فیدیبو نماینده قانونی انتشارات کتاب همراه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب گزیده تاریخ بیهقی

کتاب گزیده تاریخ بیهقی

نسخه الکترونیک کتاب گزیده تاریخ بیهقی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب گزیده تاریخ بیهقی

موضوع این کتاب ـ پیداست که ـ تاریخ است امّا نه آنچنان که تا آن روز و حتی پس از آن در این سرزمین و نیز در دنیا معمول بوده است بلکه به قول خود بیهقی از " لونی دیگر"؛ یعنی آنچنان که امروزه دانشمندان دنیا نوشتن تاریخ را توصیه می‌کنند؛ تحلیل نقادانه و ریشه‌یابی حوادث تاریخی از مهمترین مواردی است که بیهقی بدان عنایت دارد. از آن گذشته تقریباً تمام کسانی که این کتاب را می‌خوانند، جذابیت شگرف نثر آن را می‌ستایند و معتقدند که این کتاب با آنکه صرفاً یک اثر تاریخی است، در حوزه ادبیات طبقه‌بندی می‌شود؛ زیرا برترین ویژگی آن رمان‌گونگی آن است و بخشی از جذابیت و کشش نثر که خواننده را به حال خود رها نمی‌کند، از همین ویژگی نشأت می‌گیرد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات کتاب همراه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۷۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گزیده تاریخ بیهقی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



درآمد

تاریخ بیهقی بی شک یکی از بزرگترین متون زبان فارسی است که گاهی آن را از بسیاری جهات در اوج تمامی کتابهای منثور سرشار از افتخار فارسی می دانند، گاه نیز آن را در کنار یکی دو کتاب سترگ دیگر از جمله تذکره الاولیای عطار و اسرارالتوحید، از افتخارات جاودان زبان فارسی می شمارند و کتابهای معروف نثر فارسی از قبیل گلستان سعدی و کلیله و دمنه را پس از آن می آورند.
آنچه از این پس می آید، گزیده ای فراهم آمده از این کتاب ارزشمند است که به دلایلی ـ که خواهیم خواند ـ از ترتیب اصل کتاب پیروی نمی کند؛ زیرا بیهقی کتاب بی نظیر خود را بر اساس یادداشتهای سالانه ای که در طول خدمتش در دستگاه غزنوی فراهم آورده بود، تنظیم کرده است و مسلماً این ترتیب در عین علمی بودن، برای خواننده ای که بخواهد جریان حوادث را پیگیری نماید، چندان مطلوب نیست؛ به همین دلیل در کتاب حاضر کوشیده ایم مطالب بر اساس شخصیتهای تاریخی بیهقی تنظیم و عرضه شود. ترتیب اخیر موجب پیگیری آسانتر حوادث و نتیجه گیری مطلوبتر می گردد.
برای کاستن از حجم کتاب نیز کوشش شده است تا آنجا که لطمه ای به اصل مطلب وارد نیاید، اختصارـ اگرچه در مورد بیهقی و نوشته زیبای وی دریغ می نماید ـ در صدر اقدامات قرار گیرد.
برای سخن گفتن درباره بیهقی و تاریخ سترگ و پرآوازه او بهتر است به خود او متوسل شویم:
«... و اگر از خوانندگان این کتاب کسی بگوید این چه درازی است که ابوالفضل در سخن می دهد، جواب آن است که من تاریخی می کنم پنجاه سال را که بر چندین هزار ورق می افتد و در او اسامی بسیار مهتران و بزرگان است از هر طبقه...»(۱) مسلّماً وقتی این مطلب را می نوشته، چندین هزار برگ نوشته به گفته خود وی پیش روی داشته و پنجاه سال از تاریخ ایران را به رشته تحریر کشیده بوده است و هنوز هم ادامه می داده است. امّا وقتی این کار عظیم به پایان رسیده، خودش معین نکرده است که در مجموع، چند جلد کتاب برای آیندگان به ارمغان گذاشته است. خوشبختانه بعدها یکی از همشهریان فاضل وی به نام ابن فندق، نویسنده کتاب تاریخ بیهق، کتاب تمام شده بیهقی را در سی جلد دیده است.
با تاسف بسیار باید گفت خرابیها و ویرانیهای پی درپی این مملکت و کتاب سوزانهای بی شمار،(۲) هرگز مجال نداد که این کتاب نفیس، تمام و کمال به آیندگان منتقل شود و تنها حدود پنج جلد از سی جلد به ما رسیده است که جز بخش کوتاهی از اواخر دوران محمود غزنوی، بقیه در وصف سلطنت پر فراز و نشیب مسعود است و به همین دلیل به «تاریخ مسعودی» مشهور است.

موضوع تاریخ بیهقی

موضوع این کتاب ـ پیداست که ـ تاریخ است امّا نه آنچنان که تا آن روز و حتی پس از آن در این سرزمین و نیز در دنیا معمول بوده است بلکه به قول خود بیهقی از " لونی دیگر"؛ یعنی آنچنان که امروزه دانشمندان دنیا نوشتن تاریخ را توصیه می کنند؛ تحلیل نقادانه و ریشه یابی حوادث تاریخی از مهمترین مواردی است که بیهقی بدان عنایت دارد. از آن گذشته تقریباً تمام کسانی که این کتاب را می خوانند، جذابیت شگرف نثر آن را می ستایند و معتقدند که این کتاب با آنکه صرفاً یک اثر تاریخی است، در حوزه ادبیات طبقه بندی می شود؛ زیرا برترین ویژگی آن رمان گونگی آن است و بخشی از جذابیت و کشش نثر که خواننده را به حال خود رها نمی کند، از همین ویژگی نشات می گیرد.
از شیرین کاریهای بیهقی آوردن حکایتهایی مناسب در ضمن تاریخ است که برای آن چندین توجیه شایسته دارد؛ اول تناسب و تشابه و مقایسه و نتیجه گیری، دوم تشویق خواننده به انجام اعمال مشابه و عبرت گرفتن. بخشی از دلایل را از زبان خودش بشنویم:
«و غرض در آوردن حکایات آن باشد تا تاریخ بدان آراسته گردد...و فایده کتب و حکایات و سِیر(۳) گذشته این است آن را به تدریج بر خوانند و آنچه بباید و به کار آید بردارند.(۴)»
خوانندگان تاریخ بیهقی معتقدند که وی چندین صفت بارز دارد؛ از جمله صراحت، شهامت بیان و صداقت در گفتار حتی اگر به زیان خودش باشد. برخی از اعترافات او به انجام اشتباهاتی که منجر به گرفتاری شخصی شده است، موید این ادعاست.
از ویژگیهای شخصیتی بیهقی که در نوشتن صحیح تاریخ موثر است، یافتن افراد دست اولی است که مستقیماً درگیر ماجراها بوده اند. بیهقی برای دستیابی به منابع موثق و قابل اعتماد به سراغ اینان می رود تا آنچه نقل می کند در کمال احتیاط و مستند باشد. شگفت آنکه راویان را در اغلب موارد به انواع آزمونها می آزماید و درجه صحت و سقم گفته های آنان را ذکر می کند.
آنچه امروزه به نام تاریخ بیهقی معروف است، با چند برگ پایانیِ جلد پنجم به شرح زیر آغاز می شود:

«... بسم اللّه الرحمن الرحیم. زندگی خداوند عالم،(۵) سلطان اعظم، ولیّ النعّم دراز باد... نبشتند(۶) بندگان از تگیناباد،(۷) روز دوشنبه، سوم شوال از احوال لشکر منصور که امروز اینجا مقیمند، بر آن جمله که چون فرمان عالی در رسد، فوج فوج قصد(۸) خدمت درگاه عالی کنند که عوایق(۹) و موانع برافتاد و زایل گشت(۱۰) و کارها یکرویه شد و مستقیم؛ و دلها بر طاعت است و نیتها درست.»

اصل موضوع از این قرار است:

محمود غزنوی در آخرین سالهای حیات دو پسر دارد؛ محمد و مسعود که هردو در زمان مرگ پدر (۴۲۱ه. ق) سی و چهار ساله اند. محمود این دو را از نوجوانی در لشکرکشیها شرکت می داد تا برای در دست گرفتن مسوولیت آینده آماده شوند. در این میان مسعود به علت رشادت جسمانی و دلیری، از خود جسارت بیشتری نشان می داد امّا محمد که سلیم النفس بود، کمتر می توانست شجاعتهای نمایانی در خونریزی بروز دهد. محمود به دلیل شجاعتهای مسعود و توصیه های اطرافیانش ـ که تصور می کردند جز مسعود کسی قادر به حفظ امپراتوری وسیع غزنویان نیست ـ وی را به ولایتعهدی برگزید امّا چندین نوبت بین او و پدر اختلافاتی بروز کرد که بر اساس آن محمود وی را از ولایتعهدی خلع کرد و این مقام را به پسر دیگرش واگذار نمود. درباریان محمود نیز به آتش این اختلاف دامن می زدند و هرکدام به طرفداری یکی از دو فرزند سلطان تحریکاتی انجام می دادند؛ از این رو، بازار جاسوسی و بدبینی و نفاق در دربار محمود به شدّت بالا گرفت. محمود، خود نیز این جوّ را دامن می زد و شاید می خواست مسعود را همیشه میان بیم و امید نگه دارد. عجیب آنکه در ماههای آخر عمر، مسعود را عاق کرد و این موضوع را به سران ایالات و ولایات اعلام نمود.(۱۱)محمود چندی پیش از فوت خود به فرزندش مسعود ماموریت داد تا دنباله فتوحات او را در ری و اصفهان تکمیل و تثبیت کند. در این سالها مسعود سرگرم سرکوبی شدید مردم این سامان بود که خبر مرگ پدر و بر تخت نشستن محمّد، برادرش را دریافت کرد. به همین دلیل به سرعت سروسامانی به اوضاع داد و با بستن قرارداد صلحی مصلحتی، رو به سوی غزنین، پایتخت غزنویان نهاد.
مسعود از نیمه راه سفر، از حومه ری به محمد پیامی فرستاد و به او پیشنهاد تقسیم قدرت داد. بر اساس این پیشنهاد، بخش شرقی ایران آن روز شامل خراسان، غزنه و هند در دست محمّد باقی می ماند و مناطق مرکزی و غربی همراه با عنوان «سلطان» به مسعود واگذار می شد، امّا این پیشنهاد رد شد. مسعود نیز به سه دلیل بر ادامه این موضوع پافشاری نکرد؛ نخست آنکه اساساً تصمیم پدر را مبنی بر جانشینی برادرش قبول نداشت و خود را برای حکومت ایران صالحتر از او می دید و دیگر اینکه اخباری دریافت کرده بود که لشکریان خراسان و غزنه به او تمایل دارند. سوّمین و مهمترین دلیل نیز آن بود که تقریباً یقین داشت که خلیفه بغداد او را تایید خواهد کرد. از آن گذشته، با دشمنان سابق پدرش، قراخانیان ماوراءالنهر، علی تگین و فرزندانش وارد مذاکره شد که در ازای کمک آنان برای غلبه بر برادرش، محمّد بخشی از خاک جنوب ماوراءالنهر را به آنان واگذارد و به این پیمان نیز قویدل بود.(۱۲)
حرکت مسعود به سمت پایتخت آن هم با لشکری که طعم پیروزی را در سرزمینهای غرب و مرکز ایران چشیده بود، بسیاری از طرفداران محمّد را ترساند و همانها که روزی محمّد را به سلطنت نشاندند و در راس آنها علی قریب قرار داشت، به طرفداری مسعود برخاستند.
می گویند محمّد، خودش به دلایل بسیار خیال بر تخت نشستن نداشت امّا افراد زیر او را به این کار تشویق کردند و اسباب قدرت و و پادشاهی را برای وی مهیا ساختند.
حسنک،(۱۳) وزیر سلطان محمود،
حاجب بزرگ، علی بن ایل ارسلان، معروف به علی قریب.(۱۴)
عضدالدوله ابویعقوب، یوسف بن سبکتگین، عموی مسعود.(۱۵)
افراد دیگری نیز در این ماجرا کم و بیش له یا علیه مسعود دخالت داشتند که مهمترین آنها عبارتند از:
بونصر مشکان، دبیر رسایل محمود غزنوی و استادِ بیهقی که ـ گرچه از تصمیم محمود شگفت زده شده بود ـ توانست در آن غوغا راه میانه را برگزیند.
حرّه ختلی، خواهر محمود که جانب مسعود را داشت.
بوسهل زوزنی، مردی که سرسختانه طرفدار مسعود بود امّا به دلیل ضعفهای اخلاقی و شخصیتی مورد نفرت همگان.
آلتونتاش خوارزم شاه که در هنگام مرگ محمود و قضایای جانشینی، جانب احتیاط را نگه داشت.
اریارق، سپهسالار لشکر در هند.
آسفتگین غازی، فرمانده سپاه خراسان و جانشین ارسلان جاذب، که هنگام مرگ محمود از مسعود طرفداری کرد.
احمد حسن میمندی، وزیر سابق محمود که خلع و زندانی شده بود و در زمان مسعود دوباره موقعیت و اقتدار خود را باز یافت.
احمد عبدالصمد که بعدها به وزارت مسعود رسید.
درباره زندگی و سرنوشت تمام این افراد سخن خواهیم گفت.
بهتر است زندگی اینان را به ترتیب ورود به صحنه از نوشته بیهقی بررسی کنیم.

نظرات کاربران درباره کتاب گزیده تاریخ بیهقی

خوندنش خالی از لطف نیست
در 2 سال پیش توسط Aban B
ما یکمشو تو مدرسه خوندیم خیلی خیلی خیلی قشنگه باوجود اینکه راجبه سیاست اون دوره و ایناست ولی احساسو میشه توش حس کرد آدم حتما باید اینو بخونه
در 3 سال پیش توسط hom...eri
یکی از بهترین کتاب هایی هستش که خوندم. نثرش بی نظیره
در 3 ماه پیش توسط علی رضا