خانمهای جنگل بولونی شاید برای کسانی که فیلمهای بعدی برسون را دیدهاند، کمی غافلگیرکننده باشد. در اینجا هنوز از بازی افراطی با اشیاء (مثل محکوم به مرگی گریخته است) خبری نیست، همینطور از افراطگری جنونآمیز در حذف نماهای معرف مکان (لانسلو دولاک) و ابهام افراطی در آشکارکردنِ انگیزههای شخصیت اصلی (جیببر)؛ دستکم در سطح ظاهر، فیلمی میبینیم با داستان و درونمایه مشخص (عشق و انتقام)، خط سیر مشخص (پیروی از استراتژی کنجکاوی، تعلیق و غافلگیری)، و شاید از همه مهمتر، بازیهایی کموبیش دور از سرمای مورد انتظار از برسون.