تعطیلات تابستان است و م. ن. ا. تعطیل است. بچهها چه کار میکنند؟ مسلماً به اردوی تابستانی میروند! ویگلاف و دوستانش به اردوی اژدهانکا میروند، جایی که پشتسرهم غافلگیر میشوند. دادوین، برادر ویگلاف، از روحِ اژدهاها صحبت میکند و اتفاقات عجیبی رخ میدهد... کسی (یا چیزی) میخواهد آنها را وادار به ترک آنجا کند!
«قهرمانی جوان که میتواند برادر کوچک هریپاتر باشد.»
مری پاپ آزبورن، نویسندۀ مجموعه داستانهای «خانۀ درختی جادویی»