کتاب متنی

او امروز آن قدر بی حوصله بود که در آینه به خودش نگاه نکرد.دست هایش را در جیب شلوار مشکی اش فرو کرده بود و آرام یا سری افتاده قدم برمیداشت.نگاهش روی سرامیک های رنگارنگ خیابان لغزید،اما دلش سراسر سیاه بود انگاری عزادار چیزی بود.اما سوگ چه و چه کسی نمیدانست.پاهایش مسیر را از حفظ بودند.نگاهش بدون آنکه بالا بیاید بند بند کف خیابان را می شمرد.
-از متن کتاب-
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 9.۰۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 70 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آیسودا دولتی |
| ناشر | کنکاش |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۰۱ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |