تعریف زیبایی یا شرح دلیل اهمیت آن برای ما، کار دشواری است. راز زیبایی چیست؟ قدرت زیبایی چیست؟
این سؤالهای کلی یک پاسخ متعارف دارند: «زیبایی در چشم تماشاگر معنا مییابد.» این تعریف سنّتی ممکن است خاستگاه سؤالهای دیگری باشد: «وقتی چیزی به چشم کسی زیبا میآید، چه اتفاقی روی میدهد؟» یا «چه چیز باعث میشود کسی در شیئی که بر دیگران هیچ تأثیری نمیگذارد زیبایی بیابد؟» اما این عبارت جایی برای تفکر فلسفی باقی نمیگذارد؛ و به جای آغاز کردن بحث، به آن پایان میدهد. این عبارت را به زبان میآوریم تا بگوییم که در این باب چیز دیگری برای گفتن نداریم. این نظر چندان الهامبخش نیست، اما انعکاس کاملاً دقیق تجربهای مشترک است. ما به چیزی که زیبایش میدانیم عشق میورزیم؛ اما وقتی سعی میکنیم در مورد این عشق با دیگران سخن بگوییم، قفل بر زبانمان زده میشود. حیف! نه صرفا به این دلیل که میخواهیم دیگران هم بدانند که ما چه چیزهایی را بیش از همه دوست داریم؛ [ بلکه علاوه بر آن، به این دلیل که] با درک جذبهای که اشیای زیبا برایمان دارند، شاید بتوانیم وابستگیمان را به آن اشیا عمق ببخشیم و بپالاییم.