
بخشی از کتاب
تنها در آپارتمان سرد اوندوک بودم. جز یک میز و کمد، همه وسایل فروخته شده بود. روی کف سیمانی در کیسهخوابی از لباسهای کهنه میخوابیدم. تنها پرترههای کیم ایلسونگ و کیم جونگایل بر دیوار بود. گرسنگی مرا از پا درآورده بود و مرگ را نزدیک میدیدم. در یازدهسالگی، وصیتنامه نوشتم.
برای سومین بار به راجینسونبونگ رفتم تا مادرم و کومسون را بیابم. آنها شش روز پیش برای غذا رفته بودند. در اتوبوس شلوغ، مادرم را جستوجو کردم، اما در راجینسونبونگ با حصار برقی مواجه شدم. پس از انتظار، ناامید بازگشتم. احساس رها شدن میکردم. مادرم قول داده بود با غذا برگردد و پانزده وون داده بود. توفو خریدم و با دقت خوردم. پس از مرگ پدرم، مدرسه را ترک کردم. برگهای شلغم خشک را به سوپ تبدیل کردم و دو روز زنده ماندم. سرانجام، وصیتنامه نوشتم: «مامان، شش روز منتظرت بودم. چرا برنگشتی؟» گریه کردم و روی زمین دراز کشیدم، مطمئن از این که بیدار نمیشوم.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 62.۴۹ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۱:۰۶:۴۶ |
| نویسنده | یون سون کیم |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | حسین امیدی |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |