
روانشناسی سیاسی یک رشتۀ دانشگاهی بینارشتهای است که به درک سیاست، سیاستمداران و رفتار سیاسی از منظر روانشناختی اختصاص دارد. رابطۀ بین سیاست و روانشناسی دوطرفه در نظر گرفته میشود، از روانشناسی بهعنوان لنز برای فهم سیاست و سیاست بهعنوان لنز برای درک روانشناسی استفاده میشود. روانشناسی سیاسی با هدف درک روابط متقابل میان افراد و زمینههایی میپردازد که تحتتأثیر عقاید، انگیزه، ادراک، شناخت، پردازش اطلاعات، راهبردهای یادگیری، جامعهپذیری و شکلگیری نگرش هستند. نظریه و رویکردهای روانشناختی سیاسی در بسیاری از زمینهها کاربرد دارد از جمله؛ نقش رهبری، سیاستگذاری داخلی و خارجی، رفتار در خشونت قومی، جنگ و نسلکشی، پویایی گروهی و ستیز، رفتار نژادپرستانه، نگرش و انگیزه رأیگیری، رأیگیری و نقش رسانهها، ناسیونالیسم و افراطگراییسیاسی. ازاینرو اگر روانشناسی علم تجربه، رفتار و تعامل افراد و گروهها باشد، پس روانشناسی سیاسی علم تجربۀ سیاسی، رفتار سیاسی و تعامل سیاسی افراد و گروهها است. به لحاظ تاریخچۀ روانشناسی سیاسی میتوان گفت:
«در دوران پیشامدرن، شاعران و فیلسوفانی چون دانته و ماکیاولی، شکسپیر و هابز در مورد مکاتبات بین طبیعت انسانی و تمهیدات اجتماعی اندیشیدند. ازاینرو ریشههای تاریخی آن به حدود یک قرن میرسد. آثاری که افرادی چون گراهام والاس با کتاب طبیعت بشر در سیاست، هارولد لاسول با کتاب آسیبشناسی روانی و سیاسی در این بنیانگذاری نقش بازی کردند. این سنت تحتتأثیر فروید نیز قرار دارد؛ و میتوان گفت حضور او در دوران مدرن و جدید بسیار در این رشته تأثیر گذاشته است و در کنار او میتوان به تلاشهای کارل گوستاو یونگ و دیگران نیز اشاره کرد. روانشناسی سیاسی از اروپای غربی، فرانسه سرچشمه گرفت، جاییکه روانشناسی سیاسی با ظهور رشتهها و پارادایمهای جدید و همچنین با زمینههای دقیق اجتماعی و سیاسی در کشورهای مختلف پیوند نزدیکی داشت. رشتۀ روانشناسی سیاسی بهطور رسمی در طول جنگ فرانکو-پروسی و انقلاب سوسیالیستی با ظهور کمون پاریس (۱۸۷۱) گره خورده است. در آلمان، تحولات سیاسی فردی تازهکار و کنترل فاشیستی در طول جنگ جهانی دوم باعث شد که مدرسه فرانکفورت در مورد اقتدارگرایی دست به تحقیق بزنند. فیلسوف هربرت مارکوزه (۱۹۷۹-۱۸۹۸) در کتاب خود، دلیل و انقلاب هگل و ظهور نظریۀ اجتماعی (۱۹۴۱)، مباحثی مربوط به آزادی و اقتدار را باز کرد. جایی که وی سازش گروهها در مورد حقوق فردی را پیشنهاد کرد. تئودور آدورنو (۱۹۸۳-۱۹۶۳) همچنین افراد اقتدارگرا و ضدیهود را مورد بررسی قرار داد. گزارش او در مورد شخصیت خودکامه (۱۹۵۰) سعی در تعیین نوع شخصیت مستعد پیروی از فاشیسم و تبلیغات ضددموکراتیک دارد. جنبشهای نازیها در طول جنگ جهانی دوم، روانشناسان بحثبرانگیزی همچون والتر پوپلروتر (۱۹۳۲) را نیز برانگیخت تا در مورد روانشناسی سیاسی که با هیتلر مشخص شده بود، سخنرانی و بنویسند.»
ازاینرو تأثیری که شخصیتهای مختلف از اقتدارگرا تا دموکراتیک بر روی سیاست میتوانند داشته باشند موضوع مهمی در روانشناسی سیاسی است. ازاینرو که بررسی شخصیت در روانشناسی سیاسی به تأثیرات شخصیت رهبری بر تصمیمگیری و پیامدهای شخصیت تودهای در مرزهای رهبری متمرکز است. رویکردهای اصلی شخصیت مورد استفاده در روانشناسی سیاسی نظریههای روانکاوی، نظریههای مبتنی بر صفت و نظریههای مبتنی بر انگیزه هستند؛ بنابراین انگیزه و ویژگیهای خاص فردی، از مهمترین عناصری است که در روانشناسی سیاسی میتواند مورد بررسی قرار گیرد. چرا که انگیزه، مردمگرا، اقتدارگرا یا شوراگرا، میتواند ریشه در شخصیت داشته باشد و همین است که کسی مثل هیتلر را میتوان از روی انگیزههای شخصی و شخصیت اقتدارگرایش در باب یهودیستیزی تحلیل کرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 767.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 179 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سحر صنیعی |
| ناشر | انتشارات مهرگان خرد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۰۷ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |