
تاج رن گرینراک زیادی تنگ بود. لبۀ آن به شقیقههایش فشار میآورد و توی سرش فرومیرفت. رن که روی ایوان کاخ کنار خواهر دوقلویش ایستاده بود، سعی کرد ناراحتیاش را بروز ندهد. زیر پایشان سرزمینی که آنقدر برای پسگرفتنش تلاش کرده و سختی کشیده بودند گسترده بود. رن هنوز باورش نمیشد که این سرزمین متعلق به اوست. دستکم نصفش مال او بود. او و رز تصمیم گرفته بودند در سلطنت با هم شریک شوند.
رن تمام صبح با بیتابی انتظار این لحظه را کشیده و خودش را برای بدترینها آماده کرده بود. اتفاقهای چند روز گذشته به مرگ ناگوار انسل، شاهزادۀ گِورا، و نامزد رز منجر شده و بهدنبالش ویلم راتبورن، وزیر خائن دربار، هم به درک واصل شده بود. رن توقع نداشت امروز جمعیت زیادی برای دیدنشان بیایند یا بهگرمی از آنها استقبال کنند، اما در این لحظه خیل عظیم مردم آنسوی دروازههای زرین کاخ آنادان اجتماع کرده بودند. جمعیت مشتاق از شهرِ اشلی و همچنین شهرهای دورتر آمده بودند تا برای خواهران دوقلو در روز تاجگذاریشان آرزوی موفقیت کنند. از پشت دروازهها تا نزدیک درختان جنگل آدم جمع شده بود. هزاران نفر با چهرههای خندان به کاخ سفید چشم دوخته بودند و طنین شادیشان سکوت روز تابستانی را میشکست. آنها آمده بودند تا این روز خجسته را جشن بگیرند؛ روزی که رن و رز ملکههای دوقلوی ایانا میشدند.
ملکههای دوقلو هرکدام بهنوبۀ خود نقششان را بهخوبی ایفا کردند. پوشیده در بهترین لباسهایشان و با تاجهای نویی که بر سر گذاشته بودند روی ایوان ایستادند تا هلهله و تشویق جمعیت مثل باران بر آنها ببارد و سیرابشان کند. کنار هم مانند فانوس میدرخشیدند؛ فانوسی که دورهای تازه را نوید میداد: دورهای که قرار بود در آن ساحران و مردم عادی ایانا به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنند و از آنهمه تردید و بدبینی که سالهای سال در دلوجانشان خانه کرده بود رها شوند. امروز آغاز فصلی بهتر بود، یا شاید اگر رن آنقدر اضطراب نداشت، میتوانست بهتر از این هم باشد.
رز بیآنکه دهانش را زیاد باز کند زیرلب به او گفت: «اخم نکن، فکر میکنن ناراحتی.»
رن از گوشۀ چشم به خواهرش نگاه کرد. تقریباً یک ساعت بود که لبخند از چهرۀ رز پاک نشده بود. در این یک ساعت حتی دستش را پایین نینداخته و مرتب آن را بالای سرش تکان داده بود تا زن و مرد و کودک همگی بدانند که ملکهشان به آنها توجه میکند و دوستشان دارد. رز اینکاره بود؛ برای ملکهشدن به دنیا آمده بود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۱۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 480 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کاترین وبر |
| نویسنده دوم | کاترین دویل |
| مترجم | پگاه خدادادی |
| ناشر | کتاب مجازی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۴ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |