فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا

کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا

نسخه الکترونیک کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا

شناختن گذشته برای این‌که زمان حال را بهتر بشناسیم، برای این‌که بدانیم چگونه گذشته را ادامه می‌دهیم و چگونه از آن جدا می‌شویم، مهم است. تاریخ‌نگاران دریافته‌اند که اگر تاریخ را به دوره‌هایی پی در پی با ویژگی‌هایی مشخص تقسیم کنند، گذشته را بهتر می‌شناسند و می‌توانند آن را مخصوصا برای بچه‌ها و جوان‌ترها بهتر شرح دهند. در باره دوره‌ای که «قرون وسطا» خوانده می‌شود، پرسش دوگانه‌ای مطرح است: یکی در مورد طول مدت آن و دیگری در باره معنای آن؛ زیرا در باره این دوره تاریخی، از یک سو تفسیری خوشایند وجود دارد و از سویی دیگر، تفسیری ناخوشایند. قرون وسطا الهامبخش نویسندگان رمان‌های تاریخی بوده است. بعضی از این رمان‌ها بسیار خوش‌اقبال بوده‌اند. به‌علاوه، از زمان پیدایش سینما الهامبخش سینماگران بوده است و تماشاگران مخصوصا کودکان را شیفته خود ساخته است. دلایل بیش‌تری هست تا برایتان شرح دهیم قرون وسطا چه بوده است و چه چیزی باید در ذهن ما مجسم کند.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.96 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۱ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

شناختن گذشته برای این که زمان حال را بهتر بشناسیم، برای این که بدانیم چگونه گذشته را ادامه می دهیم و چگونه از آن جدا می شویم، مهم است.
تاریخ نگاران دریافته اند که اگر تاریخ را به دوره هایی پی در پی با ویژگی هایی مشخص تقسیم کنند، گذشته را بهتر می شناسند و می توانند آن را مخصوصا برای بچه ها و جوان ترها بهتر شرح دهند. در باره دوره ای که «قرون وسطا» خوانده می شود، پرسش دوگانه ای مطرح است: یکی در مورد طول مدت آن و دیگری در باره معنای آن؛ زیرا در باره این دوره تاریخی، از یک سو تفسیری خوشایند وجود دارد و از سویی دیگر، تفسیری ناخوشایند.
قرون وسطا الهامبخش نویسندگان رمان های تاریخی بوده است. بعضی از این رمان ها بسیار خوش اقبال بوده اند. به علاوه، از زمان پیدایش سینما الهامبخش سینماگران بوده است و تماشاگران مخصوصا کودکان را شیفته خود ساخته است. دلایل بیش تری هست تا برایتان شرح دهیم قرون وسطا چه بوده است و چه چیزی باید در ذهن ما مجسم کند.

۱. قرون وسطا

چه مدتی؟

قرون وسطای «خوب» و قرون وسطای «کریه»

*ما در مدرسه یاد گرفته ایم که قرن شانزدهم را قرن رنسانس بدانیم. به قرن هفدهم «عصر کلاسیک» می گویند. قرن هجدهم، عصر روشنگری است. اما قرون وسطا کی شروع و کی تمام شده است؟
قرون وسطا خیلی طولانی بود. دست کم هزار سال به درازا کشید. هنگام سخن گفتن از قرون وسطا غالبا منظور حدود سال های ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلادی است. اما قرون وسطا دست کم پانصد سال زودتر، یعنی حدود سال پانصد میلادی شروع شد. آخرین امپراتور روم از سلطنت خلع شد و پادشاهی بربر به نام اودوآکر در سال ۴۷۶م جانشین او شد. به این ترتیب، امپراتوری روم به پایان رسید، اما جنبه دیگر این حادثه سیاسی بزرگ این است که زمان وقوع آن را [یعنی سال ۴۷۶]، پایان دوره باستان می دانند.

*اما مگر هر بار که پادشاهی می رود یا سلسله ای منقرض می شود، یک دوره تاریخی هم عوض می شود؟
نه، در قرن پنجم میلادی، تغییرات خیلی مهم دیگری نیز اتفاق افتاد. در وهله نخست، از ابتدای قرن چهارم «هجوم گسترده» اقوامی شروع شد که رومی ها به آن ها «بربر» می گفتند. خاستگاه این اقوام، شمال اروپا (ژرمن ها و مردم نواحی شمالی این قاره)، غرب (سلت ها) و کمی بعد شرق اروپا (مجارها و اقوام اسلاو) بود. واژه «هجوم» افواج بربرهایی را در نظر می آورد که ضمن پیشروی، هر چه در مسیرشان بوده تخریب می کرده اند. اما واقعیت این است که بربرها مردمی بودند که با صلح و آرامش به راه افتادند تا در نواحی جنوبی تر مستقر شوند. مثلاً وایکینگ ها را در نظر بگیرید: حتما تصاویری را دیده اید که در آن ها وایکینگ ها در حال پیاده شدن از کشتی در سواحل نورماندی هستند تا نواحی پشت ساحل را تاراج و ویران کنند. حال آن که آن ها بازرگان هایی بودند که از سرزمین های شمالی برای تجارت می آمدند و بعضی ها نیز در همان سرزمین ها باقی ماندند.

*تغییر دین هم دادند؟
بله. ولی تغییر دین آن ها علت دیگری داشت. از قرن چهارم و پنجم و در پی ایمان آوردن امپراتورهای روم به مسیحیت، مجموعه امپراتوری روم مسیحی شد و دوران شِرک پایان یافت. مسیحی ها از واژه شرک برای اشاره به دین رومی ها، خدایان و ارباب انواع آن ها استفاده می کردند. بنابراین، شرک کمابیش به سرعت از بین رفت و جای خود را به مسیحیت داد. با این حال، بی تردید آثار شرک به طور کامل از بین نرفت. و خدای واحد کتاب مقدس (عهد قدیم و عهد جدید) جایگزین خدایان متعدد مشرکان شد. البته خدای واحد مسیحیت خود شامل سه اُقنوم (پدر، پسر و روح القدس) شد. بربرها نیز غسل تعمید یافتند تا مسیحی شوند. مشهورترین بربری که در فرانسه مسیحی شد، کلوویس پادشاه فرانک ها (حدود سال پانصد میلادی) بود.
بنا بر افسانه ها کلوویس به اصرار همسرش کلوتیلد مسیحی شد.

*این ماجرا افسانه است؟
آهان، از عمد گفتم «بنا بر افسانه ها». چون می خواستم توجهتان را به این موضوع جلب کنم که مورخان مخصوصا در مورد آغاز قرون وسطا اسناد اندکی دارند. همین اسنادی هم که دارند، مثلاً حکایت گرویدن کلوویس به مسیحیت، لزوما به معنی واقعی بودن وقایع حکایت شده نیست. بنابراین نسبت به حوادث تاریخی باید نگرشی انتقادی داشته باشیم و ــ به بیان مورخ ها ــ آن ها را با «منابع» و اسناد دیگر مقایسه کنیم. می دانیم که نویسندگان این حکایت ها منظورهای گوناگونی داشته اند. مثلاً در داستان کلوویس خواسته اند نشان بدهند کشوری که بعدها فرانسه شده است، از همان آغاز تاریخِ خود مسیحی بوده است. به این ترتیب می بینیم که واقعیت خیلی پیچیده تر از این حرف هاست.

*معلم ما در کلاس از دوران «طولانی» قرون وسطا بحث کرده است.
حق با اوست. چون در باره زمان پایان گرفتن قرون وسطا بحث های زیادی شده است. پیش تر که گفتم قرون وسطا «حدود سال ۱۵۰۰» میلادی به پایان رسیده است، به این دلیل بود که در کتاب های درسیتان این طور نوشته اند. بنا بر کتاب های درسی، تقریبا در پایان قرن پانزدهم، ابتدا در ایتالیا و بعد در بقیه اروپا دوره تازه ای شروع شد که به آن رنسانس یا «نوزایی» می گویند. گاهی در برنامه های درسی مدارس این دوره را آغاز «قرون جدید» دانسته اند. اما به اعتقاد بعضی از مورخ ها که من هم جزو آن ها هستم، قرون وسطا تا آخر قرن هجدهم ادامه یافت.

*چرا؟
چون در این دوره بود که سه حادثه زندگی اجتماعی ما را به طور کامل دگرگون کرد. دقیق تر بگویم: منظورم زندگی اجتماعی در مغرب زمین و به طور خاص بعضی از کشورهای پیشرفته تر مانند انگلستان، فرانسه و کشورهای شمال اروپاست. حادثه اول پیشرفت خارق العاده علم بود که روز به روز ابزارها و روش های پژوهشی دقیق تری را به کار گرفت. حادثه دوم در پی پیشرفت های علمی در زمینه های گوناگون رخ داد: از اواخر قرن هفدهم بود که استفاده روزافزون از ماشین های کارآمدتر و اختراع فنون تولید انبوه شروع شد. یک فرانسوی به نام دنی پاپن و یک انگلیسی به نام تامس ساوری در سال ۱۶۹۸ میلادی (۱۰۷۷ خورشیدی) نخستین ماشین بخار را ساختند. اختراع ماشین بخار، سرآغاز همان چیزی است که به آن «انقلاب صنعتی» می گویند. حادثه سوم، انقلاب های سیاسی و به خصوص انقلاب فرانسه بود که نقطه عطفی واقعی در تاریخ فرانسه، اروپا و حتی جهان تلقی می شود. انقلاب فرانسه به نظام سیاسی پیشین و نظام «فئودالی» که نماد نظام روستایی قرون وسطاست، پایان داد.

*خب، این اصطلاح «قرون وسطا» از کجا پیدا شده است؟ چرا به آن «وسطا» می گویند؟
این فکر در طول خود قرون وسطا ــ به خصوص در اواخر این دوره ــ پدید آمد. ابتدا دانشمندان و هنرمندانی که قرون بلافصل پیش از خود را ــ که برای ما میانه قرون وسطا محسوب می شود ــ حس کرده بودند: آن ها این دوره را در مقایسه با عصر باستان که به نظرشان مطلوب بود، به چشم دوره ای میانی، دوره گذار، دوره ای تاریک و در حال افول می نگریستند. آن ها دوست داشتند تمدن دوره باستان را پالایش یافته تر بدانند. مخصوصا شاعران ایتالیایی و «انسان گرا»ی اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم چنین احساسی داشتند. به اعتقاد آن ها قابلیت ها و فضایل انسان بیش از آنی بود که عقاید مسیحی قرون وسطا به آدمی نسبت می داد. زیرا عقاید مسیحی ها بیش تر بر گناهان انسان در برابر خداوند تکیه می کرد.
دلیل دیگری هم برای این نامگذاری هست. قرن هجدهم یا به گفته خود شماها در ابتدای بحثمان، قرن روشنگری، آدم ها و تمدن قرون وسطا را بسیار تحقیر کرد. تصویری غالب از قرون وسطا تصویر دوره ای تیره و تار بود که در آن ایمان به خدا عقل بشری را منکوب کرده بود. در دوره انسان گرایان و نیز در عصر روشنگری، عظمت و زیبایی این قرون درک نمی شد.
خلاصه این که عصر «میانه یا وسطا» عصری بود که در میانه دو دوره برتر واقع شده بود: عهد باستان و دوران جدید. دوران جدید با رنسانس یا نوزایی شروع شد. خود این نوزایی هم واژه خیلی خاصی است. گویی دوران باستان از قرن پانزدهم و شانزدهم از نو زاییده می شود و قرون وسطا در این میانه همچون پرانتز بوده است.

*به هر حال تصویری «کریه» از قرون وسطا داریم. با این همه، این تصویر به طور کامل پیروز میدان نشده است و بسیار بعید است که بشود!
بله. نویسندگان «رمانتیک» قرن نوزدهم جنبه ای زیبا و باعظمت از قرون وسطا یافته اند. چرا؟ ببینید، ما هنوز از هنر «گوتیک» که ویژگی کلیساهای جامع قرون وسطاست، حرفی نزده ایم. این واژه «گوتیک» که از زمان رنسانس یا نوزایی به کار گرفته شده است، به معنای «دور از تمدن» است. کسانی که بر قرون وسطای «کریه» تکیه می کنند، هنر قرون وسطا را «دور از تمدن» می دانند. اما رمانتیک ها عکس این نظر را دارند. آن ها این هنر پالایش شده و شگفت انگیز را می ستایند. این هنر، همان سبک گوتیک و مخصوصا سبک کلیساهای جامع است. مثال معروفی در باره این ستایش هست: ویکتور هوگو در رمان نوتردام پاریس (یا گوژپشت نوتردام) این کلیسا را جاودان ساخته است. هر سال هزاران نفر از این کلیسای واقع در قلب پاریس دیدن می کنند. اما باید این نکته را بپذیریم که امروزه این دو برداشت از قرون وسطا وجود دارد: قرون وسطای تاریک، قرون وسطای طلایی. غالبا این اصطلاح را مخصوصا از آدم های تحصیلکرده به این صورت می شنویم: «دیگر دوره قرون وسطا گذشته است!» یا مثلاً کسی یا چیزی را که از نظرشان اصلاً قابل تحسین نیست، «قرون وسطایی» می خوانند.

*چندان هم بیراه نیست!
می خواهم بگویم اگر قرون وسطا آن طور که بعضی رمانتیک ها خواسته اند تصور کنند، دوره ای طلایی نبوده باشد، با همه ضعف ها و جنبه های ناخوشایندش، آن گونه که انسان گرایان و انسان های عصر روشنگری خواسته اند تصویر کنند، دوره ای تاریک اندیشانه و غمبار هم نیست. این دوره را باید در کلّیتش در نظر گرفت. در این گفتگو به شما نشان خواهم داد که قرون وسطا در قیاس با عهد باستان، بنا به ملاحظات زیاد، دوره پیشرفت و ترقی بوده است. بدون تردید قرون وسطای «کریه» وجود دارد. قرون وسطایی که در آن ارباب ها به کشاورزها ستم می کردند، کلیسا متعصب و کم تحمل بود و از آدم های آزاد و مستقل (که آن ها را «مرتد» می نامید) در دادگاه های تفتیش عقاید (انکیزیسیون) اقرار می گرفت. همچنین کلیسا آدم ها را شکنجه می کرد و ناراضی ها را به چوبه دار می سپرد. قحطی زیاد اتفاق می افتاد و فقیران بی شمار بودند. مردم هراسان بودند. ترسی بیمارگونه داشتند، ترس از دریا، جنگل و ابلیس. البته امروزه هم ما گرفتار انواع بی شماری از ترس ها هستیم که بعضی از آن ها گویی هولناک ترند مثل ترس از موجودات فرازمینی یا ترس هایی که ممکن است واقعی تر باشند مانند ترس از بمب اتمی.
با همه این ها قرون وسطای «زیبا»یی هم هست که در زمره عجایب، به خصوص عجایب بچه هاست: شوالیه ها و قلعه های مستحکم، کلیساهای جامع، رمان و هنر گوتیک، رنگ های گوناگون ویترای ها، جشن ها و.... همچنین ما اغلب اوقات از یاد می بریم که زن های قرون وسطا که در جایگاهی پایین تر از جایگاه مردها قرار داشتند، نسبت به گذشته مرتبه اجتماعی معقول تر، برابرتر و معتبرتری به دست آوردند، مرتبه ای که هیچ گاه در گذشته حتی در آتن عهد باستان، در مقام زن، به دست نیاورده بودند. از سوی دیگر، قرون وسطا عصر پیدایش اروپاست. در این باره بعدا بحث می کنیم.

*گفتید «اروپا»؟
بله، مسئله بسیار مهمی است. اروپا در دوره قرون وسطا پدید می آید و شکل می گیرد. تمدن روم باستان فقط جزئی از اروپاست که شامل سرزمین های جنوب این قاره می شده و اصل و اساس آن، در حوالی دریای مدیترانه بوده است. از قرن پنجم به بعد است که سرزمین های شمالی (آلمان و از پس آن اسکاندیناوی)، سرزمین های غربی (بروتانی، انگلستان، ایرلند) و سرزمین های شرقی (مجارستان و مرکز اروپا) به تدریج در فضای سیاسی و دینی مشترکی پا می گذارند که بعدها اروپا را می سازد.

*پس می توانیم بگوییم که امپراتوری متحد روم از حدود سال پانصد میلادی پایان می یابد؟
همین طور است. از آن پس سکنه بعدی اروپا در مجموعه هایی دور هم جمع شدند و در پهنه هایی مستقر شدند که ملیت ها از میان آن ها برآمدند و در راس هر کدام از آن ها شخص تازه ای، قرار گرفت که آدم خیلی مهمی بود. در باره این شخص که شاه نامیده می شود، دوباره صحبت می کنیم.

نظرات کاربران درباره کتاب گفتگو با بچه‌ها درباره قرون وسطا

جالب ، آموزنده با متنی روان و گیرا
در 2 سال پیش توسط