فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب خودیاری
تفسیر ۵۲ ایده طلایی از ساموئل اسمایلز

نسخه الکترونیک کتاب خودیاری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب خودیاری

کتاب « خودیاری: تفسیر ۵۲ ایده طلایی از ساموئل اسمایلز» نوشته استیو شیپ ساید است.
استیو شیپ‌ ساید، از ۱۹۹۰ به عنوان ژورنالیست علم برای بی بی سی و رسانه‌های معتبر جهان مشغول به کار است.
شیپ‌‌ ساید در این کتاب به تفسیر ۵۲ ایده طلایی از ساموئل اسمایلز درباره فضایل و خصوصیات افراد برجسته، سخت‌کوش و درستکار پرداخته است.
ساموئل اسمایلز، شاعر و نویسنده بریتانیایی نمونه مردی ویکتوریایی بود که شرح حال و خصوصیات افراد برجسته، سخت‌کوش و درستکار را به منظور «آموزش و تزکیه» خوانندگانش گردآوری می‌کرد و هدفش از نوشتن کتاب تنها سرگرم کردن آنها نبود.
اسمایلز کاملا از تفاوت‌‌های بین نظریه‌‌پردازی درباره زندگی و تجربه بی‌واسطه آن آگاه بود و تلاش می‌کرد خودیاری را مجموعه‌ای از تصاویر زندگی، نه چکیده زندگی یا میان‌بر زندگی یا روشی جادویی برای زندگی کردن نشان دهد و مطالعه کردن را کاری سودمند و سازنده می‌دانست.
اسمایلز معتقد بود مطالعه تنها یکی از شیوه‌های پرورش ذهن است که نفوذ آن بسیار کم‌تر از تجربه بی‌واسطه زندگی و سرمشق خوب در شکل گرفتن شخصیت است.
شیپ ساید در مقدمه کتاب درباره اهمیت آن و نیز اندیشه خود اسمایلز آورده است:« «خودیاری» از زمان انتشارش در سال ۱۸۵۹ به یکی از پرفروش‌ترین و پر طرفدارترین کتاب‌های قرن تبدیل شد. اسمایلز در کتاب خود به این نتیجه رسیده است که «بزرگی» خصوصیتی مادرزادی نیست و در دسترس همه قرار دارد، هر چند اصل و تبار آدمی پست و حقیر باشد».
شیپ‌ساید مطالب کتاب را به ۵۲ بخش تقسیم کرده و در هر بخش پس از آوردن سخنانی از اسمایلز خود به تحلیل و تفسیر آن‌ ها پرداخته است. همچنین در انتهای هر بخش، توصیه یا تمریناتی برای مخاطب در راستای گفتار اسمایلز ارائه داده است
اسمایلز در کتاب خود به این نتیجه رسیده است که «بزرگی» خصوصیتی مادرزادی نیست و در دسترس همه قرار دارد، هرچند اصل و تبار آدمی پست و حقیر باشد. چنین نتیجه‌ای در دورانی که ملتی در حال بازسازی خود، الگو‌های خود و ایجاد تعادل در قدرت دنیا بود بسیار جذاب به نظر می‌رسد.

ادامه...

  • ناشر: گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر:
  • زبان: فارسی
  • حجم فایل: 1.28 مگابایت
  • تعداد صفحات: ۱۷۴صفحه
  • شابک:

چند صفحه از کتاب خودیاری

این کتاب ترجمه ای است از:
Samuel Smiles’
Self-Help
A 52 Brilliant Ideas Interpretation
Steve Shipside
Infinite Ideas Limited،2009



خودیاری

تفسیر ۵۲ ایده طلایی از ساموئل اسمایلز

استیو شیپ ساید

ترجمه: مریم تقدیسی





حق انتشار الکترونیک برای فیدیبو محفوظ است



مقدمه

شاید اشاره به محدودیت های کتاب های خودیاری در ابتدای این کتاب که خودش خودیاری نام دارد، کمی عجیب به نظر برسد، ولی شکی نیست که ساموئل اسمایلز دقیقاً همین کار را انجام داده است. او کاملاً از تفاوت های بین نظریه پردازی در باره زندگی و تجربه بی واسطه آن آگاه بود و تلاش می کرد نشان دهد که خودیاری مجموعه ای است از تصاویر زندگی، نه چکیده زندگی یا میان بُر زندگی یا روشی جادویی برای زندگی کردن: «مطالعه کردن کاری سودمند و سازنده است، ولی تنها یکی از شیوه های پرورش ذهن است که نفوذ آن بسیار کم تر از تجربه بی واسطه زندگی و سرمشق خوب در شکل گرفتن شخصیت است.»

به این ترتیب اسمایلز اگر امروز زنده بود، احتمالاً وحشت می کرد از مشاهده کتاب های بسیاری که در قفسه کتاب های خودیاری در کتاب فروشی ها وعده می دهند که تنها از راه مطالعه می توان به زندگی کاملاً جدیدی دست یافت. منظور اسمایلز از اصطلاح «خودیاری»، که شاید خود او آن را سر زبان ها انداخته است، تاکید بر «خود» بوده است، به این معنا که اگر می خواهید زندگیتان نسبت به زندگی عامه مردم ارتقا یابد، تنها خودتان هستید که باید تلاش کنید. خودیاری مجموعه ای از مطالب در باره الگو هایی است که با پشتکار، تلاش و سختکوشی توانسته اند به بزرگی دست یابند. او حتی با کمک گرفتن از دیگران در این راه مخالف بود، چون اعتقاد داشت که راهی که به کمک دیگران هموار می شود کم تر از راهی که مسئولیت هموار کردن آن تنها بر عهده خودتان است شما را به موفقیت می رساند.
اگر چنین اعتقادی سختگیرانه و ویکتوریایی به نظر می رسد به این دلیل است که در واقع همین طور است. اسمایلز خود نمونه مردی ویکتوریایی بود که شرح حال و خصوصیات افراد برجسته، سختکوش و درستکار را به منظور «آموزش و تزکیه» خوانندگانش گردآوری می کرد و هدفش از نوشتن کتاب تنها سرگرم کردن آن ها نبود. به اعتقاد او، بزرگی متعلق به همه طبقات اجتماع است و از این رو به همان اندازه که رهبران را اندرز می داد، توصیه هایی هم به زیردستانشان می کرد. از آن جا که معتقد بود «بزرگان» به همان اندازه که به مهم ترین تدبیر می پردازند به جزئیات نیز توجه می کنند، توصیه هایی در همه زمینه ها از مسائل مالی شخصی گرفته تا تدابیر پیروزی در جنگ مطرح می کرد. به همین دلیل است که این کتاب همزمان به شما کمک می کند تا فرد بهتر، کارمند یا کارگر بهتر و رهبر بهتری باشید.
خودیاری از زمان انتشارش در سال ۱۸۵۹ به یکی از پرفروش ترین و پرطرفدارترین کتاب های قرن تبدیل شد. اسمایلز در کتاب خود به این نتیجه رسیده است که «بزرگی» خصوصیتی مادرزادی نیست و در دسترس همه قرار دارد، هرچند اصل و تبار آدمی پست و حقیر باشد. چنین نتیجه ای در دورانی که ملتی در حال بازسازی خود، الگو های خود و ایجاد تعادل در قدرت دنیا بود بسیار جذاب به نظر می رسد.
همچنین، او با توجه به زمانه و فرهنگی که در آن زندگی می کرد، الگوهایی را از میان مردمی بسیار شبیه به خود انتخاب کرده است (مردان سفیدپوست اروپایی) که ظاهراً با کتاب هایی که امروزه در باره حرفه ها و مشاغل نوشته می شود همخوانی چندانی ندارد. با توجه به شواهدی که در زمینه بی علاقگی بارز او به، «سرخوشی و بی خیالی» وجود دارد (او نوشته است: «... جنون سبکسری و سرخوشی در همه به چشم می خورد...») احتمالاً از دیدن کتاب های خودیاری در زمینه مشاغل، مثل کتاب های چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ و غصه جزئیات را نخورید به شدت عصبانی می شد.
هضم سنت گرایی عبوس و سختگیرانه در دنیای امروز دشوار است، ولی بخش عمده ای از محتویات کتاب خودیاری امروزه هم کاربرد دارد، چون در آن به خصوصیات پایدار و بنیادین بزرگان اشاره شده است. اسمایلز معتقد بود برای این که همه بتوانند کتابش را بفهمند نیازی به استفاده از نظریات متعدد نیست. در عین حال در زمان اسمایلز مردم ظرفیت پذیرش اطلاعات زیاد به طور یکجا را هم نداشتند. ولی او به شدت معتقد بود که باید مطالبی را که فرا می گیریم به کار ببریم و عملی کنیم. از این رو، شاید بخش «توصیه ای برای شما...» که در پایان هر قسمت از کتاب آمده است به عملی کردن توصیه های اسمایلز کمک کند. به اعتقاد او، شناخت و معلومات نظری بدون کاربرد و عمل، تنها یادگیری است، نه کسب حکمت. در حالی که اهمیت کسب حکمت از یادگیری صِرف بسیار بیش تر است. از این رو، سختگیری اسمایلز در این روند دست کم به دلیل اهمیتی است که برای این هدف نهایی قائل بود.

۱ . دانش در برابر حکمت

ایده ای روشنگر
مطالعه هرچه باشد، چه مستقیم چه غیرمستقیم، به ما کمک نمی کند تا به شهروند بهتری تبدیل شویم، و در بهترین حالت خود نوعی وقت گذرانی دلچسب و ماهرانه است. دانشی که از این طریق کسب می کنیم تنها جهالتی معتبر است، و نه چیزی بیش تر از آن.

لرد بولینگ بروک دولتمرد

ساموئل اسمایلز گفته است: «همیشه به خاطر داشته باشید تجاربی که از طریق مطالعه کتاب ها کسب می کنید گرچه غالباً ارزشمندند، تنها از جنس معلوماتند؛ در حالی که تجاربی که در زندگی واقعی کسب می کنید، بر حکمت شما می افزایند و ذخیره کوچکی از حکمت، بسیار ارزشمندتر از ذخیره بزرگی از آموخته هاست.»

اسمایلز با این که هوادار پرشور حکمت بود، به شدت اعتقاد داشت که فراگیری صِرف نه تنها بالقوه بی ارزش است بلکه حتی زیانبار هم هست. او به نقل قول از رابرتسونِ برایتونی گفته است: «مطالعه متنوع درست مثل سیگار کشیدن ذهن را ضعیف می کند.» و این عبارتی بسیار ناخوشایند و یادآور این نکته است که بسیاری از قضاوت های سنت گرایانه را کسانی کرده اند که خودشان همیشه عکس آن ها را در زندگی انجام داده اند. ولی اسمایلز گرچه دقیقاً مطابق با شهرت خود عمل نمی کرد، حداقل عکس آن را هم انجام نمی داد.
منظور او این بود که اگر علوم را فقط یاد بگیریم و به آن ها عمل نکنیم، در واقع خودمان را فریب داده ایم: «داشتن نیروی فکری و عقلانی برتر در واقع از نظر حسن و امتیاز شخصی تفاوت زیادی با حق جانشینی برای مقامی مهم ندارد. همه چیز به این بستگی دارد که از آن فکر چطور استفاده کنیم یا آن مقام را چطور به کار بگیریم.» هیچ یک از علوم مدیریتی، کتاب های خودیاری یا سمینارهای خودسازی تا وقتی در زندگی به عمل در نیایند موجب موفقیت نخواهند شد. بدتر از آن این که نظریه پردازانی که چنین علومی را فرامی گیرند و با کلمات بازی می کنند می توانند بسیار گمراه کننده باشند.
اسمایلز برای صِرف دانش و معلومات ارزشی قائل نیست، بلکه معتقد است «هدف از کسب معلومات و شناخت، رسیدن به حکمت و ارتقای شخصیت، و تبدیل شدن به افرادی بهتر، شادتر، مفیدتر، بخشنده تر، پرانرژی تر و کارآمدتر در پیگیری اهداف والای زندگی است».
خلاصه این که اگر این کتاب را به منظور تبدیل شدن به انسانی کارآمدتر و موفق تر مطالعه نمی کنید، بهتر است آن را به کناری بگذارید و به جای آن کار مفیدتری انجام دهید. اسمایلز برای نظریه پردازان و متفکران وقتی نمی گذارد و ارزشی قائل نیست مگر این که آن ها افرادی اهل عمل باشند که به منظور کمک به هنر یا صنعتی که در آن کار می کنند مشتاق آموختن باشند. ما معمولاً افرادی را که در زمینه کار و زندگی بیش از ما آموخته اند تحسین می کنیم. اسمایلز معتقد بود اگر این افراد دانش خود را به کار نگیرند، یا با داشتن آن به افرادی بهتر و شادتر تبدیل نشوند، سزاوار تحسین نخواهند بود: «بسیاری با این تصور که مشغول پرورش ذهنشان هستند دچار نخوت و تکبر می شوند، در حالی که نمی دانند اکثرشان تنها مشغول، به کاری حقیرانه به نام وقت کشی هستند.»
***
توصیه ای برای شما
۵۲ نظریه در این کتاب آمده است. هر یک از آن ها را که متناسب با زندگیتان می یابید به فهرست «کارهایی که باید انجام دهید» اضافه کنید. بهترینشان را در صدر فهرستتان قرار دهید. اگر تا پایان کتاب حتی یکی از نظریات اسمایلز را در زندگیتان عملی نکرده باشید، سزاوارید که در زمره افراد خشک و انعطاف ناپذیر قرار گیرید.
***

۲ . عزت نفس

ایده ای روشنگر
درستکاری و صِرف احترام به خویشتن را می توان سرچشمه همه کارهای بزرگ و درخور تحسین دانست.

میلتون

از نظر اسمایلز قلب کتاب خودیاری مفهوم عزت نفس است: «عزت نفس شریف ترین جامه ای است که انسان می تواند به تن کند و والاترین احساسی است که می تواند الهام بخش ذهن باشد.»
یکی از گرفتاری های دنیای مدرن کمبود عزت نفس در انسان است. در همه برنامه هایی که در آن ها افراد ناموفق اعتراف می کنند که ریشه همه مصائبشان تنها در این واقعیت نهفته که خودشان را به قدر کافی دوست ندارند و برای خود احترام و ارزش قائل نیستند، مسئله اصلی عزت نفس است. شاید اسمایلز به مطالب دیگری هم در این زمینه اشاره کرده باشد، ولی بدون شک معتقد بود که عزت نفسِ اندک جزو عوامل اصلی شکست و عزت نفسِ برتر، سکوی رسیدن به بزرگی است.
«فقدان عزت نفس شاید بیش از آنچه به نظر می رسد مانعی در راه پیشرفت باشد. می گویند نیمی از شکست های زندگی به دلیل کشیدن افسار اسبِ در حال جهش رخ می دهد.» اسمایلز همچنین اشاره کرده است که مردم نه تنها به علت فقدان عزت نفس شکست می خورند، بلکه به این علت که فقدان عزت نفسشان نظر دیگران را هم در مورد آن ها تحت تاثیر قرار می دهد تضعیف می شوند: «آن ها خود را حقیر می شمرند و خویشتن را در عقاید خودشان در باره خودشان و عقیده دیگران در باره خودشان غرق می کنند.» اگر برای خودتان احترام قائل نباشید، آن را از دیگران هم دریافت نخواهید کرد. این موضوع امروز هم به همان اندازه واقعیت دارد که در روزگار اسمایلز واقعیت داشت.
پس باید یاد بگیرید چطور برای ویژگی های خوب خود ارزش و احترام قائل شوید. در این جا تفاوت عمده ای بین فلسفه اسمایلز و ذهنیت «آغوش گروهی» در گروه های حمایتی امروزی وجود دارد. نگرش اسمایلز نسبت به عشق و محبت نگرشی سختگیرانه بود، چون اعتقاد داشت دریافت کمک و محبتِ بیش از حد از سوی دیگران درست مثل دادن جلیقه نجات به کسی است که شنا کردن بلد نیست: «شاید باعث شود فرد روی آب بماند، ولی شنا کردن را به او یاد نمی دهد.»
اسمایلز همچنین با ورد موفقیت و این که دائماً به خودمان بگوییم که چقدر خود را دوست داریم، مخالف بود. در واقع، به اعتقاد او تلاش برای تقویت عزت نفس به عنوان ابزاری برای دستیابی به موفقیت می تواند تاثیر معکوس بگذارد. اسمایلز می گوید: «یکی از راه های تضعیف عزت نفس این است که انحصاراً ابزاری برای رسیدن به موفقیت در نظر گرفته شود.» او معتقد بود راه افزایش عزت نفس این است که با همه وجود خود را درگیر کاری کنید که در حال انجام دادنش هستید: «به طوری که بتوانید از قدرت فزاینده ای که در درونتان در حال رشد است آگاه شوید. می توان گفت که این آگاهی شاید دلگرم کننده ترین آگاهی زندگی انسان باشد.»
***
توصیه ای برای شما
بعد از پایان هر روزِ کاری، روزتان را مرور، و پنج تا از کارهایی را که احساس می کنید خوب انجام داده اید انتخاب کنید. در ذهنتان خود را به خاطر انجام دادن آن ها نوازش و تشویق کنید، ولی مهم تر از آن این است که به مهارت هایی فکر کنید که باعث موفقیتتان شده اند و به این که چطور می توانید آن ها را دفعه بعد تقویت کنید.
***

۳  . خویشتنداری

ایده ای روشنگر
بدون شک هزینه ای که طبقه کارگر صرف تنقلات و سیگار می کند بسیار بیش تر از مالیاتی است که دولت از آن ها می گیرد.

به اعتقاد اسمایلز، عامل دیگری غیر از عزت نفس که در راه رسیدن به استقلال و موفقیت به آن کم تر توجه می شود، خویشتنداری است. «خویشتنداری در راه دستیابی به آینده ای بهتر آخرین درسی است که آموخته می شود.»

صحبت از خویشتنداری کار دشواری است، دقیقاً به همان دشواری که در زمان اسمایلز بود. او در این مورد گفته است: «باید اذعان کرد که ‘خویشتنداری و خودیاری’ شعار ضعیفی برای اتحاد است.» مشکل این جاست که پاداش و رفاهی که در ازای تلاش های روزانه خود می خواهیم، به جای این که باعث شوند به هدف نهایی فکر کنیم، همه فکر و ذکر ما را به خود جلب می کنند.
دردسر این جاست که گاهی همین پاداش هایی که به خود می دهیم به مشکل تبدیل می شوند. به شیرینی هایی فکر کنید که خوردنشان را بعد از یک جلسه ورزش حق خود می دانید یا نوشیدنی ای که برای آرام کردن خود بعد از یک روز کاری می نوشید. این ها برای همان موقع موثر واقع می شوند، ولی کالری حاصل از شیرینی شما را وادار می کند یک جلسه بیش تر ورزش کنید و نوشیدنی هم باعث می شود یک روز کاری دیگر را با خماری تنش زای آن سر کنید.
اسمایلز نگران اندازه دور کمر یا فشارهای ناشی از کار نیست. به اعتقاد او، خویشتنداری کلید استقلال است: «وطن پرستی در این روزگار توجه اندکی به امور مشترکی چون قناعت شخصی و آینده نگری دارد، گرچه تنها با عملی کردن این فضایل اخلاقی است که استقلال واقعی طبقات صنعتی جامعه تامین خواهد شد.» به اعتقاد اسمایلز، وابستگی اعم از این که دلخوشی ای خوشایند یا اعتیادی تمام عیار باشد، تنها نوعی عادت نیست، چون در واقع بردگی در مقیاس کوچک است. و تنها با قوی تر بودن از آن عادت است که می توانیم خود را اصلاح کنیم و در جهت های دیگر بهبود بخشیم.
این تا حدود بسیار زیادی (همان طور که افراد سیگاری هم متوجه آن می شوند) به قدرت اخلاقی و نیروی اراده بستگی دارد، ولی اسمایلز همچنین معتقد است که بسیاری از ناپرهیزی ها حاصل زندگی کردن در کوتاه مدت است. او در مورد کارگران می گوید: «عادت آن ها به خوردن و آشامیدن پس اندازهایشان آن ها را بی چاره می کند.» منظور اسمایلز این است که خویشتنداری به نحوی تفکیک ناپذیر با در نظر گرفتن هدف نهایی و برنامه ریزی برای آینده مرتبط است که هر دوی آن ها از ضروریات دستیابی به بزرگی اند.
شکلات خوردن در بعدازظهرها ظاهراً دلخوشی بی ضرری است، ولی اگر عادت کرده اید که هر روز این کار را انجام دهید، بدانید که این دلخوشی به وابستگی تبدیل شده است. این وابستگی عادتی است که شما را کنترل می کند و شما کنترلی روی آن ندارید.
***
توصیه ای برای شما
وابستگی های کوچک اغلب برای ما قابل قبولند چون آن ها را مجزا در نظر می گیریم. به جای این که به قیمت آخرین شکلاتی که خورده اید فکر کنید، حساب کنید در سال چند بسته شکلات می خورید و هزینه سالانه آن چقدر است. آیا واقعاً به هیچ چیز مهم تری در زندگی نیاز ندارید که این هزینه را صرف آن کنید؟
***

۴ . در باره اهمیت برنامه ریزی

ایده ای روشنگر
هرگز در امور مالی سبکسری نکنید، پول یعنی شخصیت.

سِر بالوِر لایتون، نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم

برنامه ریزی مالی شاید کاری وقت گیر و کسل کننده به نظر برسد، ولی از نظر اسمایلز این کار چیزی بیش از صِرف برنامه ریزی برای تعطیلات سال آینده است. او می گوید: «تحقق همه کارهای بزرگی که تمدن و شادی را برای انسان به ارمغان آورده اند به دست افراد حسابگر یا صرفه جو صورت گرفته، و افراد ولخرج همیشه برده آن ها بوده اند.»

متاسفانه این بدان معنا نیست که ما هم به دلیل چندرغازی که در حساب پس اندازمان داریم جزو افرادی محسوب شویم که «کارهای بزرگی» در تاریخ بشریت انجام داده اند. بلکه منظور اسمایلز این است که فقدان این عامل هم درست مثل فقدان عامل خویشتنداری به این معناست که کنترل زندگی خود را در دست نداریم. اسمایلز روش زندگی «باری به هر جهت» را به تمسخر گرفته، چون به اعتقاد او این روش زندگی به این معناست که کنترل زندگی کاملاً در دست عوامل خارجی و سایر افراد قرار دارد.
اسمایلز معتقد است که به دست گرفتن کنترل سرنوشت، نشانه مردانگی است (و البته نشانه زنانگی، هرچند که اسمایلز در کتاب خود به زنان اشاره ای نکرده است). «طبقه افرادی که ‘بخور و نمیر’ زندگی می کنند همیشه در رده پست تری قرار دارند. این افراد همیشه ناتوان و درمانده باقی می مانند. آن ها دست به دامن جامعه اند و دستخوش زمان و مکان.» این نگرش همچنین با اعتقاد او به مرکزیت عامل عزت نفس در خودیاری ارتباط تنگاتنگ دارد. به اعتقاد اسمایلز، افرادی که از عهده برنامه ریزی مالی زندگیشان بر نمی آیند، و به این ترتیب اقبال و سرنوشتشان را به دست دیگران می سپارند، به شدت دچار کمبود عزت نفسند. این نیز خود باعث می شود که عزت و احترام کم تری از سوی دیگران دریافت کنند: «کسانی که احترامی برای خود قائل نیستند، در جلب احترام دیگران هم با شکست مواجه می شوند.»
اسمایلز در این جا هم با استفاده از کلمه «بردگی» به توصیف بی ثباتی مالی پرداخته است: «انسانی که همیشه در آستانه نیازمندی دست و پا می زند در حالتی شبیه بردگی به سر می برد. او از هیچ نظر ارباب زندگی خود نیست.»
وقتی جوان تر بودم به کلمه «مستمری» می خندیدم و از هر بحثی در باره آن طفره می رفتم، چون کسالت بار به نظرم می رسید. تا این که کسی به من گفت که هر قدر هم بحث در باره مستمری کسل کننده باشد، نداشتن آن کسالت بارتر است. آن جا بود که به منظور اسمایلز پی بردم. بی خیالی ظاهراً ساده و شادی بخش است، ولی در واقع به معنای شکست در پذیرش مسئولیت زندگی است. و به اعتقاد اسمایلز، به این معناست که ارباب زندگیتان نیستید. پس می بینید که زیاد هم شادی بخش نیست.
***
توصیه ای برای شما
اکثراً به سختی پولی را کنار می گذارید، این کار را به بانک بسپرید. یک حساب پس انداز با بهره مناسب و دسترسی فوری باز کنید و یک کارت خرید مستقیم بگیرید که هر ماه بتوانید بدهی های آن را پرداخت کنید. اگر تا آخر سال مجبور نشدید به آن حساب شبیخون بزنید، آن را به حسابی بلندمدت تر با بهره بیش تر تبدیل کنید.
***

۵ . صرفه جویی کنید تا موفق شوید

ایده ای روشنگر
باید با حساب پول خرج کنید، نه با احساس.

جاناتان سویفت

اسمایلز می گوید: «به جای این که خود را به دریافت های ناچیز دلخوش کنید، به دنبال پس اندازهای ناچیز باشید.» منظور او این است که پس اندازهای کوچک می توانند تفاوت های بزرگی ایجاد کنند و حتی موجب شوند از تحقیر ناشی از انجام دادن کارهایی مادون توانایی های خود رها شویم. «هر کسی باید طوری گذران کند که در چارچوب امکانات اوست.»

این ایده حتی در انگلستان دوران ویکتوریا هم ایده جدیدی نبود، و اسمایلز تنها دیدگاه اخلاقی خود را به آن اضافه کرده است: «این کار جوهره صداقت است، چون اگر انسان نتواند صادقانه در حد امکانات خود زندگی کند، پس الزاماً ریاکارانه در حد توان دیگران زندگی می کند.» منظور او این است که زندگی نکردن در حد امکانات خود، تنها به این معنا نیست که مثلاً یک ماه بیش تر از هزینه ای که به آن ماه اختصاص داده اید خرج کنید، بلکه مسئله ای است اخلاقی و عدم صداقت در مقابل دیگران و همچنین در مقابل خودتان است.
اسمایلز طرفدار صرفه جویی است، نه به این دلیل که برای خود پول ارزش قائل است (او بارها گفته است که مردم به پول بیش از حد بها می دهند)، بلکه به این دلیل که صرفه جویی در نظر او نوعی نظم دادن به هرج و مرج احتمالی زندگی است. «صرفه جویی نه به شهامتی برتر نیاز دارد نه به فضایل اخلاقی برجسته، بلکه با قدرتی معمولی و ظرفیت ذهنی متوسط هم محقق می شود. صرفه جویی در واقع چیزی جز نظم بخشیدن به امور داخلی نیست: صرفه جویی یعنی مدیریت نظم و ترتیب و آینده نگری و اجتناب از اسراف.»
عجیب این جاست که فضایل ساده نظم، صرفه جویی و اجتناب از اسراف به مسئله ای سیاسی در انگلستان تبدیل شده است. نخست وزیر پیشین انگلستان گوردون براون زمانی که با رکود اقتصادی و تحدید جهانی اعتبار روبرو شد، میانگین اتلاف مواد غذایی به دست مردم را اعلام کرد. این کار شاید در زمانی که بانک ها در حال ورشکستگی بودند تنها کاری گمراه کننده محسوب می شد، ولی براون از آن منظوری داشت. ما هر روز نگران مسئله کاهش اتلاف انرژی هستیم، ولی به پولی که هر روز در سطل آشغال می ریزیم توجهی نمی کنیم. طبق برآورد مقامات رسمی، عموم مردم در هفته غذای مصرف نشده ای به ارزش ۸ پوند را دور می ریزند. این یعنی سالی ۴۱۶ پوند... در سطل آشغال.
اسمایلز احتمالاً در سایر موارد نیز با براون موافق بوده است. در چنین حالتی صرفه جویی یعنی اِعمال نظم و جلوگیری از اسراف، و همچنین مستلزم داشتن قدرت غیرعادی یا ویژگی های برجسته اخلاقی نیست. بلکه فرایندی بسیار ساده است که از طریق آن پس اندازتان مستقیم وارد جیب خودتان می شود. در حالی که با، برنامه ریزی ضعیف اقتصادی، معادل یک هفته تعطیلات رفتن در سال را دور می ریزیم. پس اندازهای ناچیز ظاهراً بی اهمیتند و ما آن ها را نادیده می گیریم، در حالی که در بلندمدت می توانند تفاوت هایی اساسی در زندگیتان ایجاد کنند.
***
توصیه ای برای شما
منتظر نباشید کار به جایی برسد که مجبور شوید هزینه ها را کاهش دهید. قبل از آن که دچار رکود اقتصادی شوید، بدون این که وادار شوید کسی را اخراج کنید، ده درصد از هزینه ها را کاهش دهید. برای این کار برنامه ریزی کنید و اقداماتی را که باید در حال حاضر انجام دهید اولویت بندی کنید. همکارانتان را هم وادار کنید همین کار را انجام دهند.
***

۶ . با خودتان روراست باشید

ایده ای روشنگر
خودتان را عادت ندهید که بدهکاری را فقط مایه دردسر ببینید، چون در واقع مصیبت است.

دکتر جانسون

با توجه به این که اسمایلز صرفه جویی را به منزله صداقت می دید، جای تعجب نیست که بدهکاری را هم از همان دیدگاه می نگریست: «برای بدهکار صداقت هم دشوار است، از این روست که می گویند مَرکب دروغ بدهکاری است.» مطمئن شوید که به خودتان دروغ نمی گویید.

اسمایلز معتقد بود بدهکاری و دروغگویی دست در دست هم دارند، چون «بدهکار مجبور می شود در توجیه تاخیر در پرداخت بدهی های خود بهانه بیاورد و دروغ بگوید». در دنیای امروز که بدهکار شدن هم خیلی ساده تر شده و هم کم تر شخصی است (تعداد کمی از ما مجبور شده ایم بابت دیرکرد در پرداخت قسط های خود به شرکت های اعتباری دروغ تحویل دهیم)، باز هم نظر اسمایلز به قوت خود باقی است، ولی بیش تر به این دلیل که همه ما در نهایت به خودمان دروغ می گوییم.
روراست باشید: آیا می دانید دقیقاً چقدر از بابت کارت های اعتباری، کارت های خرید از فروشگاه ها، اضافه برداشت ها، قسطِ خانه، وام های شخصی و قراردادهایی که برای داشتن موبایل با شرکت آن بسته اید بدهکارید؟ (اگر بدهی هایتان را روزانه پرداخت نمی کنید پس حتماً در حال انباشته شدن روی همند.) آیا واقعاً می دانید چه بهره ای را در سال باید بابت این بدهی ها بپردازید؟ احتمالاً به طور تقریبی می دانید، ولی بدون شک تا به حال رقم آن را جمع نزده اید. بدهکاری در دنیای امروز به خصیصه ای مقبول تر و عادی تر از روزگار اسمایلز تبدیل شده است (به طوری که دیگر اگر کسی از کارت اعتباری استفاده نکند یا قسط خانه نپردازد، غیرعادی به نظر می رسد).
وسوسه نادیده گرفتن بدهی ها از همیشه قوی تر است، و این هم از نظر اسمایلز یکی دیگر از اصول اخلاقی است: «وظیفه اخلاقی انسان ها این است که مستقیم با امور مالیشان روبرو شوند.» اسمایلز معتقد بود که تا وقتی در خانه خود نظم برقرار نکرده اید نمی توانید موفقیت را تجربه کنید، چون این موضوع را هم مانند صرفه جویی نوعی نظم بخشیدن به هرج و مرج غیراخلاقی می دانست.
این توصیه خوبی برای افراد و همچنین شرکت هاست، به خصوص از آن جا که بانک ها و سایر وام دهنده ها می توانند با اتکا بر بی توجهی کورکورانه ما نسبت به بدهی هایمان بدون این که نگران جار و جنجال باشند، بهره وام های خود را افزایش دهند. مطمئن باشید بهره کارت اعتباری شما از روز اولی که استفاده از آن را شروع کردید افزایش یافته است. با این که بدون شک بانک شما نامه ای در توضیح این موضوع برایتان ارسال کرده، احتمالاً تا وقتی اتفاق ناخوشایندی برایتان رخ نداده حتی نگاهی هم به آن نخواهید انداخت. وقت آن رسیده که دوباره در این باره کند و کاو کنید و قبل از آن که بی فکری در مورد بدهی هایتان در جایی به ضررتان تمام شود، وظیفه اخلاقی خود را انجام دهید.
***
توصیه ای برای شما
دفتری برای حسابرسی بدهی های خود تنظیم کنید. همه بدهی ها و بهره آن ها را در آن یادداشت کنید. به محض پرداخت بدهی، آن را از برنامه مالیتان حذف کنید.
***

نظرات کاربران
درباره کتاب خودیاری

در مورد کتاب های خودیاری بهتراست به جای خواندن چندین کتاب یک یا دو کتاب را ملاک قرار دهیم و وارد فاز عملی شویم در غیر این صورت بعد از مدتی از خواندن این گونه کتاب ها زده می شویم.
در 6 روز پیش توسط
سپید دندان، اثری است در نقطه مقابل آوای وحش که سه سال پیش از آن چاپ شده بود. اگر در آنجا باک، سگ اهلی سورتمه کش، به گرگی درنده تبدیل می شود، در اینجا حیوانی وحشی (که سه چهارم آن گرگ و یک چهارم آن سگ گرگی است) اهلی می شود و به کمک انسان می آید. "از متن"
در 1 سال پیش توسط
عالی بود یه جورایی فراتر از یه کتاب بود
در 1 سال پیش توسط
خوب بود.البته کتابهای خودیاری تقریبا شبیه هم هستند.طبق ادعای کتاب پایه گذار خودیاری آقای اسمایلز در قرن نوزدهم بوده است که نظریاتش در این کتاب مورد تحلیل قرار گرفته است
در 1 سال پیش توسط
من خوندم و استفاده کردم راه حل های ساده اما بشرط استفاده نه فقط خواندن
در 2 سال پیش توسط