پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب پندراگن

کتاب پندراگن
كتاب نهم: آرمانشهر كلاغ

نسخه الکترونیک کتاب پندراگن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب پندراگن

درباره كتاب نهم: آرمانشهر كلاغ

کتاب نهم از مجموعه پندراگن بانام «آرمانشهر كلاغ» Raven Rise نوشته‌ی «دی.جی. مک هیل» در می سال 2008 منتشر شد. در این داستان «بابی پندراگون» تلاش می‌کند آلدر، مسافر دندارن به ایبارا برنگردد آلدر برای برگرداندن سلاح‌ها به قلمرو اصلی‌شان، به کوییلن آمده بود زیرا «بابی پندراگون» نمی‌خواست این سلاح‌ها که از میله‌های فلزی دو متری بودند روی ایبارا بماند، او می‌خواست آن قلمرو از فناوری قلمروهای دیگر پاک شود به همین دلیل آلدر را به مأموریتی ساده فرستاد. آلدر، یک شوالیه‌ی ساده‌دل و عادی است که در یک دهکده‌ی کوک کشاورزی بزرگ شده است، او از موشک‌های غرش‌کنان، ارتش‌های رژه رونده و ساختمان‌هایی که فرومی‌ریخت درکی نداشت ولی ترسی بزرگ و استرسی ناتمام در دلش احساس می‌کرد. بازگشت آلدر از طریق ناودان و حضور «بابی پندراگون» شجاع ادامه‌ی داستان کتاب نهم از مجموعه پندراگن بانام «آرمانشهر كلاغ» را شکل می‌دهد.

«دی.جی. مک هیل» نویسنده‌ی داستان «آرمانشهر كلاغ» با دست‌مایه قرار دادن دنیای ماورا طبیعیِ و اتفاق‌های عجیب نوجوانان را به تخیل دعوت می‌کند. این نویسنده در سبک ادبیات فانتزی و تخیلی می‌نویسد و فضاهای غیرواقعی را به تصویر می‌کشد. این کتاب به مجموعه کتاب پندراگن Pendragon تعلق دارد که شامل ده کتاب است که عبارت‌اند از «تاجر مرگ»، «فار شهر گمشده»، «دنيای بدون جنگ»، «ويروس واقعيت»، «آب سیاه»، «رودهای زادا»، «بازی‌‌های كوييلن»، «جنگجويان راينه»، «آرمانشهر كلاغ» و «سربازان‌ هالا». کتاب «آب سیاه» از این مجموعه در سال 2004 جزو ده کتاب برتر نیویورک‌تایمز قرار گرفت و پس از آن این مجموعه کتاب  به‌طور کلی جزو فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های کودکان قرار گرفت. تمامی این ده اثر به فارسی منتشر شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. شخصیت اصلی آن‌ها «بابی پندراگون» Bobby Pendragon، نوجوان پانزده‌ساله‌ی آمریکایی است که همراه با دایی اسرارآمیزش در زمان سفر می‌کند. این مجموعه پس از انتشار با استقبال خوبی از سوی علاقه‌مندان به کتاب‌های فانتزی روبه‌رو شد و تاکنون بیش از یک میلیون از نسخه‌های آن به فروش رفته است.  

ترجمه کتاب نهم: آرمانشهر كلاغ به زبان فارسی

«دی.جی. مک هیل» نویسنده‌ی این مجموعه کارگردان هنری اهل آمریکا است که در تاریخ 11 مارس سال 1955 در نیویورک به دنیا آمد. او تحصیلاتش را در دانشگاه نیویورک در رشته‌ی فیلم‌سازی به سرانجام رساند و با انتشار این مجموعه کتاب به شهرت جهانی رسید. کتاب نهم از مجموعه پندراگن بانام «آرمانشهر كلاغ»  از این نویسنده با ترجمه‌ی «حسين شهرابی» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1393 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «حسين شهرابی» مترجم جوانی است که ترجمه‌ی آثار فانتزی تخیلی را در کارنامه‌ی کاریش دارد. ازجمله آثار ترجمه شده‌ی او می‌توان به کتاب‌های دیگر مجموعه پندراگن ازجمله «بازی‌‌های كوييلن» و «سربازان هالا» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

در بخشی از كتاب نهم: آرمانشهر كلاغ می‌خوانیم

 پسرک داشت می‌مرد.

کسی شک نداشت. نه پرستارها. نه پزشک‌ها. نه هیچ‌کدام از بیمارهای کم سن و سال دیگر در آن درمانگاه که به‌جای دیگری منتقل شده بودند تا مبادا بیماری این پسر به حد مرگبار برسد و دیگران را هم مریض کند. تنها مسئله‌ی نامشخص در این بین آن بود که چه زمانی پرده‌های تخت این بیمار را می‌بستند و اعلام می‌کردند که زندگی کوتاهش به پایان رسیده. پرستارها مراقب بودند ماسک به‌صورت زده باشند و بعد با پارچه‌های خنک و مرطوب پیشانی‌اش را پاک کنند تا تبش پایین بیاید. تا دست کم او کمی آسوده‌تر شود. پسرک دچار هذیان بود. وقتی چشم‌هایش را باز کرد، پرستارها دیدند که به هیچ چیزی نگاه نمی‌کند.

چشم‌های پرآب و نگاه بی‌روح و مبهوتش را خوب می‌شناختند. از این‌که می‌دیدند او درد می‌کشد، خودشان هم درد می‌کشیدند. از پسرک خوششان می‌آمد.

او کمابیش هفت سالش بود. تاریخ دقیق تولدش را تنها می‌توانستند حدس بزنند، چون او را موقع نوزادی پای در یک زایشگاه در شهر ردهیل، نزدیک لندن، پیدا کرده بودند. البته شانس آورده بود. شاید او را جایی در داخل شهر رها می‌کردند و هیچ کمکی نمی‌توانست از کسی بگیرد.

اسمش را هم گذاشتند الکساندر. هرچند او هميشه کوچک تراز هم سن و سال‌هایش بود و هميشه هم مریض احوال تر، انگار کسی شک نداشت که او در زندگی موفق می‌شود. سرنترسی داشت؛ از آن بهتر این‌که باهوش هم بود. وقتی پسرهای دیگر می‌خواستند اذیتش کنند و دعوا راه بیندازند، معمولاً می‌توانست با حرف زدن غائله را ختم کند. هرگز از روی عصبانیت مشتی به کسی نزده بود و هرگز هم کسی مشتی به او. هرگز با این‌که پسرها مدام توی سروکله‌ی هم می‌زدند و بینی خونین و مالین، مثل برگ زرد توی پاییز، در آنجا فراوان بود، کسی حتا به الکساندر دست هم نمی‌زد. هرگز توهین نمی‌کرد و هرگز هم توهین دیگران آزارش نمی‌داد. پسرهای خیلی بزرگ‌تر از او هم از او کمک می‌خواستند. مدیرها و کارمندان یتیم‌خانه هم از عقل و شعور و اعتمادبه‌نفس الکساندر حیرت‌زده بودند. امیدوار بودند این پسرکشان به‌جاهای خوبی برسد.

امیدوار بودند تا آن‌که در پاییز سال ۱٩۳۷‏ مریض شد. بیماری‌اش را درست تشخیص ندادند. به شکل سرماخوردگی معمولی آغاز شد، اما به‌جای آن‌که بعد از چند روز تمام شود با خشونت تمام به جان بدن نحیف الکساندر افتاد. پزشک‌های درمانگاه نگران بودند سینه‌پهلو باشد یا از آن بدتر آنفلوانزا. همه‌گیری آنفلوانزای سال 1918 یادشان بود. مصیبتی جهانی بود که چیزی بین بیست تا چهل میلیون نفر را کشت.

مشخصات کتاب پندراگن

نظرات کاربران درباره کتاب پندراگن

عالی بود
در ۳ سال پیش توسط ehs...i36 ( | )
داستانش یجوریه که آدم دوست نداره ازش دست بکشه ... واقعا دوسش داشتم ممنون از فیدیبو
در ۲ سال پیش توسط پویا فیضی ( | )
اگه نخونین پشیمون میشید عالیه
در ۲ سال پیش توسط حجت صاحبی ( | )
خیلی دوسش دارم پندراگن رو.واقعا ارزش خرید داشتن
در ۷ ماه پیش توسط LiliiiS ( | )
خیلی جذابه
در ۹ ماه پیش توسط ayn...ary ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››