فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب همه‌ی افتادگان

کتاب همه‌ی افتادگان
نمایشنامه رادیویی

نسخه الکترونیک کتاب همه‌ی افتادگان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب همه‌ی افتادگان

خانم رونی: چه‌ت شده، دَن؟ حالت خوب نیست؟
آقای رونی: خوب! هیچ‌وقت شده من رو خوب ببینی؟ روزی که دفعه اول من رو دیدی که باید تو رختخواب می‌بودم. روزی که بهِم پیشنهادِ ازدواج دادی دکترها جوابم کرده‌بودن. این رو می‌دونستی، نمی‌دونستی؟ شبی که باهام ازدواج کردی آمبولانس برام فرستادن. این رو که یادت نرفته؟(مکث.)نه، نمی‌شه گفت خوبم. ولی بدتر هم نیستم. در واقع بهتر از قبلم. کور شدنم تلنگر خیلی خوبی بود. اگه می‌تونستم کر و لال هم بشم یه راست تا صدسالگی می‌رفتم. یا شاید هم رفته‌م؟(مکث.)امروز صدسالم شد؟(مکث.)من صدسالمه، مَدی؟

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.17 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۹ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب همه‌ی افتادگان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



شخصیت ها

خانم رونی (مَدی):  بانویی هفتادساله
کریستی: گاری چی
آقای تایلر: دلال بازنشسته ارز
آقای اسلوکم: کارمند پیست اسب دوانی
تامی: باربر
آقای بَرِل: رئیس ایستگاهِ راه آهن
دوشیزه فیت: بانویی سی ساله
صدای زنانه:
دالی: دختری کوچک
آقای رونی (دَن) :شوهرِ خانم رونی، نابینا
جری: پسری کوچک

صداهای روستایی. گوسفند، پرنده، گاو، خروس؛ جداگانه، سپس با هم.
سکوت.
خانم رونی(۲) در امتدادِ جاده بیرونِ شهر به سمتِ ایستگاهِ راه آهن پیش می رود. صدای کشیده شدنِ قدم های اش.
موسیقی ضعیفی از خانه یی در سرِ راه. «مرگ و دوشیزه»(۳). قدم ها کند می شود، می ایستد.

خانم رونی: زن بیچاره. تک و تنها توی اون خونه قدیمی و درب و داغون.

موسیقی بلندتر می شود. سکوت به جز صدای نواختن موسیقی.
قدم ها از نو آغاز می شود. موسیقی قطع می شود. خانم رونی نغمه را زمزمه می کند. زمزمه اش قطع می شود.
صدای نزدیک شدنِ چرخ های گاری. گاری می ایستد.
قدم ها کند می شوند، می ایستند.

خانم رونی: شمایین، کریستی(۴)؟
کریستی: بله، خانم.
خانم رونی: گفتم این قاطره آشناست. زن بیچاره تون چه طوره؟
کریستی: بهتر نشده، خانم.
خانم رونی: دخترتون چی؟
کریستی: بدتر نشده، خانم.

سکوت.

خانم رونی: چرا وایساده ین؟

(مکث.)

اصلاً چرا خودم وایساده م؟

سکوت.

کریستی: برای مسابقه اسب دوونی روز خوبی یه، خانم.
خانم رونی: مسلما.

(مکث.)

ولی این طوری می مونه؟

(مکث. با هیجان.)

می مونه؟

سکوت

کریستی: فکر نکنم به یه ـــ
خانم رونی: هیس!

(مکث.)


خدای من، نکنه این صدای قطار پستی ئه که می شنوم.

سکوت. قاطر شیهه می کشد. سکوت.

کریستی: قطارِ لعنتی.
خانم رونی: شکر خدا! می تونستم قسم بخورم که صداش رو شنیدم، مثل رعدی که از قعرِ دره بالا می آد.

(مکث.)

پس قاطرها هم شیهه می کشن. خُب، عجیب نیست.
کریستی: فکر نکنم به یه کیسه کود احتیاجی داشته باشین؟
خانم رونی: کود؟ چه نوع کودی؟
کریستی: کودِ خوک.
خانم رونی: کودِ خوک... کریستی، از صراحت تون خوشم می آد.

(مکث.)

باید از آقا بپرسم.

(مکث.)

کریستی.
کریستی: بله، خانم.
خانم رونی: به نظرتون... طرز حرف زدنم عجیب و غریب نیست؟

(مکث.)

منظورم صدا نیست.

(مکث.)

نه، منظورم کلمه هاست.

(مکث. بیش تر با خودش.)

من فقط ساده ترین کلمه ها رو به کار می برم، البته امیدوارم، ولی بعضی وقت ها به نظرم... طرز حرف زدنم خیلی عجیب می آد.

(مکث.)

خدای من! اون چه صدایی بود؟
کریستی: بهش توجه نکنین، خانم. این قاطره امروز خیلی خر کیفه.

سکوت.

خانم رونی: کود؟ تو این سن و سال کود می خوایم چه کار؟

(مکث.)

چرا تو جاده پیاده یین؟ چرا از گونی کودتون بالا نمی رین و سواری نمی گیرین؟ از بلندی که نمی ترسین؟

سکوت.

کریستی: (به قاطر.)
هین!

(مکث. بلندتر.)

هین صاحاب مرده، راه بیفت!

سکوت.

خانم رونی: از جاش جُنب نمی خوره.

(مکث.)

من هم باید راه بیفتم، وگرنه به ایستگاه دیر می رسم.

(مکث.)

یه دقیقه پیش که شیهه می کشید و پا به زمین می کوبید. اما حالا لج کرده و جُنب نمی خوره. یه شلاق حسابی بهش بزنین.

(صدای شلاق. مکث.)

نظرات کاربران درباره کتاب همه‌ی افتادگان

بکت بی‌نظیره، کسی که می‌تونه با کلمات رنج رو به عمیق‌ترین شکل ممکن به تثویر بکشه
در 2 هفته پیش توسط