فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب نقش قهر در تاریخ

کتاب نقش قهر در تاریخ

نسخه الکترونیک کتاب نقش قهر در تاریخ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نقش قهر در تاریخ

این نوشتار، بخشی از اثری است که انگلس در نظر داشت در باره «نقش قهر در تاریخ» بنویسد، و متأسفانه ناتمام ماند. در دهه ۱۸۸۰، سوسیال دموکرات‌ها انگلس را ترغیب کردند که فصل پر ارزش «نظریه قهر» از کتاب آنتی دورینگ را برای انتشار به صورتی مستقل به زبان آلمانی تدوین کند. وی عقیده داشت که تجدید نشر آن به تنهایی برای چاپ به زبان آلمانی کافی نیست، بلکه افزودن پیوستی که از لحاظ نظری با تازه‌ترین مراحل تاریخی منطبق باشد، برای آن ضرورت قطعی دارد. *** امروزه قهر عبارت است از ارتش و نیروی دریایی و همان‌طور که همه می‌دانیم، هر دو برخلاف منافع ما و به هزینه ما، «بسیار هم گران‌قیمتند» امّا، قهر نمی‌تواند پول درآورد، بلکه، حداکثر می‌تواند پولی را که ساخته شده است برباید و آن هم زیاد فایده‌ای ندارد، و باز، همان‌طور که در مورد میلیاردهای فرانسویدیدیم، این نیز برخلاف منافع ماست و نتیجه چندانی ندارد. بنابراین، پول باید سرانجام از طریق تولید اقتصادی به دست آید و در این صورت باز قهر را آن اوضاع اقتصادی که تأمین‌کننده وسایل مجهز و کسب ابزار کار آن است، مشخص می‌کند.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.15 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۶۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب نقش قهر در تاریخ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

درآمد

این نوشتار، بخشی از اثری است که انگلس در نظر داشت در باره «نقش قهر در تاریخ» بنویسد، و متاسفانه ناتمام ماند. در دهه ۱۸۸۰، سوسیال دموکرات ها انگلس را ترغیب کردند که فصل پر ارزش «نظریه قهر» از کتاب آنتی دورینگ را برای انتشار به صورتی مستقل به زبان آلمانی تدوین کند. وی عقیده داشت که تجدید نشر آن به تنهایی برای چاپ به زبان آلمانی کافی نیست، بلکه افزودن پیوستی که از لحاظ نظری با تازه ترین مراحل تاریخی منطبق باشد، برای آن ضرورت قطعی دارد.
در اواخر سال ۱۸۸۶، برای نخستین بار طرح این کار ریخته شد. طرح اولیه به این قرار بود که سه بخش «نظریه قهر» از فصل دوّم آنتی دورینگ که طی آن از یک سو نظریه قهر دورینگ مورد انتقاد انگلس قرار گرفته بود و از سوی دیگر، آرای مارکسیستی در باره تاثیر متقابل اقتصاد و سیاست را مطرح می کرد، برای نشر جداگانه ای آماده شود. علاوه بر آن، تصمیم گرفتند که دو فصل «اخلاق و دادگری» و «حقایق جاودان و اخلاق و دادگری» از فصل اول آنتی دورینگ بار دیگر به دقت بررسی و به سه فصل دیگر پیوسته شود.
طرح دوم که تا دسامبر ۱۸۸۷ کامل شد، و تحقق یافت عبارت از جزوه ای بود که به طور اختصاصی برای خوانندگان آلمانی، تنظیم شود. طی این طرح، علاوه بر پیشگفتار و سه فصل از آنتی دورینگ در باره «نظریه قهر»، گنجاندن فصل پنجمی نیز بر اساس نمونه هایی از تاریخ آلمان در سال های بین ۱۸۴۸ تا ۱۸۸۸، پیش بینی شده بود که «مجموعه سیاست بیسمارکی» را از زاویه تزهای اساسی فصل های اول تا سوم، به صورت مشخصی نقد و بررسی می کرد.
پس از مرگ انگلس ( ۱۸۹۵ ) در میان ماترک او پاکت بزرگی یافتند که روی آن نوشته شده بود: «نظریه قهر». محتوای این پاکت عبارت بود از سه فصل آنتی دورینگ با حواشی و یادداشت های چندی در باره مسائل گوناگون، همچنین دستنویس فصل چهارم و طرحی برای پیشگفتار. گذشته از این ها، تقسیم بندی و عنوان بخش های فصل پنجم که ناکامل مانده بود و نیز یادداشت های تقویمی از تاریخ آلمان در دهه هشتم و نهم قرن نوزدهم، به ویژه یادداشت هایی از کتاب کنستانتین بوله، تحت عنوان تاریخ عصر متاخر، ۱۸۱۵ ـ ۱۸۸۵، از محتویات آن به شمار می آمد.
دستنویس نیمه کاره فصل چهارم و همچنین طرح پیشگفتار و یادداشت هایی چند از تقویم تاریخ، نخستین بار به دست ادوارد برنشتاین، به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد بنیانگذاری امپراتوری جدید آلمان انتشار یافت. برنشتاین به هنگام انتشار این قسمت ( ۱۸۹۶ )، با رونویس دستخط انگلس سر و کار نداشت، بلکه دستنویس اصلی در اختیار او بود. او آن یادداشت ها را از هم مجزا و به فصل های مختلفی تقسیم کرد و به دلخواه خود عناوینی برای تقسیم بندی جدید برگزید؛ حاشیه هایی بر آن افزود و حتی در متن اصلی دست برد. گناه فقدان بخشی از دستنویس ها، ظاهرا به گردن برنشتاین است.
به هر صورت، همین اثر با همه دستکاری های برنشتاین برای ترجمه و انتشار به زبان های فرانسه، ایتالیایی و روسی به کار رفت و ترجمه فرانسه آن ماخذی بود که لنین برای مطالعات خود در اختیار داشت.
برای نخستین بار این اثر انگلس بر مبنای متن دستنویس خود انگلس در سال ۱۹۳۷ از سوی انستیتوی مارکس ـ انگلس ـ لنین به زبان روسی انتشار یافت. در این ترجمه، نه تنها همه تغییراتی که به وسیله برنشتاین در آن به عمل آمده بود اصلاح شدند، بلکه عنوان ها نیز منطبق با سبک نگارش و شیوه بیان انگلس تنظیم شدند.
طرح تقسیم بندی و عنوان بخش های فصل چهارم و یادداشت های تقویمی تاریخ آلمان در دهه هشتم و نهم قرن نوزدهم، نخستین بار در سال ۱۹۴۸ بر مبنای دستنویس اصلی به ترجمه روسی این کتاب افزوده شد.
آنچه ما برای این «درآمد» برگزیدیم، از توضیحات آخر این کتاب اخذ شده اند. در این جا لازم است یادآوری کنیم که «طرح تقسیم بندی و عنوان بخش های فصل پنجم» را که ما در پایان کتاب عینا نقل کرده ایم، از این نظر می تواند مفید واقع شود که انگلس برای تنظیم یک اثر چگونه ابتدا فصل های مختلف را بر اساس وقایع مهم تاریخی طرح می کرده، و آن گاه برای مستند کردن هر بخش آن، به جستجو و گردآوری مطالب می پرداخته است.
ما از ذکر «یادداشت های تقویمی تاریخ آلمان در دهه های هشتم و نهم سده نوزدهم» که انگلس آن ها را برای تنظیم فصل آخر کتاب فراهم آورده بود، خودداری کرده ایم، زیرا این قسمت عمدتا برای خوانندگان آلمانی می توانست مفید باشد و در روشن تر کردن محتوای کتاب نقش مهمی نخواهد داشت. در عوض، پاره ای ملاحظات را که در متن و در داخل پرانتز شماره گذاری شده اند، به اختصار در پایان کتاب نقل کرده ایم، زیرا به گمان ما آگاهی بر این ملاحظات بسیاری از ابهام ها و ناآشنایی ها به تاریخ اروپایی ذکر شده را تا حدودی برطرف می کند. علاوه بر این، مترجم با استفاده از فهرست اسامی مذکور در کتاب، در زیر هر صفحه توضیحات مختصری در باره آن ها داده است و به خاطر تلفظ صحیح این اسامی از حروف لاتین استفاده کرده است. مترجم برخی پانوشت ها را نیز افزوده است که به رسم حفظ امانت در ترجمه همه جا با حرف «م» مشخص شده است. در متن هر جا که اعداد بالای سطرها (اعداد تُک) داخل پرانتز باشند، به بخش توضیحات پایان کتاب ارجاع می دهند و هر جا که بدون پرانتز باشند، به توضیحات پانوشت مربوطند.
در چاپی که برای ترجمه به فارسی مورد استفاده قرار گرفته است برای نخستین بار مجموعه کامل قطعات مختلف این اثر آورده شده اند.

فصل اول

«در نظام مورد نظر من، رابطه سیاست عمومی با صورت های حقوق اقتصادی چنان قاطع و روشن و در ضمن چنان بدیع مشخص می شود، که توضیحی خاص در باره آن برای تسهیل مطالعه بیجا نخواهد بود. صورت بندی های مناسبات سیاسی از لحاظ تاریخی، اصل است، و وابستگی های اقتصادی فقط نوعی معلول یا حالت ویژه اند و به این جهت همواره واقعیاتی درجه دوم به شمار می آیند. برخی نظام های جدیدتر سوسیالیستی که موقعیت های اقتصادی را از طریق فرع قرار دادن امور سیاسی ایجاد می کنند، مناسبات کاملاً وارونه ای را که جلوه چشمگیری دارند، اصل اساسی قرار می دهند. باری، این تاثیرات درجه دوم فی نفسه وجود دارند و در حال حاضر بیش تر قابل لمسند؛(۱) ولی عامل اصلی را باید در قهر بلاواسطه سیاسی جستجو کرد، نه عمدتا در یک قدرت غیرمستقیم اقتصادی.»( ۱ )
آقای دورینگ در جای دیگری نیز از این نقطه حرکت می کند که:
«موقعیت های سیاسی علل تعیین کننده وضع اقتصادی اند و رابطه عکس آن فقط تاثیر متقابل درجه دوم را بیان می کند...، مادام که دسته بندی سیاسی را نه به خاطر نفس این عمل، بلکه صرفا به عنوان وسیله ای برای امرار معاش و سیر کردن شکم، مبدا حرکت قرار می دهند، هر قدر هم سوسیالیست های افراطی و افرادی انقلابی جلوه کنند، معهذا یک مرتجع پنهانی را در وجود خود مخفی کرده اند.»
این است نظریه آقای دورینگ.(۲) که در این جا، و بسیاری جاهای دیگر به سادگی عنوان شده، و به عبارت دیگر، به صورت حکم مطرح می شود. در هیچ جای سه جلد قطور کتاب ایشان برای اثبات این نظریه یا در رد نظر مخالف کوچک ترین تلاشی به عمل نیامده و سخنی نرفته است. و حتی اگر برهان هایی که برای آن ارائه می شد بسیار سهل و ساده نیز می بودند، باز هم آقای دورینگ دلایلی برای اثبات به ما ارائه نمی دادند: زیرا موضوع قبلاً از طریق ماجرای بزهکارانه ای ــ که ضمن آن رابینسون کروزو،(۳) جمعه را به بردگی درآورده بود ــ ثابت شده است. این اقدامی قهرآمیز، و بنابراین عملی سیاسی بود. و تا آن جا که این برده داری نقطه شروع و واقعیت اصلی تمام تاریخ گذشته را تشکیل می دهد، و آن را به گناه کبیره بی عدالتی آلوده است ــ در واقع به این نحو که این امر در دوره های بعدی فقط ملایم تر شد و به اشکالی از وابستگی اقتصادی که بیش تر غیرمستقیم بودند، درآمد ــ و از آن جا که تمام «مالکیت های مبتنی بر قهر» که تاکنون به اعتبار خود باقی مانده اند، به همین ترتیب بر پایه این نوع بردگی گرفتن اولیه استوارند، واضح است که باید همه پدیده های اقتصادی را براساس علل سیاسی یعنی قهر توضیح داد. و آن کس که از این موضوع راضی نمی شود، یک مرتجع پنهانی است.
ابتدا باید خاطرنشان کنیم که فقط کسی با خودخواهی آقای دورینگ می تواند این دیدگاه را چنین «بدیع» تلقی کند، که ذره ای هم چنین نیست. این ایده که گویا اقدامات سیاسی و عملکردهای دولت، از عوامل تعیین کننده تاریخند، به اندازه خودِ تاریخِ مکتوب دیرینه است، و علت اصلی آن است که در پشت پرده این صحنه های پرسروصدا، از تکامل واقعا تدریجی و در حقیقت مترقیانه خلق ها آنچه برای ما محفوظ مانده، بسیار اندک است. این نگرش بر تمام درک تاریخنگاران گذشته مستولی بود، و نخستین ضربه فقط از جانب تاریخنگاران بورژوای دوران بازگشت،(۴) بر آن وارد آمد؛ در این مورد تنها چیز «بدیع» این است که آقای دورینگ، در باره این موضوعات هم چیزی نمی داند.
از این گذشته، یک لحظه فرض می کنیم که در این باره حق به جانب آقای دورینگ باشد که می گوید تمام تاریخ گذشته را می توان در مسیر «به بردگی گرفتن انسان توسط انسان» ردیابی کرد؛ اما به این نحو هنوز هم به اصل مطلب نرسیده ایم. ابتدا این پرسش پیش می آید: چگونه کروزو جمعه را به بردگی درآورد؟ آیا صرفا به خاطر تفنن؟ خیر، به هیچ وجه. برعکس، می بینیم که جمعه «به عنوان برده یا ابزاری صرف به خدمت اقتصادی ناگزیر می شود و همچنین درست فقط به مثابه ابزار کار معاشش تامین می شود.» کروزو، جمعه را فقط به این جهت به بردگی درآورد، که او به خاطر منافع کروزو کار کند. حال، کروزو چگونه می تواند از کارِ جمعه به نفع خود سود جوید؟ تنها به این وسیله که جمعه با کار خود مقدار آذوقه را بیش تر از آنچه کروزو باید به او بدهد ــ تا قادر به کار باشد ــ تولید کند. بنابراین، کروزو بر خلاف حکم موکد آقای دورینگ، با برده کردن جمعه موجب شد که «دسته بندی سیاسی، نه به خاطر نفس عمل، بلکه صرفا به عنوان وسیله ای برای امرار معاش، مبدا حرکت قرار گیرد.» و حالا باید خودش ببیند که چگونه از پس ارباب و استادش دورینگ برمی آید.
بنابراین، مثال کودکانه ای که آقای دورینگ شخصا برگزیده تا ثابت کند که قهر «عامل بنیادی تاریخ است»، ثابت می کند که قهر فقط وسیله است و برعکس، منافع اقتصادی هدف می باشند. همان قدر که هدف نسبت به وسیله ای که برای تحقق آن به کار برده می شود «اساسی تر» است، به همان اندازه نیز در تاریخ، جنبه اقتصادی مناسبات در مقابل جنبه سیاسی مناسبات، بنیانی تر است. بنابراین، این مثال درست مخالف چیزی را که قرار بود به اثبات برساند، ثابت می کند. چه در مورد کروزو و جمعه، و چه در تمام مواردی که تاکنون با برده داری و بردگی سر و کار داشته اند. برای آن که عبارت شیوای آقای دورینگ را به کار برده باشیم، باید بگوییم که به زیر یوغ کشیدن همواره «وسیله شکم پرکردن» (شکم پرکردن را به معنای عام آن بگیرید) بوده است، امّا هرگز و در هیچ کجا «به خاطر نفس عمل» دسته بندی های سیاسی مرسوم، نبوده است. باید آقای دورینگ بود، تا بتوان خیال کرد مالیات های دولتی فقط «تاثیراتی درجه دوم» می گذارند و یا آن که دسته بندی سیاسی امروزه بورژوازی مسلط و پرولتاریای تحت سلطه فقط «به خاطر نفس عمل» وجود دارند و نه «به منظور امرار معاشِ» بورژواهای حاکم، یعنی به خاطر سودجویی و انباشت سرمایه.
امّا، دوباره به سراغ آن دو نفر مورد نظرمان برویم: کروزو، با شمشیری که در دست دارد، جمعه را به برده خود تبدیل می کند، ولی برای انجام این کار کروزو، به چیز دیگری هم، جز شمشیر، نیاز دارد. برای برده دار فقط داشتن برده به تنهایی کافی نیست. برای آن که بتوان از برده بهره برداری کرد، باید دو چیز در اختیار داشت: اول ابزار و وسایل کار برده، و دوم حداقل وسایل تامین معاش ضروری او. بنابراین، قبل از آن که برده داری تحقق یابد، باید مرحله مشخصی از تولید فرا رسیده و درجه معینی از نابرابری در توزیع، پیش آمده باشد. برای آن که کار برده، به شیوه تولیدی مسلط در کل جامعه تبدیل شود، افزایش هرچه بیش تر تولید، تجارت و اندوختن ثروت، ضروری است. در جوامع ابتدایی باستانی، با مالکیت جمعی (مردم) بر زمین، برده داری یا اصولاً وجود نداشت یا آن که نقش بسیار ناچیزی در تولید ایفا می کرد. در شهر دهقانی اولیه رومی نیز وضع به همین منوال بود، ولی برعکس وقتی روم به صورت «شهر جهانی» درآمد، و املاک ایتالیا هرچه بیش تر به دست یک طبقه بسیار متمول مالک ــ که از نظر تعداد اقلیت کوچکی را تشکیل می داد ــ افتاد، آن وقت جمعیت بردگان جانشین جمعیت دهقانی شد.(۵) اگر در زمان جنگ های ایران و یونان،(۶) تعداد بردگان در کورنت(۷) به ۴۶۰ هزار( ۲ ) و در آیگینا(۸) به ۴۷۰ هزار نفر رسید و به نسبت هر فرد آزاد، ده نفر برده یافت می شد؛ پس در کنار «قهر» چیز دیگری نیز، یعنی هنر و صنایع دستی بسیار تکامل یافته و تجارتی گسترده، ضرورت یافت. برده داری در ایالات متحده امریکا بیش از آن که بر قهر استوار باشد بر صنایع نساجی انگلستان متکی بود؛ در سرزمین هایی که پنبه به عمل نمی آمد، و یا در نقاطی که، برخلاف ایالت های مرزی،(۹) برای ایالات پنبه کار، برده تربیت نمی کردند، برده داری خود به خود بدون توسل به قهر از میان رفت. صرفا به این علت که مقرون به صرفه نبود. بنابراین، آقای دورینگ مالکیت امروزی را مالکیت قهری می نامد و آن را به این قرار معرفی می کند:
«اشکالی از سلطه گری که نه فقط آبشخور آن محروم کردن سایر انسان ها از بهره بردن از وسایل طبیعی برای زیستن، بلکه همچنین، به مراتب مهم تر، بر اساس به یوغ کشیدن انسان ها برای خدمت بردگی، بنیاد نهاده شده است.»

نظرات کاربران درباره کتاب نقش قهر در تاریخ