فیدیبو نماینده قانونی انتشارات درسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب انسان در جستجوی معنی

کتاب انسان در جستجوی معنی

نسخه الکترونیک کتاب انسان در جستجوی معنی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۸۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب انسان در جستجوی معنی

در این کتاب، دکتر فرانکل تجربه‌ای را که منجر به کشف «لوگوتراپی» شد توضیح می‌دهد. وی مدت زیادی در اردوگاه کاراجباری اسیر بود، که تنها وجود برهنه‌اش برای او باقی ماند و بس. پدر، مادر، برادر و همسرش یا در اردوگاه‌ها جان سپردند و یا به کوره‌های آدم‌سوزی سپرده شدند. خواهرش تنها بازمانده‌ی این خانواده بود که از اردوگاههای کار اجباری جان سالم بدر برد. او چگونه زندگی را قابل زیستن می‌دانست؟ درحالی‌که همه‌ی اموالش را از دست داده بود؛ همه‌ی ارزش‌هایش نادیده گرفته شده بود، از گرسنگی و سرما و بیرحمی رنج می‌برد و هر لحظه در انتظار مرگ بود. او به راستی چگونه زنده ماند؟ پیام چنین روانکاوی که شخصا با چنان شرایط خوفناکی رویاروی بوده است، شنیدن دارد. اگر کسی بتواند به شرایط انسانی ما عاقلانه و با دلسوزی بنگرد؛ این شخص بی‌تردید باید دکتر فرانکل باشد. واژه‌هایی که از قلب دکتر فرانکل برمی‌خیزد، بر دل می‌نشیند. چون بر تجربه‌های بسیار ژرف استوار است. صادقانه و ژرفتر از آن است که انسان کوچکترین رنگی از فریب در آن ببیند. پیام‌های او والا و ارزنده است. و کارهایش به خاطر موقعیت کنونی او در دانشکده طب دانشگاه وین، و به علت آوازه کلنیک‌های «لوگوتراپی» که امروزه در بسیاری از سرزمین‌ها با الگوبرداری از پلی‌کلنیک معروف عصب‌شناسی او در وین آغاز به کار می‌کند، شهرت جهانی دارد.

ادامه...

بخشی از کتاب انسان در جستجوی معنی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



بخش اول

تجاربی از اردوگاه کار اجباری(۱)

این کتاب در نظر ندارد که از اتفاقات و رویدادها گزارشی ارائه دهد، بلکه تجارب شخصی را منعکس می کند که میلیون ها انسان آن را لمس کرده و از آن رنج برده اند.
می توان گفت کتاب شرحی است از درون اردوگاه کار اجباری که به وسیله ی یکی از کسانی که جان سالم از آن به در برده است بازگو می شود. داستان به رویدادهای هولناک (که کمتر در حد باور مردم بوده) نمی پردازد، بلکه به زجرهای کوچک اشاره می کند و آنها را می شکافد. به سخن دیگر تلاش ما در این داستان بر آن است که به این پرسش پاسخ دهیم:
زندگی روزانه اردوگاه کار اجباری، در ذهن یک انسان معمولی چگونه بازتابی دارد. بیشتر رویدادهایی که در اینجا نشان داده می شود، در اردوگاه های بزرگ و مشهور روی نداده، بلکه در اردوگاه های کوچکی رخ داده است که بیشتر آدم سوزی ها در آنجا انجام گرفت. به عبارت دیگر این داستان به رنج و مرگ قهرمانان بزرگ و زندانیان شناخته شده و یا کاپوهای برجسته ـ زندانیانی که به عنوان افراد امین مورد استفاده قرار می گرفتند و در نتیجه از امتیازهایی برخوردار بودند ـ نمی پردازد. سخن از فداکاری های مصلوب شدگان و مرگ توده های ناشناخته و مجرمینی است که گزارشی از آنان در دست نداریم. اینها همان زندانیان عادی بودند که نشان ویژه ای روی آستین خود نداشتند و کسانی بودند که بشدت مورد تحقیر کاپوها واقع می شدند. کاپوهایی که هرگز مزه ی گرسنگی را نمی چشیدند، درحالی که آنان یا چیزی برای خوردن نداشتند، و یا با اندک غذایی فریاد شکم را می خواباندند. اما زندگی و گذران بسیاری از کاپوها در اردوگاه ها، بهتر از زندگی پیشینیان بود. اغلب کاپوها سخت گیرتر از زندانبانان با زندانیان رفتار می کردند و آنان را بیرحمانه تر از اس.اس ها به باد کتک می گرفتند. ناگفته نماند که کاپوها را از میان زندانیانی برمی گزیدند که شخصیت شان نشان دهنده آن چنان رفتاری بود که اس.اس ها انتظار داشتند. و چنانچه در عمل خلاف خواسته و انتظار اس.اس ها تشخیص داده می شد، بیدرنگ از کارشان برکنار می شدند.
کاپوها به سرعت به خلق و خوی اس.اس ها و زندانبان های اردوگاه ها پی می بردند بنابراین در مورد آنان نیز می توان بر پایه اصول روانشناسی داوری کرد.
کسانی که در خارج زندان بودند درباره ی زندانیان، به علت این که تحت تاثیر عواطف و احساسات ترحم آمیز واقع می شدند، تصورات نادرستی داشتند. زیرا آنها از مبارزه ای که در میان زندانیان برای زنده ماندن و یک تکه نان می جوشید، آگاهی کمتری داشتند.
این مبارزه و تلاش به طرز خشن و بی رحمانه و تنها برای به چنگ آوردن تکه ای نان بخور و نمیر روزانه، پیوسته در جریان بود.

برای نمونه کامیونی را در نظر می گیریم که رسما اعلام می شد بایستی شمار ویژه ای از زندانیان را به اردوگاه دیگری حمل کند، اما حدس نزدیک به یقین همه این بود که مقصد نهایی کامیون به اتاق های گاز منتهی خواهد شد. به این ترتیب عده ای از زندانیان بیمار و ناتوان و از کار افتاده را برگزیده و به یکی از اردوگاههای مرکزی بزرگ که مجهز به اتاقهای گاز و کوره های آدم سوزی بود، روانه می کردند. شیوه ی کار زنگ خطری بود برای یک درگیری آزادانه بین همه زندانیان، یا برخورد یک گروه با گروهی دیگر. آنچه جنبه حیاتی داشت این بود که همه می کوشیدند نام خود یا دوستشان از فهرست گروه اعزامی حذف شود، درحالی که به جای نام حذف شده، حتما باید یکنفر را جانشین او کرد. چون با هر کامیونی تعداد معینی از زندانیان باید روانه می شدند. و از آنجا که موجودیت هر زندانی با یک شماره مشخص می شد، بنابراین مهم نبود که چه کسی با کاروان به راه می افتد. تنها کافی بود تعداد نفرات درست باشد.
مدارک زندانیان را به محض ورود به اردوگاه (دست کم این شیوه ای بود که در آیشویتس(۲) به کار گرفته می شد) همراه با سایر وسایل شان می گرفتند. تنها به هر زندانی این فرصت داده می شد که نام یا حرفه ای ساختگی برای خود برگزیند که عده زیادی به دلایل مختلف چنین می کردند. سرپرست زندانیان تنها به شماره های اسرا علاقمند بود. اغلب شماره زندانی را روی بدن آنان خالکوبی می کردند و یا روی قسمت ویژه ای از کت، پالتو یا شلوارش می دوختند. هر زندانبانی که می خواست زندانی را تنبیه کند، کافی بود نیم نگاهی به شماره اش بیندازد (که چقدر ما از این نیم نگاه ها وحشت داشتیم!) و نیازی نبود اسمش را بپرسد.
برگردیم به کامیونی که در حال حمل زندانیان بود. در اینجا، هم وقت تنگ بود و هم این که دیگر مسایل وجدانی و اخلاقی مطرح نبود.
در ذهن هر زندانی تنها یک اندیشه جولان می داد: خود را برای خانواده اش که در انتظار او بود زنده نگاهدارد، و جان دوستانش را نجات بخشد. بنابراین بدون کوچکترین تردیدی، زندانی دیگر یا شماره دیگری را برمی گزید تا به جای او راهی شود.
همان طور که پیش تر یادآور شدیم، جریان گزینش کاپوها یک جریان منفی بود، زیرا تنها بی رحم ترین زندانیان برای این شغل برگزیده می شدند (گرچه گاهی استثناهایی نیز بچشم می خورد). علاوه بر گزینش کاپوها که توسط اس.اس ها صورت می گرفت، نوعی خودگزینی نیز همواره در میان همه زندانیان جریان داشت. رویهم رفته تنها زندانیانی می توانستند زنده بمانندکه پس از سال ها جابجایی از اردوگاهی به اردوگاه دیگر، و در مبارزه برای زنده ماندن، فاقد همه گونه ارزش های اخلاقی شده بودند. آنان برای نجات جان خود حاضر بودند دست به هر کاری بزنند، اعم از کار شرافتمندانه یا غیر شرافتمندانه.
دزدی می کردند و دوستانشان را لو می دادند و سرانجام از توانائی های خود ـ ولو خشن و بی رحمانه ـ استفاده می کردند. ما که از بخت خوب یا حُسن اتفاق و یا معجزه ـ یا هر آنچه که شما نامش می نهید ـ از این اردوگاه ها بازگشته ایم، خوب می دانیم که بهترین های ما بازنگشتند.
در اینجا، حقایق تنها زمانی معنا خواهد داشت که همراه با تجارب شخص باشد. تلاش ما در این کتاب بر این است که این تجارب را توضیح دهیم.

نظرات کاربران درباره کتاب انسان در جستجوی معنی

ما این همه وقت تلف شده داریم. اجازه بدید بخش بسیار ناچیزی از عمرتان هم در خواندن این کتاب تلف شود، آنگاه درخواهید یافت که لحظاتی که این کتاب را مطالعه کرده اید، بهترین لحظات زندگیتان بوده است. با دقت و حوصله سطر به سطر در خود هضم کنید و در کتاب فرو روید.
در 2 سال پیش توسط vah...gan
من اصل کتابشو دارم واقعا کتابه خوبیه لطفا کتابای روانشناسی و خود شناسی معروف جهان رو بزارید
در 3 سال پیش توسط payam sarkar
امتیاز پایین من به علت ترجمه گمراه کننده کتاب است. فصل اول که ساده و بیان خاطرات است، مشکلی به نظر نمیرسد اما در فصل دوم احساس میکردم که مفاهیم در هم پیچیده و نامفهوم اند. بنابراین سری به نسخه انگلیسی زدم که نشان میداد مترجم نه تنها برخی بخشا را متوجه نشده، گاهی تغییراتی در جملات داده که معنا را بهم میریزند و عجیب تر اینکه جملاتی وجود دارند که در متن اصلی وجود ندارند!!!
در 1 سال پیش توسط امین آشنا
سلام این کتاب به من کمک کرد تا نگاه دوباره‌ای به معنای زندگیم بندازم. چیزی که از یاد ما می‌ره و همین باعث می‌شه در رنج و ناامیدی بی‌پایانی غوطه‌ور بشیم. البته نویسنده یک اگزیستانسیالیسته و در حوزه‌هایی با عقاید من همسو نیست.اما در هرصورت کتاب بسیار خوب و عالی‌ایه.
در 3 سال پیش توسط kav...8.z
بعد از خواندن این کتاب در دوره سربازی، تحمل بسیاری از مشکلات برایم ساده تر شد...
در 2 سال پیش توسط مجید خادم رضاییان
باید خوندش حتما حداقل سالی یکبار
در 2 سال پیش توسط iman ghezelbashan
چقدر یه کتاب می تونه زندگی آدمی رو تغییر بده 💓
در 2 سال پیش توسط Elif Murphy
امیر عاشقی " بی هدف ی انسان را می کُشد" این کتاب فوق العاده زیبا ست و باید جزو کتاب های درسی در مدارس خصوصاً دبیرستان تدریس شود
در 1 سال پیش توسط غزل منوچهر
مدتی است که نقدهای زیادی به معنی گرایی شده. ولی هنوز یکی از پایه ای ترین اصول روانشناسی است. ارزش خواندن رو دارد. تردید نکنید.
در 2 سال پیش توسط sh_...ams
ترجمه ضعیف و گنگ متن پیچیده و درهم ویراستاری ضعیف اما شدیدا به کسانی که سرباز هستن توصیه میکنم بخوننش
در 2 سال پیش توسط سینا گودرزی