
مترجم تنها و فقیری که همسرش (هلنا) او را رها کرده و با کشتی به دوردستها رفته، حالا تنها امیدش این است که بتواند خانهای برای یک زندگی مشترک دست و پا کند تا عزیزِ از دسترفتهاش را برگرداند. به همین خیال، او دو روز در شهری بارانی پرسه میزند تا پولی به دست بیاورد. او در این ماجرا به آدمهای متفاوتی برمیخورد؛ از کارفرماهایی که دستمزدش را بالا کشیدهاند و زنانی که او آنها را پس میزند. او هرچه که بیشتر تلاش میکند، دست از پا درازتر بیشتر در خاطرات هلنا و رویای بازگشت غرق میشود؛ تا آنجا که ذهن آشفتهاش به مرز وسواس میرسد...
بخشی از کتاب
سفر بازگشتم غمانگیز است، باران بیامان میبارد و من یکی از دستهایم را از پنجره بیرون آوردهام، تراموا آرام پیش میرود، کسی با عجله از روی ریل میگذرد، فریاد و ناسزا به گوش میرسد، این مردم چهقدر کسلکنندهاند! دستی به صورتم میکشم، یک جورِ چندشآوری خیس میشود، زن روبهرویی سرش را برمیگرداند، چارهی دیگری ندارد، صورتم نمناک شده، شاید کار زشتی باشد که آدم جلوِ خانمی که هیچ نمیشناسدش صورت خود را خیس کند، من که از این چیزها سر درنمیآورم، تراموا دوباره راه میافتد، آن بیرون زنی که چند زنبیل به دست دارد چتری شکسته را در هوا بلند میکند و هوار میکشد، مطمئنم دلش میخواهد رانندهی تراموا مسئولیت چتر خسارتدیدهاش را بر عهده بگیرد، لابد باید پول تعمیرش را هم بدهد، به قدری جیغ میزند و فریاد میکشد که وقتی دور میشویم هم هنوز صدایش را میشنوم، البته حق دارد، تقصیر او نبود، تازه اگر حواسمان باشد که این تصادف واقعاً تصادف نبوده، باید رانندهی تراموا را مسئول بدانیم، آن احمق بهموقع ترمز نگرفت، بیخاصیت، مرتیکهی منحرف، طرف اگر بلیتفروش هم میشد بهجدوجهد جیب کورها را میزد، این پستفطرت زیر بارِ ضرری که زده نمیرود.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 268.۹۸ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۴:۴۶:۵۶ |
| نویسنده | ژوائو خیس |
| مترجم | پدیده الماسی |
| گوینده | کاوه راد |
| ناشر | رادیوگوشه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |