کتاب متنی

با صدای جیغ مامانم از خواب پریدم. دست و پام می لرزید و قلبم به تپش افتاده بود. به سختی از جام بلند شدم و به سمت مامانم دویدم. یعنی چی شده بود که مامانم اینجوری گریه می کرد؟ بغض مامانم من رو به گریه انداخت.
«مامان، چی شده؟ تو رو خدا بهم بگو، مامان. ازت خواهش می کنم. »
اما دریغ از گفتن یه کلمه! مات و مبهوت فقط به چشمهام نگاه می کرد و گوشی تلفن را محکم به دست خودش فشار می داد. صدایی از پشت تلفن مامانم رو صدا می کرد؛ «خانم سلطانی! خانم سلطانی!»
تلفن رو از مامانم گرفتم و با ترس و لرزگفتم: «الو؟ الو؟ » یه آقایی بود و صدای خیلی آرومی داشت. بهم گفت: «ببخشید. انگار حال خانم سلطانی بد شده. من قطع می کنم و بعداً دوباره تماس می گیرم.»
پرسیدم: «شما؟» جوابی نداد.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 3.۷۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 112 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فاطمه کولیوند |
| ناشر | آذرفر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۸/۰۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |