
پیش از هر چیز، نوری سفید... شهری عریان و خرابههای خاموش. ورودیِ ویلاها با کاشی سنگفرش شده بود. ویلاهایی که دیگر چیزی جز چند دیوار نبود. حوضها از مدتها قبل بیآب مانده بود. ارواح در خرابههای جمیلا خانه کرده بودند و بچهها این را میدانستند، اما هر تابستان سروکلهشان پیدا میشد؛ از معبد ونوس میگذشتند، در کوچههای شهر باستانی شلنگتخته میانداختند و مجسمهها را از خواب مرگ بیدار میکردند. آنها در این واحهی سنگی، میان کوههای اورِس، در جلد شخصیتهای خیالی فرومیرفتند. صحنهی آمفیتئاتر رومی به عرصهی نبردشان بدل میشد، سندلهایشان به روی زمین کشیده میشد و روی سنگریزهها میلغزید. گاهی دوئلهایشان ساعتها به درازا میکشید تا جایی که قربانیان کوچک این برادرکشیها از درازکشیدن روی زمین خسته شوند. بعد، یکی از آنها درحالیکه یک لشکر از زنده-مردهها را علیه گلادیاتور فاتح میشوراند، فریاد میکشید: «نوبت توست بمیری عادل!» بدین ترتیب، دور اول بازی تمام شده بود و بازی دیگری شروع میشد.
آن روز، درحالیکه چوبهای ماهیگیری دستسازی از شاخه و نخ قلاب در دست داشتند، به هر سو میدویدند. فریادهایشان بهسمت کوه فرجیوه اوج میگرفت و عقابها با پرواز در اطرافشان به آن پاسخ میگفتند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 961.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 176 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | لیلیا حسن |
| مترجم | آسوله مرادی |
| ناشر | نشر برج |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۲۲ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 165,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |