فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب خورشید و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پاهای كثيف

کتاب پاهای كثيف
متن دو زبانه

نسخه الکترونیک کتاب پاهای كثيف به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب پاهای كثيف

این کتاب هشت قطعه از شعرها و ترانه‌های اجتماعی سیلوراستاین است که از میان دوازده آلبوم برگزیده و ترجمه کرده‌ام. این ترانه‌ها اغلب لحنی عامیانه و محاوره‌ای دارند که سیلوراستاین آنها را با صدای خود یا همراهِ با دیگران اجرا کرده است.

ادامه...

بخشی از کتاب پاهای كثيف

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

شلدون آلن سیلوراستاین، شاعر، نویسنده، کاریکاتوریست، آهنگساز و خواننده امریکایی، در بیست و پنجم سپتامبر ۱۹۳۰ در شیکاگو به دنیا آمد و در دهم ماه می سال ۱۹۹۹، بر اثر حمله قلبی، در اتاق خوابش درگذشت.
او یک دختر و یک پسر داشت: دخترش شوشانا در یازده سالگی از دنیا رفت. شوشانا در زبان عبری یعنی گل رز. سیلوراستاین کتاب نوری در اتاقک زیر شیروانی را به او تقدیم کرده است.
پسرش ماتیو، که به هنگام فوت پدر دوازده سال داشت، وارث بیست میلیون دلار دارایی پدرش شد.
شل، پس از فراغت از تحصیل در دبیرستان روزولت، وارد دانشگاه ناوی پایر شد و به تحصیل در رشته هنر پرداخت. ولی پس از یک سال از آن دانشگاه اخراج شد. بعد به دانشگاه شیکاگو رفت و در رشته هنرهای زیبا تحصیل کرد و پس از آن برای تحصیل در رشته زبان انگلیسی در دانشگاه روزولت نام نویسی کرد. پس از سه سال، به اجبار به سربازی رفت و دیگر به روزولت بازنگشت. می گفت از اینکه به دانشگاه رفته پشیمان است: «می توانستم دنیا را ببینم، ولی وقتم را در دانشگاه روزولت تلف کردم.»
شل سیلوراستاین در سپتامبر ۱۹۵۳ در لباس سربازی به ارتش امریکا ملحق شد. او را نخست به ژاپن و سپس به کره منتقل کردند. در دوران سربازی، به شعر و کاریکاتور روی آورد. سرباز وظیفه شناسی نبود و اغلب با افسران مافوقش درگیر می شد.
مهمترین کتاب های سیلوراستاین، که به فارسی نیز ترجمه شده، عبارت اند از:

لافکادیو (شیری که جواب گلوله را با گلوله داد)، درخت بخشنده، جایی که پیاده رو تمام می شود، نوری در اتاقک زیر شیروانی، بالاافتادن، یک زرافه و نصفی، در جستجوی قطعه گمشده، آشنایی قطعه گمشده با دایره بزرگ، کتاب الفبای عمو شلبی، راهنمای پیشاهنگی عمو شلبی، باغ وحش عمـو شلبی، و کسی یک کرگدن ارزون نمی خواد؟.

این کتاب هشت قطعه از شعرها و ترانه های اجتماعی سیلوراستاین است که از میان دوازده آلبوم برگزیده و ترجمه کرده ام.
این ترانه ها اغلب لحنی عامیانه و محاوره ای دارند که سیلوراستاین آنها را با صدای خود یا همراهِ با دیگران اجرا کرده است.
از همسرم سارا و دوست خوبم امیر بریدفاتحی، که در ترجمه این مجموعه یاری ام کرده اند، سپاسگزارم.

علیرضا برادران

۲۵ دقیقه به رفتن

چوبه دار برپا می کنند، بیرونِ سلولم
۲۵ دقیقه وقت دارم.

۲۵ دقیقه دیگر، در جهنم خواهم بود.
۲۴ دقیقه وقت دارم.

آخرین غذای من کمی لوبیاست.

25 MINUTES TO GO

They're buildin' the gallows outside my cell.
I got 25 minutes to go.

And in 25 minutes I'll be in Hell.
I got 24 minutes to go.

Well, they give me some beans for my last meal.

۲۳ دقیقه مانده است.

هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم.
۲۲ دقیقه زمان باقی است.

به فرماندار نامه ای نوشتم، لعنتِ خدا به همه آنها.
آه... ۲۱ دقیقه دیگر باید بروم.

به شهردار تلفن می کنم، رفته ناهار بخورد.
۲۰ دقیقه دیگر وقت دارم.

کلانتر می گوید، «پسر، می خواهم مردنت را ببینم.»
۱۹ دقیقه مانده است.

23 minutes to go.

And you know... nobody asked me how I feel.
I got 22 minutes to go.

So, I wrote to the Gov'nor... the whole damned bunch.
Ahhh... 21 minutes to go.

And I call up the Mayor, and he's out to lunch.
I got 20 more minutes to go.

Well, the Sheriff says, " Boy, I wanna watch you die ".
19 minutes to go.

به صورتش نگاه می کنم و می خندم... به چشم هایش تف می کنم.
۱۸ دقیقه وقت دارم.

رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد.
۱۷ دقیقه باقی است.

می گوید: «یک هفته، نه، سه هفته دیگر خبرم کن.
حالا فقط ۱۶ دقیقه وقت داری.»

وکیلم می گوید، متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام بدهم.
م م م م... ۱۵ دقیقه مانده است.

اشکالی ندارد، اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن.
۱۴ دقیقه وقت دارم.

I laugh in his face... and I spit in his eye.
I got 18 minutes to go.

Well... I call out to the Warden to hear my plea.
17 minutes to go.

He says, " Call me back in a week or three.
You've got 16 minutes to go."

Well, my lawyer says he's sorry he missed my case.
Mmmm... 15 minutes to go.

Yeah, well if you're so sorry, come up and take my place.
I got 14 minutes to go.

پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد،
در این ۱۳ دقیقه باقی مانده.

او آتش و سوختن می گوید،اما من احساس می کنم که سخت سردم است.
۱۲ دقیقه دیگر وقت دارم.

چوبه دار را آزمایش می کنند، پشتم می لرزد.
۱۱ دقیقه وقت دارم.

چوبه دار عالی است و کارش حرف ندارد.
۱۰ دقیقه دیگر وقت دارم.

Well, now here comes the padre to save my soul,
With13 minutes to go.

And he's talkin' about burnin', but I'm so damned cold.
I got 12 more minutes to go.

Now they're testin' the trap. It chills my spine.
I got 11 minutes to go.

'Cuz the goddamned thing it works just fine.
I got 10 more minutes to go.

منتظرم که عفوم کنند... آزادم کنند.
در این ۹ دقیقه ای که باقی مانده.

اما این که فیلم سینمایی نیست، بلکه... خب، به جهنم.
۸ دقیقه دیگر وقت دارم.

حالا از نردبان بالا می روم تا بر سکوی اعدام قرار گیرم.
۷ دقیقه دیگر وقت دارم.

بهتر است حواسم جمعِ قدم هایم باشد وگرنه پاهایم می شکند.
۶ دقیقه دیگر وقت دارم.

حالا پاهایم روی سکوست و سرم در حلقه دار...

I'm waitin' for the pardon... gonna set me free
With 9 more minutes to go.

But this ain't the movies, so to hell with me.
I got 8 more minutes to go.

And now I'm climbin' up the ladder with a scaffold peg
With 7 more minutes to go.

I've betta' watch my step or else I'll break my leg.
I got 6 more minutes to go.

Yeah... with my feet on the trap and my head in the noose...

نظرات کاربران درباره کتاب پاهای كثيف