
آلبر کامو یکی از مهمترین نویسندگان و متفکران قرن بیستم، متولد ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر است. با اینکه او فقط ۴۶ سال عمر کرد، کتابهایش مثل «بیگانه»، «طاعون»، «سقوط»، «افسانهی سیزیف» و «انسان طاغی» هنوز از پرخوانندهترین و بحثبرانگیزترین آثار ادبیات جهاناند. کامو در سال ۱۹۶۰ در تصادف رانندگی از دنیا رفت اما قبل از مرگش جهانی ساخت که در آن انسان با پوچی، مرگ، آزادی، گناه، عدالت و میل به ادامه دادن روبهرو میشود. کامو نویسندهی ناامیدی نیست. او نویسندهای است که تاریکی را میبیند و از دل همان تاریکی، مسئولیت و امید را بیرون میکشد.
آلبر کامو نویسنده، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار و متفکر فرانسوی زبان الجزایری بود. او در سال ۱۹۵۷ جایزهی نوبل ادبیات را برنده شد. کامو موقع دریافت نوبل فقط ۴۴ سالش بود و یکی از جوانترین برندگان نوبل ادبیات بود.
با اینکه بسیاری آلبر کامو را اگزیستانسیالیست میدانند خودش این موضوع را قبول نداشت. کامو بیشتر با مفهوم «پوچی» شناخته میشود اما پوچی در جهان او به معنای رها کردن زندگی نیست. او میگفت جهان همیشه پاسخی روشن به انسان نمیدهد اما همین بیپاسخی دلیل کافی برای تسلیم شدن نیست.
آلبر کامو در الجزایر تحت استعمار فرانسه به دنیا آمد. پدرش کارگری فقیر بود که در جنگ جهانی اول کشته شد و این اتفاق آنقدر زود افتاد که آلبر کامو تقریباً هیچ تصویری از او نداشت. مادرش، کاترین، زنی کمشنوا و کمسواد بود که برای گذران زندگی کار میکرد. کامو در نوجوانی عاشق فوتبال بود و دروازهبان تیم جوانان دانشگاه الجزیره شد اما در ۱۷ سالگی به بیماری سل مبتلا شد. این بیماری رؤیای فوتبال را از او گرفت و زندگیاش را تغییر داد.
یکی از مهمترین آدمهای زندگی کامو معلم دوران کودکیاش، لویی ژرمن، بود. ژرمن استعداد کامو را دید و کمکش کرد تا بورسیه بگیرد و راهش را به دبیرستان باز کند. شاید اگر لویی ژرمن نبود شاید کامو به یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم تبدیل نمیشد. سالها بعد، وقتی کامو نوبل ادبیات را گرفت در نامهای به معلمش نوشت که بعد از مادرش، نخستین کسی که به ذهنش رسیده ژرمن بوده است.
آلبر کامو در دانشگاه الجزیره فلسفه خواند و یکی از مهمترین استادانش ژان لوک گارنیه بود. گارنیه به کامو کمک کرد با جهان فلسفه، ادبیات و پرسشهای اخلاقی جدیتر روبهرو شود. کامو بعدها از متفکرانی مثل نیچه، داستایفسکی، کافکا، شوپنهاور و فیلسوفان یونان باستان تأثیر گرفت. اما کامو فیلسوفی دانشگاهی به معنای معمول نبود. او نظریه نمیساخت تا بعد داستان بنویسد. برعکس تجربهی زیسته، فقر، بیماری، آفتاب الجزایر، جنگ و عشق، همه وارد فکرش شدند. برای همین آثارش همزمان ادبی و فلسفیاند.
با شروع جنگ جهانی دوم، زندگی کامو وارد مرحلهی تازهای شد. او به پاریس رفت و در دوران اشغال فرانسه توسط آلمان نازی، با روزنامهی مخفی «کومبات» همکاری کرد و بعدها سردبیر آن شد. کامو برای این روزنامه با اسم مستعار مینوشت.
نام آلبر کامو اغلب کنار ژان پل سارتر میآید. این دو در پاریس با هم آشنا شدند و مدتی در فضای روشنفکری فرانسه کنار هم قرار گرفتند. اما دوستیشان دوام نیاورد. اختلاف اصلی آنها بر سر سیاست، خشونت انقلابی و نسبت اخلاق با تاریخ بود.
کامو در «انسان طاغی» از شورش انسان در برابر بیعدالتی دفاع میکند، اما با خشونتی که به نام آینده انسان امروز را قربانی میکند مشکل دارد. او با توتالیتاریسم، چه از نوع فاشیستی و چه از نوع استالینی، مخالف بود. همین نگاه باعث شد بخشی از روشنفکران چپ همدورهاش، از جمله حلقهی نزدیک به سارتر، به او حمله کنند.
این اختلاف فقط یک دعوای روشنفکری نبود. در عمق آن یکی از مهمترین پرسشهای کامو وجود داشت. آیا میشود برای عدالت انسان را قربانی کرد؟ آیا هدف خوب میتواند وسیلهی خشن را توجیه کند؟
زندگی عاطفی آلبر کامو پیچیده و پرتنش بود. او ابتدا با زنی به اسم «سیمون ایه» ازدواج کرد اما رابطهشان به دلیل اعتیاد سیمون به مورفین و خیانت، دوام نیاورد. بعدها با فرانسین فور، پیانیست و ریاضیدان، ازدواج کرد و پدر دوقلوهایی به نام کاترین و ژان شد. اما همزمان با ازدواجش رابطهای عاشقانه با ماریا کاسارس، بازیگر اسپانیاییتبار، داشت. آلبر کامو و ماریا کاسارس یکی از مشهورترین رابطههای عاشقانهی ادبی قرن بیستم را ساختند. آنها در سال ۱۹۴۴ با هم آشنا شدند و نامهنگاریشان تا قبل از مرگ کامو ادامه داشت.
آلبر کامو نویسندهی پرکاری بود اما از مهم ترین کتاب های آلبر کامو میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
بیگانه معروفترین کتاب آلبر کامو است. داستان دربارهی مورسو، مردی فرانسویالجزایری، است که بعد از مرگ مادرش از خودش احساسات خاصی نشان نمیدهد اما این موضوع وقتی گریبانش را میگیرد که مردی عرب را در یک درگیری میکشد. اینجاست که جامعه شروع به قضاوت مردی میکند که فقط واکنشش در برابر مسائل با عموم مردم متفاوت است. مورسو درستکارترین آدم روی زمین نیست اما دروغ هم نمیگوید. همین صداقت بیرحمانه، او را به یکی از ماندگارترین شخصیتهای ادبیات جهان تبدیل میکند.
کتاب صوتی بیگانه را هم میتوانید در فیدیبو بشنوید.
افسانهی سیزیف در همان سالی منتشر شد که بیگانه منتشر شد. یعنی وقتی کامو 29 سالش بود. کامو در این جستار از یکی از بنیادیترین پرسشها شروع میکند: آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟
سیزیف در اسطورهی یونانی محکوم است سنگی را تا بالای کوه ببرد و هر بار سنگ به پایین غلت بخورد و دوباره سیزیف آن را بالا ببرد و این کار تا ابد ادامه دارد. انسان میداند شکست و مرگ وجود دارد، اما باز هم ادامه میدهد. پوچی پایان زندگی نیست، آغاز آگاهی است.
طاعون یکی از مهمترین رمانهای آلبر کامو است. داستان در شهر اوران اتفاق میافتد. شهری که ناگهان گرفتار بیماری میشود و درهایش بسته میشود. دکتر ریو، شخصیت اصلی رمان، قهرمان کلاسیک نیست. او فقط کارش را میکند، چون فکر میکند در برابر رنج دیگران نمیشود بیطرف ماند.
پیشنهاد میکنم کتاب صوتی طاعون را هم بشنوید.
سقوط آخرین رمان کامل آلبر کامو است و یکی از تلخترین آثار او. داستان در آمستردام میگذرد و راوی آن، ژان باتیست کلمانس، وکیلی بازنشسته است که در گفتوگویی طولانی، از گذشته و سقوط اخلاقی خودش حرف میزند. سقوط به صورت کتاب صوتی هم منتشر شده.
انسان طاغی یکی از مهمترین جستارهای فلسفی و سیاسی آلبر کامو است. این کتاب دربارهی شورش، آزادی، خشونت و عدالت است. اما کامو از هر نوع شورشی دفاع نمیکند. او با شورشی همراه است که از کرامت انسان دفاع کند، نه شورشی که به نام آینده، قتل و سرکوب را توجیه کند. همین نگاه باعث شد انسان طاغی به یکی از بحثبرانگیزترین آثار او تبدیل شود و اختلافش با بخشی از روشنفکران چپ فرانسه، به ویژه سارتر شدت بگیرد.
نسخه صوتی انسان طاغی هم موجود است.
«کالیگولا» از مهمترین نمایشنامههای آلبر کامو است. در این اثر، کامو سراغ امپراتوری میرود که بعد از مواجهه با مرگ، به پوچی جهان میرسد و تصمیم میگیرد همه چیز را تا آخرین حد ممکن پیش ببرد. کالیگولا میخواهد ناممکن را به دست بیاورد و چون جهان مطابق میل او نیست، آن را با خشونت و جنون به بازی میگیرد.
سوءتفاهم نمایشنامهای تاریک و تلخ دربارهی خانواده، غربت و ناتوانی آدمها در شناختن یکدیگر است. این اثر مثل بسیاری از نوشتههای کامو، از موقعیتی ساده شروع میشود و به پرسشی عمیق میرسد: اگر آدمها نتوانند همدیگر را بشناسند، اگر زبان و رابطه شکست بخورد، چه فاجعهای رخ میدهد؟
نخستین مرد آخرین کتاب کاموست. کامو موقع مرگ روی این رمان کار میکرد. او در ۴ ژانویهی ۱۹۶۰ در تصادف رانندگی در فرانسه کشته شد. قرار بود با قطار برگردد، اما در نهایت با ماشین ناشرش، میشل گالیمار، همراه شد. بعد از تصادف، بلیت قطار در جیبش پیدا شد و دستنوشتهی ناتمام «نخستین انسان» هم در ماشین بود. این دستنوشته 144 صفحهای بعد از مرگ کامو منتشر شد. نویسندهای که تمام عمر دربارهی پوچی نوشته بود خودش در یک حادثهی ناگهانی از دنیا رفت.
تبعید و سلطنت مجموعه داستانی از آلبر کامو است و برای شناخت جهان داستانی کوتاه او اهمیت زیادی دارد. یکی از معروفترین داستانهای این مجموعه مهمان است. داستان معلمی در الجزایر که باید میان فرمان حکومت، وجدان شخصی و سرنوشت یک زندانی عرب تصمیم بگیرد.
آلبر کامو اهل جملههای پیچیده و استعاری نیست. در «بیگانه»، جملهها کوتاه و شلاقیاند درست مثل ذهن مورسو. در «طاعون» نثر حالتی گزارشی و آرام دارد انگار کسی دارد فاجعه را با دقت ثبت میکند.
آلبر کامو از نویسندگان و متفکران زیادی تأثیر گرفت مانند:
فرانتس کافکا
فردریش نیچه
هرمان ملویل
استاندال
آرتور شوپنهاور
ژان لوک گارنیه
آلبر کامو بر نویسندگان، فیلسوفان، نمایشنامهنویسان و متفکران زیادی اثر گذاشت مانند:
ژان پل سارتر
سیمون دوبووار
ساموئل بکت
هارولد پینتر
سوزان سانتاگ
پل آستر
اورهان پاموک
بارها و بارها از روی آثار آلبر کامو اقتباس شده است که میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
· لوکینو ویسکونتی در سال ۱۹۶۷ فیلمی از روی بیگانه کامو ساخت که در آن مارچلو ماسترویانی بازی کرده است.
· زکی دمیرکوبوز در سال 2001 فیلمی از روی بیگانه ساخت که داستان را از فضای الجزایر و فرانسه بیرون میآورد و داستان را به فضای معاصر نزدیکتر میکند.
· لوئیس پوئنسو در سال ۱۹۹۲ از روی رمان طاعون اقتباس کرد که در آن ویلیام هرت، رابرت دووال و رائول جولیا بازی کردند.
· همچنین یک مینیسریال بلژیکی هم در سال 2024 از روی طاعون ساخته شد
· جالب اینجاست که از روی صحنهای از رمان بیگانه، که مورسو در آن دست به قتل میزند، ترانه The Cure در سال 1978 ساخته شد.
در ایران هم بارها و بارها از این اثر اقتباس شده که از مهمترینهایش میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
· نمایش کالیگولا به کارگردانی همایون غنیزاده
· تلهتئاتر سوءتفاهم به کارگردانی حسن فتحی در سال 1374 که در آن کتایون ریاحی، مهتاب نصیرپور، اسماعیل محرابی و رویا افشار بازی کردند.