فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب گفتگو با نوه ‌هایم درباره پیش از تاریخ

نسخه الکترونیک کتاب گفتگو با نوه ‌هایم درباره پیش از تاریخ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب گفتگو با نوه ‌هایم درباره پیش از تاریخ

بچه‌ها در هر سنی به موضوع عصر پیش از تاریخ علاقه زیادی دارند. حتی بعضی‌ها کاملاً شیفته این موضوع می‌شوند و تمایل آن‌ها به باستان‌شناسی از همین‌جا پدید می‌آید. غالبا این تمایلات فقط به اندازه خواسته‌ها و آرزوهای کودکانه دوام می‌آورند. اما گاهی این خواسته‌ها رشد می‌کنند. موضوع پیش از تاریخ موجب پیدایش رؤیاهای آن‌ها می‌شود. به خوبی نمی‌دانیم پیش از تاریخ در کجای زمان قرار می‌گیرد؛ هم دور از ماست، هم نزدیک به ما. تصاویر غارها نقطه تثبیت فکر ما و قرارگاهمان است. معمای اعماق غارها چنان آدم را شیفته زندگی آن دوره می‌کند که آدم، عصر پیش از تاریخ را صرفا با چند تصویر کلیشه‌ای مجسم می‌کند.
من از هفت نوه‌ام خواستم آنچه در باره دوره پیش از تاریخ می‌دانند و همین‌طور چیزهایی را که دوست دارند بدانند یا مسائلی را که برایشان مطرح می‌شود، برایم بنویسند.
آن‌ها ۱۶۰ پرسش برایم فرستادند
حال بر اساس سؤال‌های بچه‌ها ببینیم دوران پیش از تاریخ چگونه بوده است.

ادامه...

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 0.6 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۸۴صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب گفتگو با نوه ‌هایم درباره پیش از تاریخ

این کتاب ترجمه ای است از:
La Préhistoire expliquée
enfants ـ à mes petits
Jean Clottes
Éditions du Seuil, 2002



گفتگو با نوه هایم درباره پیش از تاریخ

ژان کلوت

ترجمه: مهدی ضرغامیان





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



مقدمه

بچه ها در هر سنی به موضوع عصر پیش از تاریخ علاقه زیادی دارند. حتی بعضی ها کاملاً شیفته این موضوع می شوند و تمایل آن ها به باستان شناسی از همین جا پدید می آید. غالبا این تمایلات فقط به اندازه خواسته ها و آرزوهای کودکانه دوام می آورند. اما گاهی این خواسته ها رشد می کنند. موضوع پیش از تاریخ موجب پیدایش رویاهای آن ها می شود. به خوبی نمی دانیم پیش از تاریخ در کجای زمان قرار می گیرد؛ هم دور از ماست، هم نزدیک به ما. تصاویر غارها نقطه تثبیت فکر ما و قرارگاهمان است. معمای اعماق غارها چنان آدم را شیفته زندگی آن دوره می کند که آدم، عصر پیش از تاریخ را صرفا با چند تصویر کلیشه ای مجسم می کند.
من از هفت نوه ام خواستم آنچه در باره دوره پیش از تاریخ می دانند و همین طور چیزهایی را که دوست دارند بدانند یا مسائلی را که برایشان مطرح می شود، برایم بنویسند. همچنین از آن ها خواستم با دوستانشان ــ و نه با آدم بزرگ ها ــ بحث کنند و ملاحظات و پرسش های خود را روی کاغذ بنویسند. هنگام انجام دادنِ این کار، سن آن ها بین شش تا شانزده سال بود.
آن ها ۱۶۰ پرسش برایم فرستادند. سه تا نوه کوچک تر، که شش، هشت و ده ساله بودند، جالب ترین و پردردسرترین پرسش ها را که تعدادشان ۱۰۵ مورد بود، طرح کرده بودند. بعضی پرسش ها مثل هم بودند، اما بعضی ها مایه حیرتم شدند. سرانجام، پرسش ها را با همه جنبه ها و وجوه گوناگونی که داشتند، به پنج بخش اصلی تقسیم کردم: دوره ها و آدم ها، دنیای پیش از تاریخ، روش های زندگی (موضوعی که بیش از همه کنجکاوی آدم ها را تحریک می کند)، جوامع پیش از تاریخ، جنبه های گوناگون فکری. من چارچوب کارم را بر اساس همین بخش های پنج گانه منظم کردم. ما در باره همین مسائل بحث کرده ایم و بعضی از پرسش ها موجب طرح پرسش های دیگری شده اند. البته من بعضی از پرسش های طرح نشده را اضافه کرده ام. سپس همه آن ها را به نحو منظم و منسجم ارائه کرده ام. پس از نگارش، متن را به بچه ها دادم تا ببینم وقتی آن را می خوانند، پاسخ های پرسش هایشان را می یابند یا نه. بر پایه پاسخ های بچه ها توانستم بعضی نکات را روشن تر کنم و بعضی دیگر را اصلاح.
تصورات شارل شانزده ساله در باره موضوع پیش از تاریخ بیانگر آمیزه ای عجیب و غریب از آگاهی های واقعی و بافته های داستانی است که فقط در ذهن و خیال بچه ها نیست. در این ملاحظات، رابطه مستقیمی بین جهان خودمان و جهان اجداد دورمان می یابیم. در این جا، چیزی را که او دقیقا گفته است می آورم:

در ابتدا فقط میمون ها بودند که خیلی هم پشمالو بودند. بعد، پشم آن ها ریخت و به آدم های پیش از تاریخ تبدیل شدند. بچه های آن زمان به مدرسه نمی رفتند. آدم های پیش از تاریخ، جانورانی را می خوردند که با نیزه ها و کمان های خود شکار می کردند. آن ها آب رودخانه را می خوردند. با کوبیدن دو سنگ به همدیگر آتش درست می کردند. آن ها در غار زندگی می کردند، چون شهر نداشتند. وقتی می خواستند از جایی به جای دیگر بروند، پیاده می رفتند؛ چون ماشین نداشتند. آن ها فروشگاه لباس نداشتند، زن ها با پوست جانوران (ماموت) لباس درست می کردند. برای تزیین غارهایشان روی دیوار غار نقاشی می کردند.

حال بر اساس سوال های بچه ها ببینیم دوران پیش از تاریخ چگونه بوده است.

پیش از تاریخ و آدم ها

* پدر بزرگ! منظور از آدم های پیش از تاریخ چیست؟ آن ها کی بودند؟
به تمامی آدم هایی که پیش از اختراع خط زندگی می کردند، آدم های پیش از تاریخ می گویند. اقوام نسبتا «متاخر»، که آن ها هم خط ندارند اما بر پایه نوشته های فرهنگ ها و تمدن های دیگر شناخته شده اند، در دوره «تاریخ اولیه» به سر می بردند.

* خب، دوره پیش از تاریخ کی شروع شده و چقدر طول کشیده است؟
نمی توان تاریخ دقیقی مشخص کرد. سر و کله آدم های پیش از تاریخ یکدفعه پیدا نشده است. ما آدم ها در خلال تحولی طولانی، خیلی طولانی که میلیون ها سال زمان برده است، به این جا رسیده ایم.

* دایناسورها چطور؟
دایناسورها ده ها میلیون سال پیش از ما آدم ها زندگی می کردند. لزومی ندارد در باره دایناسورها حرفی بزنیم، چون آن ها در تاریخ زندگی بشر جایی ندارند.

* دلم می خواهد در باره انسان های اولیه برایمان حر ف بزنید. چگونه شد که میمون ها به آدم تبدیل شدند؟ کجا بود که میمون ها آدم شدند؟
قدیم ترین آدم ها در آفریقا ظاهر شدند. اما آن ها به معنایی که ما امروزه می فهمیم میمون نبودند. اجدادشان هم میمون نبودند. بنابراین، نه میمونی به انسان تبدیل شده است، نه آن طور که یکی از همکارانم می گوید همه ما آدم ها میمون بوده ایم... بهتر است این طور بگویم که اگر خیلی خیلی به عقب برگردیم و به پیش از ده میلیون سال پیش برسیم، ما و میمون ها اجداد مشترکی داشته ایم که همگی جزو نخستی ها بوده اند. ما آدم ها با شمپانزه ها و گوریل ها در یک خانواده قرار می گیریم. درواقع، ما عموزاده های همدیگریم، نه فرزندان میمون ها یا برادر آن ها!

* اگر دوران پیش از تاریخ، این قدر طولانی است، آیا به دوره های کوچک تری هم تقسیم می شود؟
بله، متخصصان پیش از تاریخ دوره های گوناگونی را از هم تشخیص داده اند. مخصوصا برای این که دوره های جدیدتر را بهتر بشناسند، آن ها را به دوره های خیلی متمایزتر تقسیم کرده اند. دانشمندان برای تشخیص این دوره ها از همدیگر، به انواع مختلف آدم ها، ابزارآلات و سلاح هایی که از خود باقی گذاشته اند و چیزهایی که در محل زندگی آن ها یافته اند، اتکا می کنند.

* منظورتان این است که شما متخصص های پیش از تاریخ، محل زندگی این آدم ها را جستجو می کنید؟ چطور می توانید بفهمید آن ها چه می کردند و چگونه زندگی خود را سر و سامان می دادند؟
بله، ما محل زندگی آن ها را کند و کاو می کنیم. کند و کاو بر اساس تحقیقات صورت می گیرد. این کار مانند کار پلیسی یا کارآگاهی است. با استفاده از قلم موها و ابزارهای کوچک و ظریف، می کوشیم سنگ ها، استخوان ها و چیزهایی را که در سطح محل سکونت مورد مطالعه پیدا می کنیم، ذره ذره جدا کنیم. این کار خیلی ظریف و حساس است، چون نباید بگذاریم آثار یا نشانه هایی از دست برود. تا جایی که ممکن است باید همه این آثار در جای خود بیش تر بمانند تا آن ها را بهتر بشناسیم و از آن ها عکسبرداری کنیم و با تهیه نقشه ای از اشیا از آن ها فهرستی تهیه کنیم.
به علاوه، در آزمایشگاه نیز تجزیه و تحلیل هایی انجام می شود که بر اساس آن ها انبوهی از اطلاعات به دست می آید. مثلاً با تحلیل زغال ها مشخص می شود آن ها چه نوع چوب هایی می سوزاندند. بررسی نمونه های خاک نشان می دهد گرده کدام گیاهان در اطراف محل سکونت آن ها یافت می شده، چه گیاهانی در آن منطقه می روییده اند و آب و هوای آن دوره زمانی چگونه بوده است. با استفاده از روش رادیوکربن می توان از کربن ها یا استخوان های کشف شده به اعداد و ارقام مربوط به تاریخ دست یافت. سپس برای این که بتوانیم به عصر، فعالیت و روش های زندگی این مردم برسیم، باید همه این اطلاعات را با هم مرتبط کنیم. انجام دادن این کارها الزاما آسان نیست، اما پرهیجان است. وقتی شماها بزرگ تر شوید و به هجده سالگی برسید اگر علاقه داشته باشید می توانید مانند خیلی از جوان های دنیا در فصل تابستان به کارگاه های باستان شناسی بروید و در فعالیت های کند و کاو آثار باستانی شرکت کنید. این کار بهترین روش یادگیری است و همیشه پر از نشاط و شادی است. خب بهتر است دیگر به همان بحث عصر پیش از تاریخ برگردیم.

* اوهوم. گفتید که...
اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم، وقت زیادی می گیرد. از همین حالا سه دوره زمانی بزرگ یادتان باشد که طول زمانی هر کدام تفاوت های زیادی با دوره های دیگر دارد. دوره قدیمی ترین انسان ها (که چند میلیون سال پیش بود)، دوره نخستین انسان های جدید (که گاهی انسان های کرومانیون نامیده می شوند)، تمامی این دوره دیرینه سنگی قدیم خوانده می شود. آدم های این دوره شکارچی ـ خوشه چین هستند. آن ها از حدود چهل هزار سال پیش در اروپا و زمان هایی دورتر در آفریقا (دست کم ۱۲۰ هزار سال پیش) و خاورمیانه (صد هزار سال پیش) به سر می بردند. همین آدم ها هستند که حدود بیست تا سی هزار سال پیش به آمریکا و حدود ۵۵ تا شصت هزار سال پیش به استرالیا رفتند (کمی بعد برایتان تعریف می کنم چگونه این کار را کردند). در اروپا به این آدم ها اورینیاکی می گویند.

* این نام از کجا آمده است؟ چرا آن ها را این گونه می نامند؟
به طور حتم آن ها نام مخصوص به خود را داشته اند، اما ما نام آن ها را نمی دانیم. متخصصان پیش از تاریخ به هر فرهنگی نام جایی را می دهند که بهتر می تواند نشانش بدهد. در دوره دیرینه سنگی جدید که در پایان آخرین عصر یخبندان بود، چند فرهنگ عمده دیده می شود که به این ترتیب در اروپا ظاهر شدند. فرهنگ اورینیاکی از چهل تا بیست و هشت هزار سال پیش، فرهنگ گراوِتی از بیست و هشت تا بیست و دو هزار سال پیش، فرهنگ سُلوتری از بیست و دو تا هجده هزار سال پیش، فرهنگ ماگدالنی از هجده تا دوازده هزار سال پیش. در این جا ما از این انسان های جدید که کرومانیون هستند بیش تر بحث می کنیم.
اعدادی که به عنوان داده های تاریخی بیان می شوند، همگی تخمینی اند؛ زیرا برای مدت دوام این فرهنگ ها نمی توان حدود دقیقی مشخص کرد. در هر صورت، این اعداد شاید حدود هزار سال با واقعیت اختلاف داشته باشند. در بحث ما، همه تاریخ های ذکر شده در مورد دوران پیش از تاریخ، به پیش از زمان امروز مربوط می شوند و نه مبدا تاریخ میلادی.

* خب، پس از پیدایش انسان جدید چه اتفاقی افتاد؟
بعدا تعریف می کنم که با پایان عصر یخبندان دنیا تغییر کرد. در این هنگام بود که سومین دوره بزرگ به نام پیش از تاریخ جدید شروع شد. این دوره، پایان عصر شکار و آغاز عصر گله داری و کشاورزیِ نوسنگی و عصر فلز است که حدود ده یا دوازده هزار سال پیش در خاورمیانه و بعدها در اروپا آغاز شد.
* چرا آدم های اولیه در آفریقا یافت شده اند؟ گمان می کنید آدم هایی قدیمی تر از آن ها هم یافت بشوند؟
راستش، درست نمی دانیم. همین قدر می دانیم که آفریقا گهواره بشر است. آفریقا قاره ای وسیع با مناظری متفاوت است. بدون تردید، گروهی از نخستی های کهن، در حدود هفت یا هشت میلیون سال پیش (که زمانی بسیار دور است!) به نحوی منفرد و جدا افتاده از دیگران در این منطقه بوده اند و به همین دلیل، به نحوی متفاوت از دیگران با محیط خود سازگار شده اند. بنابراین، احتمالاً به روشی غریب تحول یافته اند. انواع گوناگون در طول زمان متحول می شوند. به این تغییر، جهش می گویند. اگر این جهش ها سودمند باشند، گونه های جدید بر گونه های دیگر برتری می یابند و باقی می مانند. اما اگر قضیه برعکس و جهش مضر باشد، این گونه ها محو می شوند و از بین می روند. ما الآن داریم در باره زمانی بسیار بلند و طولانی بحث می کنیم. این اتفاقات به دفعات زیاد تکرار شده اند.

* دقیقا چند گونه انسانی به دنبال هم آمده اند؟ انسان هایی مانند ما...؟
تا به حال چند گونه انسان وجود داشته است. قدیم ترین آدم ها استرالوپتیکوس ها بوده اند که مخصوصا از زمان کشف لوسی (متعلق به ۲/۳ میلیون سال پیش) مشهور شده اند. در باره استرالوپتیکوس ها خیلی بحث شده است و هنوز خیلی ها کاملاً مطمئن نیستند که این گونه واقعا انسان باشد. البته این موجود، خیلی از ویژگی های انسان را داشته است، مثلاً می توانسته است روی دو پا راه برود. به هرحال، ما چند شاخه را می بینیم که به گذشته های خیلی دور مربوط می شود و بر درخت نَسَب شناسی ما سبز شده است. چون بعضی از این شاخه ها آینده ای نداشته اند، ما فرزند آن نسل یا گونه انسانی به حساب نمی آییم.

* آدم های واقعی چطور؟
در حدود دو میلیون سال پیش، هوموهابیلیس در مسیر انسان بودن قرار گرفته بود. البته او با ما تفاوت های زیادی داشت. مغزش خیلی کم حجم تر و جثه و وزنش کم تر بود. قد مردها ۵۰ /۱ متر و وزنشان ۵۴ کیلوگرم بود. زن ها نیز ۲۰ /۱ متر قد و ۳۲ کیلوگرم وزن داشتند.

* کسی می داند بر سر هوموهابیلیس ها چه آمد؟
ماجرای هوموهابیلیس ها نمونه ای از همان چیزی است که پیش تر در باره از بین رفتن انواع، و مزایای جهش خوب برای نسل های بعدی می گفتم.
هومواِرِکتوس هم انسانی است متعلق به ۷ /۱ میلیون سال پیش. هوموارکتوس از هوموهابیلیس درشت تر و نیرومندتر بود. مغز هوموارکتوس تحول یافته بود. این موجود از ۵/۱ میلیون سال پیش در سراسر دنیا ــ جز آمریکا و استرالیا ــ پراکنده شده بود. او نخستین مکتشف و فاتح بزرگ جهان بود. هوموارکتوس ها با والدین نزدیکشان که هومواِرگاستِر نامیده می شوند، بیش از یک میلیون سال پیش ساکن اروپا شدند. انسانی که هنوز به خوبی شناخته نشده و نئاندرتال پیشین نامیده شده است، جانشین هومواِرگاستِر شد. انسان نئاندرتال پیشین حد واسط هومواِرگاستِر و انسان نئاندرتال بود. انسان نئاندرتال کم تر از ۱۵۰ هزار سال پیش ظاهر شد. نئاندرتال ها عموزاده های نزدیک ما هستند که در اروپا و خاورمیانه می زیستند.
سرانجام سر و کله انسان جدید ــ یعنی ماهاــ پیدا شد. منشا انسان جدید به طور حتم در آفریقاست و کم کم جای نئاندرتال ها را گرفت. انسان نئاندرتال حدود سی هزار سال پیش به طور کامل منقرض شد.

نظرات کاربران
درباره کتاب گفتگو با نوه ‌هایم درباره پیش از تاریخ