فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه

کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه

نسخه الکترونیک کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه

این کتاب را ویتولد گومبروویچ ننوشته است. آنچه در قالب کتاب حاضر جمع‌آوری و ویراستاری شده، یادداشت‌های یکی از دانشجویان حاضر در کلاس‌های فلسفه او بوده که از ۲۷ آوریل تا ۲۵ مه ۱۹۶۹ برگزار شده است. این درس‌ها حول محور نظریات کانت، شوپنهاور، هگل، کی‌یرکگور، سارتر، هایدگر، مارکس و نیچه می‌چرخد. کتاب حاضر در حقیقت بیانگر نگرش شخصیِ گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیان‌گذاران آن است. به سبب دست‌نوشته بودنِ اصل کتاب و این‌که مطالب آن یادداشت‌های دانشجویی گمنام است، بریدگی‌ها، افتادگی‌ها و گاه ابهام‌هایی در آن به چشم می‌خورد. اما همین اندک نیز برای پی بردن به تسلط، دقتِ دانش، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ کفایت می‌کند. در قرن هجدهم عمیق‌ترین دیدگاه در باره جهان کدام بود؟ فایده فلسفه چیست؟ شوپنهاور زندگی را چگونه می‌دید؟ نیچه نیز، همانند کانت و شوپنهاور، لهستانی بود! نویسنده غمگینی که خود را ارباب واقعیت می‌پندارد موجود مضحکی است. به‌زعم شوپنهاور، زندگی یک ناخوشیِ مستمر و درخور ملامت است. تمامی نظام‌های فلسفی فرو می‌پاشند. کتاب پر است از پرسش‌ها و جملاتی از این دست. هر کدام از درس‌های این کتاب در حقیقت یک جلسه درس یک‌ساعته بوده‌اند و نام کتاب نیز به همین جهت انتخاب شده است.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.67 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار مترجم

این کتاب را ویتولد گومبروویچ ننوشته است. آنچه در قالب کتاب حاضر جمع آوری و ویراستاری شده، یادداشت های یکی از دانشجویان حاضر در کلاس های فلسفه او بوده که از ۲۷ آوریل تا ۲۵ مه ۱۹۶۹ برگزار شده است. این درس ها حول محور نظریات کانت، شوپنهاور، هگل، کی یرکگور، سارتر، هایدگر، مارکس و نیچه می چرخد. کتاب حاضر در حقیقت بیانگر نگرش شخصیِ گومبروویچ به تفکر مدرن و بنیان گذاران آن است. به سبب دست نوشته بودنِ اصل کتاب و این که مطالب آن یادداشت های دانشجویی گمنام است، بریدگی ها، افتادگی ها و گاه ابهام هایی در آن به چشم می خورد. اما همین اندک نیز برای پی بردن به تسلط، دقتِ دانش، طنز کلام و تیزی ذهن گومبروویچ کفایت می کند.

در قرن هجدهم عمیق ترین دیدگاه در باره جهان کدام بود؟
فایده فلسفه چیست؟
شوپنهاور زندگی را چگونه می دید؟
نیچه نیز، همانند کانت و شوپنهاور، لهستانی بود!
نویسنده غمگینی که خود را ارباب واقعیت می پندارد موجود مضحکی است.
به زعم شوپنهاور، زندگی یک ناخوشیِ مستمر و درخور ملامت است.
تمامی نظام های فلسفی فرو می پاشند.
کتاب پر است از پرسش ها و جملاتی از این دست. گومبروویچ حاصل سال ها تعمق و کند و کاوش را در عالم فلسفه طی جلساتی کوتاه بیان کرده و از آن جا که خود نویسنده ای است پرمغز و صاحب نگرش، تلاش کرده دیدگاه های شخصی اش را نیز لابلای این درس ها بگنجاند تا آن جا که مثلاً در جایی خود را به لحاظ فلسفی متقدم بر سارتر شمرده است.
هر کدام از درس های این کتاب در حقیقت یک جلسه درس یک ساعته بوده اند و نام کتاب نیز به همین جهت انتخاب شده است. مجله ها و روزنامه های معتبری در سراسر جهان این کتاب را به خاطر ایجاز، جدیت، طنز، دقت و منحصربه فرد بودنش ستوده اند.
جان آپدایک(۱) زمانی گومبروویچ را «یکی از پرمغزترین مدرنیست های متاخر» خوانده بود، اما به رغم اشتهار این نویسنده در اروپا و آمریکا، در ایران چندان از او نام برده نمی شود. او که رمان نویس و نمایشنامه نویس مشهور لهستانی است. نخستین رمان خود را با نام فردیدورکه(۲) در سال ۱۹۳۷ منتشر کرد، یعنی یک سال قبل از انتشار رمان تهوع سارتر. جنگ جهانی دوم، حکومت کمونیستی شوروی در دوران جنگ سرد، و تبعید خودخواسته او به آرژانتین مانع از آن شد که اهمیت و قدر این رمان در زمانه خودش شناخته شود. قهرمان رمان او داستان استحاله و تغییر خویش از مردی سی ساله به نوجوانی پانزده ساله را با لحنی تلخ و طنزآمیز تعریف می کند. گومبروویچ در سایر آثار خود اعم از رمان و نمایشنامه مشتاقِ نشان دادنِ تاثیرات روزگار، زمان، تاریخ و مکان بر هویت است. بهترین ترجمه ای که تا کنون از رمان مشهور او به انگلیسی صورت گرفته ترجمه دانوتا بورشارت(۳) همراه با مقدمه سوزان زونتاگ(۴) است که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر شده است. کشور لهستان برای بزرگداشت صدمین سالگرد تولد او سال ۲۰۰۴ را سال ویتولد گومبروویچ نامید. اثر حاضر را نیز انتشارات دانشگاه ییل در همان سال با ترجمه بنجامین آیوری(۵) منتشر کرده است. این کتاب به بیش از سی زبان دنیا ترجمه شده است.

م.پ.

درس اول: کانت ۱۷۲۴-۱۸۰۴

یکشنبه، ۲۷ آوریل ۱۹۶۹
رفراندوم(۶)

آغاز اندیشه مدرن.
البته می توان آغازگر آن را دکارت هم دانست (آغاز قرن هفدهم).
در فلسفه دکارت یک مضمون محوری و مهم وجود دارد: شک مطلق.
خردباوری از این جا آغاز می شود: شک مطلق در باره همه چیز، تا آن جا که خرد وادارمان کند ایده ای را بپذیریم.
(بنیان پدیدارشناسیِ هوسرل نیز همین است)
ــ سوژه: خودِ اندیشنده
ــ ابژه: مثلاً دوربین اپرا یا میز
ــ ایده یا تصوری از یک ابژه که در آگاهی من شکل می بندد.
دکارت این سه جنبه شناخت را فرو می کاهد.
یقین دارم چیزهایی در آگاهی ام هست که ارتباطی با واقعیت ندارد. مثلاً، قنطورس.(۷)
شک نظام مند. شک کردن در باره جهان، در پرانتز نهادن آن:
۱. ابژه.
۲. هر چیز مرتبط با ابژه.
تنها یقین موجود آن است که این ها فقط در آگاهی من وجود دارند.
در پرانتز نهادن:
مثلاً در پرانتز نهادن تصور «خدا»؛
برخی علوم به واقعیت مربوطند (واقعیتی فرضا ابژکتیو) مانند جامعه شناسی و روان شناسی؛ اما علوم انتزاعی، مانند ریاضیات و منطق، به جهان بیرون نمی پردازند، ولی قوانین ذهن ما بر آن ها مبتنی است.
خطای فاحش (یا به تعبیر هوسرل) «انحرافِ» دکارت چه بود؟ دکارت از پیامدهای مهیب اندیشه های خویش می ترسید. او سعی داشت نشان دهد که «خدا» ــ و به تبع آن جهان (به عنوان مخلوق «خدا») ــ واقعیتی ابژکتیو است.
ترس دکارت به ترس سارتر شبیه است. به سبب همین ترس، تمام فلسفه پسین او دچار انحراف شد. برای دکارت فقط گفتار در روش(۸) مهم بود و بس. ایده بزرگ دکارت «حذف ابژه» بود.
و همین جاست که فلسفه شروع می کند به این که آگاهی را همچون امری بنیادین بنگرد. شبی مطلق را مجسم کنید که ابژه ای را در بر گرفته است. اگر ذهنی وجود نداشته باشد که این ابژه را ادراک کند، پس آن ابژه هم وجود ندارد.
چیزی به اسم آگاهی فردی وجود ندارد. آگاهی صورت عام دارد.
(آگاهی مغز و امثال آن در مورد حیوانات، مثلاً سگ، نیز صدق می کند.)
دکارت: منادی اندیشه مدرن.

کانت

برکلی (جوانی روستایی)، و هیوم.

کانت

تاثیرپذیری کانت به ویژه از نیوتن
و از دکارت.
فلسفه کانت ریشه در دانشی(۹) خردورزانه دارد و در قالبی علمی سازمان یافته است و متاثر از نیوتن است.
آثار: نقد خرد ناب؛(۱۰) نقد خرد عملی(۱۱)
اثر بزرگ کانت: نقد خرد ناب.
این اثر در باره نقد خرد ناب نیست؛ بلکه در این باره است که چگونه می توانیم در باره آگاهیِ خودمان داوری کنیم. آگاهی در باره آگاهی داوری می کند. مثال: آیا می توانیم از راه استنتاج فلسفی به وجود «خدا» یقین پیدا کنیم؟
پرسش ها: آدمی تا کجا می تواند در باره آگاهی یقین داشته باشد؟ تا چه حد می توان به آگاهی اعتماد کرد؟
استدلال کانت در نقد خرد ناب، که مبهم هم بیان شده، چنین است:
همه آن چیزهایی که در باره جهان می دانیم در قالب احکام بیان می شود.
مثلاً، «من وجود دارم»، یا حکمی شرطی مانند این: «اگر دومینیک(۱۲) را با لگد بزنم، او هم مرا خواهد زد».

به این می گویند ربط علّی.
احکام یا تحلیلی اند(۱۳) یا ترکیبی.(۱۴)

احکام تحلیلی به احکامی گفته می شود که نتیجه تجزیه و تحلیل باشند و یک کل را به اجزای مهم آن تجزیه کنند. کانت می گوید احکام تحلیلی چیزی به دانش ما نمی افزایند، زیرا بر عنصری تاکید می کنند که از پیش در خودِ تعریف آن ها وجود دارد.
مثلاً در تعریف انسان می گوییم که او موجودی است جاندار، پستاندار و غیره. مفهوم «جاندار» را در نظر بگیرید: «انسان موجودی جاندار است.» چرا جاندار است؟ چون حکم فوق را واشکافی(۱۵) می کنیم. مفهوم جاندار، خود از مفهوم اول، که همانا انسان باشد، برگرفته شده است. به عبارت دیگر، مفهوم جاندار مفهومی است که از تعریف انسان حاصل شده است.(۱۶)
احکام ترکیبی داستان دیگری دارند: این احکام چیزی به دانسته هایمان می افزایند، پس دانش ما را از عالم غنا می بخشند.
احکام ترکیبی پیشینی(۱۷) نیستند (پیشینی یعنی مستقل از تجربه).
به عبارت دیگر، احکام ترکیبی پسینی(۱۸)اند و درستیشان را باید به تجربه فهمید.
یک مثال برای حکم ترکیبی: وقتی حرارت آب به درجه خاصی برسد، می جوشد.
افزوده شدن بر دانش ما. حضور پدیده های تازه در درکی که از عالم داریم.
اما احکام پسینی همیشه هم درست نیستند.
مثال: هیچ تضمینی وجود ندارد که آب در ده هزارمین بار باز هم به جوش بیاید.
کانت در جستجوی دقت است. او مجذوب واقعیت است و ذهنی قاطع دارد.
اما شماری احکام ترکیبی نیز وجود دارند که پیشینیاند، یعنی اگرچه چیزی به واقعیت می افزایند، همزمان به خطاناپذیریشان اطمینان داریم. این یافته کانت متاثر از علم نیوتنی بود.
مثال: عمل مساوی است با عکس العمل.
از لحظه ای که به این نکته پی ببریم، یقین می یابیم که همیشه چنین خواهد بود.
مثال: نزدیک ترین فاصله میان دو نقطه یک خط راست است.
با وجود این، برای آینشتاین نزدیک ترین فاصله میان دو نقطه یک خط منحنی است. اما این مطلب هیچ چیز را عوض نمی کند، زیرا این واقعیت با واقعیتِ نیوتنی فرق دارد. اگر تمام مقدمات نیوتن را بپذیریم، آن گاه قوانین نیوتن در بافت واقعیتِ او قوانینی مطلقند.
برخی احکام ترکیبی: پیشینیاند ــ بر دانش ما می افزایند ــ مطلقند و برای تمام انسان ها معتبرند.
از این رو، کل مسئله فلسفه کانتی در این پرسش نهفته است: چگونه ممکن است احکام ترکیبی پیشینی داشته باشیم؟
کانت از آن رو این پرسش را مطرح می کند که چنین احکامی، بی آن که تصادفی یا مبتنی بر تجربه باشند بر دانش ما می افزایند. حکم ترکیبی نوعی تازگی ابدی به همراه می آورد.
کانت کارش را باسه تحلیل پیش می برد: سه بخش از نقد خرد ناب.
اما از آن جا که موضوع کار، خرد یا دانش سازمان یافته است همه چیز باید بر دانشی ترکیبی مبتنی باشد.
علم است که احکام ترکیبی پیشینی (یعنی ابدی) را صورت بندی می کند.
بخش اول: حسّیات استعلایی.(۱۹)
(استعلایی یعنی چیزی خارج از خود یا نفس).
حسّیات در این جا به معنای ریاضیاتی آن به کار رفته است.
ریاضیات یعنی علم شکل ها و نسبت ها.
در بخش اول: چگونه ممکن است در ریاضیات احکام ترکیبی پیشینی داشته باشیم؟
بخش دوم: تحلیل های استعلایی.(۲۰)
احکام را در فیزیک بررسی می کنیم. یعنی هر آنچه در باره موضوعِ چیزها(رفتارها، واکنش ها) می دانیم. هر آنچه موضوع یا ابژه فیزیک است.
فیزیک علمِ چیزهاست.
بخش سوم: دیالکتیک استعلایی،(۲۱) که طی آن کانت به مسائل متافیزیکی از قبیل «وجود خدا» می پردازد.
با کانت فروکاستِ بزرگِ تفکر آغاز می شود، فرایندی که تا امروز ادامه یافته است.
برای نخستین بار آگاهی می پرسد: محدوده های آگاهی (از خرد) کدامند؟
ضربه قاطع کانت. او ایده های درخشانی داشت که همه چیز را به کلی عوض کرد.
پرسش: احکام ترکیبی پیشینی چگونه ممکن می شوند؟
پاسخ: احکام ترکیبی پیشینی به طور عام و، به تبع آن، در حسّیات استعلایی، امکان پذیر هستند، زیرا زمان و مکان نه از خواص چیزها بلکه از خواص سوژه اند.
برای آن که چیزی برای ما وجود داشته باشد، باید زمان و مکان را بر آن بار کنیم.
و استدلال کانت در این باره بسیار ساده است.
او می گوید: «به سه دلیل مکان در دنیایِ ابژکتیوِ بیرون از ما وجود ندارد، بلکه صرفا بخشی جدایی ناپذیر از آگاهی ماست.»
دلیل اول. مکان حاصل تجربه نیست، بلکه شرط ناگزیر هر تجربه ای است. مکان خود یک ابژه نیست، بلکه شرط وجود ابژه هاست. مکان از تجربه به دست نمی آید.
دلیل دوم. مکان مفهومی نیست که از استنتاج حاصل شود. ما نمی توانیم مکان را مثل شی ء معینی(۲۲) درک کنیم، زیرا مکان، ابژه نیست. مکان، شهودِ محض است. به عبارت دیگر، مکان یک چیز نیست، بلکه شرط چیزهاست، چون آن را در درون خود داریم.
دلیل سوم (یا بهتر است بگوییم، پیامد دو دلیل دیگر). شهودِ مکان، شرط ناگزیر احکام ترکیبیِ پیشینیِ ماست و واقعیتی ابژکتیو به چیزها می بخشد.
بدون مکان آنچه می ماند صرفا تاثرات(۲۳) است (این نظر کانت با نظر دکارت همسوست).
مثال: هندسه، که بر ساختارهای واقع در مکان، بر شکل ها، متکی است، با آن که بر تجربه بنا نشده، معتبر است، زیرا [جمله در همین جا قطع شده(۲۴).]

نظرات کاربران درباره کتاب فلسفه در شش ساعت و پانزده دقيقه

عنوان اثر شایدکمی غلط اندازه! بهتره با داشتن سابقه مطالعه فلسفی ازش استفاده کنید
در 1 سال پیش توسط P D
این کتاب رو با پیش فرض داشتن علم و دانش فلسفه مطالعه کنید، عنوان گمراه کننده است
در 9 ماه پیش توسط فرزاد کاظمی
به کسانی که به فلسفه علاقه دارند ،این کتاب توصیه میشه
در 2 سال پیش توسط سلما قشقایی
عالی با ترجمه خوب
در 2 سال پیش توسط soo...ist
من یک ساله هرجا میرم کتاب همراهمه واقعا عالیه برای کسانی که جویای حقیقت و فلسفه ان خصوصا اگر ارادتی به اگزیستانسیالیسم داشته باشن
در 11 ماه پیش توسط hos...i14
عالی
در 3 سال پیش توسط کوروش احمدی
برای مطالعه اثر نیازمند داشتن اطلاعات از مفاهیم پایه فلسفه هستید و برای تازه کار ها توصیه نمیشه و مطلب دیگه اینکه گاهی تو کتاب نظرات شخصی نویسنده آشکار میشه و همینطور گاهی هم لازم بوده از جزئیات کاسته بشه و به موضوعات اصلی تر در اون مبحث پرداخته شود اما در مجموع کتاب دارای بار فلسفی می باشد و میتونه تو مسیر شناخت فلسفه بالاخص فلسفه مدرن یاری تان کند.
در 2 ماه پیش توسط 1go...ign
خیلی خوب
در 2 سال پیش توسط foc...oup
بدترین کتابی است که تا حالا خوندم حالم از کتابتون بهم خورد
در 2 سال پیش توسط امیرعلی محمد زاده