فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه

کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه

نسخه الکترونیک کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۷۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه

فلسفه کلمه‌ای است که غالبا آدم را می‌ترساند. با شنیدن این کلمه، مسئله‌های خیلی پیچیده، واژه‌های رمزآمیز و کتاب‌هایی به ذهن آدم خطور می‌کند که گویی حتی عنوانشان هم فهمیدنی نیست. اصلاً انگار دنیایی سوای دنیای آدم‌هاست. شاید هم صرفا مال چند تا آدم متخصص یا حتی متعلق به فرازمینی‌هاست. خلاصه، هرچه هست، مال مردم نیست. خب، بهتر است بگویم اگر این‌طور فکر می‌کنید، کاملاً اشتباه می‌کنید. همه آدم‌ها، مخصوصا بچه‌ها و نوجوانان، به دانستن معنای زندگی، مرگ، عدالت، آزادی و بعضی مسائل اساسی دیگر علاقه‌مندند. هرکس به نحوی به این جور چیزها فکر می‌کند، دلیل می‌آورد و فکر خود را جمع و جور می‌کند. اصولاً شروع فلسفه همین است و به هیچ چیز دیگری هم نیازی نیست. فقط پرسش لازم است و توانایی فکر کردن.

ادامه...

بخشی از کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

فلسفه کلمه ای است که غالبا آدم را می ترساند. با شنیدن این کلمه، مسئله های خیلی پیچیده، واژه های رمزآمیز و کتاب هایی به ذهن آدم خطور می کند که گویی حتی عنوانشان هم فهمیدنی نیست. اصلاً انگار دنیایی سوای دنیای آدم هاست. شاید هم صرفا مال چند تا آدم متخصص یا حتی متعلق به فرازمینی هاست. خلاصه، هرچه هست، مال مردم نیست. خب، بهتر است بگویم اگر این طور فکر می کنید، کاملاً اشتباه می کنید.
همه آدم ها، مخصوصا بچه ها و نوجوانان، به دانستن معنای زندگی، مرگ، عدالت، آزادی و بعضی مسائل اساسی دیگر علاقه مندند. هرکس به نحوی به این جور چیزها فکر می کند، دلیل می آورد و فکر خود را جمع و جور می کند. اصولاً شروع فلسفه همین است و به هیچ چیز دیگری هم نیازی نیست. فقط پرسش لازم است و توانایی فکر کردن.
اما بلافاصله خیال خودتان را از همه چیز راحت نکنید، چون ممکن است توی چاه دیگری بیفتید. اگر بخواهیم همین جوری پیش برویم، فلسفه را خیلی خیلی ساده تصور می کنیم؛ آن قدر ساده و دم دستی و پیش پا افتاده که ممکن است همه جذابیت خودش را از دست بدهد. راستی، این طوری همه اهل فلسفه می شوند؟ همان طور که فرد بدون این که توجه کند، از صبح تا شب نفس می کشد... یعنی همه از صبح تا شب به فلسفه می پردازند؟ خب، می بینید که باز هم توی چاه می افتیم.
فلسفه نه چماقی سفت و سخت است و نه امری طبیعی و غیرارادی. فلسفه مانند موسیقی، ورزش یا ریاضی است. بنابراین می توان در سطوح مختلف به سراغ آن رفت. مثلاً سطحی مقدماتی دارد و سطحی پیشرفته. گاهی برای سطح علاقه مندان و دوستدارانش تدارک دیده می شود و گاهی در سطح آدم های حرفه ای.
در فلسفه، مهم این است که آدم خوب شروع کند. باید از خیال بافی، تعصب و پیش داوری و دیدگاه های مبهم فاصله گرفت. هدف این کتاب نیز همین است: فراهم آوردن نگرشی درست و قابل فهم در باره فلسفه با همه یگانگی ها و گوناگونی هایش.
امیدوارم این کتاب کوچک برای همه دخترها و پسرهایی که می خواهند از این فعالیت ذهنی چیزی بدانند، مفید باشد؛ زیرا این فعالیت منشا تمام نشدنی نشاط، حیرت و آزادی است.
پیش از این که به سراغ گفتگوهایم با دخترم، ماری شانزده ساله، برویم، می خواهم بر این نکته تاکید کنم که بچه های کم سن و سال تر نیز می توانند از این کتاب استفاده کنند.
من در همه عمرم چیزهای زیادی از فیلسوف ها خوانده ام. آثار و افکار آن ها را درس و نظرهایشان را شرح داده ام. با شمار زیادی از فیلسوف هایی که زنده اند، رفت و آمد داشته ام. حتی کتاب هایی مطابق سلیقه خودم نوشته ام و به کتاب های فلسفی موجود افزوده ام.
با این همه فلسفه همواره مرا به شگفتی واداشته است. از گوناگونی های فلسفه در حیرتم. از اندیشه های غیرعادی، باور نکردنی و غیرمنتظره ای که در مغز آدم ها تشکیل می شود، شگفت زده ام. از موشکافی های زیرکانه تحلیل های فلسفی درمی مانم. از آزادی حیرت آوری که از این دنیای ذهنی بیرون می تراود، هیچ گفتگویی را منع نمی کند، هیچ امکانی را نکوهش نمی کند و از کنار هیچ نقدی بی اعتنا نمی گذرد، حیرت می کنم.
این گشایش ذهنی، نیرویی پایان ناپذیر به فلسفه می دهد. به نظر من مطالعه فلسفه ضروری است، چون متقاعد شده ام که هرکس همان گونه زندگی می کند که فکر می کند. اگر کسی فرومایه بیندیشد، فرومایه هم زندگی می کند. اگر کسی بی قید و بند فکر کند، بی قید و بند هم زندگی می کند. اندیشه هیچ گاه بر زندگی و وجود فردی یا جمعی ما بی اثر نبوده است.
از این رو، همواره برای انتقال فلسفه به دیگران و یافتن نخستین مجرای ورود به مطالعه آن احساس گرم و زنده ای داشته ام. گمان می کنم بهترین کار ممکن را انجام داده ام، اما این را نیز می دانم کمال مطلوبی که شاید در آرزوهای بلند و بالای ماست، به طور عادی در واقعیت یافت نمی شود.

۱. در جستجوی فکرهای واقعی

* خب، بالاخره فلسفه چیست؟
بگذار ببینیم. امیدوارم به جواب سوالت برسیم. اما منتظر جواب فوری نباش. نمی توان این موضوع را در یک جمله توضیح داد.

* حالا...!
ببین دخترم... با حالا گفتن به جایی نمی رسیم. اگر سراغ فرهنگ لغت بروی، در آن جا می بینی که کلمه «فلسفه» از یونانی باستان به معنای «دوستدار دانایی» آمده است. لابد می گویی این حرف، حالم را گرفت، چون این جا هم از دانایی و عاقل بودن حرف می زنند و بچه ها همگی از دست این نوع حرف ها فراری اند. ولی بهتر است جلوجلو قضاوت نکنی. اول باید ببینیم دانایی چیست و چه معنایی دارد. ممکن است معنای کلمه «فلسفه» را بدانی، اما این به آن معنا نیست که واقعا بدانی فلسفه چیست.

* اگر معنای کلمه ای را بدانم، حتما آن چیز را می شناسم دیگر...
اصلاً این طور نیست. اگر بدانی کلمه «ژاپن» نام کشوری آسیایی است، معنایش این نیست که تو کشور ژاپن را می شناسی. حالا بچه ای را فرض کن که معنای کلمه «ریاضی» را نمی داند. تو ریاضی را این طور برایش تعریف می کنی: «دانش اعداد و شکل ها.» حالا این بچه معنای کلمه را می داند. احتمالاً او می تواند از این کلمه استفاده کند و آن را در جمله های مختلف به کار ببرد. ولی به نظرت او ریاضی می داند؟

* نه، مطمئنم که نه.
دیدی... پس کلمه به تنهایی کافی نیست. شناختنِ چیزی تنها به معنای دانستن معنای نام آن نیست، بلکه باید حتما آن چیز را تجربه کرد. تو وقتی ریاضی را می شناسی که شروع کنی به حساب کردن: جمع و منها و ضرب و تقسیم، اندازه گیری شکل های هندسی و غیره. ژاپن را نیز موقعی می شناسی که در باره آن چند کتاب بخوانی، فیلم هایی ببینی و مخصوصا به آن جا سفر کنی.

* یعنی برای شناختن فلسفه باید به آن سفر کنم؟
حتما! حرفم را خوب گرفتی! باید به داخل فلسفه بروی و در آن بگردی. البته فلسفه یک سرزمین مشخص جغرافیایی نیست که بتوان در آن قدم برداشت و جابجا شد؛ بلکه مانند ریاضی یک نوع فعالیت است.

* قبول، ولی وقتی آدم سراغ فلسفه می رود، سراغ چه چیزی می رود و چه کار می کند؟
آدم به دنبال دانستن حقیقت می رود. اه... این هم یکی دیگر از آن کلمه های ناخوشایند است که همین ابتدای بحث به کار می رود: فلسفه فعالیتی برای جستجوی حقیقت است. ولی خب، چه کنیم؟ این هم کافی نیست. چون کارآگاه پلیس هم به دنبال حقیقت می گردد. اگر موضوع پرونده او قتل باشد، هنگام بازجویی می خواهد قاتل را پیدا کند. برای این منظور، با استفاده از عامل زمان، وضعیت هر مظنون را بررسی می کند، همه روایت ها را با هم مقایسه می کند، شواهد را مقابله می کند... و البته خیلی هم فکر می کند! او به گفته های هیچ کس اعتماد نمی کند و به همه چیزهایی که برایش تعریف می کنند، به طور نظام مند و با تردید می نگرد.
فیلسوف ها هم همین طورند. آن ها برای یافتن حقیقت، اگر لازم باشد، عقاید خودشان را هم بررسی و آزمایش می کنند و در این کار هیچ تردیدی به خود راه نمی دهند؛ حتی به نظر و فکر خودشان هم با تردید می نگرند. آدم های مختلفی هستند که می کوشند به واقعیت دست یابند. تو فکر می کنی غیر از بازرس ها و کارآگاه ها چه کسان دیگری به دنبال حقیقت می گردند؟

م م م... نمی دانم، شاید مورخ ها؟ چون آن ها می خواهند واقعیت های مربوط به حوادث گذشته را بدانند.
بله. ممکن است همین طور باشد که تو می گویی. خب... دانشمندان چطور؟ به نظرت آن ها هم به دنبال حقیقت می گردند؟

نظرات کاربران درباره کتاب گفتگو با دخترم دربارۀ فلسفه

good
در 2 سال پیش توسط زهرا مدرس
کتابی بسیار خوب برای کسانی که اصلا نمیدونن فلسفه چیه و تازه می‌خوان وارد دنیاش بشن، یا با خودشون میگن فلسفه مسخرس این کتاب کمک خیلی بزرگی میکنه. تو ۴ فصل مباحث اصلی فلسفه رو خیلی خوب و بسیار روان و قابل فهم توضیح میده، با حجم خیلی کم. هرجای مسیر فلسفه هستید ازدستش ندید :)
در 6 ماه پیش توسط محمد شریعتی