فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب نخستین تجربه استعمار غربی در ایران
کتاب سوم: از آغاز سلوکیان تا پایان اشکانیان

نسخه الکترونیک کتاب نخستین تجربه استعمار غربی در ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب نخستین تجربه استعمار غربی در ایران

دوره سلوکیان را نباید حکومتی ایرانی دانست و چون ما آن را حکومتی ایرانی نمی‌دانیم، در این کتاب زیاد به آن نمی‌پردازیم؛ قرار ما این بود که در باره حکومت‌های خودمان غرغر کنیم، نه در باره غریبه‌ها. اگر به خودمان بود، این دوره را ندیده می‌گرفتیم و از رویش می‌پریدیم، اما در زنجیره حوادثی که در سرزمین ایران رخ داده، آگاهی از اتفاقات این دوره مهم است. در واقع ما دوره سلوکیان را مرور می‌کنیم تا ارتباط و انسجام میان حوادث حفظ شود. با این همه، پذیرش شخصی بیگانه در مقام حاکم ایران هم جای غرغرهای مفصل دارد. به عبارت دیگر می‌توانیم بپرسیم که چگونه مردم ایران تسلط شخص و حکومتی بیگانه را بر خود پذیرفتند؟
این‌که در دوره سلوکیان چه کسانی بر ایران حکومت کردند و هر یک چه شخصیتی داشتند، شاید آن‌قدرها برای ما مهم نباشد. همین‌قدر کافی است بدانیم در این دوره شاهان از پی شاهان می‌آمدند، بدون این‌که تفاوت چندانی در برخورد با مردم داشته باشند. هر شاهی که بر تخت می‌نشست، رقبایش شورش می‌کردند و جنگی در می‌گرفت. در نهایت آن‌که زور شمشیرش بیش‌تر بود، بر تخت شاهی می‌ماند یا می‌نشست.
در این دوره برای دستیابی به قدرت، هم پسر علیه پدر شورش می‌کرد و هم پدر دستور قتل پسر را می‌داد. از کسی که پدر یا پسر خود را به خاطر قدرت می‌کشد، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت؟

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 8.03 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب نخستین تجربه استعمار غربی در ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱ . تهاجم فرهنگی یونان به ایران

اسکندر و ایرانیان

هنوز که هنوز است در برخی کتاب های درسی اروپایی حمله اسکندر به ایران طوری مطرح می شود، انگار جنگی میان جهان متمدن و جهان غیرمتمدن بوده است. اگر اسکندر را جهانگشایی بزرگ بنامند که سرزمین های بسیاری را تسخیر کرد، حرفی نیست. حتی اگر بگویند شخصی چون ارسطو معلمش بوده یا از آرزوی او برای گسترش علوم یونانی بگویند، باز هم حرفی نیست.
اگر او را ــ که تخت جمشید را به راحتی برای تفریح و خوشگذرانی آتش زد ــ نماینده دنیای متمدن بدانند و ایران را سرزمینی غیرمتمدن، این سخن کمی عجیب است که البته این سخن عجیب مدام در کتاب های تاریخ نویسان غربی تکرار می شود.
شاید یکی از مهم ترین دلایلی که چنین ادعایی را باطل می کند، سرنوشت میراث اسکندر مقدونی باشد. اسکندر در برابر ایرانیان رفتاری دوگانه داشت. از یک سو برای جلب رضایت آنان خود را جانشین داریوش سوم ــ آخرین پادشاه هخامنشی ــ خواند و با زنان ایرانی ازدواج کرد. از سوی دیگر در سرزمین ایران شهرهای یونانی نشین تاسیس کرد.

هرکه زورش بیش، حاکم می شود

آنچه در ادعای تاریخ نگاران غربی بیش تر تردید ایجاد می کند، روش انتخاب جانشینان اسکندر است. اسکندر که امروزه نماینده جهان متمدن معرفی شده است، در انتخاب جانشینانش شیوه ای را برگزید که هیچ شباهتی به دموکراسی اولیه یونانی ها نداشت. دموکراسی یونانی یک جور انتخابات مستقیم و محدود بود. در یونان آن بخشی از مردم که صاحب رای بودند، در دولتشهرهایشان گرد هم می آمدند و حاکم خود را انتخاب می کردند.
اسکندر در بستر مرگ بود، اما هنوز جانشین خود را انتخاب نکرده بود. هر کدام از اطرافیانش کسی را در نظر داشتند، اما او شیوه ای را پیشنهاد کرد که هرچه را جمع کرده بود، بر باد داد: او گفت هر کسی که زورش بیش تر باشد، پادشاه خواهد بود. این جمله آغاز رقابت میان جانشینانش بود که هرگز تمام نشد و در نهایت به نابودی سلسله ای منجر شد که وی در ایران بنیان نهاده بود.



همان طور که گفتم او خیلی زود فهمید برای حکومت بر ایران شمشیر و زور کافی نیست. برای همین خود را جانشین داریوش سوم خواند و با زنان ایرانی ازدواج کرد تا با ایرانیان پیوند خونی داشته باشد. گذشته از این در دربارش به ایرانیان سهم زیادی داد. پس چرا اسکندری که حداقل این قدر در کارش سیاست داشت، در آخر کار چنین روشی را برای تعیین جانشین پیشنهاد کرد؟
تردیدی نیست که یکی از نگرانی های اسکندر مقاومت ایرانیان در برابرش بود، اما آیا بعد از او این مقاومت تمام می شد؟ پاسخ روشنی برای این پرسش نمی توان پیدا کرد، اما اگر چنین سوال هایی پیش روی ما باشد، قضاوت درست تری در باره سیاستمداران و فرمانروایان خواهیم داشت.

پس از اسکندر

اسکندر جهانگشایی بزرگ بود که بیش تر زندگی اش در جنگ گذشت و حسرت فرمانروایی بی دغدغه بر سرزمین هایی که اشغال کرده بود، بر دلش ماند.
در دوران قدیم با مرگ هر حاکمی، با این که معمولاً جانشینی برایش تعیین می شد، میان فرزندان و سردارانش درگیری پیش می آمد. بعضی از مدعیان تاج و تخت از فرصت استفاده می کردند تا شاید حکومتی نو تاسیس کنند. اسکندر جانشینی تعیین نکرده بود و طبیعی بود که مرگش به جنگ و درگیری بیش تری میان مدعیان تاج و تختش بینجامد.
این کشمکش ها و درگیری ها حدود بیست سال طول کشید. در این سال ها بسیاری جانشان را از دست دادند. برادر و پسر اسکندر هم از کشته شدگان بودند. تعدادی از سرداران اسکندر دوست داشتند که سرزمین های اشغالی به صورت یکپارچه ــ همچون زمان اسکندر ــ اداره شوند، اما بسیاری از آنان مایل به جدایی بودند تا چیزی هم به خودشان برسد. این جنگ ها و درگیری ها حتی به حکومت اسکندر در مقدونیه نیز پایان داد و در نهایت سلوکوس به قدرت رسید و بنیان سلسله تازه ای را در ایران گذاشت به نام «سلوکیان»؛ سلسله ای بیگانه که بر ایران حکومت کرد.



سلوکوس اول، یکی از شاهان سلوکی

سیاست های شهرک سازی

اگر گاهی، فقط گاهی، هم به اخبار گوش کرده باشید، در باره شهرک سازی اسرائیلی ها شنیده اید. آن ها در مناطق اشغالی فلسطین شهرک های یهودی نشین می سازند تا با تغییر ترکیب جمعیت، ماجرا را به نفع خودشان تمام کنند. شهرک سازی سیاستی باستانی است که در زمان سلوکیان نیز با شدت عملی می شده است. با این که گفته اند این سیاست از اهداف اسکندر بوده، نخستین بار به صورت گسترده در دوره سلوکوس ــ اولین پادشاه سلوکیان ــ اجرا شد.
سلوکیان شهرهایی را در سراسر ایران تاسیس کردند که ساکنانش بیش تر مقدونی و یونانی بودند. آن ها می خواستند با کوچ دادن یونانیان و مقدونیان به این شهرها تسلط خود را بر مناطق مختلف اشغالی حفظ کنند. سلوکوس به ساختن شهرهای یونانی بسنده نکرد، بلکه ترویج فرهنگ یونان نیز در این دوره رونق گرفت و بخشی از مردم در مدتی کوتاه تحت تاثیر فرهنگ یونانی قرار گرفتند؛ طوری که یونانی مآبی در هنر و فرهنگ ایرانی آن دوره به خوبی دیده می شود. سلوکوس برای حفظ قدرتش فقط به این ها بسنده نکرد و در کنار اجرای این برنامه ها، با یک شاهزاده ایرانی نیز ازدواج کرد تا با خویشاوندی خونی نظر ایرانیان را جلب کند.

نظرات کاربران درباره کتاب نخستین تجربه استعمار غربی در ایران