساطیری قرار گیرد... آنچه جالب توجه است.... این که اساطیر کوششی برای اثبات و شایسته قبول افتادن این روایات و باورها نمی کند و از سوی مومنان هرگز در باره حقیقت آن ها شک و تردیدی ورزیده نمی شود، هر چند هم که این روایات انباشته از تعارض ها باشد و باورنکردنی به نظر آید.۱

یکی از ویژگی های جالب توجه اغلب اقوام، تصور آن ها در باره پیدایش جهان و آغاز زندگی بشر بر روی زمین است. تقریبا در همه روایت های اسطوره ای، عمر جهان با یک تحول و گذر از بی کرانگی به جهانی کرانمند آغاز می شود و درست در این نقطه عطف و این تحول است که چرخ زمان به گردش در می آید و حیات جهان آغاز می گردد. اما تقریبا هیچ یک از این روایت ها توضیح روشنی در باره این تحول نمی دهند و در اغلب آن ها، چگونگی وقوع این رویداد و حتی گاه خود منشا جهان، به گونه ای توجیه شده است که از دید انسان امروزی بسیار نامعقول و پیش پا افتاده به نظر می رسد. با این همه، ویژگی مشترکی که تقریبا در همه این روایت ها می توان دید، آن است که هر قومی آفرینش جهان و انسان را از سرزمین خود می داند و این که سرزمین او کانون تمام مهم ترین رویدادهای مهم جهانی بعدی بوده است. مثلاً در بسیاری از اسطوره ها از یک سیلاب یا طوفان بزرگ یاد شده که نسل آدمی را به خطر انداخته یا نابود کرده است و اغلب اقوام باستانی هم کانون این رویداد جهانی را سرزمین خود دانسته اند.
ایرانیان عصر باستان هم مانند بسیاری از اقوام دیگر، سرزمین خود را مرکز جهان می دانستند و آغاز زندگی و تشکیل حکومت و پادشاهی را از زادبوم خود می پنداشتند. در نظر ایرانیان باستان، زمین از هفت کشور تشکیل می شد که یکی در میانه شش تای دیگر قرار داشت و همگی به سان جزیره یا قاره ای بزرگ محصور در میان آب هایی بی کران بودند که همانا اقیانوسی اساطیری بود. بر اساس این باور، سرزمین میانی، که بعدها به نام ساکنانش ایران خوانده شد، در آغاز خُنیرَث (یا خنیرس) نام داشت و در این سرزمین بود که همه گونه های گیاهی و جانوری و انسانی پدید آمدند و بعدها به سرزمین های دیگر راه یافتند.
این گونه روایت از تاریخ، که به جای اتکا بر شواهد عینی باستان شناختی، بر روایت های مردمی و شفاهی متکی است، معمولاً تاریخ اسطوره ای یا روایی خوانده می شود و بیش از آن که تاریخ و شرح رویدادهای واقعی باشد، بیانگر باورهای مردم و حتی آرمان های آنان است. معمولاً اگر هم رویدادها و شخصیت های این تاریخ یکسره غیر واقعی و واهی نباشند، باز هم چنان با باورها درآمیخته اند که بازشناسی سره از ناسره را دشوار می نماید. به ویژه در مورد کهن ترین ایام این تاریخ، پرده ابهام بسی تیره تر است و شاخ و برگ ها در طول زمان چنان افزون گشته اند که شخصیت ها بیش تر جنبه خدایی و آسمانی یافته اند. برخی از شخصیت های این روایت ها انسان هایی خاکی و واقعی بوده اند که طی زمان و برای پاسخگویی به نیازهای اعتقادی جامعه، بر اساس الگوهای آرمانی، جنبه فراانسانی یافته اند. گروهی هم بر این باورند که شماری از آن ها شخصیت هایی اسطوره ای بوده اند که بعدها زمینی تر شده اند و به عنوان پادشاهان یا قهرمانان افسانه ای، سیما و اعمالشان به روایت های مردمی راه یافته اند.
***

اسطوره و تاریخ

اسطوره نوعی روایت از تاریخ است که به جای اتکا بر شواهد عینی و ملموس تاریخی و باستان شناختی، بر پایه باورها شکل گرفته است. نورتروپ فرای، پژوهشگر مطالعات دینی، در باره تفاوت این دو مقوله می نویسد:
«اسطوره، بر خلاف تاریخ، گذشته را به مثابه گذشته عرضه نمی کند، بلکه آن را در مقام زمان حال باز می نماید. البته زمان حالِ اسطوره، زمان حالِ غیر واقعی تجربه روزمره معمول نیست که به گذشته ای مرده و آینده ای نزاده زنجیر شده است و خود هرگز به صورت کامل هستی نمی گیرد، بلکه زمان حالی است که در آن، همچنان که تی. اس. الیوت می گوید، گذشته و آینده به هم آمده اند... آن گاه که بینشی از زمان را، از آن گونه که اسطوره و استعاره پیش روی ما می نهند، درونه کنیم، اندک اندک با مفهومی از آفرینش اسطوره ای و استعاری آشنا می شویم که از ازل هستی یافته بود، اما به محض آن که با نگاهی تازه در آن می نگریم، باز هم دوباره زاده می شود و هستی می گیرد.»
***
تاریخ روایی هر چند مبتنی بر منابع نوشتاری و شواهد باستان شناختی نیست و در اصل صورت شفاهی داشته است، با این همه در دوره ای از تاریخ و بنا به نیازهای زمانه، در منابع نوشتاری ثبت و ضبط شده و بدین سان از گزند فراموشی و تغییرات و تحولات بعدی مصون مانده و به امروز رسیده است. از این رو می توان گفت روند تغییر و تحول این روایت های شفاهی، و تکامل آن ها، تا زمان نگارششان ادامه داشته و بدیهی است که آنچه به ثبت رسیده، صورت موجود آن ها در زمان نگارش بوده است و از آن پس تغییرات چندانی در آن ها رخ نداده است.
منابع
در سرزمین ایران هم، مانند فرهنگ دیگر سرزمین ها، تاریخ روایی دیرزمانی به صورت شفاهی یا به اصطلاح سینه به سینه انتقال می یابد و در این روند دستخوش تغییرات و دگرگونی هایی می شود و تکامل پیدا می کند تا این که با پیدایش خط و رواج نگارش و ثبت سنت شفاهی، این روایت ها هم صورت مکتوب می یابند و بدان صورت به نسل های بعد و تا به امروز می رسند.
منابع تدوین تاریخ روایی ایران متنوع و پراکنده اند؛ با این همه آن ها را به چند گروه عمده تقسیم می کنند که در این جا معرفی کلی آن ها می آید:
همچنان که شواهد گوناگون نشان می دهند، ایرانیان گروهی از اقوام موسوم به هندوایرانی هستند که این اقوام نیز به نوبه خود به خانواده بزرگ هندواروپایی تعلق داشته اند. در زمانی در دوره پیش از تاریخ، اقوام هندوایرانی به دو گروه هندی و ایرانی تقسیم شدند. اینان باورها و آداب دینی مشترکی داشتند که بعدها تفاوت هایی یافتند. اما این باورها و آداب در دوره ای وارد متون دینی شدند و این واقعه در هند زودتر به وقوع پیوست. از این رو منابع دینی هندی که تا به امروز باقی مانده اند، آگاهی های ارزشمندی در باره تاریخ روایی و اسطوره ای ایران به دست می دهند و این آگاهی ها به ویژه در مورد اسطوره های ایرانی و ریشه های شخصیت ها و رویدادهای آن ها بسیار مهم اند. در میان آثار هندی، مجموعه موسوم به «وداها» اهمیت بیش تری دارند.
دومین گروه از منابع شناخت تاریخ روایی ایران، نوشته های اوستایی و پهلوی و مانوی و دیگر آثار پراکنده هستند. اوستا، مجموعه متن های دینی زردشتیان، به خط و زبانی خاص، موسوم به اوستایی، شامل پنج کتاب است:
مهم ترین بخش این مجموعه مطالب گاثَه ها (گات ها، گاهان) یا هفده سرود زردشت است. گرچه ترجمه آن ها بس دشوار است، اما عمق تعلیماتشان، این سرودها را در میان گرانبهاترین گوهرهای ادبیات دینی جهان جای می دهد. گاهان در میان یسن ها (یسنا) جای دارد. یسن ها مجموعه ای است از دعاها و نیایش هایی که در مراسم عبادی زردشتی به همین نام (یسنا) خوانده می شود. این متون دارای اصل و منشاهای مختلفند و به دوره های گوناگون تعلق دارند... یکی از مهم ترین بخش های اوستا قسمتی است [به نام یشت ها] که بیست ویک یشت یا سرود خطاب به ایزدان مختلف را در بر دارد. اگرچه همه این سرودها در مراسم دینی زردشتی به کار می روند، ولی بسیاری از آن ها اساساً به دوران پیش از زردشت تعلق دارند.۲
بخش دیگری از اوستا با عنوان ویسپرد هم شامل نیایش هایی است که در برخی آیین های دینی می خوانند؛ وندیداد عمدتا حاوی احکام دینی است؛ و خرده اوستا یا اوستای کوچک هم که پنجمین بخش است، نیایش ها و نمازهای روزانه را دارد.
بخش هایی از اوستا یا شرح و تفسیر آن ها به فارسی میانه (پهلوی) هم ترجمه شده اند. این گروه به همراه شماری متن های دینی دیگر و نوشته های حماسی، تاریخی، جغرافیایی، حقوقی، اندرزی و غیره، و کتیبه های شاهان و بزرگان ساسانی، مجموعه ادبیات پهلوی را تشکیل می دهند و باید به آن ها نوشته های مانی و پیروانش را نیز افزود که به زبان ها و خطوط مختلفی نوشته شده اند. از مجموعه نوشته های زردشتی که بیش از منابع دیگر اطلاعاتی در باره فرهنگ ایران باستان، به طور کلی، در اختیار می نهند، در جای خود با شرح بیش تری یاد خواهد شد. از کتیبه هایی فارسی باستان پادشاهان هخامنشی هم می توان آگاهی هایی در باره باورهای ایرانیان باستان به دست آورد.
از دیرباز علاوه بر تمدن های برخاسته از شرق، در سرزمین های غربی هم تمدن هایی شکل گرفته اند که در دوره هایی از تاریخ میان این دو گروه رقابت ها و رویارویی هایی پدید آمده است و به همین سبب نویسندگان غرب، که بسی پیش تر از شرقی ها به فن نگارش پرداختند، گزارش هایی در باره شرق نوشتند. هر چند در پاره ای موارد نگرش این نویسندگان به شرق خالی از انتقاد نیست، با این همه، امروزه، اگر با دید علمی و انتقادی بررسی شوند، آن ها را می توان در زمره مهم ترین منابع شناخت شرق و ایران دانست. گزارش های این دسته از نویسندگان غیر ایرانی، از جمله یونانی، رومی، سریانی، که اغلب در دوره پیش از اسلام نوشته شده اند، به همراه آثار نویسندگان ایرانی و عرب، که پس از اسلام نگاشته شده اند (و همگی، در مقایسه با امروز، به زمان رخ دادن یا دست کم رواج باور به آن ها بسی نزدیک ترند) سومین گروه منابع تاریخ روایی ایران را تشکیل می دهند.
***

دین ایرانی از نگاه انیرانی



امیل بنونیست.

کانون های تمدنی جهان باستان، خواه به سبب شرایط سیاسی و خواه به دلایل فرهنگی، در ارتباط با یکدیگر بوده و از هم تاثیر پذیرفته اند. با این همه برخی از این کانون ها نزد همسایگان اهمیت و جایگاه خاصی داشته اند. امیل بنونیست، ایران شناس فرانسوی، در اثر کم حجم و در عین حال پرمحتوای خود، که با عنوان دین ایرانی بر پایه متن های معتبر یونانی به فارسی ترجمه و منتشر شده است، در باره انگیزه های توجه یونانیان به ایران می نویسد:
«هرگاه توجه یونانیان به جهت ضرورت های سیاسی نیز به توان و قدرت ایران جلب نمی شد، باز دلایل نیکوی دیگری بود که آنان با عنایت به این سرزمین بنگرند. ایران خواه از لحاظ اصالت فرهنگ و شکل ویژه حکومتش، خواه از لحاظ شکوه و حشمت دربار و گذشته افسانه ای که سلاله های پیشین آن را در بر گرفته بود و خواه از لحاظ روش و شیوه خاص تعلیماتی و دیگر جنبه های تمدنش کانونی از شگفتی ها برای یونانیان بود که همانند آن در هیچ کشور شرقی دیگر یافت نمی شد. با وجود این، تنها جلوه های عینی مدنیت ایران نبود که مردم یونان را پسند می افتاد، از ایران جریان های فکری و بازتاب هایی از دانش های اسرارآمیز به یونان را می یافت که ذهن و دماغ یونانی در برابر آن ها از تاثیر ناگزیر بود.»
به اعتقاد پژوهشگران، آنچه نویسندگان ایرانی و عرب در این باره نوشته اند، به تمامی برگرفته از یک ماخذ کهن تر، به نام خداینامه، است که اینک خود اثر از میان رفته، ولی برخی از این نویسندگان صراحتاً به وجود این اثر و بهره گیری ایشان از آن اشاره کرده اند.

خداینامه، روایت ایرانیان باستان از تاریخ

در اغلب منابع آمده است که در دوره ساسانیان (که از حدود ۲۲۰ تا ۶۵۱ میلادی بر تمامی سرزمین ایران امروز و بخش هایی از کشورهای دیگر حکومت می کردند) کتابی به زبان پهلوی به نام خداینامه وجود داشته است که در آن سرگذشت ایران پیش از اسلام و در واقع از آغاز پیدایش انسان و حکومت، آمده بود. پس از اسلام یکی از مشهورترین مترجمان آثار پهلوی به عربی، یعنی روزبه پارسی، معروف به ابن مقفع، این نوشته را به عربی برگرداند. این ترجمه عربی با نام «سیرالملوک» یا «سیر ملوک عجم»، بعدها ماخذ نگارش اغلب تاریخ هایی قرار گرفت که به همین سان تاریخ را از آغاز می آوردند.۳ از جمله کتاب هایی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از خداینامه بهره بسیار برده اند، یکی هم شاهنامه فردوسی است که شرح رویدادها و همچنین داستان های روزگاران پیش از تاریخ ایران را در بر دارد؛ دورانی که در واقع عصر پیدایش و شکل گیری اغلب مظاهر فرهنگ و تمدنی در این سرزمین بوده است.
***

خداینامه

در باره خداینامه پهلوی، ویژگی ها و تاثیر آن بر تاریخنگاری دوره اسلامی و سرانجام تدوین تاریخ ملی یا روایی ایران، پژوهشگران بحث های بسیاری مطرح ساخته اند. تئودور نولدکه، ایران شناس مشهور آلمانی که بر روی آثار متاثر از خداینامه پژوهش های ژرفی انجام داده است، در کتاب حماسه ملی ایران، در باره این اثر و مندرجات آن می نویسد:
«تمام روایات ملی [ ایران ] در یک کتاب خلاصه و جمع شده بوده است. این ها روایات توده مردم نبود، بلکه روایاتی بود که از قول بزرگان و روحانیون که با یکدیگر کاملاً مربوط بودند، گرد آمده بود. عقاید و افکار این دو طبقه که مخصوصاً در دولت شاهنشاهی ساسانیان بسیار صاحب نفوذ بودند، همه جا نمایان است... نه فقط قسمت پهلوانان بلکه قسمت های بعد این کتاب نیز برای سرگرمی و تفریح نگاشته شده بوده است... این کتاب به زبان پهلوی که در آن زمان تنها زبانی بود که ایرانیان به آن معمولاً خط می نوشتند، نگاشته شده بود. اسم کتاب قریب به یقین خوتای نامک و با تلفظ جدیدتر خداینامه یعنی نامه خداوندان، متشابه با اسم شاهنامه که بعدها به آن داده اند، بوده است. برای آن که مآخذ خوب عربی همین کتاب را که حاوی تاریخ شاهان ایران بوده، خداینامه می نامند. این کتاب در اثر ترجمه ابن مقفع [در قرن دوم هجری] داخل ادبیات عربی شد... بدبختانه نه فقط اصل پهلوی بلکه ترجمه عربی آن نیز به کلی از دست رفته است. ترجمه ها و کتاب های دیگری که از روی آن تدوین شده بود نیز گم شده است. به جای آن البته به طور ناقص در تاریخ ها و گاهی نیز در بعضی از مجموعه ها از قبیل عیون الاخبار ابن قتیبه قطعات و استخراجاتی باقی مانده است.»
***

شاهنامه ها

در برخی از کتاب های تاریخی قدیم از شاهنامه های متعددی، اغلب به نثر، یاد شده که پیش از فردوسی تالیف شده و برخی منابع او در سرایش شاهنامه مشهور وی بوده اند. از این شاهنامه ها چیزی به جا نمانده است، اما مقدمه یکی از مشهورترین آن ها، مشهور به شاهنامه ابومنصوری، امروزه در دست است. این شاهنامه را به فرمان ابومنصور محمدبن عبدالرزاق، از بزرگان خراسان در اوایل قرن چهارم هجری، چند تن از نویسندگان زیر نظر ابومنصور محمدبن عبدالله المعمری، نوشته بودند. امروزه از این اثر که عمده ترین ماخذ فردوسی بوده، تنها مقدمه المعمری به جا مانده که محمد قزوینی آن را تصحیح کرده است. در این جا بخش هایی از این مقدمه که نمونه نثر دری است به نقل از بیست مقاله قزوینی می آید:
«... امیر ابومنصور عبدالرزاق مردی بود با فر و خویش کام بود... و با دستگاهی تمام از پادشاهی و ساز مهتران و اندیشه بلند داشت... پس دستور خویش ابومنصور المعمری را بفرموذ تا خداوندان کتب از دهقانان و فرزانگان و جهاندیدگان از شهرها بیاوردند و... ابومنصور المعمری به فرمان او نامه کرد و کس فرستاد به شهرهای خراسان و هشیاران از آن جا بیاورد... و بنشاند به فراز آوردن این نامه های شاهان و کارنامه هاشان و زندگانی هر یکی از داذ و بیداذ و آشوب و جنگ و آیین از کی نخستین که اندر جهان او بوذ که آیین مردمی آورد و مردمان از جانوران پدیذ آورد تا یزدگرد شهریار که آخر ملوک عجم بوذ... و این را نام شاهنامه نهاذند تا خداوندان دانش اندرین نگاه کنند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کار و ساز پادشاهی و نهاذ و رفتار ایشان و آیین های نیکو و داذ و داوری و رای و راندن کار و سپاه آراستن و... همه بذین نامه اندر بیابند پس این نامه شاهان گرد آوردند و گزارش کردند و اندرین چیزهاست که به گفتار مر خواننده را بزرگ آیذ و هر کسی دارند تا ازو فایده گیرند و چیزها اندرین نامه بیابند که سهمگین نمایذ و این نیکوست چون مغز او بدانی و تو را درست گردد و دلپذیر آید....»
***
هر چند باورمدارانِ تاریخ روایی معمولاً برای اثبات حقانیت این تاریخ، و در واقع باورهایشان، خود را بی نیاز از شواهد تاریخی و باستان شناختی می دانند، با این همه باید گفت پیش از آن که مادها نخستین حکومت ایرانی ثبت شده در تاریخ را تشکیل دهند، حکومت های دیگری هم در نواحی مختلف ایران بوده اند که چه بسا اشاره های مندرج در تاریخ روایی هم مربوط به همین حکومت ها بوده باشد. از سوی دیگر، ارتباط این حکومت ها با رویدادهایی که در باره وقوعشان اطمینان بیش تری داریم، نظیر پیدایش زردشت، بر واقعی بودنِ دست کم اساس تاریخ روایی، مهر تایید می زنند.
تاریخ روایی، همچنان که اشاره شد، معمولاً از آفرینش جهان آغاز می شود. این آفرینش سرآغاز جهانی است که برخی اقوام برای آن پایانی در نظر نیاورده اند، اما برخی هم عمر این جهان را محدود دانسته و پایانی برای آن قائل شده اند.
برخی اقوام باستانی تاریخ جهان را شامل ادواری تکرارشونده و پایان ناپذیر می دانستند، اما ایرانیان باستان برای این تاریخ، چارچوبی زمانی، حتی با مدتی معین، قائل بودند که علاوه بر رویدادهای سرآغاز جهان، یعنی آفرینش، سرنوشت و پایان آن نیز آشکار است.
در واقع این تصور در باره محدود بودن عمر جهان، در پی کند و کاوهای مردمان باستانی در باره فلسفه هستی و آفرینش و لزوم منطقی و عادلانه بودن این روند، به وجود آمد. به عبارت دیگر، می پنداشتند که آفرینش جهان می بایستی هدفمند بوده باشد و این هدفمندی ایجاب می کند که سرانجام روند حیات جهان روزی به پایان رسد و دستگاه عدالتی وجود داشته باشد که به بررسی عملکرد نقش آفرینان این عرصه بپردازد و آنان را بر اساس اعمالشان پاداش و جزا دهد. این، یکی از نوآوری های کیش ایرانی است که کوشید برای بسیاری از پرسش های مردمان در باب هستی، پاسخ هایی منطقی و عادلانه ارائه دهد. این موضوع در جای خود با شرح بیش تری خواهد آمد.

نظرات کاربران
درباره کتاب تاریخ اساطیری ایران