اسم من ای. جی است و از بلند بلند خواندن متنفرم.
هر روز در کلاس آقای گرانیت، تک تک ماها مجبوریم بایستیم و یک بخش از کتاب را با صدای بلند بخوانیم.
با صدای بلند خواندن خیلی ترسناک است، مخصوصاً وقتی آدم اشتباه میکند. هفتۀ گذشته مجبور شدم جملۀ عجیب و غریب «چایی داغ است، دایی چاق است» را بخوانم و خواندم «چایی چاق است، دایی داغ است».
همه به من خندیدند، در حالی که من حرف خندهد اری نزده بودم.