
رن گرینراک پشت پنجرۀ اتاقخوابش واقع در برج غربی کاخ آنادان ایستاده بود و برآمدن ماه را بر فراز درختان در دوردست تماشا میکرد. آسمان به رنگ آبی جوهری بود و ستارگان پراکنده در پهنۀ آن میدرخشیدند. شب آرامی بود، بااینحال رن بهطرز عجیبی احساس بیقراری میکرد، گویی ایانا بهجای اینکه در آرامش باشد صرفاً در انتظار وقوع حادثه بود.
«وقتی زل زدنت به ماه تموم شد، بیا اینجا کمک کن.»
رز که آنسوی اتاق سرش را داخل کمد کرده بود و لباسها را زیرورو میکرد با گفتن این حرف سکوت را شکست و ادامه داد: «تا حالا اینقدر بینظمی ندیده بودم.»
سفر سلطنتی آن دو تنها ساعاتی پیش به پایان رسیده و رن وقتی به کاخ برگشته بود، دیده بود که بازسازی اتاقخوابش تمام شده است. سرانجام جایی داشت که فقط متعلق به خودش بود.
البته که رز بلافاصله اصرار کرده بود اتاق را بازرسی کند. پردههای آویخته از دیوارها تصاویری رنگارنگ از پادشاهان ساحر و ملکههای ساحرۀ قدیم را به نمایش میگذاشتند و زمین با فرش بزرگ و عریضوطویلی پوشانده شده بود. تختخوابی دونفره از جنس چوب بلوط با سایهبانی از تور نازک وسط اتاق قرار داشت و یک کمد لباس مرتفع کل دیوارِ نزدیک به در را به خود اختصاص داده بود. گنجۀ جواهرنشانی که کنار دیوارِ حمامِ متصل به اتاق به چشم میخورد، کشوهایش پر بودند از قوطیهای کرِم، سایههای چشم رنگارنگ و انواع رژگونه و قلمهای آرایشی، و چنان حجمی از طلا و جواهر که برای غرقکردن یک کشتی کوچک کافی بود.
رن مشتاق بود که امشب زودتر از هر شب در اتاقخواب جدیدش به رختخواب برود، اما رز که از موفقیت نخستین سفر سلطنتیشان انرژی گرفته بود هیجانزدهتر از آن بود که خوابش ببرد؛ بنابراین تصمیم گرفته بود بلافاصله پروژۀ جدیدی را آغاز کند و این پروژه مرتبکردن مجدد لباسها در کمد رن بود. به همین دلیل هر چند وقت یک بار، شلواری کهنه یا یک لنگه چکمۀ رنگورورفته از داخل کمد توی هوا به پرواز درمیآمد.
رن برای بار سوم گفت: «چطوره این کار رو بذاریم برای فردا. یا اینکه کلاً بیخیالش شیم.»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۰۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 416 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کاترین وبر |
| نویسنده دوم | کاترین دویل |
| مترجم | پگاه خدادادی |
| ناشر | کتاب مجازی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۴ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |