فیدیبو نماینده قانونی نشر ماهی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب تسخیر‌شدگان
اقتباسی از رمان داستایفسکی

نسخه الکترونیک کتاب تسخیر‌شدگان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب تسخیر‌شدگان

تسخیرشدگان یکی از چهار یا پنج اثری است که من فراتر از همه‌ی آثار قرارشان می‌دهم. از بسیاری جهات می‌توانم ادعا کنم که با آن بار آمدم و از آن تغذیه‌ی فکری کردم. به هر صورت، تقریبا بیست سال تمام در عالم خیال شخصیت‌های آن را بر روی صحنه به تصور درآورده‌ام. این شخصیت‌ها، علاوه بر این‌که در قواره‌ی شخصیت‌های دراماتیکند، رفتاری مناسب، توأم با طغیان‌ها و عکس‌العمل‌های سریع و ناراحت‌کننده دارند. علاوه بر این، داستایفسکی در رمان‌هایش از تکنیک تئاتری بهره می‌گیرد: او از دیالوگ استفاده می‌کند و فقط گهگاه به مکان و عمل می‌پردازد. افراد تئاتری ــ چه بازیگر، چه کارگردان، چه نویسنده ــ همیشه در کارهای داستایفسکی می‌بینند که خود او همه‌ی پیشنهادهای لازم برای اجرا را داده است.
آلبر کامو

ادامه...
  • ناشر نشر ماهی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.18 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب تسخیر‌شدگان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



توضیح. در اقتباس نمایشی تسخیرشدگان، اعتراف استاوروگین (که به دلیل سانسور چاپ نشده بود، اما جای آن در روایت مشخص بود) در دل اثر جای داده شده است. ضمنا از چند صد صفحه یادداشت های تسخیرشدگان، که نویسنده به هنگام نوشتن رمان در دفتری می نوشت، نیز استفاده شده است.

آدم های نمایش

آنتون گریگوریف، راوی  - آلکسی کیریلوف
استپان تروفیموویچ ورخوونسکی - لیزا دروزدوف
واروارا پتروونا استاوروگین- موریس نیکالایویچ
لیپوتین-  ماریا تیموفیونا لبیادکین
شیگالوف- کاپیتان لبیادکین
ایوان شاتوف- پیوتر استپانوویچ ورخوونسکی
ویرگینسکی- فدکا
گاگانوف- راهب
آلکسی یگوروویچ - لیامشین
نیکالای استاوروگین -  اسقف تیخون
پراسکوویا دروزدوف - پسر گاگانوف
داشا شاتوف- ماریا شاتوف

یادداشت: ضرورت های اجرایی کار اقتضا می کرد چندین و چند قطعه از متن اقتباسی حذف شود. در این چاپ همه ی قطعه ها و صحنه های حذف شده آمده اند. این قطعات در داخل کروشه گنجانده شده اند.

صحنه ها

۱. خانه ی واروارا استاوروگین. اتاق پذیرایی مجلل آن دوران.
۲. خانه ی محقر فیلیپوف. صحنه ی دو قسمتی، شامل اتاق نشیمن و یک اتاق خواب کوچک.
۳. خیابان.
۴. خانه ی لبیادکین. یک اتاق نشیمن محقر در حومه ی شهر.
۵. جنگل.
۶. محل زندگی تیخون. یک سالن بزرگ در «صومعه ی باکره».
۷. اتاق پذیرایی اصلی در خانه ی ییلاقی استاوروگین، در اسکووریشنیکی.

بخش اول

وقتی که همه ی سالن تئاتر کاملاً تاریک است، نور پروژکتور روی راوی می افتد که جلو پرده ایستاده است و کلاهش را در دست دارد.

آنتون گریگوریف، راوی :(مودب، آرام و با لحنی کنایه آمیز)
خانمها، آقایان،
وقایعی که عن قریب شاهدشان خواهید بود در شهرستان ما و تحت تاثیر دوست محترم من، پروفسور استپان تروفیموویچ ورخوونسکی، اتفاق افتاد. پروفسور همیشه در میان ما نقشی به غایت وطن پرستانه ایفا کرده بود. ایشان لیبرال و آرمانگرا، و عاشق غرب، پیشرفت، عدالت و هر چیز متعالی بودند. اما، در این مراتب والا، متاسفانه به این خیال گرفتار شدند که مغضوب تزار و وزرایش شده اند و در نتیجه به میان ما آمدند تا نقش متفکری تحت تعقیب و در تبعید را بازی کنند. البته باید گفت که ایشان با وقار بسیار این کار را کردند. خلاصه، ایشان سالی سه تا چهار بار دچار حمله های روحی وطن پرستی می شدند و در نتیجه با کیسه ی آب گرم روی شکم در بستر می افتادند.
ایشان در خانه ی دوستشان واروارا استاوروگین، بیوه ی ژنرال، زندگی می کرد که پس از مرگ شوهر وظیفه ی بزرگ کردن پسرشان، نیکالای استاوروگین، را به ایشان سپرده بودند. آه، یادم رفت بگویم که استپان تروفیموویچ دوبار بیوه و یک بار صاحب پسری شده بود. استپان پسرش را راهی خارج کرده بود. هر دو همسرش در جوانی مرده بودند و، حقیقتش را بخواهید، با او زندگی خوشی نداشتند. اما جدا مشکل است که آدم در آنِ واحد هم عاشق همسرش و هم عاشق عدالت باشد. در نتیجه، استپان تروفیموویچ همه ی محبتش را نثار شاگردش، نیکالای استاوروگین، کرد و با جدیت تمام تربیت اخلاقی اش را شخصا بر عهده گرفت تا آنکه نیکالای از خانه فرار کرد و رو به یک زندگی افسارگسیخته ی عیاشانه آورد. در نتیجه، استپان تروفیموویچ با واروارا استاوروگین، که احساس دوستی بی حد و حصری با او می کرد ــ یعنی غالبا از او نفرت داشت ــ تنها ماند. داستان من از همینجا آغاز می شود.

پیش گفتار

تسخیرشدگان یکی از چهار یا پنج اثری است که من فراتر از همه ی آثار قرارشان می دهم. از بسیاری جهات می توانم ادعا کنم که با آن بار آمدم و از آن تغذیه ی فکری کردم. به هر صورت، تقریبا بیست سال تمام در عالم خیال شخصیت های آن را بر روی صحنه به تصور درآورده ام. این شخصیت ها، علاوه بر این که در قواره ی شخصیت های دراماتیکند، رفتاری مناسب، توام با طغیان ها و عکس العمل های سریع و ناراحت کننده دارند. علاوه بر این، داستایفسکی در رمان هایش از تکنیک تئاتری بهره می گیرد: او از دیالوگ استفاده می کند و فقط گهگاه به مکان و عمل می پردازد. افراد تئاتری ــ چه بازیگر، چه کارگردان، چه نویسنده ــ همیشه در کارهای داستایفسکی می بینند که خود او همه ی پیشنهادهای لازم برای اجرا را داده است.
و حالا تسخیرشدگان، پس از چندین سال کار و تلاش و استقامت، به مرحله ی اجرا بر روی صحنه رسیده است. و البته من بر همه ی آنچه نمایش نامه را از این رمان شگفت جدا می کند واقفم! من فقط کوشیده ام جریان زیرین کتاب را دنبال کنم و مثل خود کتاب از کمدی طنزآلود به درام و آنگاه به تراژدی برسم. هم اصل اثر و هم اقتباس نمایشی اش از یک نوع رئالیسم شروع می شود و در نهایت به یک تراژدی استیلیزه می رسد. در الباقی موارد کوشیده ام در میان این جهان پهناور، نامعقول و نفس گیر، که پُر است از فوران ها و صحنه های خشونت بار، هرگز مسیر پر از رنج و محبتی را که جهان داستایفسکی را اینهمه به جهان هریک از ما نزدیک می کند گم نکنم. شخصیت های رمان های داستایفسکی، چنان که اکنون خوب می دانیم، نه عجیب و غریب هستند و نه پوچ؛ آن ها مثل ما هستند و ما هم همان شور و احساسات آنها را داریم. و اگر تسخیرشدگان اثری پیامبرگونه است، فقط به این دلیل نیست که از پیش بر نیهیلیسم کنونی ما گواهی می دهد، بلکه در ضمن به این دلیل هم هست که قهرمانان او جان هایی پاره پاره و مرده هستند که نمی توانند عشق بورزند و از این ناتوانی رنج می برند، جان هایی که می خواهند اعتقاد داشته باشند اما از این کار عاجزند؛ درست مثل آدم هایی که جامعه ی ما و جهان روحی ما را آکنده اند. موضوع این اثر همان قدر که قتل شاتوف است (ملهم از یک واقعه ی حقیقی، یعنی قتل دانشجو ایوانوف به دست نچایف نیهیلیست)، همان قدر هم ماجراهای روحی و مرگ استاوروگین، قهرمانی معاصر، است. پس ما نه تنها یکی از شاهکارهای ادبیات جهان را در قالب نمایش ریخته ایم، بلکه به اثری پرداخته ایم که کاربردی جاری هم دارد.

آلبر کامو

نظرات کاربران درباره کتاب تسخیر‌شدگان

آیا بهتر از کامو هم داریم!؟
در 2 هفته پیش توسط
عالی ************;-)☆☆☆☆☆☆
در 1 سال پیش توسط
نه
در 1 سال پیش توسط
لطفا این مجموعه از آلبر کامو که نشر ماهی منتشر کرده رو قرار بدید. خیلی وقته منتظرم
در 2 سال پیش توسط
داستایوفسکی به روایت آلبر کامو ... این کتاب رو نخونیم ، ظلم بزرگی به خودمون کردیم
در 2 سال پیش توسط