
کتاب شکم نوشتهی احسان فولادیفرد، در نسخهی صوتی رادیوگوشه با صدای فرهاد اصلانی منتشر شده است. این نوولای ایرانی داستان مردی به نام اکبر را روایت میکند که باغی در اطراف تهران دارد و با حرص و وسواسی غیرعادی از آن نگهبانی میکند. باغ برای اکبر فقط یک قطعه زمین نیست؛ قلمروی شخصی و بخشی از هویتی است که سالها برای خودش ساخته است. با انتشار خبر بازگشت مالک پیشین باغ، این آرامش ظاهری به هم میریزد و کشمکشی شکل میگیرد که گذشتهی ایران، مناسبات قدرت و میل سیریناپذیر انسان به تملک را به یکدیگر پیوند میدهد.
دست اکبر از دیگر اعضای بدنش بزرگتر است؛ دستی نامتناسب که انگار از همان ابتدا برای گرفتن، نگهداشتن و پسندادن ساخته شده است. او در باغی زیبا در اطراف تهران زندگی میکند و با کمک سگهای وحشیاش اجازه نمیدهد کسی به این قلمرو نزدیک شود. باغ برای او نشانهی ثروت، امنیت و اقتدار است و کوچکترین تهدیدی علیه مالکیتش میتواند خشمی مهارنشدنی را در وجودش بیدار کند.
بااینحال، سالهاست شایعهای در اطراف باغ میچرخد: این زمین در اصل به مرد ثروتمندی به نام قوامی تعلق داشته است. قوامی پس از انقلاب از ایران رفته و باغ را به امانت به اکبر سپرده، اما گذشت زمان مرز میان امانتداری و مالکیت را از بین برده است. اکبر اکنون باغ را حق خود میداند و حاضر نیست گذشتهای را بپذیرد که روایت او از زندگیاش را زیر سؤال میبرد.
وقتی شرایط کشور تغییر میکند و خبر میرسد قوامی قصد بازگشت به ایران و پسگرفتن باغ را دارد، همهچیز بهسمت یک رویارویی پیش میرود. اکبر و دست بزرگش منتظر مردی هستند که ممکن است تمام آنچه را سالها تصاحب کرده، از او بگیرد. در این میان، باغ از یک مکان شخصی فراتر میرود و به صحنهی برخورد دو روایت از مالکیت تبدیل میشود: روایتی که به سند، گذشته و صاحب اولیه تکیه دارد و روایتی که ماندن، نگهبانیدادن و سالها تصرف را سرچشمهی حق میداند.
عنوان شکم فقط به خوردن اشاره ندارد. در جهان این داستان، شکم تصویری از میلی است که هیچگاه کاملاً سیر نمیشود؛ میل به مال، قدرت، زمین، امنیت و بیشتر خواستن. دست بزرگ اکبر نیز در امتداد همین معنا قرار میگیرد. شکم میخواهد و دست تصاحب میکند. فولادیفرد از این تصویر جسمانی برای ساختن شخصیتی استفاده کرده که حرص و ترس در او از یکدیگر جدا نیستند. اکبر باغ را محکم نگه داشته، چون هم آن را میخواهد و هم از ازدستدادنش وحشت دارد.
داستان در عین پرداختن به سرنوشت چند شخصیت، بخشی از تاریخ معاصر ایران را نیز در پسزمینهی خود دارد. انقلاب، مهاجرت، تغییر صاحبان املاک و جابهجایی موقعیتهای اجتماعی فقط اطلاعات تاریخی نیستند؛ هرکدام در زندگی شخصیتها اثر گذاشتهاند و هنوز در زمان حال داستان حضور دارند. گذشته در شکم تمام نشده است. پشت درختان باغ، در شایعههای قدیمی و در کینهی شخصیتها باقی مانده و منتظر فرصتی است تا دوباره آشکار شود.
احسان فولادیفرد نویسنده و دانشآموختهی کارگردانی سینماست. کتاب شکم دومین اثر داستانی او به شمار میآید. نخستین رمانش با عنوان کی، کجا و چگونه آقای ایزدی دیوار صوتی را میشکند؟ در سال ۱۴۰۲ منتشر شد؛ داستانی با محوریت کارمندی که از طرف شهرداری مأمور ازبینبردن سگهای شهر میشود.
میان دو اثر فولادیفرد شباهتهایی دیده میشود. در هر دو، یک شخصیت نامتعارف در مرکز روایت قرار میگیرد و داستان از خلال رفتارهای او به خشونت، قدرت و مناسبات اجتماعی نزدیک میشود. شخصیتهای او قهرمانانی متعارف و دوستداشتنی نیستند؛ آدمهاییاند که ضعفها، عقدهها و امیالشان به بخش اصلی روایت تبدیل شده است. طنز تلخ، موقعیتهای نامعمول و توجه به جنبههای جسمانی زندگی نیز در جهان داستانی او اهمیت دارند.
پیشینهی فولادیفرد در کارگردانی سینما را میتوان در توجه او به صحنه، اشیا و جزئیات دیداری مشاهده کرد. باغ، سگها، دست بزرگ اکبر، صورت تراشیدهی قوامی و اتومبیل براق او فقط توصیفهای تزئینی نیستند؛ هرکدام اطلاعاتی دربارهی شخصیتها و روابط قدرت در اختیار مخاطب میگذارند. او بهجای توضیح مستقیم حرص و خودخواهی، آنها را در بدن، اشیا و رفتار شخصیتها مجسم میکند.
شکم داستانی نسبتاً کوتاه با کشمکشی روشن است، اما در پس این قصهی فشرده، موضوعات گستردهتری را مطرح میکند. مالکیت از کجا آغاز میشود؟ ماندن در یک ملک میتواند حق صاحب قبلی را از بین ببرد؟ انسان تا کجا حاضر است برای حفظ چیزی که متعلق به خود میداند پیش برود؟ داستان پاسخهای سادهای به این پرسشها نمیدهد، بلکه آنها را در قالب تقابل اکبر و قوامی پیش روی مخاطب میگذارد.
از سوی دیگر، شکم گذشتهی سیاسی و اجتماعی را به تجربهی شخصی شخصیتها پیوند میزند. انقلاب و مهاجرت در این کتاب صرفاً پسزمینهی تاریخی نیستند؛ همان نیروهاییاند که جای صاحبان و نگهبانان را تغییر دادهاند و زمینهی درگیری امروز را ساختهاند. به همین دلیل، داستان را میتوان هم روایتی دربارهی طمع و مالکیت دانست و هم تصویری فشرده از تاریخی که آثارش هنوز در زندگی آدمها باقی مانده است.
گویندگی فرهاد اصلانی نیز وجه مهم نسخهی صوتی کتاب است. صدای او برای مخاطبان سینما، تلویزیون و تئاتر آشناست و سابقهاش در اجرای شخصیتهای چندلایه با جهان تیره و شخصیتمحور شکم تناسب دارد. قرارگرفتن روایت در صدای یک بازیگر، بهویژه در متنی که بر لحن، کینه، جزئیات رفتاری و شخصیتپردازی تکیه میکند، میتواند شنیدن داستان را به تجربهای نزدیک به یک اجرای نمایشی تبدیل کند.
شنیدن کتاب شکم به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و روایتهایی پیشنهاد میشود که از دل یک ماجرای شخصی به موضوعات اجتماعی و تاریخی میرسند. اگر داستانهای شخصیتمحور، طنز تلخ، فضاهای گروتسک و آدمهای خاکستری برایتان جذاباند، احتمالاً با جهان این اثر ارتباط برقرار میکنید.
این کتاب برای مخاطبانی نیز مناسب است که به داستانهای مربوط به مالکیت، قدرت، حرص و تأثیر تاریخ معاصر بر زندگی روزمره علاقه دارند. شنوندگانی که اجرای بازیگران شناختهشده را در کتابهای صوتی دنبال میکنند، با روایت فرهاد اصلانی دلیل دیگری برای انتخاب این نسخه خواهند داشت.
سرایدار چه کوفتی بود؟! خوردنی بود؟! یک جور اسب بود؟! بعید میدانم محمود هم چیزی در موردش میدانست. همین که میتوانستم اسم خودم را بنویسم و آدرس خانه و نام ننه را حفظ باشم هنر کرده بودم. ته سوادم امضای سر عقد دفترخانه بود که کاش میشکستی امضا نمیکردم و این اشرف لاجان را نمیبردم خانه که تا تو را به هر جاش میزدم آخ و داد و دردش برود هوا. تو شاهدی، تو تنها کسی هستی که من با خودم بردهام توی رختخوابم خواباندهام کنار زنم. خدابیامرز، قیسی هم برایش میگرفتم نمیگذاشت آدم هر کار میخواست باهاش بکند. ولی خب، میدانی، آن روز فکرش را هم نمیکردم همین اتاقک کنار در ورودی، همین اتاقکی که وقتی ساخته بشود میشود دوتا اتاق سه در چهار با یک آشپزخانهٔ روباز پشت آن، چهل و چند سال بشود خانهام و همین جا توی تخت فنری سفتش بخوابم بغل زنم، همین جا پسرم خودش را نفله کند و دختر خرم ازش فرار کند و زن بدبختم به خاطرشان دق کند و نفله شود. تاپالهها. چهقدر حرف زدم. تو هم یک نالهای بکن، حیوان. حداقل یک صدایی از خودت دربیاور بفهمم حواست به من هست. چهجور جانوری هستی؟!
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 304.۲۰ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۵:۲۴:۲۷ |
| نویسنده | احسان فولادیفرد |
| گوینده | فرهاد اصلانی |
| ناشر | رادیوگوشه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۰۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |