
در سال ۱۹۵۹، فلورانس گرین شبی را که اصلاً نمیدانست خوابش برده یا نه به صبح رساند. دلیلش نگرانهای ناشی از این بود که نمیدانست باید ملک کوچک موسوم به عمارت با انبار ساحلیاش را بخرد و تنها کتابفروشی هاردبورو را افتتاح کند یا نه. این عدم اطمینان باعث شده بود بیدار بماند. یک بار حواصیلی در ساحل دیده بود که سعی میکرده یک مارماهی را که شکار کرده بود حین پرواز ببلعد. مارماهی هم بهنوبهٔ خود تقلا میکرد تا خوراک حواصیل نشود و یکچهارم، نصف و گاهی سهچهارمش از منقار این مرغ ماهیخوار بیرون میزد. بلاتکلیفی این هر دو موجود رقتانگیز بود. هر دو زیادهخواه بودند. فلورانس احساس میکرد اگر اصلاً نخوابیده باشد – همه معمولاً همین را میگویند درحالیکه این طور نیست – لابد در فکر همین حواصیل بوده.
او قلب مهربانی داشت هرچند وقتی پای حفظ جان در میان باشد داشتن این ویژگی بیفایدهای است. بیشتر از هشت سال از عمرش را در هاردبورو با مبلغ ناچیزی که شوهر فقیدش برایش گذاشته بود سپری کرده بود و تازگیها به این فکر افتاده بود که وظیفه دارد به خودش و شاید دیگران ثابت کند که روی پای خودش ایستاده است. تنها چیزی که در هوای سرد و صاف ایستانگلین میخواهند زنده ماندن است. طرز فکر ساکنان آنجا این بود که یا عمر طولانی یا تدفین در خاک پرنمک گورستان.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 769.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 126 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | پنلوپه فیتزجرالد |
| مترجم | محمدمهدی قاسملو |
| ناشر | انتشارات البرز |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | The bookshop |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۲۰ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 315,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |